با نقض آتشبس توسط سعودیها در بمباران فرودگاه صنعا، راهبرد جدید حکومت موقت یمن و انصارالله، تحت عنوان «محاصره در مقابل محاصره» و «مقابله با تجاوزات و مداخلهگری عربستان در یمن» کلید خورد. اعلام ممنوعیت تردد کشتیهای سعودی در دریای سرخ و بابالمندب و اقدامات مؤثر در این زمینه، عملاً سعودیها را با چالش جدی مواجه کرد.
با این حال، تجاوزات هوایی و حملات نظامی و همچنین تحریک گروههای مزدور خود و «حزب اخوانی الاصلاح» یا انتقال بخشی از تروریستهای حاضر در سوریه به یمن را ادامه دادند که با واکنش حسابشده در مراکز نفتی ینبع و یا سه استان جیزان، نجران و عسیر مواجه شد. سعودیها که از چتر حمایتی امریکا ناامید شدهاند، چه در جنگ علیه ایران و چه در برابر یمن در دریای سرخ، که موجب فرار امریکا شد، دو ائتلاف نمایشی را راهاندازی کردند تا در پناه آن، جنگ نیابتی علیه مردم یمن ادامه یابد.
توافق مکه با محتوای مشکوک و وابسته به ناتو، که قبل از هر چیز وسوسههای مالی و فروش تسلیحاتی برای ترکیه و پاکستان در آن برجسته است، و ائتلاف تعدادی از کشورها در دریای سرخ، تکرار بسیار محدودی از ائتلاف ۱۲ سال قبل برای حمله به یمن است که با شکست مواجه شد. عربستان برای کنار زدن سایه بحران راهبردی در سیاستهای امنیتی و اقتصادی و پروژههای توسعه خود، به جای توقف بحرانسازی در یمن و مداخلهگری در این کشور، با تجمع نیروهای خود و مزدورانش در سه استان جوف، مأرب و بیضا و با یک پوشش رسانهای آرزومندانه، به دنبال تحت فشار قرار دادن انصارالله در صنعا بود.
در منطقه ساحل غربی و بخشی از استان حدیده تا انتهای استان تعز، که مشرف به بابالمندب است، به تقویت تسلیحاتی «نیروهای طارق صالح» پرداخت تا جنگ داخلی را فعال کرده و انصارالله را تحت فشار جدی قرار دهد. حکومت موقت یمن و انصارالله که در قبال یک جنگ بزرگ و جهانی، پیروزمند خارج شده و طی دو سال آتشبس، در انتظار پایان محاصره از سوی عربستان بودند و بر قدرت خود در بیشتر زمینهها افزوده بودند، رؤیای سعودی را به کابوس تبدیل کردند.
آنها سلفیها و تروریستهای اجارهای را که با شعار مبارزه با مجوس و شیعه در صنعا، آرزوی نابودی انصارالله را داشتند، سرکوب و متواری کردند و در یک حمله برقآسا، مناطق ساحل غربی در جنوب استان حدیده تا انتهای تعز و مشرف به دریای سرخ و بابالمندب را آزاد کردند. جزایر بسیار مهم بیستگانه یمن که برخی از آنها از بیست سال قبل، با کارسازی علی عبدالله صالح و سپس اماراتیها، در اختیار رژیم صهیونی و امریکا قرار گرفته بود، مانند حنیش کبری، حنیش صغری و جزیره میون در دهانه بابالمندب، همگی آزاد شدند.
در این رخداد چندروزه، نیروهای چند دههزار نفری و مزدور عربستان متلاشی و «به شکل گلهای» سه گردان از آنها اسیر شدند و بنا به گزارشهای میدانی، صدها میلیون دلار سلاح و ادوات جنگی به غنیمت گرفته شد. با اینکه راهبرد یمن در قبال سعودی در جریان است و رویکردهای نظامی انصارالله به سمت عدن و استانهای مأرب، جوف و بیضا، در مقابل هرگونه تحرک جدید مزدوران عربستان، در آمادهباش است، کنترل کامل انصارالله و یمن بر دریای سرخ، بابالمندب و دریای عرب گسترش یافته و کنترل دریانوردی در مدیریت آنها قرار گرفته است؛
رخدادی که «پدیدهای ژئواستراتژیک و بسیار فراتر از معادلات منطقهای» است. صادرات نفت و تجارت عربستان به سمت صفر نزولی شده و ارتباط دریایی رژیم صهیونی با آسیا کاملاً قطع شده است. امریکا و کشورهای غربی، مانند انگلیس، که حضور پنهان در رخدادهای نظامی و امنیتی این منطقه دارند، ناچارند دست به عصا حرکت کرده و بیطرف نشان داده شوند. اولین آثار این رخداد راهبردی در شاخصهای اقتصاد جهانی، با رشد و شتاب نرخ برنت ثبت شده و دامنه این پیامدها با موازنه قدرت جبهه مقاومت گره خورده است.
موضع انصارالله و حکومت موقت یمن روشن است و خواستار توقف مداخلهگری عربستان در یمن، توقف محاصره ظالمانه و پرداخت غرامت به یمن هستند و تخلف از این خواسته مشروع، به معنای تشدید و گسترش شرایط بحرانی در عربستان و امارات خواهد بود. جالب است که اکنون بقیه کشورهای شورای همکاری در کنار عربستان قرار گرفتهاند که حاصلی جز خسارت برای آنها نخواهد داشت. پاکستان، حمله به عربستان توسط یمن را هشدار داده که باز هم به جهت مشروعیت و وجاهت، فاقد هرگونه ارزشی است.
بازی در پازل امریکا و اسرائیل و با عنوان دفاع از عربستان، که دست از دخالت در یمن برنمیدارد، نمیتواند از پشتوانه قانونی، اخلاقی و اسلامی برخوردار باشد و واکنش ایران و جبهه مقاومت را برمیانگیزد. تردیدی نیست که باید مداخلهگری عربستان متوقف شود. نیروهای سلفی و داعشی و القاعده از سوریه به عربستان، اولین رفتار غیرعادی منطقهای جولانی است و در لیست مسئولیت ترکیه و قطر ثبت میشود و ترکیه در این مورد باید پاسخگو باشد.
بدیهی است که پیروزیهای عظیم در یمن، در قبال قبیله حاکم بر عربستان و در عرصه جنگ تحمیلی امریکا و رژیم صهیونی علیه ایران نیز دارای معانی روشنی است و بر سرعت فروپاشی برنامههای ترامپ و شتاب شکستهای او، آثار خود را باقی میگذارد.
منبع: جوان آنلاین
