اجتماعیفرهاب سامانه تحلیل اخبارشهریور 19, 1405 - سپتامبر 10, 20264 دقیقه مطالعه

معلم جوان؛ دوربین روشن، آینده خاموش

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق، حجت‌اله طالبیان‌بروجنی اول دوربین را روشن می‌کنند، بعد از حقوقشان می‌گویند. از اجاره‌خانه، هزینه ازدواج، شغل دوم، خرج زندگی و آینده‌ای که هرچه حساب می‌کنند، با حقوق معلمی جور درنمی‌آید. این‌ بار صدای گلایه فقط از میان بازنشستگان و…

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

حجت‌اله طالبیان‌بروجنی

اول دوربین را روشن می‌کنند، بعد از حقوقشان می‌گویند. از اجاره‌خانه، هزینه ازدواج، شغل دوم، خرج زندگی و آینده‌ای که هرچه حساب می‌کنند، با حقوق معلمی جور درنمی‌آید.

این‌ بار صدای گلایه فقط از میان بازنشستگان و معلمان باسابقه بلند نشده است؛ معلم جوانی که تازه پا به مدرسه گذاشته، خودش را مقابل دوربین تلفن همراهش نشانده و می‌پرسد: با این حقوق، قرار است چگونه زندگی کنم؟ شاید بتوان این ویدئوها را هم مثل بسیاری از اتفاقات فضای مجازی چند روزی دید، درباره‌شان نوشت و بعد از کنارشان گذشت. اما این‌ بار بهتر است کمی بیشتر مکث کنیم؛ چون ‌پشت هر ویدئو، یک زندگی واقعی ایستاده است.

جوانی که سال‌ها درس خوانده، در آزمون استخدامی شرکت کرده، وارد مدرسه شده و قرار بوده سال‌های طولانی در کلاس درس بایستد، حالا به‌جای آنکه درباره روش تدریس، دانش‌آموزان و آینده مدرسه حرف بزند، ناچار است درباره دخل‌و‌خرج خودش توضیح بدهد. اینجاست که مسئله از «حقوق معلم» فراتر می‌رود. مسئله این است که آموزش‌ و پرورش برای معلم جوان چه آینده‌ای ساخته است؟ معلم جوان قرار است نیروی انسانی تازه‌نفس این دستگاه باشد؛ نسلی که فناوری را بهتر می‌شناسد، فاصله‌اش با نسل جدید دانش‌آموزان کمتر است و می‌تواند بخشی از مشکلات آموزشی را جبران کند.

اما اگر همین جوان در ابتدای مسیر شغلی‌اش با اجاره‌خانه، هزینه ازدواج، رفت‌وآمد، درمان و هزار خرج دیگر دست‌وپنجه نرم کند و در پایان ماه چیزی برایش باقی نماند، باید نگران چیزی بزرگ‌تر از فیش حقوقی او بود. باید نگران آینده شغل معلمی بود. سال‌هاست درباره منزلت معلم حرف می‌زنیم. از نقش او در ساختن آینده کشور می‌گوییم. در مناسبت‌های مختلف، معلم را مهم‌ترین عنصر نظام تعلیم‌ و تربیت معرفی می‌کنیم. همه اینها درست؛ اما منزلت فقط در کلمات ساخته نمی‌شود.

وقتی معلم برای پرداخت اجاره‌خانه یا تأمین هزینه‌های معمول زندگی ناچار به شغل دوم است، فاصله میان «معلم در سخنرانی‌ها» و «معلم در زندگی واقعی» بیشتر می‌شود. از طرف دیگر، نمی‌توان همه مسئله را با افزایش حقوق حل کرد. معلم به امنیت شغلی، امکان رشد، احترام حرفه‌ای، مشارکت در تصمیم‌گیری، مدیریت شایسته و محیط کاری سالم هم نیاز دارد. اما یک نقطه شروع وجود دارد: معلم باید بتواند با شغل اصلی خود زندگی کند. این خواسته زیادی نیست.در بسیاری از مشاغل، شغل دوم انتخابی برای افزایش درآمد است؛ برای بخشی از معلمان اما شغل دوم به ضرورت تبدیل شده است‌ و این تفاوت مهمی است.

وقتی معلم پس از پایان ساعت مدرسه باید برای تأمین معاش به کار دیگری برود، طبیعی است که بخشی از انرژی، تمرکز و فرصت او از مدرسه گرفته شود. و اینجا پای دانش‌آموز هم به میان می‌آید. نمی‌توان از معلم خواست تمام توان حرفه‌ای خود را برای مدرسه بگذارد و هم‌زمان او را درگیر ابتدایی‌ترین دغدغه‌های معیشتی کرد. اما اتفاق مهم‌تری هم در حال رخ‌دادن است. نسل جدید معلمان دیگر صرفا منتظر نیست کسی از طرف آنها حرف بزند. تلفن همراهشان را برمی‌دارند، دوربین را روشن می‌کنند و خودشان روایت می‌کنند. این ویدئوها را نباید صرفا «گلایه‌های فضای مجازی» دید.

آنها بخشی از یک واقعیت اجتماعی‌اند؛ واقعیتی که اگر شنیده نشود، ممکن است دیر یا زود خود را در جای دیگری نشان دهد. آموزش‌ و پرورش برای ادامه حیات خود به معلمانی نیاز دارد که شغلشان را انتخاب کرده باشند، نه اینکه صرفا به دلیل نبود گزینه بهتر در آن مانده باشند. یک سؤال ساده اما جدی باید پیش‌روی سیاست‌گذاران قرار گیرد: اگر امروز یک جوان بااستعداد، وضعیت معلمان را ببیند، آیا باز هم معلمی را به ‌عنوان یک انتخاب شغلی جذاب انتخاب می‌کند؟ پاسخ به این پرسش‌ شاید از ده‌ها گزارش آماری مهم‌تر باشد؛

زیرا آموزش‌ و پرورش فقط امروز را اداره نمی‌کند، نیروی انسانی فردای خود را هم باید بسازد. ممکن است روزی برسد که برای ساختن یک مدرسه جدید بودجه پیدا کنیم، برای هوشمندسازی کلاس‌ها اعتبار بگذاریم، برای تجهیزات آموزشی هزینه کنیم و حتی مدرسه‌های بیشتری بسازیم؛ اما برای مهم‌ترین عنصر مدرسه، یعنی معلم باانگیزه و باکیفیت، دیگر انتخاب‌های زیادی نداشته باشیم. آن روز، مسئله معیشت معلم دیگر یک مطالبه صنفی نیست؛ مسئله، آینده مدرسه است. و شاید بد نباشد این روزها‌ به‌جای آنکه فقط درباره «ویدئوهای اعتراضی معلمان» حرف بزنیم، یک‌ بار جدی‌تر به صدای پشت این ویدئوها

چون معلم جوان، فقط از حقوقش حرف نمی‌زند،

او دارد درباره آینده‌اش حرف می‌زند.

و شاید این مهم‌ترین صدایی باشد که آموزش‌ و پرورش امروز باید بشنود.

منبع: شبکه شرق