علمی و فناوریفرهاب سامانه تحلیل اخبارشهریور 21, 1405 - سپتامبر 12, 20265 دقیقه مطالعه

تحلیل سیاسی: ترامپ، جنگ ایران و صورتحسابی که مردم آمریکا و جهان می‌پردازند

جنگ ترامپ با ایران، که با بهانه «جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران» آغاز شده، در عمل به جنگی تبدیل شده که هزینه‌اش را نه فقط مردم آمریکا بلکه بیش از یک میلیارد انسان در سراسر جهان می‌پردازند. این یادداشت با تکیه بر گزارش آسوشیتدپرس و داده‌های عمومی، نشان می‌دهد که «آمریکا اول» ترامپ در عمل به «جنگ برای دیگران، هزینه برای آمریکایی‌ها» تبدیل شده است.

No war

جنگ ترامپ با ایران، که با بهانه «جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران» آغاز شده، در عمل به جنگی تبدیل شده که هزینه‌اش را نه فقط مردم آمریکا بلکه بیش از یک میلیارد انسان در سراسر جهان می‌پردازند. این یادداشت با تکیه بر گزارش آسوشیتدپرس و داده‌های عمومی، نشان می‌دهد که «آمریکا اول» ترامپ در عمل به «جنگ برای دیگران، هزینه برای آمریکایی‌ها» تبدیل شده است.

یک: «جلوگیری از هسته‌ای شدن»؛ بهانه‌ای برای فرستادن صورتحساب به مردم آمریکا
ترامپ در سخنرانی‌های انتخاباتی خود مدعی است که «نباید بگذاریم ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند» و حتی با لحنی طنزآمیز گفته اگر ایران بمب اتم داشته باشد، به رهبر ایران زنگ می‌زند و می‌پرسد «چه کاری می‌توانم برایتان انجام دهم؟» اما پشت این ژست قدرت، منطقی بسیار سست پنهان است.

پرسش بنیادین این است: آیا ایرانِ هسته‌ای، امنیت ملی آمریکا را در حدی تهدید می‌کند که مردم آمریکا باید بهای آن را با گرانی بنزین، گازوئیل و مواد غذایی بپردازند؟

واقعیت این است که حتی خود دولت ترامپ در بیان هدف جنگ دچار تناقض است. گاهی هدف «کمک به مردم ایران برای سرنگونی حکومت» است، گاهی «نابودی توان موشکی»، و گاهی «جلوگیری از هسته‌ای شدن». نزدیک به ۷۰ درصد آمریکایی‌ها معتقدند رئیس‌جمهور «هدف از مداخله نظامی را روشن نکرده است». وقتی هدف یک جنگ نیاز به «وصله‌پینه» مداوم دارد، مشروعیت خود آن جنگ زیر سؤال است.

نظرسنجی‌ها نیز پاسخ روشنی به این پرسش داده‌اند: تنها دو ماه پس از آغاز جنگ، بیش از ۶۰ درصد پاسخ‌دهندگان این جنگ را «اشتباه» خواندند و ۶۸ درصد گفتند جنگ با ایران «ارزش جنگیدن ندارد». این «ارزش ندارد» دقیقاً به همان پرسشی اشاره دارد که در ابتدا مطرح شد: آیا یک خانواده آمریکایی باید هزینه گران‌شدن گازوئیل و مواد غذایی را بپردازد تا یک کشور در خاورمیانه به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکند؟

دو: صورتحساب واقعی؛ آمریکایی‌ها تاکنون چه پرداخته‌اند؟
بر اساس برآورد دانشگاه براون (مدرسه واتسون)، تا اوایل سپتامبر ۲۰۲۶، این جنگ بیش از ۷۶۰ دلار هزینه سوخت اضافی به هر خانواده آمریکایی تحمیل کرده است. کل صورتحساب ملی از ۱۰۰ میلیارد دلار گذشته و هر دو دقیقه یک میلیون دلار به آن اضافه می‌شود.

جزئیات زندگی روزمره:

گازوئیل برای اولین بار در تاریخ از ۶ دلار در هر گالن فراتر رفت و نسبت به قبل از جنگ ۶۰ درصد افزایش یافت. گازوئیل شریان حمل‌ونقل، کشاورزی و زنجیره سرد است؛ یعنی هر کیلو گوشت و هر بسته میوه گران‌تر می‌شود.

میانگین بنزین معمولی از ۲.۹۸ دلار به ۴.۲۹ دلار رسید و در کالیفرنیا گازوئیل به ۷.۸۳ دلار در هر گالن رسید.

آمازون، یو‌پی‌اس و فدکس هزینه‌های سوخت اضافی بر مشتریان تحمیل کرده‌اند.

یکی از تحلیلگران GasBuddy می‌گوید: «هر کامیون، هر تحویل، هر بسته و هر سفر به سوپرمارکت گران‌تر شده است.» ترامپ در کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ وعده کاهش قیمت انرژی داده بود، اما اکنون خانواده‌های آمریکایی «مالیات پنهان» یک جنگ خارجی را می‌پردازند. این همان تناقض اصلی است: دولتی که شعار «آمریکا اول» سر می‌دهد، مردم آمریکا را وادار می‌کند هزینه امنیت اسرائیل و بازی قدرت منطقه‌ای را بپردازند.

سه: پرداخت هزینه برای اسرائیل؛ منطقی که هر روز سست‌تر می‌شود
آمریکا سالانه ۳.۸ میلیارد دلار کمک نظامی به اسرائیل می‌کند و از سال ۱۹۴۸ تاکنون بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار (با تعدیل تورم) به این کشور کمک کرده است. نتانیاهو خود پیشنهاد کرده که این کمک‌ها در ده سال آینده «به صفر» برسد. نظرسنجی پیو واشنگتن نشان می‌دهد ۶۰ درصد بزرگسالان آمریکایی دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند.

این پیشینه حیاتی است. وقتی ترامپ مدعی می‌شود آمریکا باید برای «جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران» بجنگد، پرسشی که نمی‌توان از آن فرار کرد این است: این جنگ تا چه اندازه نیاز امنیتی آمریکاست و تا چه اندازه هزینه‌ای است که آمریکا برای حفظ برتری نظامی منطقه‌ای اسرائیل می‌پردازد؟ یک دیپلمات پیشین اسرائیلی اعتراف کرده که تولید ناخالص داخلی اسرائیل از سال ۲۰۱۶ دو برابر شده و به حدود ۷۲۰ میلیارد دلار رسیده است؛ یعنی این کشور توانایی کاهش تدریجی وابستگی به کمک‌های آمریکا را دارد. در مقابل، خود آمریکا با کسری بودجه سالانه نزدیک به ۱.۸ تریلیون دلار دست‌وپنجه نرم می‌کند و ترامپ وعده داده در صورت پیروزی در انتخابات میان‌دوره‌ای به هر بزرگسال ۵۰۰۰ دلار بپردازد — تعهدی بیش از ۱ تریلیون دلار که فقط کسری بودجه را عمیق‌تر می‌کند.

تنش میان «آمریکا اول» و «جنگ برای اسرائیل»، تیزترین نقطه ورود این یادداشت است. مردم آمریکا به جنگ دیگری در خاورمیانه نیاز ندارند تا «رهبری» خود را ثابت کنند؛ آن‌ها به برچسب قیمتی کمتر در پمپ بنزین و سوپرمارکت نیاز دارند.

چهار: هزینه جهانی؛ چه کسانی تاوان تصمیم واشنگتن را می‌دهند؟
هزینه این جنگ فقط به آمریکا محدود نمی‌شود. آژانس بین‌المللی انرژی هشدار داده تولید نفت خام خاورمیانه به‌زودی به سطح قبل از جنگ بازنمی‌گردد و شوک‌های زنجیره تأمین تا سال ۲۰۲۷ ادامه خواهد یافت. در نیجریه، قیمت گازوئیل از فوریه بیش از ۹۰ درصد افزایش یافته؛ در اندونزی ۸۷ درصد؛ در لبنان ۸۰ درصد. خانواده‌های عادی در این کشورها، که هیچ نقشی در بازی سیاسی واشنگتن ندارند، شوک انرژی سنگین‌تری از آمریکایی‌ها تحمل می‌کنند.

یک پژوهشگر و روزنامه‌نگار مستقل آمریکایی در این باره می‌گوید هدف آمریکا تضعیف یا نابودی توان توسعه مستقل ایران است، اما این هدف «غیرواقع‌بینانه» از آب درآمده است. تأثیر عمیق‌تر این است که این جنگ به جهانیان نشان می‌دهد هر درگیری بزرگ با ایران، روسیه یا چین می‌تواند آشفتگی اقتصادی خارج از کنترل واشنگتن ایجاد کند و پیامدهای آن به سیستم مالی جهانی و خود اقتصاد آمریکا سرایت کند. وقتی مردم آمریکا و مصرف‌کنندگان جهانی مشترکاً هزینه جنگی را می‌پردازند که پایان روشنی ندارد، جهان حق دارد اعتراض کند.