کُردها در ادبیات سیاسی خود واژه ای دارند با عنوان «خیانت کیسینجر»؛ تاریخچه این واژه برمیگردد به قیام دوم کُردهای عراق بر علیه دولت عراق بعثی موسوم به گُولان، کُردها به رهبری مرحوم ملامصطفی بارزانی که اعتقاد و اعتماد عجیبی به آمریکا داشت با وعده آمریکا والبته به پشتیبانی ایران پهلوی بر علیه بغداد دست به قیام زدند و توانستد بخشی های زیادی از شمال عراق را به تصرف خود در آوردند ولی در نهایت با پیمان الجزایر بین ایران و عراق، موجب درهم شکستن خودمختاری کُردی و پیشمرگه ملا مصطفی شد و هزاران کشته و دویست هزار پناهده حاصل تنها گذاشتن کُردها از سوی آمریکا بود و خیانت آمریکا در نهادینه کُردها باقی ماند.
به نظر این بار نیز در سوریه تاریخ در حال تکرار خود است و «خیانت کیسینجر» دیگری در حال اتفاق است. کُردهای سوریه تا قبل تحولات بهار عربی و ورود داعش به سوریه در عرصه بینالمللی چندان شناختهشده نبودند و در پرتو تحرکات حزب کارگران کردستان ترکیه بعضا نام آنان شنیده میشد.،اقلیتی که تقریبا معادل ده درصد جمعیت سوریه را تشکیل میدهند.
با روی کار آمدن حافظ اسد در سوریه در سال1970 با دو ملاحظه فضا کمی برای کُردها در سوریه باز شد: یکی اقلیت بودن اسدها و علوی بودن آنها در جامعه سنی که وزنی تقریبا اندازه کُردها در جامعه سوریه داشتند و هواداری کُردها برای آنها مهم بود. در نتیجه، کُردها حتی به مقامهای مهم کشوری از جمله مقام مفتی اعظم سوریه نیز دست یافتند.
دومی هم سیاست حافظ اسد در استفاده از کارت بازی کُردی در مورد کشورهای منطقه به خصوص ترکیه و عراق که هم باعث میشد بر سیاست این کشورها تاثیرگذار باشد و هم اینکه مسئله کُردی سوریه به این کشورها پیوند بخورد و تا اندازهای فراموش شود. به همین دلیل سوریه ملجا و پناه کُردهای منطقه و احزاب کُردی گشت و کُردهای مخالف دو کشور ترکیه و عراق در دمشق با آغوش باز پذیرفته شدند، در ابتدا جلال طالبانی در سال 1975 حزب اتحادیه میهنی کردستان عراق را در دمشق تأسیس کرد. حزب دموکرات کردستان عراق نیز از سال 1979 در سوریه صاحب دفاتر خود شد و اسد چشم خود را بر پیوستن صدها نفر کُرد سوری به پیشمرگه های بارزانی در حزب دموکرات بست.
او به این وسیله توانست هم از رادیکال شدن کُردهای سوریه جلوگیری کند و هم ضربهای به حزب بعث عراق که با سوریه دچار مشکل بود وارد نماید و از طرفی دیگر کُردها به رژیم اسد در برابر مخالفان خارجی و داخلی اسد یاری میرساند؛ در این مورد میتوان به شورش حما،چهارمین شهر بزرگ سوریه اشاره کرد که شورش گروههای اخوانی در این شهر در سال 1982 با خشونت تمام توسط حافظ اسد سرکوب شد و شبه نظامیان کُرد نیزدرجریان این سرکوب به ارتش سوریه یاری دادند.
در مورد ترکیه نیز، سوریه بر سر مرزها به خصوص استان هاتای یا اسکندرون و همچنین بر سر تقسیم آب با ترکیه به مشکل خورده بود، و به همین دلیل پذیرای گروه حزب کارگران کردستان ترکیه (پ.ک.ک) و رهبر آن عبدالله اوجالان از سال 1980 شد و بسیاری از جوانان سوری به این گروه پیوستند. اوضاع به گونهای پیش رفت که چند منطقه کوچک در شمال سوریه توسط گریلاهای پ.ک.ک به صورت خودمختار اداره میشد، این وضعیت در میان روابط سوریه و ترکیه تا سال 1998 ادامه داشت و بعداز قرارداد آدنا، پ.ک.ک مجبور شد به کوههای قندیل در خاک عراق کوچ کند و اوجالان نیز از سوریه خارج شد.
در سال 2000 حافظ اسد درگذشت و بشار اسد جوان به جای او به ریاست جمهوری سوریه رسید و نوید بهار دمشق را داد، دیدار بشار اشد با شخصیتهای سیاسی اپوزیسون از جمله کُردها و فضای سیاسی بازتر در کشور سوریه، باعث تشکیل حزب کردی پ.ی.د (حزب اتحاد دموکراتیک سوریه ) شد، این حزب در سپتامبر 2003 به رهبری صالح مسلم اعلام موجودیت کرد.
در ابتدای بحران بهار عربی در سال 2011، بیشتر جریانهای کُردی دراین بازه زمانی سکوت کـردند. زیـرا احزاب کُردی بهعلت سازههای عربی ـ اسلامی این اعتراض، نسبت به آن مظنون بـودند. در پاسـخ بـه سکوت کُردها، رژیم سوریه، قانون منع مالکیت و فروش زمین به کُردها را لغو کرد و در آوریل سال2011 وعده اعطای حق شهروندی «عرب سوری» را به 225 هزار کُرد ساکن در سوریه را داد. همچنین بشار اسد به بعضی سران کُرد پیام داد که امنیت مناطق کُردی را خود تامین کنند تا من بتوانم در جاهای دیگر با دشمن بجنگم و با اینکه ناسیونالیستهای عرب،کُردهای این کشور به عنوان «اسب تروا » قدرتهای خارجی میدیدند ولی بشار اسد سعی در تعامل با کُردها به تاسی از پدر خود گرفت.
پ.ی.د برای حفظ نظم در مناطق کردنشین و مبارزه با گروههای جهادی دست به تشکیل نیروی نظامی با نام Y.P.G ( ی.پ.گ ) یا یگانهای مدافع خلق زد که شیوهکار و سازماندهی این گروهها کاملا مشابه پ.ک.ک بود. در واقع بسیاری از نیروهای پ.ک.ک را نیروهای کُرد سوری را تشکیل داده بودند.
در سال 2011 ارتش آزاد سوریه (F.S.A) که به شورای ملی انتقالی سوریه وابستگی داشت( SNC ) ( معارضان بشار اسد ) سعی در اشغال شهر مرزی و کُردی سَرکانی (راس العین) را داشت و در سال 2012 نیز جبهه النصره
(خاستگاه جولانی رئیس جمهور کنونی سوریه ) به این شهر حمله نمود که در هر دو مورد نیروهای مدافع خلق مانع از سقوط شهر شدند. پس از آن، شهر تل ابیض ( گَری سپی ) به دست واحدهای مدافع خلق افتاد و این واحدها شهرهای کوبانی (راس العرب)، آمودی و عفرین و بعدتر، دریک (مالکیه)، درباسی و گرِگ لجه (المبادا) به کنترل خود درآوردند.
با ظهور داعش در سوریه، نیروهای این گروه نیز حملات نظامی خود را علیه کُردهای سوریه نیز آغاز کردند که بخش عمده این درگیریها در کوبانی صورت گـرفت، کـه برای ٤ ماه به محاصره داعش درآمد. اما کُردها به مرور توانستند داعش را به عقب برانند.
با پیـروزی چـشمگیر حزب اتـحاد دمـوکراتیک در نـبرد کوبانی علیه داعش، مـوج حمایتهای غرب از کُردهای سوریه بهعنوان یک متحد شروع شد. پس از شکستن محاصره کوبانی و شـروع پیشـرویهای کُـردها، آنها برای جلب حمایت بینالمللی و نیز افزایش مشروعیت خود، زمینه را برای اتحاد میان خود و دیگر نـیروهای نظامی غیر کُرد را فراهم نمودند.
ارتش دموکراتیک سوریه که حاصل اتحاد کردها و سایر اقلیت ها و بخشی از اعراب بود (معروف SDF یا به عربی قسد) با کسب حـمایت ائتـلاف بـین المللی ضد داعش، توانستند در سوریه پیشروی کرده و با عقب راندن داعش بـه آزادسازی شهر استراتژیک منبج در١٢ آگست ٢٠١٦ دست یابند. آنها همچنین تا ژوئن ٢٠١٧، در قالب عملیات خشم فرات، بازپسگیری رقه، به عنوان پایتخت خلافت داعش به انجام رساندهانـد
پیروزی ارتش دموکراتیک سوریه بر داعش در ماه مارس 2019، به کنترل مؤثر یک سوم قلمرو سوریه توسط نیروهای دموکراتیک سوریه منتهی شد.
با اینکه روابط فدراسیون شمال سوریه و پ.ی. د با دمشق پیچیده و متناقض بود، ولی کنترل مناطق ذکر شده حاصل نوعی همسویی میان حزب اتحادیه دموکراتیک با دولت و ارتش سوریه بوده اسـت. آنـچه در رفـتار حزب مذکور مشاهده میشد، نشاندهنده تمایل آنها بر باقی ماندن دولت اسد بـر سـر قـدرت و مخالفت با ارتش آزاد و گروههای اپوزیسیون ضد دولت سوریه بود. هر چند آنها هیچگاه به این مسئله معترف نشدند، ولی به گفته ناظران و شواهد این همکاری شکل گرفت و حتی به همکاری اقتصادی و فروش مشترک نفت رسید.
در استان حسکه (کانتون جزیره) دمشق و«پ.ی.د» کنترل 9 حوزه نفتی در این استان را در اختیار گرفته بودند. براساس توافق طرفین، 65 درصد درآمد 350 چاه نفتی مناطق مذکور به دمشق، 20 درصد آن به پ.ی.د و مابقی به عشایر عرب منطقه بابت حفاظت از چاهها اختصاص داده شد.
با سقوط بشار اسد در دسامبر 2024 و روی کار آمدن دولت احمد الشرع مشخص بود که وضعیت کُردهای سوریه نیز متحول خواهد شد
وضعیت این روزهای کُردهای سوریه وآینده موقعیت آنها در هاله ای از ابهام و بیم و امید قرار دارد و آنها در وضعی هستند که در پنجاه سال اخیر برای آنها تازگی دارد، همان طور که در سطور بالا اشاره شد کُردهای سوریه رابطه نسبتا خوبی با خاندان اسد داستند با اینکه گهکاه بین آنها چالش های ایجاد شد ولی با حاکمان کنونی سوریه سالها جنگیده اند ودر میدان جنگ به آنها باج نداده اند و اکنون همین حاکمان شاید دست صلح و آشتی ملی به سوی آنها دراز کرده اند ولی در ذهن آنها قطعا چیز دیگری میگذرد، کُردهای سوریه بعد بیشتر از یک دهه خودمختاری در مناطق کردنشین سوریه اکنون مجبور به واگذاری قدرت به دولت مرکزی شده اند.
در نهایت کردها چاره ای دیگری نیز جز مصالحه با دمشق که از حمایت تمام قد ترکیه نیر برخودار است نداشتند، ایران که در پشت پرده در مواقعی به کُردهای سوریه یاری میرساند اکنون در میدان سوریه حضور ندارد و تمام امید کُردهای سوریه به آمریکا بود که آمریکا نیز مثل تمام سالهای بعد از جنگ دوم جهانی پشت کُردها را خالی کرد و نشان داد به کُردها به عنوان یک نیروی سیاسی موثر در منطقه فقط را به عنوان یک ابزار موقت برای پیشرفت اهداف خود نگاه کرده و بعد نیل به مقصود خود، آنها را در میان قدرت های منطقه ای رها خواهد کرد.
این بار نیز بعد از دیدار احمد الشرع با ترامپ در نوامبر 2025 ( آبان 1404 ) آمریکا به دمشق مجوز داد بر علیه کُردهای سوریه اقدام کنند و در حقیقت آمریکا بود که بر یکپارچگی سیاسی سوریه تاکید کرد، آمریکا دمشق را به متحد سابق خود کُردها ترجیح داد و تام باراک نماینده ویژه آمریکا در سوریه بر وجود « یک کشور، یک ملت، یک ارتش » در سوریه تاکید نمود در کمتر دو ماه بعد از آن دمشق به کُردهای سوریه حمله کرد و در ژانویه 2026 جنگی با دهها کشته و مجروح بین دو طرف اتفاق افتاد.
کُردهای سوریه که میدانستد توانایی مقابله با دمشق که پشتیبانی ترکیه را نیز دارد، ندارند و آمریکا نیز به آنها پشت کرده، مجبور به قبول توافق نامه چهارده ماده ای 18 ژنویه 2026 شدند توافقی که تقریبا تمام داشته های آنها به باد داد از تحویل کنترل اداره شهرهای رقه و دیرالزور به دولت مرکزی و ادغام شهرهای کُردی و مهم حسکه و قامشلی در ساختار دولت سوریه تا واگذاری گذرگاه های مرزی، میادین نفتی و انحلال و ادغام نیروی های نظامی قسد.
در نهایت در 25 آکوست 2026 ( 3 شهریور 1405 ) آخرین و مهمترین داشته کُردهای سوریه یعنی ارتش منظم و نسبتا قدرتمند کُردها که نیروهای نظامی قابل توجه و مهمی در منطقه محسوب میشد و حتی سلاحهای سنگین همانند تانک و موشک در اختیار داشت، انحلال و ادغام خود را در ارتش سوریه را اعلام کرد و شروع به تحویل سلاحهای خود به ارتش سوریه نمود.
این تحولات با حضور مظلوم عبدی فرمانده این نیروها در دمشق که نام او نیز مانند احمد الشرع عاریه ای است , رسما اعلام شد و در عوض مظلوم عبدی به عنوان مشاور احمد الشرع انتخاب شد!.
این بار نیز کُردهای سوریه گرفتار بازی خیانت کیسنجر آمریکا شدند. به قول برخی تحلیلگران، تاریخ برای کُردهای سوریه به قبل و بعد از 25 گوست 2026 تقسیم خواهد شد. انحلال نیروهای دموکرانیک سوریه رویای خومختاری کُردی در سوریه را به آینده ای نامعلوم ارجاع داد.
منبع: خبرآنلاین



