فرهنگی هنریفرهاب سامانه تحلیل اخبار7 دقیقه مطالعه

با عکس، جنایت آمریکا را فاش کردم

یکی از تلخ‌ترین رخداد‌های روز نخست جنگ تحمیلی علیه ایران، اصابت سه موشک به مدرسه «شجره طیبه» میناب و شهادت ۱۶۸ نفر از دانش‌آموزان، کادر مدرسه، والدین و رانندگان سرویس بود؛ رخدادی که عمق فاجعه آن با هیچ معیار عادی قابل توصیف نیست و هنر و رسانه تنها بخشی از…

با عکس، جنایت آمریکا را فاش کردم

پس از این حادثه تکان دهنده که با سکوت مجامع خیالی حقوق بشر و مجامع متوهم بین‌المللی همراه بود هنرمندان ما تلاش کردند صدای مظلومیت کودکان میناب را به گوش جهان برسانند. هنرمندان زیادی در این مسیر تلاش کردند که یکی از آنها مرتضی آخوندی است. هنرمند عکاسی که فریم عکس هوایی مراسم تشییع شهدای دانش‌آموز میناب را ثبت کرده بود، موفق شد در رقابتی بین‌المللی و در میان صد‌ها اثر از عکاسان سراسر جهان، مقام نخست بخش عکاسی خبری در مسابقه ۲۰۲۶ را کسب کند.

این عکس با روایت بصری تأثیرگذار، ترکیب‌بندی منحصر‌به‌فرد و بار عاطفی عمیق خود، توجه داوران و مخاطبان جهانی را به خود جلب کرد و بازتاب گسترده‌ای در محافل رسانه‌ای و هنری جهان داشت. پیش از این نیز عکس مذکور، دستمایه آثار گرافیکی و طراحی پوستر بسیاری از هنرمندان شده است که ازجمله آنها می‌توان به جدیدترین پوستر محمدرضا دوست‌محمدی، هنرمند تصویرگر و طراح گرافیک اشاره کرد که با عنوان «فریاد سکوت» و با ایده مراسم تشییع شهدای مدرسه شجره طیبه میناب طراحی شده است.

این اثر به قدری تاثیرگذار بود که در اختتامیه پنجمین جشنواره ملی «اتفاق» که چند روز پیش در حرم امام‌خمینی (ره) برگزار شد آخوندی جایزه‌ای را از سوی حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی دریافت کرد و مورد تقدیر قرار گرفت. اما این عکاس چطور به محل حادثه رسید و چگونه موفق به ثبت چنین عکس‌هایی شد؟ آخوندی در گفت‌و‌گو با جام‌جم آنچه دیده را چنین روایت می‌کند: روز بعد از حادثه، ترامپ گفت بمباران مدرسه میناب کار ما نیست و همه آمریکایی‌ها انکار کردند. ما فکر کردیم باید چه کنیم که ثابت شود کار خودشان است؛ بنابراین همه جای مدرسه را گشتیم و تکه‌های بمب را پیدا کردیم.

روی یکی نوشته بود USA و روی تکه دیگر هم همین نوشته دیده می‌شد. از آنها عکس گرفتیم و منتشر کردیم. قدرت رسانه همین است که کمتر از ۲۴ ساعت، ترامپ از موضع خود عقب‌نشینی کرد و گفت باید بررسی کنیم. یعنی فهمیدند کار خودشان است، اما بازهم قبول نمی‌کنند. آخوندی در ادامه می‌گوید: در سال‌های دور این محل پادگان بود؛ ولی سال‌هاست کاربری نظامی ندارد. ما که آن منطقه را به‌خوبی می‌شناسیم می‌توانیم این موضوع را با قاطعیت بگوییم که نه‌تنها در مجاورت مدرسه شجره طیبه، بلکه حتی اطراف آن هم موقعیتی نظامی وجود ندارد.

عکس حاج‌قاسم روی دیوار خانهوی درباره حادثه قشم و حمله به محله فقیرنشین نزدیک اسکله مسافری توضیح می‌دهد: پیش‌تر نیز قشم مورد حمله دشمن آمریکایی ــ صهیونیستی قرار گرفته بود. آنجا خانه‌های مسکونی در محله‌ای نزدیک اسکله مسافربری قشم قرار داشت. بعد از حادثه به آن محل اعزام شدم، فیلم گرفتم و نشان دادم که خانه‌ها مسکونی هدف قرار گرفته است. از کوچه‌ها، از داخل خانه و از وسایل مردم تصاویری گرفتم که خیلی دیده شد و در فضای مجازی میلیون‌ها بازدید داشت. با این کار قصد داشتم مسکونی بودن محل اصابت را نشان دهم که موفق بودم.

او با بیان این که برخی افراد مغرض در هر شرایطی و با وجود هر مدرکی بازهم حرف خودشان را می‌زنند، می‌گوید: برخی با اشاره به عکس حاج‌قاسم در یکی از این خانه‌ها مدعی شدند در این خانه افراد نظامی ساکن بودند. آنهایی که چنین تحلیل‌های غلطی می‌کنند مگر نمی‌دانند عکس شهید سلیمانی در خانه‌های ما و مهر او در دل‌های ما ایرانیان است؟ البته افرادی که چنین حرف‌هایی می‌زنند دنبال یافتن حقیقت نیستند. این را هم باید گفت که مگر نظامیان جزئی از ما نیستند؟! نظامی‌ها هم برادران ما هستند.

او در مورد حمله به زیرساخت‌ها و تخریب پل‌ها و تونل‌ها می‌گوید: در حمله به پل‌ها و تونل‌ها، هدف‌شان فقط تخریب نبود؛ می‌خواستند راه‌های دسترسی را مسدود و دل مردم را خالی کنند. از سمت‌های مختلف پل‌ها و مسیر‌ها را زده بودند تا اتصال بندرعباس به شهر‌های غربی و شرقی و شمالی قطع شود. در این حادثه هم ما همان‌جا بودیم، فیلم گرفتیم و نشان دادیم که راه‌ها خیلی سریع باز شد. من تصاویر قبل و بعد از بازگشایی را ثبت کردم. این کار رسانه‌ای خیلی مهم بود، چون مردم فهمیدند دولت، ملت، نیروی نظامی و همه در کنار هم هستند.

بدیهی است وقتی این اتفاق‌ها می‌افتد، مردم می‌ترسند و نگران می‌شوند، اما وقتی ببینند راه‌ها باز شده و همه در صحنه هستند، احساس امنیت می‌کنند. مظلومیت کودکان میناب آخوندی در بیان روایت‌های انسانی و شهادت کودکان میناب می‌گوید: در میناب بچه‌ها خیلی کوچک بودند؛ ۷ تا ۹ساله. بدن این بچه‌ها مثل بزرگ‌تر‌ها نیست. انفجار وقتی آن‌قدر شدید باشد، چیزی باقی نمی‌گذارد. بعضی از روایت‌ها بعدا هم روشن‌تر می‌شود، اما آنچه ما دیدیم صحنه‌ای بسیار سنگین و دردناک بود.

او از لحظات تلخ شناسایی پیکر کودکان این‌گونه یاد می‌کند: در روز تشییع، وقتی مادر‌ها کنار هم ایستاده بودند و قاب عکس بچه‌های‌شان را در دست داشتند، فضا اصلا قابل‌تحمل نبود. من رفتم سردخانه و از بچه‌ها عکس گرفتم. آنها را یکی‌یکی می‌آوردند و ما عکس‌ها را برای بایگانی و شناسایی ثبت می‌کردیم. بعد در بیمارستان، خانواده‌ها دورتادور نشسته بودند و عکس بچه‌ها را با کدگذاری نشان‌شان می‌دادند تا تشخیص دهند هرکدام مربوط به کدام فرزند است. آن لحظه‌ها خیلی سخت بود. آدم آنجا می‌فهمد چه فاجعه‌ای رخ داده است.

بعضی از پیکر‌ها یا قطعات بدن، بعد از مدت‌ها پیدا و با آزمایش DNA شناسایی شد. بعضی‌ها هم قابل‌شناسایی نبودند و به‌عنوان شهید گمنام به خاک سپرده شدند. اینها را می‌گویم تا همه بدانند مظلومیت بچه‌ها همیشه در ذهن‌ها می‌ماند. این عکاس درباره انگیزه و چالش‌های عکاسی در این مناطق می‌گوید: مهم این بود که این جنایت ثبت شود. روز اول می‌گفتند کار ما نیست، اما تکه‌ها را پیدا کردیم، عکس گرفتیم و منتشر کردیم. بعد دیگر نتوانستند انکار کنند. از نظر من، این مهم‌ترین دستاورد کار رسانه‌ای بود؛ این‌که حقیقت را از دل صحنه بیرون بکشیم و نشان بدهیم.

او که حضورش در صحنه‌ها را نه از سر نفع شخصی، بلکه تعهد قلبی می‌داند، به تهدید‌ها و انتشار آدرس منزلش توسط برخی افراد معلوم‌الحال در فضای مجازی نیز اشاره و تأکید می‌کند: هنوز راز‌های ناگفته بسیاری از این حوادث باقی مانده که در آینده روشن خواهد شد. تنها به‌عنوان یک شاهد، آنچه را با چشم خود دیدم ثبت کردم و معتقدم همین ثبت حقیقت، بزرگ‌ترین دستاورد این روز‌های سخت‌کاری است. فقط من عکاس نبودم! معمولا در زمان وقوع حوادث مرگبار، فیلم و عکس گرفتن باعث ناراحتی خانواده قربانیان و شهدا می‌شود.

آنهایی که عزیزی را از دست داده‌اند معمولا با دیدن کسی که در حال فیلم‌گرفتن است از کوره در می‌روند. حالا چه برسد به چنین حادثه تکان‌دهنده‌ای که قلب هر انسانی را به درد می‌آورد. از مرتضی آخوندی می‌پرسم هنگام عکاسی از مدرسه میناب با برخورد خانواده‌ها روبه‌رو نشدی؟ او چنین پاسخ می‌دهد: وقتی حادثه‌ای رخ می‌دهد و شما خیلی زود به محل حادثه می‌رسید احتمالا با خانواده قربانیان که خود را به آنجا رساندند روبه‌رو می‌شوید. عکس و فیلم گرفتن آنها را عصبانی می‌کند. در مورد من چنین اتفاقی نیفتاد، چون بیشتر افراد محلی مرا می‌شناسد. با وجود این شاهد چنین برخورد‌هایی بودم.

حق دارند عصبانی شوند ولی وقتی برای‌شان توضیح می‌دهیم که این کار برای دیده‌شدن بیشتر حادثه است، معمولا می‌پذیرند. در کل موقع عکاسی در چنین حوادثی باید حواس‌مان به خانواده‌های داغدار حاضر در صحنه باشد. باید با دل‌شان راه بیاییم، چون نمی‌خواهیم با کار خود نمک بر زخم‌شان بپاشیم. نکته دیگری که در مورد مرتضی آخوندی در فضای مجازی مطرح می‌شود، فرصت حضور او در صحنه حوادث است. برخی معتقدند او با ارتباطات خاص خود می‌تواند در محل‌های ممنوعه عکاسی کند و این موضوع فرصتی را برای او به وجود می‌آورد.

وقتی این موضوع را با آخوندی مطرح می‌کنم با خونسردی می‌گوید: فقط من نبودم! روز تشییع اول که عکس معروف من ثبت شد، تعداد زیادی عکاس آنجا حضور داشتند. هلی‌شات‌های زیادی هم روی هوا بودند و همه داشتند عکس و فیلم می‌گرفتند. این‌طور نیست که در حوادث فقط من به‌عنوان عکاس حضور داشته باشم.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار