رویداد۲۴| سیل، گیلان و مازندران، دو قطب کشاورزی ایران را درنوردید و شالیزارها، مزارع، باغها، آببندانهای پرورش ماهی، دامداریها و مرغداریهای زیادی را تخریب کرد. وقوع سیل ویرانگر در استانهای شمالی ایران در حالی رخ میدهد که کارشناسان میگویند در فاصله سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۳۰ خورشیدی فقط پنج مورد سیل در مازندران رخ داده، اما در سه دهه اخیر با وجود کاهش بارندگی، وقوع سیلابها حدود شش برابر شده است. این کارشناسان تأکید میکنند دستاندازی گسترده به منابع طبیعی، حریم رودخانهها و بحران آب، عوامل مهم وقوع سیلابهای ویرانگر هستند.
بارش شدید باران از شب دوشنبه ۱۶ شهریور سیل و آبگرفتگی گسترده را در گیلان و مازندران به دنبال داشت. گزارشهای هواشناسی نشان میدهد بیشترین بارشها در ۲۴ ساعت گذشته در مناطقی مثل نوشهر، ایزدشهر و رودسر رخ داده و در برخی نقاط مازندران حتی بیش از ۲۲۰ میلیمتر باران آمده است. این گزارشها همچنین حاکی از هشدار سیلاب و رانش زمین در مازندران، مناطق ساحلی و دامنههای البرز است و مدیریت بحران مازندران درباره طغیان رودخانهها، سیلاب ناگهانی و رانش زمین در ارتفاعات هشدار داده است.
به گزارش شرق، مردم محلی هم گزارش میدهند توفان و بارندگیهای سیلآسا در گلوگاه شالیزارهای زیادی را زیر انبوهی از گلولای دفن کرد. در فریدونکنار کارخانههای شالیکوبی زیر آب رفت و در زرینآباد ساری سیلاب به پلها و شبکههای آب، برق و گاز آسیب زد و شهر و روستا را در خاموشی فرو برد.
کمیل عسکری، مدیر جهاد کشاورزی شهرستان گلوگاه به مهر گفته است: «سیلاب به زیرساختهای راههای بین مزارع و کانالهای انتقال آب آسیب جدی رسانده و روند آبیاری مزارع را با اختلال مواجه کرده است و برآوردهای اولیه نشان میدهد تاکنون بیشتر از ۴۰ میلیارد تومان خسارت به کشاورزان گلوگاه وارد شده و تعدادی از واحدهای دامپروری و تأسیسات نگهداری و خوراک دام در برخی دامداریها تخریب یا دچار خسارت شده است و میزان نهایی این خسارتها هنوز مشخص نیست».
به گفته این مقام مسئول، خسارتهای ایجادشده میتواند زنجیره تولید و درآمد قریب به دو هزار کشاورز و دامدار را فقط در منطقه گلوگاه تحت تأثیر قرار دهد. همچنین گزارشهای محلی حاکی از خسارت شدید به فریدونکنار قطب صنعت برنج است. علاوه بر این، کشاورزان بومی خبر میدهند زرینآباد به محاصره سیلاب درآمده و در روستای زرینآباد علیا در ساری، سیلاب نهتنها به کشاورزی خسارت زده است، که ارتباطات مخابراتی قطع و پلها ویران شدهاند.
همچنین شکستگی لولههای انتقال آب و گاز و سقوط دکلهای برق، آب، برق و گاز برخی خانهها را قطع کرده است و آبرسانی به منطقه با تانکرهای سیار انجام میشود. استانداری مازندران هم از خسارت توفان و سیلاب به ۷۷۲ خانه مسکونی خبر داده است. این گزارشها در شرایطی است که اقتصاد دو استان شمالی کشور درهمتنیدگی زیادی با کشاورزی دارد و کشاورزی در مقابل خسارات ناشی از تغییرات جوی بسیار آسیبپذیر است و در عین حال هواشناسی از احتمال تکرار بارندگیهای شدید و توفان در این مناطق خبر میدهد.
در همین زمینه برخی منابع خبری وقوع سیلاب در استانهای شمالی را ناشی از پدیده اقلیمی النینو میدانند، اما این تمام ماجرا نیست. سازمان جهانی هواشناسی پیش از این از احتمال وقوع النینو خبر داده بود. بر اساس این گزارشها النینو در سال ۲۰۲۶-۲۰۲۷ میتواند احتمال بارشهای بالاتر از نرمال و در نتیجه خطر سیلاب را در بعضی مناطق ایران افزایش دهد، اما وقوع سیل را قطعی نمیکند. در مطالعات تاریخی، در دورههای النینو حدود ۹۸ درصد زیرحوضههای بررسیشده ایران ناهنجاری مثبت بارش داشتهاند؛
میانگین افزایش بارش حدود ۱۱.۳ درصد و در النینوهای قوی حدود ۱۷.۲ درصد گزارش شده است و مناطق حساستر شامل گیلان و مازندران، گلستان، جنوب شرق ایران، خوزستان و حوضههای دز و کارون، لرستان و زاگرس و فارس هستند.
البته نکته مهم این است که النینو بهتنهایی علت سیل نیست و شدت و مسیر سامانههای بارشی، انتقال رطوبت، توپوگرافی، وضعیت رودخانهها و زیرساختهای شهری هم تعیینکننده هستند و بنابراین اینکه وقوع سیلاب را به النینو ربط بدهیم، گزارهای چندان کارشناسی نیست و تعبیر درستتر این است که النینو میتواند زمینه اقلیمی مساعدتری برای بارش سنگین در برخی مناطق ایجاد کند و ریسک سیلاب را افزایش دهد. سیلاب ویرانگر؛
محصول تخریب طبیعت حالا سیل خسارتبار در استانهای شمالی ایران در شرایطی گزارش شده که در سالهای اخیر وقوع سیلابهای ویرانگر همراه با خسارات سنگین به صورت مکرر سوژه گزارش رسانههای ایران بوده است. پیش از این تورج فتحی، کارشناس منابع طبیعی و آب به «شرق» گفته بود در فاصله سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۳۰ خورشیدی فقط پنج مورد سیل در مازندران رخ داده، اما در ۳۰ سال اخیر با وجود بارشهای کمتر تعداد سیلهای این استان بیشتر از شش برابر شده و علت آن تجاوز گسترده به منابع طبیعی و ازبینبردن جنگلها و پوشش گیاهی منطقه است. کمتر از هفت درصد مساحت ایران پوشش جنگلی دارد.
بر اساس برآورد سازمان خواروبار کشاورزی (FAO) و تعریف آن از جنگل، مساحت جنگلهای ایران ۱۱.۷۵ میلیون هکتار اعلام شده است که با این حساب سطح جنگلهای کشور فقط ۶.۸ درصد از مساحت ایران را تشکیل میدهند. بر این اساس سرانه جنگل در ایران برای هر نفر حدود ۱۵۸ صدم هکتار است که این رقم بسیار کمتر از متوسط ششدهم هکتار میانگین جهانی است. بر اساس آمار سازمان ملل کشورهایی که زیر ۲۵ درصد پوشش جنگلی دارند جزء کشورهای فقیر از نظر پوشش جنگلی به شمار میآیند. با این حال مساحت جنگلهای کشور بهسرعت در دهههای گذشته کم و کمتر شده است.
فرزاد علیزاده، کارشناس منابع طبیعی در آذر سال ۱۴۰۰ به ایسنا گفته است از ۱۶۵ میلیون هکتار وسعت کشور حدود ۱۲ میلیون هکتار آن را جنگلها دربرمیگیرند و جنگلهای بلوط زاگرس با وسعت شش میلیون هکتار مساحت نزدیک به ۵۰ درصد جنگلهای ایران را تشکیل میدهند و ۴۰ درصد منابع آب کشور از منطقه زاگرس تأمین میشود. با این حال در ۷۰ سال گذشته هفت میلیون هکتار از جنگلهای زاگرس از بین رفته و در حال حاضر فقط پنج میلیون هکتار جنگل در زاگرس باقی مانده است.
همچنین مطابق اعلام مرکز مطالعات راهبردی کشاورزی و آب اتاق ایران، وسعت جنگلهای هیرکانی در ۵۰ سال گذشته تقریبا به نصف کاهش یافته است و وسعت جنگلهای دریایی در ناحیه رویشی جنگلهای حرا در ۲۵ سال گذشته سالانه دو هزارو ۵۰۰ هکتار کاهش را تجربه میکند. در تیرماه ۱۴۰۱ هم سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور اعلام کرد تعداد استانهای بیابانی ایران از ۱۴ استان در آغاز برنامه چشمانداز ۲۰ ساله به حدود ۲۱ استان افزایش یافته است. همچنین در آغاز این برنامه مساحت کانون ریزگردها شش میلیون هکتار بوده که هماکنون به نزدیک ۱۴ میلیون هکتار رسیده است.
این مسئله سبب شده است مطابق گزارش شورای هماهنگی شبکه ملی محیط زیست و منابع طبیعی کشور، سرعت رشد انتشار گازهای گلخانهای در ایران افزایش پیدا کرده و از رتبه ۱۵ به رتبه هشت رسیده و در ۶۰ سال اخیر بیش از ۶۰ هزار روستا به علت تغییرات اقلیمی خالی از سکنه شده است و مردم این روستاها به حاشیه شهرها روی آوردهاند.
تخریب گسترده رویشگاههای گیاهی و ساختوساز در بستر رودخانهها و همچنین برداشت بیرویه آب از منابع آب زیرزمینی، سبب شده است بارشهای سیلآسا مسیر طبیعی برای جاریشدن نداشته باشند و از سویی برداشت بیرویه آب از منابع آب زیرزمینی سبب شود خلل و فرج خاک در هم شکسته و بارش شدید قدرت نفوذ در خاک را از دست بدهد و از سوی دیگر تخریب پوشش گیاهی باعث میشود سرعتگیرهای طبیعی برای جریان سیلاب نباشد. مجموع این عوامل دست به دست هم میدهند تا سیلابهای ویرانگر رخ بدهد و جریان آب به سمت سکونتگاهها و مزارع و… منحرف شود.
در همین زمینه علی بیتاللهی، مدیر بخش ریسک و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه و شهرسازی میگوید: «چند مدت پیش، سیل نپال که اتفاق افتاد، یک هشدار ویژه برای همه ما بود. با توجه به این پدیده اقلیمی نوینی که در واقع پیشبینی شده و ظاهرا هم قریببهیقین است، واقعیت این است که آبراههها و روانابها در این جریان، خوشبختانه برخلاف زلزله که معلوم نیست کجا رخ بدهد، کاملا شناختهشده هستند.
از روی نقشههای توپوگرافی شهری یا فراشهری کاملا مشخص است که از ارتفاعات به سمت استانهای شمالی ما مثل گیلان و مازندران، چه مسیرهایی مسیر سیلابی هستند و روانابها کجاها میتوانند جاری شوند. بررسیهای میدانی نشان میدهد بسیاری از این مسیرها دستخوش دستاندازیهای انسانی شدهاند که به دلیل قوانین موجود یا بهصورت غیرقانونی شکل گرفتهاند و مسیر رواناب و سیلابها را بستهاند یا به عبارتی تنگ کردهاند یا به حریم مسیل یا بستر رودخانه تجاوز شده و تمامی اینها کاملا مستند است».
او ادامه میدهد: «پیشروی ساختوسازها، ویلاسازیهای بیرویه در دامنهها، از بین بردن پوشش گیاهی و مواردی نظیر اینها باعث سرعت رواناب یا ماندگاری حرکت ناگهانی میشود و در مسیرهای شهری، بهویژه به دلیل انسداد این مسیرهای طبیعی و آبراههها، موجب شده آب در سطح شهر فراگیر پخش و باعث آن منظرههایی شود که خودمان همین امروز و دیروز مشاهده میکنیم؛ به عبارتی به دلیل نبود زهکش طبیعی یا زهکشهای مصنوعی بافتهای مسکونی و مزارع کاملا در معرض خطر هستند.
همچنین، دستاندازی در مسیرهای قدیمی و شناختهشده، انسداد آنها، تسطیح آنها یا دستکاری آنها با احداث مستحدثات، احداث معادن و غیره، همه موجب میشود آب در مسیر طبیعی خودش جریان نداشته باشد، پخش شود و در محیط مسطح شهری و روستایی که معمولا با ساختمانهای متعدد هم همراه است، به ناگزیر جریان پیدا کند و موجب خسارت سنگین شود». او در ادامه با تأکید بر اینکه بر اساس گزارشهای هواشناسی بارندگیهای شدیدی پیشبینی شده است و اگر بارندگیهای شدید که پیشبینی شده رخ بدهد، فاجعه ممکن است به مراتب بیشتر و موجب فلج فعالیت شهری شود.
این کارشناس تأکید میکند: «دولت برای مهار خسارتهای سنگین ناشی از سیلاب باید در برنامهای درازمدت هرچه سریعتر دستاندازی به منابع طبیعی و از بین بردن پوشش گیاهی را متوقف کند و هرچه سریعتر با صدور مجوزهای ویلاسازی و ساختوسازهایی تحت این عناوین برخورد کند».
منبع: رویداد 24
