تصاویر فروریختن برجهای دوقلو، سقوط ساختمان شماره ۷، اصابت هواپیما به پنتاگون و سرنوشت پرواز ۹۳، مجموعهای از ابهامها را برای بخشی از افکار عمومی ایجاد کرد. روایت رسمی میگوید حملات توسط ۱۹ هواپیماربا وابسته به القاعده انجام شد، اما نظریهپردازانی معتقدند آنچه در آن روز رخ داد، لایههای پنهان دیگری نیز داشته است. برخی از این ادعاها بعدها با تحقیقات فنی و قضایی رد شدند، اما همچنان از مشهورترین نمونههای تئوری توطئه در جهان محسوب میشوند.
سقوطی که «بیش از حد منظم» به نظر میرسیدمشهورترین نظریه میگوید برجهای مرکز تجارت جهانی نه بر اثر برخورد هواپیما و آتشسوزی، بلکه با مواد منفجره و به شکل یک تخریب کنترلشده منهدم شدند. طرفداران این نظریه به سرعت فروریختن ساختمانها، حرکت تقریبا عمودی آنها و تصاویر انفجارهایی کوچک هنگام سقوط استناد میکنند. برخی نیز وجود فلز مذاب در محل حادثه را نشانه استفاده از مواد منفجره یا ترکیباتی مانند ترمیت میدانند. اما مؤسسه ملی استاندارد و فناوری آمریکا، پس از تحقیقات گسترده اعلام کرد هیچ شواهد تأییدکنندهای برای فرضیه تخریب کنترلشده پیدا نکرده است.
این نهاد نتیجه گرفت برخورد هواپیما، آسیب به سازه و جدا شدن بخشهایی از عایق ضدحریق و سپس آتشسوزیهای گسترده، زنجیرهای از شکستهای سازهای را ایجاد کرد. با این حال، همین اختلاف میان «آنچه چشم میبیند» و «آنچه مهندسی سازه توضیح میدهد» یکی از دلایل ماندگاری این تئوری است. معمایی که سوخت اصلی تئوریها شداگر قرار باشد یک ساختمان بیش از همه به خوراک تئوریهای توطئه تبدیل شده باشد، ساختمان شماره ۷ مرکز تجارت جهانی یکی از جدیترین گزینههاست. این ساختمان برخلاف برجهای دوقلو مستقیما با هواپیما برخورد نکرد.
با این حال، چند ساعت پس از فروپاشی برج شمالی، WTC ۷ نیز فروریخت. برای بسیاری از منتقدان روایت رسمی، این پرسش مطرح شد که چگونه ساختمانی که هواپیمایی به آن اصابت نکرده بود، میتوانست چنین فرو بریزد. از همینجا نظریه دیگری شکل گرفت: ساختمان شماره ۷ از قبل با مواد منفجره مجهز شده و سقوط آن بخشی از یک عملیات برنامهریزیشده بود. نهادهای رسمی، اما علت سقوط را آتشسوزیهای گسترده ناشی از آسیبهای ایجادشده پس از فروپاشی برج شمالی و در نهایت شکست زنجیرهای سازه عنوان کرد و استفاده از انفجار کنترلشده را رد کرد. پنتاگون؛
«هواپیما نبود، موشک بود»یکی دیگر از مشهورترین ادعاها مربوط به ساختمان پنتاگون است. طبق روایت رسمی، پرواز شماره ۷۷ خطوط امریکن ایرلاینز به پنتاگون برخورد کرد، اما برخی نظریهپردازان میگویند اندازه و شکل اولیه خسارت با برخورد یک بوئینگ ۷۵۷ همخوانی نداشت و آنچه به ساختمان اصابت کرده، موشک یا نوع دیگری از سلاح بوده است. حتی ادعاهایی مطرح شد که تصاویر هواپیما و بقایای آن بعدا برای ساختن یک صحنه جعلی مورد استفاده قرار گرفتهاند.
این نظریه با وجود جذابیت روایی، با مجموعهای از شواهد ازجمله فیلمهای دوربینهای امنیتی، شهادت شاهدان و شواهد مربوط به هواپیما و قربانیان روبهروست. بررسیهای منتشرشده درباره حادثه نیز این ادعا را رد کردهاند. پرواز ۹۳؛ آیا هواپیما سرنگون شد؟پرواز شماره ۹۳ یونایتد ایرلاینز قرار بود به مقصد سانفرانسیسکو برود، اما پس از ربوده شدن در پنسیلوانیا سقوط کرد. در سالهای بعد، نظریهای شکل گرفت که میگفت این هواپیما نه در نتیجه مقاومت مسافران و خلبانان هواپیماربا، بلکه بر اثر شلیک یک جنگنده آمریکایی سرنگون شده است.
طرفداران این روایت به گزارشهای اولیه شاهدان درباره مشاهده هواپیمای نظامی و همچنین شکل پراکندگی بقایای هواپیما اشاره کردهاند. در مقابل، تحقیقات رسمی و شواهد مربوط به پرواز، ازجمله اطلاعات ثبتشده در هواپیما، با روایت درگیری مسافران با هواپیماربایان سازگار دانسته شده است. این نظریه همچنان یکی از بخشهای پرمناقشه داستان ۱۱سپتامبر باقیمانده است؛ هرچند شواهد موجود، آن را تأیید نمیکند. داخل، کار خود آمریکاییها بود شاید بزرگترین و سیاسیترین نظریه، همان چیزی باشد که در ادبیات انگلیسی با عنوان اینساید جاب شناخته میشود.
براساس این ادعا، مقامهایی در دولت یا دستگاههای امنیتی آمریکا از وقوع حملات مطلع بودند یا حتی در طراحی و اجرای آن نقش داشتند. انگیزه ادعایی نیز بسیار گسترده است: فراهم کردن زمینه حمله به افغانستان، سپس عراق، افزایش بودجههای نظامی و امنیتی و گسترش اختیارات دولت آمریکا. این نظریه البته یک روایت واحد نیست؛ نسخههای مختلفی از آن وجود دارد. بعضی میگویند دولت صرفا از حمله اطلاع داشت و عمدا مانع آن نشد؛ برخی دیگر پا را فراتر گذاشته و از طراحی مستقیم حملات سخن میگویند.
واقعیت این است که تحقیقات رسمی نیز ضعفهای جدی اطلاعاتی و امنیتی پیش از حملات را مورد توجه قرار دادهاند، اما ضعف یا شکست اطلاعاتی با مشارکت عمدی در عملیات تروریستی یکسان نیست. اسرائیل از قبل میدانستیکی از جنجالیترین شاخههای تئوریها پای اسرائیل و موساد را به ماجرا باز میکند. در برخی روایتها، ادعا شده که اسرائیل از وقوع حملات از قبل مطلع بوده یا حتی در آنها نقش داشته است. این ادعاها گاهی به داستانهای مربوط به رفتار مأموران اطلاعاتی، معاملات مالی یا گزارشهای پراکنده پیش از حملات متصل میشوند.
یکی از دلایل آن هم تخلیه ساختمانهای دوقلو از سوی صهیونیستها پیش از حمله بود. اتفاقی که باعث قوی شدن این تئوری شده است. چرا این تئوریها هنوز زندهاند؟شاید مهمترین پرسش این نباشد که «کدام تئوری درست است؟»، بلکه این باشد که چرا تئوریهای توطئه درباره ۱۱ سپتامبر هنوز جذابند؟پاسخ را باید در قدرت تصاویر جستوجو کرد. مردم شاهد بودند ساختمانهایی نمادین در برابر چشمانشان فرو میریزند، هواپیماها به برجها برخورد میکنند و جهان طی چند ساعت تغییر میکند. در چنین شرایطی، ذهن انسان به دنبال الگو، علت و «دست پنهان» میگردد.
از سوی دیگر، اشتباهات و تناقضهای موجود در گزارشهای اولیه نیز به تردیدها دامن زدند. اینترنت هم این امکان را فراهم کرد که یک ادعای اثباتنشده، بارها بازنشر شود و در نهایت برای بخشی از مخاطبان شبیه «حقیقتی سانسورشده» جلوه کند.
منبع: جام جم آنلاین
