به گزارش خبرگزاری صدا وسیما، مرور کارنامه سینمای ایران و جهان نشان میدهد که بالندگی تصویر و عمقبخشی به زیباییشناسی سینما، همواره وامدار کتابها، ترجمهها و نظریهپردازیهای مکتوبی است که زیربنای فکری فیلمسازان و پژوهشگران را شکل دادهاند. سینما در دوران معاصر دیگر تنها یک ابزار سرگرمی یا رسانهای بصری محض نیست، بلکه زبانی پیچیده برای تفکر، نقد فرهنگی، بازنمایی هویت و تاریخنگاری است. آنچه سینمای فاخر، اصیل و جریانساز را از آثار سطحی و تجاری متمایز میکند، پیوند وثیق آن با حوزه تفکر و ادبیات است.
به مناسبت روز ملی سینما، بازخوانی کتابهای مرجع و شاخص این عرصه میتواند چراغ راهی برای نسل جوان فیلمسازان، دانشجویان و علاقهمندان به هنر هفتم باشد. سینمای ایران به عنوان بازتابدهنده فرهنگ، آیینها و دغدغههای مردم این سرزمین، فراتر از یک صنعتِ سرگرمکننده، به مثابهی یک «رسانه اندیشمند» عمل کرده است. این عمقِ محتوایی، جز در سایهی تالیف و ترجمه آثارِ مرجع و نقدِ علمیِ فیلمهای ایرانی میسر نمیشد. در نگاهی به کتابخانهی تخصصی سینمای ایران، میتوان چند جریان مطالعاتی شاخص را بازخوانی کرد:۱.
تاریخنگاریِ دقیق و مستند بدون داشتنِ سندی دقیق، حافظه تاریخیِ هنرِ یک ملت به فراموشی سپرده میشود. مجموعه کتابهای «تاریخ سینمای ایران» اثر جمال امید، از ستونهای استوارِ این حوزه است. این اثر که دهههای مختلف سینمای ایران را با جزئیاتِ دقیقِ آماری و تحلیلی واکاوی میکند، مرجعی ناگزیر برای هر پژوهشگر و فیلمسازی است که میخواهد بداند سینمای ما از کجا آغاز شده و چگونه به بلوغ رسیده است.۲. نقدِ جدی و گذار از سطحینگری سینمای ایران برای تکاملِ فرمی، نیازمندِ منتقدانی بود که «فیلم» را نه فقط تماشا، که تحلیل کنند.
کتابهایی نظیر مجموعه مقالات و نقدهای مسعود فراستی (مانند «سینمای ملی»، «لذت نقد» و…) یا آثار و ترجمههای احمد الستی در باب فرم و ساختار، به سینمای ایران کمک کردند تا از مرحله «خاطرهبازی» به مرحله «نقدِ تکنیکی و ساختاری» گذار کند. این مکتوبات به فیلمسازان جوان آموخت که چگونه میتوان با ابزار دوربین، به مفاهیم انتزاعی و پیچیده دست یافت.۳. پیوند ادبیات داستانی و سینمای اقتباسی یکی از نقاط درخشان سینمای ایران، پیوند آن با ادبیات فارسی است.
بررسی کتابهایی که پیرامون «اقتباس سینمایی در ایران» منتشر شدهاند، نشان میدهد که چگونه آثار کلاسیک و معاصر ادبیات ما توانستهاند به فیلمنامههایی ماندگار تبدیل شوند. سینمای ایران زمانی در اوج است که بتواند قصههای کهن و دردهای معاصر را در قالب «متن» درست بشناسد و سپس آن را «تصویر» کند.۴. سینمای اخلاق و مفاهیم متعالی برخلاف بسیاری از جریانهای رایج جهانی، سینمای ایران همواره در جستجوی «حقیقت» بوده است.
کتابهای تحلیلی که به بررسی نسبتِ میان «حکمت، عرفان و سینما» در آثار کارگردانانی چون شهید آوینی، کیارستمی، مجیدی و میرکریمی میپردازند، نشان میدهند که سینمای ما چگونه توانسته مفاهیم دینی و اخلاقی را بدون افتادن در دام شعارزدگی، در تار و پودِ درام حل کند. این مکتوبات، سندِ هویتیِ سینمای ایران هستند. گرامیداشت روز ملی سینما، صرفاً مرور فیلمها و تجلیل از عوامل پشت و جلوی دوربین نیست؛ بلکه فرصتی مغتنم برای توجه دوباره به زیرساختهای فکری و پژوهشی این هنر-صنعت است.
سینمای ایران برای برداشتن گامهای بلندتر در عرصه بینالمللی و خلق آثاری ماندگار و هویتمحور، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به فرهنگ مطالعه، تعمیق پژوهشهای مکتوب و غنیسازی منابع تخصصی است،چرا که تصویر پویا، همواره بر دوش اندیشههای استوار مکتوب زاده میشود.
منبع: خبرگزاری صدا و سیما



