رسانه‌های خارجیفرهاب سامانه تحلیل اخبارشهریور 21, 1405 - سپتامبر 12, 20266 دقیقه مطالعه

بررسی پیامدهای جنگ آمریکا علیه حقوق بین‌الملل بشردوستانه؛ از مدرسه میناب تا عروسی سیریک

حمله‌های آمریکا به یک مراسم عروسی در سیریک و یک مدرسه در میناب، آزمون بزرگی را درباره اینکه آیا حفاظت از غیرنظامیان بیش از حد به حاشیه تصمیم‌گیری عملیاتی رانده شده است یا خیر، مطرح کرد.

بررسی پیامدهای جنگ آمریکا علیه حقوق بین‌الملل بشردوستانه؛ از مدرسه میناب تا عروسی سیریک

در اول سپتامبر (۱۰ شهریور)، یک حمله هوایی آمریکا به یک تجمع خانوادگی در سیریک در جنوب ایران، در حالی که زنان و کودکان برای جشن عروسی جمع شده بودند، اصابت کرد؛ دست‌کم ۵ نفر بر اثر این حمله شهید و ده‌ها نفر دیگر مجروح شدند. خبرنگاران آسوشیتدپرس که از این شهر بازدید کردند، خسارت‌های گسترده و رنج غیرنظامیان را ثبت کردند؛ رویترز گزارش داد که تصاویر، بقایای هواپیما و ارزیابی سلاح‌ها با اصابت مستقیم مهمات آمریکایی مطابقت دارد، در حالی که مقام‌های آمریکایی ادعا کردند که این حادثه در دست بررسی است.

به گزارش commondreams، حقایق فوری مهم هستند، اما سوال بزرگ‌تر اجتناب‌ناپذیر است: وقتی فضا‌های غیرنظامی بار‌ها به بخشی از میدان جنگ تبدیل می‌شوند، چه اتفاقی برای قوانین جنگ می‌افتد؟ اهمیت جنایت سیریک فراتر از تعداد تلفات یا هویت سلاح است؛ خطر عمیق‌تر این است که حادثه‌هایی از این دست چه تاثیری بر هنجار‌هایی که برای محدود کردن جنگ در نظر گرفته شده‌اند، دارند؛

اگر خانه‌ها، مدرسه‌ها، بیمارستان‌ها، مراسم عروسی یا مکان‌های استقرار پناهندگان بار‌ها به‌عنوان پیامد‌های قابل تحمل ضرورت نظامی تلقی شوند، تمایز بین میدان جنگ و زندگی غیرنظامیان معنای عملی خود را از دست می‌دهد. حقوق بین‌الملل بشردوستانه دقیقا برای جلوگیری از این فرسایش طراحی شده است؛ قوانین آن جنگ را امن نمی‌کند و هر حمله‌ای را که ممکن است به غیرنظامیان آسیب برساند، ممنوع نمی‌کند؛

با وجود این، آن‌ها طرفین را ملزم می‌کنند که بین غیرنظامیان و اهداف نظامی تمایز قائل شوند، حمله‌هایی را که انتظار می‌رود باعث آسیب بیش از حد غیرنظامیان در رابطه با مزیت نظامی ملموس و مستقیم پیش‌بینی شده شود، ممنوع کنند و اقدام‌های احتیاطی ممکن را برای به حداقل رساندن تلفات غیرنظامیان الزامی کنند. اصول تمایز، تناسب و احتیاط، ترجیحات سیاسی نیستند؛ آن‌ها معماری قانونی هستند که برای حفظ حداقل مرز بین ضرورت نظامی و زندگی انسان در نظر گرفته شده‌اند. این تمایز هنگام ارزیابی موضع آمریکا نیز اهمیت دارد؛

واشنگتن ادعا می‌کند که غیرنظامیان را هدف قرار نمی‌دهد و عملیات‌های آن در جنوب ایران زیرساخت‌های نظامی، ازجمله پدافند هوایی، ارتباطات و دارایی‌های دریایی را هدف قرار داده است. خبرگزاری آسوشیتدپرس این اهداف ادعاشده را در کنار تلفات غیرنظامیان در سیریک گزارش داد؛ طبق قوانین جنگ، وجود یک هدف نظامی مشروع می‌تواند بسیار مهم باشد؛ تلفات غیرنظامیان، به خودی خود، به‌طور خودکار یک حمله غیرقانونی را اثبات نمی‌کند، اما دقیقا به همین دلیل است که تحقیقات شفاف ضروری است: آیا هدف به درستی شناسایی شده است؟ آیا خطرات غیرنظامی مورد انتظار ارزیابی شده است؟

آیا اقدام‌های احتیاطی ممکن انجام شده است؟ و آیا مزیت نظامی پیش‌بینی شده برای توجیه این خطرات کافی است؟ حمله آمریکا به سیریک به‌ویژه نگران‌کننده است، زیرا پس از یک رویداد فاجعه‌بار دیگر در همان استان رخ می‌دهد؛ در ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴)، آمریکا به مدرسه‌ای در شهر میناب در استان هرمزگان حمله کرد. عفو بین‌الملل اعلام کرد که تحقیقاتش نیرو‌های آمریکایی را مسئول این حمله که منجر به جان باختن ۱۵۶ نفر، ازجمله ۱۲۰ کودک شد، دانسته و به این نتیجه رسیده است که آمریکا در انجام تمام اقدام‌های احتیاطی ممکن برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان کوتاهی کرده است؛

عفو بین‌الملل خواستار تحقیقات شفاف و کامل و پاسخگویی مسئولان این حادثه شد؛ بنابراین، نمی‌توان میناب را صرفا به‌عنوان یک گمانه حل‌نشده در پس‌زمینه جنگ فعلی در نظر گرفت.

بیشتر بخوانید: عفو بین‌الملل خواستار تحقیق فوری درباره حمله‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی به غیرنظامیان ایران شد حمله آمریکا به جشن عروسی سیریک؛ پرده‌ای جدید از جنگ علیه غیرنظامیان ایرانی از میناب تا سیریک؛ بررسی حقوقی جنایت‌های آمریکا علیه غیرنظامیان ایرانی

با در نظر گرفتن میناب و سیریک، نگرانی عمیق‌تری ایجاد می‌شود؛ یک حمله فاجعه‌بار به غیرنظامیان را می‌توان به‌عنوان نقص اطلاعاتی، هدف‌گیری، عملکرد سلاح یا قضاوت توضیح داد؛ با وجود این، الگویی از حمله‌ها، پرسش متفاوتی را مطرح می‌کند: آیا حفاظت از غیرنظامیان بیش از حد به حاشیه تصمیم‌گیری عملیاتی رانده شده است یا خیر؟ خطر فقط از دست دادن فوری جان انسان‌ها نیست، بلکه عادی‌سازی تدریجی استثنائات است. قوانین بین‌المللی به ندرت در یک لحظه دراماتیک فرو می‌ریزند؛ اغلب، هنجار‌ها زمانی ضعیف می‌شوند که رفتار استثنایی تکرار، دفاع یا بدون بررسی معنادار رها شود؛

هر بار که یک حادثه جدی منجر به آسیب به غیرنظامیان، بدون یافته‌های شفاف یا پاسخگویی، وارد زبان روزمره جنگ می‌شود، قدرت عملی این قانون کاهش می‌یابد؛ آنچه امروز به‌عنوان یک اشتباه استثنایی توصیف می‌شود، می‌تواند فردا به یک ریسک پذیرفته‌شده تبدیل شود. برخی ادعا می‌کنند که این نگرانی، پیامد‌های حادثه‌هایی را که در یک درگیری با شدت بالا رخ می‌دهند، بیش از حد بزرگ می‌کند؛ جنگ هرج‌ومرج است و دارایی‌های نظامی ممکن است در نزدیکی مناطق غیرنظامی قرار داشته باشند؛

ضمن اینکه اطلاعات می‌توانند ناقص باشند و حتی سلاح‌های دقیق نمی‌توانند خطای انسانی یا آسیب‌های ناخواسته را از بین ببرند. این‌ها نکته‌های درستی هستند و خود حقوق بین‌الملل بشردوستانه اذعان می‌کند که تلفات غیرنظامیان حتی در حمله‌ها علیه اهداف نظامی قانونی نیز می‌تواند رخ دهد، اما اذعان به واقعیت‌های جنگ به معنای پذیرش فرسایش محدودیت‌های آن نیست؛ قانون دقیقا زمانی اهمیت پیدا می‌کند که فشار نظامی شدید باشد و تصمیم‌گیری‌های عملیاتی دشوار باشد.

اگر حمایت‌های لازم از غیرنظامیان در مواقعی که خطرات استراتژیک زیاد است، انعطاف‌پذیر شوند، آنگاه جهان‌شمولی آن‌ها مشروط به قدرت، جغرافیا و مصلحت سیاسی می‌شود؛ قانونی که فقط کشور‌های ضعیف را محدود می‌کند، در حالی که کشور‌های قدرتمند از مزایای استثنا‌های بی‌پایان بهره‌مند می‌شوند، برای مدت طولانی یک قانون جهان‌شمول نخواهد بود. پیامد‌های آن بسیار فراتر از ایران خواهد بود؛ قوانین جنگ فقط در صورتی عمل می‌کنند که کشور‌ها انتظار داشته باشند که آن‌ها در سراسر درگیری‌ها و مناطق اعمال شوند؛ استانداردی که در غرب آسیا تضعیف شده باشد، در آنجا کاملا محدود نخواهد ماند؛

متخاصمان آینده در اروپا، آفریقا یا شرق آسیا می‌توانند به رفتار‌هایی که در جا‌های دیگر تحمل می‌شود، اشاره و همان آزادی عمل را برای خود مطالبه کنند؛ اجرای گزینشی قوانین، چیزی بیش از ایجاد عدالت نابرابر است؛ با گذشت زمان، آنچه دولت‌ها معتقدند می‌توانند انجام دهند را تغییر می‌دهد. قانونی که فقط کشور‌های ضعیف را محدود می‌کند، در حالی که کشور‌های قدرتمند از مزایای استثنائات بی‌پایان بهره‌مند می‌شوند، برای مدت طولانی یک قانون جهانی نیست.

بنابراین، پاسخ مناسب، پیش‌داوری در مورد هر حمله مورد مناقشه یا فرض اینکه هر مرگ غیرنظامی یک جنایت جنگی است، نیست، بلکه اصرار بر تحقیقات مستقل، شفاف و قابل تایید و انتشار یافته‌های معنادار و پاسخگویی در هر کجا که تخلفی اثبات شود، است. آمریکا باید به همان استاندارد‌هایی پایبند باشد که مدعی است دیگر کشور‌ها باید رعایت کنند؛ همین استاندارد باید در مورد رژیم صهیونیستی و هر طرف دیگر درگیری مسلحانه اعمال شود؛ جهان‌شمولی نکته اصلی است. پرسشی که سیریک مطرح کرد در نهایت بزرگ‌تر از یک عروسی است، همانطور که پرسش درباره میناب بزرگ‌تر از یک مدرسه بود؛

پرسش این است که که آیا جامعه بین‌المللی هنوز معتقد است که حتی در جنگ، افراد، فضا‌ها و قوانینی وجود دارند که ضرورت نظامی نمی‌تواند به سادگی آن‌ها را کنار بگذارد. اگر حفاظت از غیرنظامیان به اصلی تبدیل شود که فقط در مواقع ضروری رعایت می‌شود، آسیب‌ها با یک شهر یا یک درگیری متوقف نخواهند شد؛ آنچه تضعیف خواهد شد، مرزی است که مانع از بی‌حدومرز شدن جنگ می‌شود و هنگامی که این مرز از میان برود، هیچ ملتی نمی‌تواند اطمینان داشته باشد که غیرنظامیانش در آن سوی مرز، در امان خواهند ماند. انتهای پیام/

منبع: خبرگزاری میزان