اجتماعیفرهاب سامانه تحلیل اخبار15 دقیقه مطالعه

۲۵ سال بعد؛ چگونه افشای یک دست‌نوشته و چند پلان فیلمبرداری با دوربین دستی، روایت رسمی ۱۱ سپتامبر را بی‌اعتبار کرد؟

بیست‌وپنج سال پس از حملات ۱۱ سپتامبر، اسناد ازطبقه‌بندی‌خارج‌شده و یک پرونده حقوقی در آمریکا بار دیگر پرسش‌هایی جدی درباره نقش احتمالی شبکه‌ای از عوامل و دیپلمات‌های سعودی در پشتیبانی از هواپیماربایان مطرح کرده است؛ اسنادی که روایت رسمی دو دهه گذشته را زیر…

۲۵ سال بعد؛ چگونه افشای یک دست‌نوشته و چند پلان فیلمبرداری با دوربین دستی، روایت رسمی ۱۱ سپتامبر را بی‌اعتبار کرد؟

رویداد۲۴| بیست و پنج سال پس از سه‌شنبه خونین یازده سپتامبر، تصویر رسمی و تثبیت‌شده‌ای که نهاد‌های امنیتی، سیاسی و رسانه‌های جریان اصلی ایالات متحده از مرگبارترین حادثه تروریستی تاریخ مدرن ارائه داده بودند، دچار گسست‌های عمیق و جبران‌ناپذیری شده است. برای بیش از دو دهه، افکار عمومی جهان و حافظه جمعی بین‌المللی تحت تاثیر روایتی ساده‌انگارانه و تقلیل‌گرایانه قرار داشت؛

روایتی که نوزده تروریست متعصب را صرفاً به عنوان عناصر یک شبکه مستقل و غیردولتی تصویر می‌کرد که موفق شده بودند با بهره‌گیری از شکاف‌های امنیتی، بزرگترین ابرقدرت جهان را به زانو درآورند، بدون آنکه از پشتیبانی ساختاری، دیپلماتیک یا مالی هیچ دولت خارجی برخوردار باشند. اما امروز، با گذشت یک ربع قرن، گنجینه‌ای ناب از اسناد ازطبقه‌بندی‌خارج‌شده، فیلم‌های نایاب استخباراتی، دفترچه‌های یادداشت بازجویی‌شده و شهادت‌های حقوقی تحت سوگند، حقیقت کاملاً متفاوتی را در برابر چشمان مورخان، حقوق‌دانان و ناظران بین‌المللی می‌گشاید.

در بطن این تحول تاریخی، شکایتی حقوقی با ابعادی بی‌سابقه قرار دارد که توسط خانواده‌های قربانیان یازده سپتامبر علیه پادشاهی عربستان سعودی در دادگاه فدرال حوزه جنوبی نیویورک در حال پیگیری است. این پرونده که پس از کش‌وقوس‌های حقوقی طولانی‌مدت به مراحلی سرنوشت‌ساز رسیده است، پرده از همسویی و همکاری عمیق میان شبکه‌ای پنهان از دیپلمات‌ها و ماموران اطلاعاتی با نخستین هواپیماربایان برمی‌دارد. ابعاد این رخداد تنها به جنبه‌های حقوقی محدود نمی‌ماند؛

بلکه اسناد جدید افکار عمومی را وادار می‌سازند تا کل روایت رسمی درباره این حادثه و ماهیت اصلی مبارزه با تروریسم را مورد بازبینی انتقادی قرار دهند. دگردیسی فرهنگی و زوال آزادی‌های مدنی به گزارش رویداد۲۴، یازده سپتامبر تنها یک رویداد تروریستی نبود، بلکه نقطه عطفی بود که ژنوم فرهنگی، سیاسی و روانی جامعه آمریکا و به تبع آن جهان را دستخوش تغییری بنیادین کرد.

ترس، ابزار اصلی تروریسم است و در ماه‌های پس از حملات، شهروندانی که در شوک روانی بی‌سابقه‌ای به سر می‌بردند، با رضایت کامل حاضر شدند بخش عمده‌ای از آزادی‌های مدنی و حریم خصوصی خود را در پیشگاه محراب امنیت ملی قربانی کنند. دومین و شاید مخرب‌ترین پیامد فرهنگی یازده سپتامبر، تسریع در روند شکل‌گیری عصر پساحقیقت و رواج تفکر توطئه‌پندار بود. زمانی که تسلیحات کشتار جمعی مورد ادعای واشنگتن هرگز در عراق یافت نشد، بذر بی‌اعتمادی به نهاد‌های رسمی درختی تناور شد.

جامعه‌شناسان استدلال می‌کنند که یک خط سیر مستقیم میان شکاکان به روایت رسمی یازده سپتامبر و پیروان تئوری‌های توطئه مدرن وجود دارد؛ بی‌اعتمادی ساختاری که فضایی را خلق کرده تا حتی ابتدایی‌ترین حقایق علمی و سیاسی نیز مورد تردید قرار گیرند. در سطح سرگرمی و فرهنگ عامه نیز، این واقعه به میلیتاریزه شدن ذهنیت نسل‌های جدید انجامید. صنعت سرگرمی با خلق فرانچایز‌های عظیمی در حوزه بازی‌های ویدئویی، ترومای ملی و احساس ناتوانی جمعی را به ابزاری برای القای ایدئولوژی نظامی تبدیل کرد؛

رویکردی که انتقاد شدید کهنه‌سربازانی را برانگیخته است که معتقدند جنگ و پیامد‌های ویرانگر آن نمی‌تواند به سطح یک بازی تقلیل یابد. نبرد در سنگر قانون: فروپاشی دژ مصونیت حاکمیتی

بیشتر بخوانید: ۱۱ سپتامبر؛ نبردی میان دو برداشت از جهانی‌شدن| چرا اسامه بن‌لادن و جورج بوش بیش از آنچه تصور می‌شود، به هم شباهت دارند؟

به گزارش رویداد۲۴، در کنار پیامد‌های فرهنگی، خانواده‌های قربانیان برای بیش از دو دهه درگیر یکی از پیچیده‌ترین، فرسایشی‌ترین و تاریخ‌سازترین نبرد‌های حقوقی در محاکم فدرال ایالات متحده بوده‌اند. از سال‌های ابتدایی پس از فاجعه، خانواده‌های قربانیان، بازماندگان و شرکت‌های بیمه‌ای که میلیارد‌ها دلار بابت خسارت‌های جانی و مالی پرداخت کرده بودند، با تشکیل پرونده‌هایی عظیم تلاش کردند تا پادشاهی عربستان سعودی، مقامات بانکی و نهاد‌های وابسته به ریاض را به دلیل تامین مالی و پشتیبانی لجستیکی از هواپیماربایان تحت پیگرد قانونی قرار دهند.

با این حال، شاکیان همواره با یک دیوار حقوقی و دیپلماتیک غیرقابل نفوذ به نام «قانون مصونیت حاکمیت‌های خارجی» مواجه می‌شدند. این قانون مصوب سال هزار و نهصد و هفتاد و شش میلادی، به دولت‌های خارجی در دادگاه‌های آمریکا مصونیت مطلق می‌بخشید، مگر آنکه نام آن کشور رسماً در فهرست حامیان دولتی تروریسمِ وزارت خارجه ثبت شده باشد. از آنجا که واشنگتن به دلایل کلان ژئوپلیتیک و اقتصادی هرگز ریاض را در این فهرست قرار نداده بود، دادگاه‌های تجدیدنظر فدرال بار‌ها و بار‌ها شکایت‌ها علیه این کشور را با استناد به حفظ مصونیت حاکمیتی رد می‌کردند.

پیش از این، مجالس قانون‌گذاری در سال هزار و نهصد و هشتاد و هفت «قانون مبارزه با تروریسم» را تصویب کرده بودند که به شهروندان آسیب‌دیده اجازه اقامه دعوی می‌داد، اما در عمل، استراتژی وکلای شاکیان برای اثبات «مسئولیت ثانویه» یا به عبارتی کمک اساسی در جرم علیه یک دولت حاکم غیرممکن به نظر می‌رسید. این بن‌بست تاریخی و حقوقی سرانجام با تصویب «قانون عدالت علیه حامیان تروریسم» که به اختصار جاستا نامیده می‌شود، در سال دو هزار و شانزده درهم شکست.

جاستا با اصلاح قوانین پیشین تصریح نمود که اگر یک اقدام تروریستی در داخل خاک ایالات متحده رخ داده باشد، دولت خارجیِ تسهیل‌کننده آن نمی‌تواند به مصونیت حاکمیتی استناد کند. بر اساس این قانون، شاکیان باید ثابت کنند که خوانده به صورت آگاهانه در یک فعالیت غیرقانونی مشارکت داشته و کمک‌های اساسی و مادی به سازمان‌های تروریستی ارائه کرده است. تصویب این قانون، مسیر را برای تداوم و تجمیع شکایات در قالب پرونده عظیم «اشتون و همکاران علیه پادشاهی عربستان سعودی» هموار ساخت. پس از سال‌ها کشمکش رویه‌ای، در آگوست دو هزار و بیست و چهار، قاضی جورج بی.

دنیلز در دادگاه منطقه‌ای فدرال نیویورک، درخواست دولت عربستان مبنی بر رد این شکایت را نپذیرفت و حکمی تاریخی صادر کرد. این قاضی در رای خود تاکید کرد که شواهد ارائه‌شده نشان‌دهنده احتمال بالای نقش کارفرمایان دولتی در حمایت از هواپیماربایان بوده و دفاعیات تبرئه‌کننده به شدت متناقض است. این پیروزی استراتژیک، امکان احضار مقامات ارشد سابق و فعلی دیپلماتیک و اخذ شهادت تحت سوگند از آنان را برای وکلای شاکیان فراهم آورد؛ اقدامی که تا پیش از آن در تاریخ قضایی کاملاً بی‌سابقه بود.

معمای تاریک یک مامور پوششی در کانون اسناد نوین و تحولات حقوقی سال‌های اخیر، نام فردی قرار دارد که سال‌ها با استتار کامل در جامعه محلی کالیفرنیا زیست و صرفاً به عنوان یک دانشجوی ساده و نیکوکار مذهبی شناخته می‌شد: عمر البیومی. او در سال هزار و نهصد و نود و چهار به همراه خانواده‌اش از عربستان وارد سن‌دیگو شد تا ظاهراً در یک برنامه بورسیه تحصیلی شرکت کند. اما او عملاً تنها یک ترم در کلاس‌ها شرکت کرد و تحصیلات آکادمیک خود را به طور کامل رها نمود.

به گزارش رویداد۲۴، او تمام وقت و منابع مالی خود را صرف سازماندهی برنامه‌های مذهبی، تاسیس مساجد محلی و مستندسازی ویدئویی رفت‌وآمد‌های حامیان مالی می‌کرد. البیومی همواره یک دوربین فیلمبرداری به همراه داشت؛ رفتاری که سوءظن بسیاری را برانگیخته بود، تا جایی که بهترین منبع اطلاعاتی محلی پلیس فدرال در همان مقطع گزارش داده بود که وی به احتمال قریب به یقین یک افسر اطلاعاتی برای یک قدرت خارجی است.

ادعای اصلی و تغییرناپذیر پادشاهی عربستان سعودی و شخص البیومی طی ربع قرن گذشته این بود که آشنایی او با دو هواپیماربای اولیه یازده سپتامبر، یعنی نواف الحازمی و خالد المحضار کاملاً تصادفی و در یک رستوران رخ داده و او تنها از سر حس نوع‌دوستی به این دو جوان ناآشنا با فرهنگ غربی کمک کرده است. اما این روایت بی‌گناهانه و ساده‌اندیشانه با افشای اسناد محرمانه به تدریج فروپاشید. به گزارش رویداد۲۴، بر اساس اسناد ازطبقه‌بندی‌خارج‌شده، البیومی هرگز یک شهروند عادی نبوده است.

او از اواخر دهه نود میلادی تا زمان وقوع حملات، حقوق و مقرری ماهانه ثابتی به عنوان «همکار پنهان» یا مامور پوششی دستگاه استخبارات عمومی کشور متبوعش دریافت می‌کرده است. گزارش‌ها تصریح می‌کنند که پرداخت‌های حقوق وی مستقیماً تحت نظر سفیر وقت و قدرتمند عربستان در واشنگتن، بندر بن سلطان، انجام می‌شده است. نحوه تامین مالی او پرده از یک شبکه پیچیده، فاسد و نهادینه‌شده پوششی برمی‌دارد. سازمان هوانوردی کشوری عربستان (وابسته به وزارت دفاع) حقوق وی را از طریق یک شرکت پیمانکاری به نام دله آوکو پرداخت می‌کرد.

شاهدان و کارمندان سابق تایید کرده‌اند که او یکی از ده‌ها «کارمند شبح» این شرکت بود که بدون آنکه حتی یک روز سر کار حاضر شوند، حقوق ماهانه دریافت می‌کردند. به گزارش رویداد۲۴، هزینه‌تراشی‌های او به حدی زیاد بود که در سال هزار و نهصد و نود و نه شرکت قصد داشت قرارداد وی را لغو کند، اما بلافاصله یک مقام دولتی نامه‌ای با مهر بسیار فوری ارسال کرد و دستور داد قرارداد او در اسرع وقت تمدید شود تا خللی در ماموریت او ایجاد نگردد. علاوه بر این، مجرای مالی دیگری نیز برای او گشوده شد. او پرداختی‌های ماهانه‌ای را از طریق همسر فردی به نام اسامه بسنان دریافت می‌کرد.

منبع این پول‌ها چک‌هایی به مبالغ هنگفت بود که توسط همسر سفیر وقت صادر می‌شد.

البیومی با تکیه بر این منابع نامحدود دولتی، پس از ورود دو تروریست فاقد مهارت به کالیفرنیا، پشتیبانی حیاتی و بی‌نظیری را برای آنها فراهم ساخت که بدون آن، این دو نفر در همان هفته‌های اول زمین‌گیر می‌شدند. او آنها را به سن‌دیگو منتقل کرد، آپارتمانی برایشان اجاره نمود، سند اجاره‌نامه را به عنوان ضامن شخصاً امضا کرد، مبالغ نقدی دقیقاً زیر آستانه گزارش‌دهی فعالیت‌های مشکوک بانکی به آنان داد تا بتوانند حساب باز کنند و حتی در روز‌های ابتدایی، این دو نفر را در خانه خود اسکان داد.

او برای ادغام آنها در جامعه محلی، یک مهمانی خوش‌آمدگویی ترتیب داد و آنها را به عناصر منتخب شبکه مساجد محلی معرفی کرد تا زنجیره پشتیبانی لجستیک پس از خروج احتمالی وی قطع نشود. یورش به بیرمنگهام و معمای پدینگتون گرین به گزارش رویداد۲۴، یکی از حیرت‌انگیزترین و در عین حال تاریک‌ترین بخش‌های تحقیقات یازده سپتامبر که برای نزدیک به دو دهه در تاریکخانه‌های امنیتی در دو سوی اقیانوس اطلس پنهان مانده بود، مجموعه اسناد و مدارکی است که در بریتانیا کشف شد.

البیومی پیش از وقوع حملات و در پی افزایش حساسیت‌ها، به همراه خانواده‌اش به شهر برمنگهام در بریتانیا نقل مکان کرده بود و ظاهراً در دانشگاه استون مشغول به تحصیل بود. در اواخر سپتامبر دو هزار و یک، تنها چند روز پس از فاجعه فروریختن برج‌ها، نیرو‌های زبده واحد ضدتروریسم پلیس متروپولیتن (معروف به اسکاتلندیارد) به خانه اقامتی وی یورش برده و او را بازداشت کردند. او بلافاصله به ایستگاه پلیس پدینگتون گرین در لندن منتقل شد تا تحت بازجویی‌های فشرده قرار گیرد.

تصویر پاسپورت عربستانی عمر البیومی به گزارش رویداد۲۴، در جریان بازرسی دقیق از اقامتگاه‌های او، پلیس بریتانیا با آرشیوی عظیم و شگفت‌انگیز مواجه شد. این گنجینه شامل هزاران صفحه سند مکتوب، نرم‌افزار‌های پیشرفته شبیه‌ساز پرواز، بیش از هشتاد نوار ویدئویی ضبط‌شده و دفترچه تلفنی حاوی اسامی و شماره‌های مقامات دولتی و دیپلمات‌های سفارت سعودی در آمریکا بود.

این اسناد استثنایی بلافاصله تحت تدابیر شدید امنیتی بررسی شدند، اما بخش‌های کلیدی آن به دلایلی نامعلوم و سوال‌برانگیز از افکار عمومی، دادگاه‌های فدرال، تیم‌های میدانی پلیس فدرال و حتی محققان کمیسیون ملی بررسی حملات تروریستی پنهان نگه داشته شد. در پایان بازداشت قانونی وی در بریتانیا، مقامات وزارت دادگستری آمریکا در یک کنفرانس تلفنی مشترک اعلام کردند که شواهد کافی برای استرداد وی وجود ندارد و او آزاد شد تا در نهایت به کشور متبوعش بگریزد.

راز‌های یک دفترچه یادداشت به گزارش رویداد۲۴، شاید تکان‌دهنده‌ترین و غیرقابل انکارترین سند به‌دست‌آمده در یورش برمنگهام، برگه زردرنگی از یک دفترچه یادداشت بود که به خط شخص البیومی نوشته شده بود. بر روی این برگه، طرح خطی ساده‌ای از یک هواپیما رسم شده و در بالای آن یک فرمول دقیق و پیچیده ریاضی به همراه محاسبات دستی و متغیر‌های عددی نوشته شده بود. این فرمول در بررسی‌های کارشناسی دادگاهی در سال‌های اخیر به دقت مورد ارزیابی قرار گرفت.

دست نویس های عمر البیومی خلبانان برجسته تایید کردند که این فرمول صرفاً یک معادله انتزاعی نیست، بلکه دقیقاً معادله‌ای است که برای محاسبه فاصله خط دید افق بر حسب ارتفاع هواپیما به کار می‌رود؛ معادله‌ای حیاتی که برای محاسبه نرخ فرود، تنظیم زاویه نزول و هدایت دستی یک هواپیمای مسافربری غول‌پیکر به سوی یک هدف ثابت بر روی زمین استفاده می‌شود. کارشناسان هوانوردی با قاطعیت گواهی دادند که ثبت دستی این محاسبات توسط فردی که هیچ تخصصی در هوانوردی ندارد، هیچ تفسیر عقلانی دیگری جز آماده‌سازی تئوریک برای ناوبری و برخورد هواپیما به اهداف زمینی ندارد.

وکلای شاکیان در پرونده جاستا، با کشف این سند در میان انبوه مدارک بریتانیا، آن را قطعی‌ترین مدرک جرم نامیدند. حیرت‌آورتر آنکه، بازجویان بریتانیایی در زمان حضور وی در بازداشتگاه پدینگتون گرین، توسط رابطان اطلاعاتی آمریکا از وجود این فرمول مطلع نشدند و هرگز درباره آن از وی بازجویی نکردند و این سند برای سال‌ها در بایگانی‌ها خاک خورد. دموکراسی آمریکایی از دریچه دوربین یک جاسوس اوج افشاگری‌های اخیر که زلزله‌ای در افکار عمومی و محافل سیاسی واشنگتن ایجاد کرد، انتشار ویدئویی استثنایی در اواسط سال دو هزار و بیست و چهار بود.

به گزارش رویداد۲۴، این ویدئو که توسط برنامه مشهور «شصت دقیقه» در شبکه سی‌بی‌اس رسانه‌ای گردید، تصاویری را نشان می‌دهد که البیومی در تابستان سال هزار و نهصد و نود و نه میلادی (بیش از دو سال پیش از وقوع حملات و دقیقاً در بازه زمانی که شبکه تروریستی در حال انتخاب اهداف نهایی خود بود) از ساختمان کنگره آمریکا و بنا‌های یادبود ملی ضبط کرده است.

گزارش تصویری برنامه شصت دقیقه سی بی اس درباره بیومی در این فیلم، او هرگز در قامت یک توریست عادی ظاهر نمی‌شود. او با تمرکز وسواس‌گونه بر جزئیات کامل امنیتی، درها، ورودی‌های فرعی، گشت‌های محافظان و موقعیت مکانی استراتژیک کنگره نسبت به فرودگاه محلی فیلمبرداری می‌کند.

او در بخش‌هایی از ویدئو، در حالی که دوربین را به سمت اهداف تنظیم کرده است، به زبان عربی خطاب به اشخاصی که آنها را «برادران محترم» می‌نامد صحبت کرده و ضمن ارائه گزارش میدانی دقیق، رسماً به وجود یک «برنامه» یا طرح پنهانی که در دست اجراست اشاره می‌کند و می‌گوید: «همانطور که در برنامه گفته بودید، خودروهایشان اینجاست…». اسناد پلیس فدرال نشان می‌دهد که هنگام ضبط این ویدئو، دو دیپلمات سعودی که با شبکه‌های افراطی در ارتباط بوده‌اند، او را همراهی می‌کرده‌اند.

رویداد۲۴ تحلیلگران ارشد اطلاعاتی و مدیران سابق تیم‌های تحقیقاتی پلیس فدرال (از جمله ریچارد لمبرت و کن ویلیامز)، پس از مشاهده این نوار با قطعیت تایید کردند که بدون شک این یک ویدئوی شناسایی عملیاتی پیش‌دستانه برای یک حمله تروریستی بزرگ بوده و طراحان اصلی حملات مستقیماً او را مامور ضبط این فیلم کرده‌اند. بر اساس تحلیل‌های جامع امنیتی، تصور قطعی بر این است که ساختمان کنگره آمریکا، هدف نهایی پرواز شماره نود و سه خطوط هوایی بوده است؛ همان پروازی که در پی مقاومت شجاعانه مسافران به هدف نرسید و در مزرعه‌ای در پنسیلوانیا سقوط کرد.

مقامات ارشد سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ضمن رد قاطعانه ادعای وکلای دولت متهم مبنی بر توریستی بودن این ویدئو، تاکید کردند که این تصاویر قطعه‌ای گمشده و حیاتی از پازل طراحی حملات بوده است. انتشار این ویدئو خشم مقامات قانون‌گذار آمریکا را برانگیخت. سناتور ریچارد بلومنتال و سناتور جان کورنین در نامه‌ای تند و رسمی به مدیر پلیس فدرال آمریکا، خواستار پاسخگویی شفاف درباره این پنهان‌کاری تاریخی شدند.

رویداد۲۴ آنها در این نامه به شدت انتقاد کردند که چرا چنین شواهد حیاتی (اعم از ویدئوی شناسایی کنگره و دفترچه محاسبات سقوط هواپیما) که در همان ماه‌های نخستین پس از حملات در اختیار نهاد‌های امنیتی قرار گرفته بود، به مدت بیش از دو دهه از چشم کمیسیون ملی بررسی حملات تروریستی، آژانس اطلاعات مرکزی و خانواده‌های قربانیان مخفی نگه داشته شد.

نمایندگان خانواده‌های قربانیان در واکنشی تند اعلام کردند که این ویدئو نه تنها باید خانواده‌های داغدار، بلکه تمامی افکار عمومی را به خشم بیاورد، چرا که نشان‌دهنده خیانتی عمیق در روند اطلاع‌رسانی نهاد‌های دولتی است و مماشات سیستماتیک را عیان می‌سازد. از انحلال عملیات انکور تا فرمان اجرایی شفافیت پاسخ به این پرسش کلیدی که چرا چنین حجم متراکمی از اسناد و ادله انکارناپذیر علیه ماموران اطلاعاتی و دیپلمات‌های یک کشور خارجی برای بیش از دو دهه در تاریکخانه ماند، نیازمند واکاوی سیاست‌های بوروکراتیک و مصلحت‌اندیشی‌های ژئوپلیتیک نهاد‌های امنیتی است.

در سال دو هزار و هفت، بخش مبارزه با تروریسم پلیس فدرال تحقیقات سری و متمرکز جدیدی را با نام رمزی «عملیات انکور» برای بررسی عمیق‌تر ارتباطات دیپلماتیک با شبکه هواپیماربایان آغاز کرد. محققان ورزیده این عملیات با کنار هم قرار دادن قطعات پازل دریافتند که پشتیبانی از تروریست‌ها در کالیفرنیا به هیچ وجه یک اقدام فردی یا تصادفی نبوده، بلکه خروجی یک شبکه سازمان‌یافته، سلسله‌مراتبی و تحت حمایت دولتی بوده است. در مرکز این شبکه علاوه بر شخص مستندساز پوششی، فردی به نام فهد الثمیری قرار داشت.

وی امام جماعت پرنفوذ مسجدی در لس‌آنجلس بود که همزمان به عنوان یک دیپلمات در کنسولگری همان شهر فعالیت می‌کرد. طبق گزارش‌های مستند عملیات انکور، وی مستقیماً دستور پناه دادن به تروریست‌ها را به افراد معتمد خود (از جمله فردی به نام محمد جوهر) صادر کرده بود. در سطحی بالاتر از او در این ساختار سلسله‌مراتبی، فردی به نام مساعد الجراح قرار داشت؛ دیپلمات ارشد سفارت در واشنگتن که کنترل کامل و تامین مالی شبکه گسترده مبلغان را بر عهده داشت و نام او به طور تصادفی در اسناد دادگاهی فاش گردید.

رویداد۲۴ با وجود یافته‌های صریح و تکان‌دهنده ماموران میدانی عملیات انکور، این تیم تحقیقاتی با انسداد سیستماتیک و مقاومت نهاد‌های بالادستی مواجه شد. در سال دو هزار و شانزده، مقامات ارشد پلیس فدرال در اقدامی جنجالی و با فشار‌های پنهان، این تیم را منحل کرده و پرونده عملیات انکور را به صورت اداری مختومه اعلام کردند. بازرسان و مدیران ارشد تحقیقات اولیه صراحتاً شهادت داده‌اند که درخواست‌های مکرر آنان برای احضار مقامات مرتبط و پیشبرد پرونده همواره با مخالفت شدید رو‌به‌رو می‌شد و آنها را با یک دیوار بتنی از مصلحت‌اندیشی‌های سیاسی مواجه می‌ساخت.

این ناآگاهی تعمدی در گزارش نهایی کمیسیون بررسی حملات نیز مشهود بود، جایی که به دلیل فقدان دسترسی به اسناد بریتانیا و کارشکنی‌های بوروکراتیک، نقش عوامل استخباراتی به عنوان امری نامحتمل گزارش شد. مقاومت و فشار‌های بی‌امان خانواده‌های قربانیان که خواستار شفافیت بودند، نتیجه داد. با صدور فرمان اجرایی شماره چهارده هزار و چهل توسط رئیس‌جمهور وقت در سال دو هزار و بیست و یک، دولت موظف گردید تا اسناد مرتبط با تحقیقات یازده سپتامبر، از جمله یافته‌های محرمانه عملیات انکور را بازنگری و از طبقه‌بندی خارج کند.

انتشار صد‌ها صفحه از این اسناد در سال‌های اخیر (به ویژه گزارش تجمیعی سال دو هزار و هفده)، کذب بودن قطعی روایت‌های نهاد‌های رسمی مبنی بر «برخورد‌های تصادفی» را به اثبات رساند و رسماً تایید کرد که پشتیبان اصلی هواپیماربایان در کالیفرنیا، یک نیروی حقوق‌بگیر و وابسته به استخبارات خارجی بوده است. امروز که قانون جاستا سد آهنین مصونیت حاکمیتی را شکسته و نبرد حقوقی خانواده‌ها با تکیه بر این اسناد غیرقابل انکار در دادگاه فدرال نیویورک به مراحل تعیین‌کننده‌ای رسیده است، دیوار‌های پنهان‌کاری در حال فروریختن است.

روشن شدن زوایای تاریک این پرونده نه تنها به معنای اجرای عدالت برای هزاران قربانی بی‌گناه و بازماندگان آنهاست، بلکه درس بزرگی برای تاریخ روابط بین‌الملل و نظام حقوقی به شمار می‌رود؛ درسی که اثبات می‌کند حقیقت، هرچند برای دهه‌ها در هزارتوی بوروکراسی، تاریکخانه‌های امنیتی و مصلحت‌سنجی‌های ژئوپلیتیک محبوس شود، در نهایت راه خود را به سوی نور و شفافیت پیدا خواهد کرد و بنیاد روایت‌های مخدوش را درهم خواهد شکست.

منبع: رویداد 24

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار