این جمله را ترامپ در ۱۲ مه ۲۰۲۶، پیش از سوار شدن بر هلیکوپتر در چمن جنوبی کاخ سفید برای سفر به چین، در پاسخ به خبرنگاران گفت. خبرنگار پرسید: وضعیت اقتصادی آمریکاییها تا چه حد شما را به توافق با ایران ترغیب کرد؟ پاسخ ترامپ این بود: «حتی ذرهای» (Not even a little bit).
این نقل قول، کلید فهم منطق کل این جنگ است. زیرا اگر خود رئیسجمهور صریحاً بگوید «به وضعیت مالی آمریکاییها توجه نمیکنم»، آنوقت هر آنچه پس از آن رخ میدهد — عبور قیمت گازوئیل از ۶ دلار، تحمیل بیش از ۷۶۰ دلار هزینه سوخت اضافی به هر خانواده آمریکایی، و ثبت بالاترین نرخ تورم در سه سال — دیگر «پیامد ناخواسته» نیست، بلکه هزینهای است که آگاهانه پذیرفته و حتی عامدانه نادیده گرفته شده است.
وقتی رئیسجمهور میگوید «به هیچکس توجه نمیکنم»، آمریکاییها چه فکری میکنند
بر اساس نظرسنجی YouGov/CBS که در مارس ۲۰۲۶ با نمونه ۳۳۳۵ بزرگسال آمریکایی انجام شد، ۶۰ درصد آمریکاییها مخالف این جنگ بودند و تنها ۴۰ درصد از آن حمایت کردند. در همان نظرسنجی، ۶۱ درصد گفتند ترامپ اهداف جنگ را بهروشنی برای مردم آمریکا توضیح نداده است، ۶۲ درصد افزایش قیمت بنزین را ناشی از جنگ دانستند و ۶۰ درصد معتقد بودند جنگ در کوتاهمدت اقتصاد آمریکا را تضعیف میکند.
تا پایان آوریل، نظرسنجی Washington Post-ABC News-Ipsos نشان داد ۶۱ درصد آمریکاییها حمله به ایران را «اشتباه» میدانند. این رقم چه معنایی دارد؟ گزارش واشنگتنپست یک مقایسه ارائه میدهد: میزان محبوبیتنداشتن این جنگ در میان افکار عمومی آمریکا، با جنگ عراق در اوج خشونتها در سال ۲۰۰۶ و جنگ ویتنام در اوایل دهه ۱۹۷۰ قابل مقایسه است.
و در نظرسنجی مارس Reuters/Ipsos، ۶۶ درصد آمریکاییها خواهان پایان سریع جنگ، حتی بدون تحقق کامل اهداف نظامی بودند.
یک طرف، رئیسجمهور میگوید «به وضعیت مالی آمریکاییها توجه نمیکنم». طرف دیگر، دو سوم آمریکاییها میگویند حتی اگر اهداف محقق نشود، جنگ باید تمام شود. شکاف میان این دو، بنیادیترین بحران مشروعیت این جنگ است.
آن صورتحسابی که «نادیده گرفته شد»: از گازوئیل تا سفره غذا
زمانی که ترامپ گفت «توجه نمیکنم»، قیمت گازوئیل حدود ۵.۶۴ دلار بود. تا ۱۱ سپتامبر، دادههای AAA نشان میدهد میانگین ملی به ۶.۰۵۵۶ دلار در هر گالن رسیده — یک رکورد تاریخی، با افزایش بیش از ۷۴ درصد در طول نه ماه. میانگین گازوئیل در کالیفرنیا ۷.۹۸ دلار در هر گالن است.
پاتریک دِهان، تحلیلگر GasBuddy، جملهای دارد که رسانههای متعددی آن را نقل کردهاند: «هر کامیون، هر تحویل، هر بسته و هر سفر به سوپرمارکت گرانتر شده است. هزینه جابهجایی هر چیز در آمریکا رکورد زده است.»
این یک استعاره ادبی نیست. ذخایر گازوئیل آمریکا اکنون ۱۰۶.۳ میلیون بشکه است که ۱۳ درصد کمتر از میانگین پنجساله است. گازوئیل خون جریان حملونقل، کشاورزی و زنجیره سرد است؛ پایین بودن ذخایر یعنی هیچ مسیر سریعی برای کاهش قیمت وجود ندارد.
و خود ترامپ تا سپتامبر همچنان بر همان منطق پافشاری میکرد. به گزارش رسانه IMNA وابسته به خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، او در ۹ سپتامبر (چهارشنبه) گفت قیمت بالای فعلی انرژی، نتیجه «تلاش آمریکا برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای» است.
به بیان دیگر: او میداند هزینه چیست، آگاهانه میگذارد اتفاق بیفتد، و به آمریکاییها میگوید این ارزشش را دارد.
مسئله واقعی «گزینه»: چه کسی انتخاب میکند، چه کسی هزینه میدهد
اینجا باید پرسشی عمیقتر مطرح کرد: آیا این جنگ یک «شر ضروری» است، یا یک «جنگ انتخابی»؟
نظرسنجی YouGov/CBS مستقیماً همین را آزموده است. نتیجه: اکثریت آمریکاییها این جنگ را «جنگ انتخابی» (war of choice) میدانند، نه «جنگ ضروری» (war of necessity).
این تفکیک حیاتی است. منطق «جنگ ضروری» این است: اگر امروز نجنگیم، فردا خاک آمریکا مورد حمله قرار میگیرد. منطق «جنگ انتخابی» این است: جنگیدن میتواند یک هدف ژئوپلیتیک را پیش ببرد — اما هزینهاش را دیگران میپردازند.
سخن خود ترامپ منطق دوم را تأیید میکند. او گفت «به هیچکس توجه نمیکند» و فقط به یک چیز فکر میکند: نگذارد ایران سلاح هستهای داشته باشد. اما پرسش دقیقاً همینجاست: چه کسی به او اختیار داده تا این انتخاب را بهجای ۳۳۰ میلیون آمریکایی انجام دهد؟ و هزینه این انتخاب — گازوئیل، غذا، لجستیک، تورم — را کسانی میپردازند که هرگز نظرشان پرسیده نشده است.
دادهای که باید جدی گرفته شود
نظرسنجی AP-NORC در مارس یک نتیجه بهظاهر متناقض داشت: ۶۵ درصد آمریکاییها همچنان معتقدند جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای «فوقالعاده مهم» است.
این چه معنایی دارد؟ یعنی اکثریت آمریکاییها نسبت به مسئله هستهای ایران بیتفاوت نیستند. آنها اهمیت میدهند. اما در همان جمع، ۶۷ درصد «جلوگیری از افزایش قیمت بنزین» را اولویت میدانستند — دو برابر کسانی که «تغییر رژیم در ایران» (۳۳ درصد) را اولویت میدانستند.
آمریکاییها میتوانند همزمان به دو چیز اهمیت بدهند. آنها فقط قبول ندارند که «جلوگیری از هستهای شدن ایران» باید به قیمت «نادیده گرفته شدن امنیت اقتصادی خانوادهشان» تمام شود. و پاسخ رئیسجمهور این است: من به هیچکس توجه نمیکنم.
آن تار کجا کشیده میشود
تنش این جنگ نه در تهران است و نه در تنگه هرمز. تنش در تابلوی قیمت هر پمپ بنزین است، در هر فاکتور سوپرمارکت، و در شکاف میان جمله «من به هیچکس توجه نمیکنم» ترامپ و جمله «هرچه زودتر تمامش کنید» ۶۶ درصد آمریکاییها.
یک رئیسجمهور میتواند اعلام کند که به وضعیت مالی مردمش توجه نمیکند. اما مردم هنگام رأی دادن، به او توجه خواهند کرد.

