به گزارش گروه رسانهای شرق،
سپهر خرمی: هدایت ممبینی سرانجام پس از نزدیک به چهار سال حضور در ساختمان فدراسیون فوتبال، از دبیرکلی کنار گذاشته شد؛ برکناریای که اگرچه در حکم رسمی فدراسیون فوتبال با جزئیات توضیح داده نشد، اما مهمترین پروندهای که نام او را در ماههای اخیر زیر تیغ انتقاد برد، ماجرای سهمیه سوم ایران در لیگ قهرمانان آسیا بود.
فدراسیون فوتبال از یک سو برای تعیین نماینده ایران تورنمنت سهجانبهای با حضور چادرملو، گلگهر و پرسپولیس برگزار کرد و چادرملو در زمین مسابقه بهعنوان تیم برتر معرفی شد، اما از سوی دیگر، نامهای که پیش از برگزاری این مسابقات از سوی دبیرکل فدراسیون به AFC ارسال شده بود، گلگهر را بهعنوان نماینده ایران معرفی میکرد. در نهایت هم AFC گلگهر را پذیرفت تا مسابقات سهجانبه عملا بیاثر شود و چادرملو، با وجود پیروزی در زمین، سهمیهای را که برای آن مسابقه داده بود از دست بدهد. چند هفته بعد، تاج، ممبینی را برکنار کرد؛
اما چند ساعت بعد او را بهعنوان مشاور خود منصوب کرد؛ تصمیمی که پرسشهای تازهای درباره مسئولیتپذیری در فدراسیون فوتبال ایجاد
تورنمنتی که از ابتدا نباید بیمعنا میشد
ماجرای برکناری هدایت ممبینی را نمیتوان بدون بازگشت به یکی از عجیبترین تصمیمهای مدیریتی فوتبال ایران در تابستان ۱۴۰۵ بررسی کرد؛ پروندهای که در آن یک تصمیم اداری، مسابقهای را که قرار بود تکلیف سهمیه آسیایی را روشن کند، به مسابقهای بیاثر تبدیل کرد. پس از نیمهتمام ماندن لیگ برتر به دلیل شرایط جنگی، فدراسیون فوتبال اعلام کرد دو تیم اول جدول به لیگ نخبگان آسیا میروند و نماینده سوم ایران در لیگ قهرمانان آسیا ۲ از طریق یک تورنمنت سهجانبه مشخص خواهد شد. قرار بود چادرملو، گلگهر و پرسپولیس در این مسابقات برای کسب سهمیه رقابت کنند.
مسابقات در پنجم و هشتم تیر برگزار شد و چادرملو توانست هم پرسپولیس و هم گلگهر را شکست دهد و در زمین مسابقه بهعنوان نماینده سوم ایران انتخاب شود. اتفاقی که از منظر ورزشی، به نظر تکلیف را روشن میکرد: تیمی که در تورنمنت رسمی فدراسیون برنده شده، سهمیه آسیا را گرفته است. اما یک مشکل بزرگ وجود داشت؛ نام گلگهر پیش از برگزاری همین مسابقات به AFC ارسال شده بود. بر اساس گزارشهای منتشرشده، هدایت ممبینی در نامهای که اوایل خرداد به کنفدراسیون فوتبال آسیا فرستاد، گلگهر را بهعنوان نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیا ۲ معرفی کرده بود.
یعنی زمانی که هنوز قرار بود درباره سازوکار نهایی تعیین نماینده ایران تصمیمگیری شود، نام یک باشگاه بهعنوان نماینده قطعی به AFC اعلام شده بود! همین موضوع، بزرگترین تناقض پرونده است. اگر گلگهر از قبل نماینده قطعی ایران بود، چرا اصلا تورنمنت سهجانبه برگزار شد؟ و اگر قرار بود نتیجه تورنمنت تعیینکننده باشد، چرا فدراسیون پیش از برگزاری مسابقات، نام گلگهر را به AFC معرفی کرد؟ چادرملو در زمین مسابقه کار خودش را انجام داد؛ تیم یزدی در دو بازی برنده شد و سهمیه را به دست آورد. اما فدراسیون در ادامه مجبور شد با AFC رایزنی کند تا نتیجه مسابقات را بپذیرد.
این تلاشها هم به نتیجه نرسید و در نهایت AFC گلگهر را بهعنوان نماینده ایران پذیرفت. حتی مدیران استان یزد نیز به این موضوع واکنش نشان دادند و خواستار جلوگیری از تضییع حق چادرملو شدند. اما عجیبتر از همه، توضیحاتی بود که خود ممبینی درباره این ماجرا ارائه کرد. او گفت مهلت معرفی تیمها به AFC بیستودوم ماه می بوده و فدراسیون سه روز فرصت بیشتر گرفته است؛ بنابراین در چهارم خرداد، بر اساس جدول موجود، گلگهر را معرفی کردهاند.
در مقابل، گزارشهای رسانهای با استناد به مقررات AFC این استدلال را زیر سؤال بردند و مطرح کردند که معرفی قطعی نماینده میتوانست تا زمان تعیین نهایی سهمیهها به تعویق بیفتد. همین تناقض، تبدیل به مهمترین پرونده مدیریتی دوره پایانی ممبینی شد.
از سهمیه چادرملو تا پروندههای ترکیه؛ فهرست حاشیهها
ماجرای گلگهر تنها موضوعی نبود که در هفتههای پایانی مسئولیت ممبینی درباره آن بحث شد. یکی دیگر از حاشیههای مهم، موضوع اردوهای تیمهای ملی در ترکیه بود. گزارشهایی درباره هزینه هتلها و نحوه قرارداد با شرکتهای طرف قرارداد منتشر شد و در ادامه، اسناد و ابهامهایی درباره قرارداد اردوهای تیم امید و جوانان مطرح شد. در یکی از این گزارشها، قرارداد مربوط به اردوی تیم امید در حالی با امضای ممبینی ثبت شده بود که تاریخ قرارداد یک روز پس از ورود تیم به ترکیه عنوان شده بود.
همچنین درباره تفاوت برخی مبالغ درجشده در قراردادهای فدراسیون و اسناد آژانس ترکیهای پرسشهایی مطرح شد. این موضوع در روزهای بعد وارد مرحله جدیتری شد؛ بهطوری که مهدی تاج دستور داد هزینههای مربوط به اردوهای ترکیه، قراردادها، فاکتورها، مبالغ پرداختی و نحوه انتخاب آژانسها و هتلها بررسی شود. در دستور تاج، حتی بر بررسی احتمال وجود رابطه غیرمتعارف یا تعارض منافع نیز تأکید شده بود. نکته مهم این است که این موارد هنوز به معنای اثبات تخلف مالی نیستند و باید میان «ابهام و پرسش رسانهای» و «تخلف اثباتشده» تفاوت گذاشت.
اما همین که قراردادها و هزینهها به مرحله بررسی حراست فدراسیون رسیده، نشان میدهد مسئله از سطح یک حاشیه رسانهای فراتر رفته است.
دوسوم سال خارج از کشور
در کنار این موضوعات، سفرهای خارجی ممبینی نیز مورد انتقاد قرار گرفت. گزارشهایی منتشر شد که بر اساس آن، او در بخش درخور توجهی از سال در سفر بوده و حتی پس از بازگشت از سفرهای طولانی ترکیه و مکزیک، برنامه سفر دیگری را همراه تیم امید به ژاپن برای بازیهای آسیایی در دستور کار داشت. این موضوع زمانی حساستر شد که عملکرد دبیرکل در داخل فدراسیون نیز زیر سؤال رفته بود. در پرونده سهمیه آسیایی، ممبینی در مقطعی اعلام کرد که خودش نمیداند چه کسی تصمیم به برگزاری تورنمنت سهجانبه گرفته است؛ در حالی که چنین مسابقاتی با تصمیم هیئترئیسه فدراسیون برگزار شده بود.
این نوع اظهارنظرها در شرایطی که دبیرکل یکی از اصلیترین مدیران اجرائی فدراسیون است، بیش از آنکه ابهامات را برطرف کند، پرسشهای جدیدی ایجاد کرد.
حکم مشاورهای که همهچیز را پیچیدهتر کرد
۹ شهریور، مهدی تاج حکم برکناری هدایت ممبینی از دبیرکلی فدراسیون فوتبال را صادر کرد و حامد مؤمنی بهعنوان سرپرست دبیرکلی منصوب شد. در نگاه اول، این تصمیم میتوانست پایان پرونده ممبینی باشد؛ اما تنها چند ساعت بعد اتفاق دیگری افتاد که ماجرا را پیچیدهتر کرد. فدراسیون فوتبال اعلام کرد ممبینی بهعنوان مشاور مهدی تاج منصوب شده است. یعنی مدیری که از مهمترین جایگاه اجرائی فدراسیون کنار گذاشته شده بود، نهتنها از مجموعه خارج نشد، بلکه مستقیم به رئیس فدراسیون مشاوره خواهد داد.
اینجاست که سؤال اصلی شکل میگیرد: اگر ممبینی به دلیل عملکرد مدیریتیاش برای دبیرکلی مناسب نبود، چرا برای مشاوره رئیس فدراسیون مناسب است؟ و برعکس؛ اگر تاج همچنان به توانایی و دانش ممبینی اعتماد دارد، چرا او را از دبیرکلی کنار گذاشت؟
مومنی؛ جانشین موقت با کارنامه بینالمللی
در این میان، حامد مؤمنی بهعنوان سرپرست دبیرکلی فدراسیون فوتبال منصوب شده است؛ مدیری که برخلاف تصور اولیه، چهرهای تازهوارد در فوتبال ایران نیست. مؤمنی پیش از ورود به فدراسیون فوتبال در سال ۱۳۸۶، عضو جامعه رسانههای ورزشی بود و مدرک کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی دارد. او سالها در ساختار فدراسیون فوتبال فعالیت کرده و در حوزههای اجرائی و بینالمللی تجربه دارد. مهمترین بخش کارنامه مؤمنی، سوابق بینالمللی او است. او از سال ۱۳۹۱ بهعنوان ناظر بینالمللی AFC و FIFA فعالیت کرده و در رویدادهای مهمی حضور داشته است.
ازجمله سوابق اعلامشده برای او، حضور در فینال جام جهانی فوتسال لیتوانی در سال ۲۰۲۱ و نظارت بر شش مسابقه در بازیهای فوتبال المپیک ۲۰۲۴ پاریس است. مؤمنی همچنین دوره مطالعات پیشرفته مدیریت فوتبال در دانشگاه لوزان سوئیس، دوره تخصصی مدیریت فوتبال یوفا، دوره تخصصی برگزاری رویدادهای بزرگ ورزشی در دانشگاه مدیریت میلان ایتالیا و دوره عالی مدیریت و حکمرانی مطلوب سازمانهای ورزشی FIFA را گذرانده است. او همچنین گواهینامه تخصصی رهبری و مدیریت فوتبال از AFC دارد؛ بنابراین انتخاب مؤمنی را میتوان دستکم از منظر سابقه اجرائی و بینالمللی، انتخابی قابل دفاع دانست؛
هرچند او فعلا سرپرست دبیرکلی است، نه دبیرکل قطعی.
پایان باز به سبک اصغر فرهادی
و حالا حتی مهمتر از رفتن ممبینی، این است که چه کسی باید پاسخگوی آن تصمیم باشد. اگر فدراسیون معتقد است ممبینی در این پرونده اشتباه کرده، باید شفاف توضیح دهد که اشتباه دقیقا چه بوده و چرا نتیجه یک تورنمنت رسمی نتوانست مبنای تصمیم نهایی قرار بگیرد. اگر هم ممبینی صرفا قربانی یک فرایند اشتباه بوده، باز هم فدراسیون باید آن را روشن کند. در غیر این صورت، فوتبال ایران در برابر یک تصمیم عجیب باقی میماند: دبیرکلی که به دلیل حاشیههای مدیریتی کنار گذاشته شد، چند ساعت بعد بهعنوان مشاور رئیس فدراسیون برگشت؛ تیمی که در زمین سهمیه آسیا را گرفت، سهمیه را از دست داد؛
و تورنمنتی که برای تعیین نماینده آسیا برگزار شد، در نهایت نتوانست تعیینکننده باشد. این همان چیزی است که پرونده ممبینی را از یک «تغییر مدیریتی» ساده فراتر میبرد؛ پروندهای درباره اینکه در فوتبال ایران، چه کسی تصمیم میگیرد، چه کسی پاسخ میدهد و در نهایت چه کسی هزینه اشتباه را پرداخت میکند؟
منبع: شبکه شرق
