فرهنگی هنریفرهاب سامانه تحلیل اخبار5 دقیقه مطالعه

قزوین در خاموشی سینما

قزوین در روز ملی سینما با واقعیت تلخ عقب‌ماندگی آن روبروست؛ در میان جمعیت رو به رشد، ظرفیت‌های سینمایی این شهر به شدت افت پیدا کرده و با بن‌بست آیین‌نامه‌ها و مشکلات اقتصادی، گویی چراغ‌های سینما در این استان رو به خاموشی است.

قزوین در خاموشی سینما

قزوین در روز ملی سینما با واقعیت تلخ عقب‌ماندگی آن روبروست؛ در میان جمعیت رو به رشد، ظرفیت‌های سینمایی این شهر به شدت افت پیدا کرده و با بن‌بست آیین‌نامه‌ها و مشکلات اقتصادی، گویی چراغ‌های سینما در این استان رو به خاموشی است.

به گزارش حیات به نقل از ایرنا، بیست‌ویکم شهریورماه در حالی که پایتخت و دیگر شهرهای بزرگ کشور، بلیت‌های سینما را با تخفیف‌های ویژه به مخاطبان خود ارایه می‌دهند، گویای جشن روز ملی سینما است اما در شهرهای کوچک‌تر و به‌ویژه در قزوین، این تاریخ بیشتر شبیه به یک مرثیه است؛ مرثیه‌ای برای سالن‌هایی که فرو ریخته‌اند، برای خاطراتی که زیر آجر و سیمان دفن شده‌اند و برای شکاف عمیقی که میان حق بر فرهنگ و واقعیت جغرافیایی فاصله انداخته، قزوین که زمانی با پنج سینمای پرجنب‌وجوش، قلب تپنده تفریحات بصری منطقه بود، امروز با تنها ۲ سینمای فعال در میان جمعیتی انبوه و چند برابری، با بحران بیگانگی و عدالت فرهنگی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

سینما تنها یک مکان برای تماشای فیلم نیست؛ سینما یک مکان‌سازی اجتماعی است، از منظر جامعه‌شناسی شهری، سینما یکی از معدود فضاهای عمومی است که در آن زمان تماشای مشترک شکل می‌گیرد، جایی که غریبه‌ها در تاریکی سالن، هم‌نفس می‌شوند، با هم می‌خندند و با هم اشک می‌ریزند، این همان فرآیندی است که جامعه‌شناسان آن را خلق خاطره جمعی می‌نامند اما وقتی سینما از شهر حذف می‌شود، چیزی فراتر از یک تفریح ساده از دست می‌رود؛ شهر از روح جمعی خود تهی می‌شود و جای خالی آن، با بیگانگی و انزوا پر می‌شود.

تاریخ سینمای قزوین، روایت گذار از پویایی به رکود است، در دهه‌های پیش از انقلاب و تا سال‌های پس از آن، قزوین با سینماهایی نظیر گراند هتل، هتل پارس و مدارس ارامنه، قطب فرهنگی منطقه بود، در آن دوران، سینما بخشی از بافت شریانی زندگی روزمره محسوب می‌شد، مردم قزوین در میان هیاهوی کار و زندگی با رفتن به سینما، میان کارکرد اقتصادی و نیاز روانی پیوند برقرار می‌کردند.

امروز اما، وضعیتی متناقض حاکم است، در حالی که جمعیت قزوین نسبت به دوران پیش از انقلاب چندین برابر شده اما ظرفیت‌های سینمایی شهر به طرز فجیعی کاهش یافته، از پنج سینمای فعال در گذشته، امروز تنها ۲ سینما (مهتاب و بهمن) با ظرفیت محدود، بار سنگین نیاز فرهنگی شهر را به دوش می‌کشند، در این میان، سینمای ملت که با ظرفیت ۶۰۰ صندلی، می‌توانست یکی از ستون‌های اصلی تماشاگران باشد که اکنون به یک پیکره بی‌جان و تعطیل تبدیل شده، بنایی که چیزی جز آجر و ویرانی برایش باقی نمانده و بازسازی آن، در شرایط فعلی، کابوسی اقتصادی است.

در جامعه‌شناسی شهری، یکی از مفاهیم کلیدی، حس تعلق به مکان است، فضاهای عمومی مانند سینماها، به شهر شخصیت می‌بخشند، وقتی سینماها در شهرهای اطراف قزوین که فاقد سینما هستند وجود ندارند، ما با پدیده‌ای به نام بیگانگی شهری روبرو هستیم، کودکان و نوجوانانی که در این مناطق زندگی می‌کنند، تجربه سینما را تنها از دریچه نمایشگرهای کوچک گوشی‌های هوشمند یا تلویزیون تجربه می‌کنند و این یعنی تجربه زیسته و تعامل اجتماعی حذف شده و جای خود را به مصرف انفرادی و دیجیتال داده است.

وقتی سینما در یک شهر از بین می‌رود، فقط یک صنعت تعطیل نشده بلکه یکی از بسترهای اصلی شکل‌گیری خاطره جمعی فرو ریخته است و در قزوین، این خاطره جمعی که دهه‌های ۴۰ تا ۶۰ شمسی را در بر می‌گرفت، امروز به تلی از خاطرات غبارآلود بدل شده است، با حذف فیزیکی سینماها، پیوند میان شهروندان با هویت فرهنگی‌شان سست می‌شود و شهر به جای یک زیست‌بومِ انسانی، به یک محل عبور و مرور تبدیل می‌شود که در آن، شتاب زندگی و دغدغه‌های معیشتی، مجالی برای توقف فرهنگی باقی نمی‌گذارد.

چرا این وضعیت به وجود آمده است، پاسخ در یک مثلث فقدان حمایت، آیین‌نامه‌های بازدارنده، و بی‌صرفگی اقتصادی نهفته است، در مرحله نخست، یعنی فقدان حمایت نهادی، شهرداری‌ها و نهادهای فرهنگی که مسوولیت ذاتی ایجاد فضای زیست انسانی در شهر را دارند، در قزوین به سینما به عنوان یک بدهی نگاه کرده‌اند تا یک سرمایه‌گذاری فرهنگی، وقتی سینما حمایت نهادی نداشته باشد، به راحتی به نفع کاربری‌های تجاری و مسکونی تغییر شکل می‌دهد.

قوانین بازدارنده، آیین‌نامه‌های احیای سینماها، به جای آنکه تسهیل‌گر باشند، به سد تبدیل شده‌اند، سینماداران خصوصی که انگیزه‌شان را برای ادامه کار از دست داده‌اند، در مقابل سنگ‌اندازی‌های اداری، چاره‌ای جز تسلیم نمی‌بینند.

بحران صرفه اقتصادی؛ بازسازی سینمایی که دیگر جز آجر چیزی از آن باقی نمانده، نیازمند سرمایه‌ای است که در شرایطِ تورمی امروز، بازگشت آن برای بخش خصوصی ناممکن است و اینجاست که نقش دولت و شهرداری باید پررنگ شود؛ نقشی که سال‌هاست در قزوین خالی است.

کلام آخر/ بازگشت به شهر انسانی

رتبه ۳۱ قزوین در داشتن سینما، عددی است که باید با نگاهی جدی به عدالت فرهنگی بازخوانی شود، آیا می‌توان از یک سینمای ملی سخن گفت، در حالی که در یکی از قطب‌های مهم تاریخی و جمعیتی کشور، شهروندان برای دیدن یک فیلم، ناچار به پیمودن مسیرهای طولانی یا انتظار برای سینماهای سیار هستند؟

برای عبور از این وضعیت، قزوین نیازمند یک وفاق جمعی میان سیاست‌گذاران، بخش خصوصی و نهادهای فرهنگی است، ایجاد سینماهای کوچک و استاندارد در شهرستان‌ها و احیای سالن‌های قدیمی، تنها یک اقدام تفریحی نیست بلکه راهی است برای بازگرداندن خاطره جمعی به شهر، برای کاهش بیگانگی و برای تبدیل کردن دوباره‌ قزوین به شهری که در آن، فرهنگ نه یک کالای لوکس، بلکه بخشی از بافت شریانی زندگی مردم باشد، سینما، نیاز به تماشای تصویر دارد اما در قزوین، بیش از هر چیز به تماشای بازگشت زندگی اجتماعی به سالن‌های تاریک و پرمعنای سینما نیاز داریم.

در نهایت باید گفت که روز سینما باید بهانه‌ای برای یک مطالبه‌گری جمعی باشد، سینما در قزوین نباید در سیاهی باقی بماند بلکه چراغ‌های سینما باید دوباره در این شهر روشن شوند.

منبع: حیات

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار