به گزارش جام جم آنلاین؛ سینما را معمولاً با فیلم، کارگردان، بازیگر و سالن نمایش به یاد میآوریم؛ اما پیش از همه اینها، شاید از یک میل ساده آغاز شده باشد: میل به دیدن. میل به تماشا، پرسیدن و فهمیدن اینکه آنچه روی پرده میبینیم، چگونه ساخته شده و چرا میتواند ما را با خود همراه کند. دو مستند «انجمن در زرد؛ فیلمسازان دهه ۹۰ کره جنوبی» و «سینمای لومیر» که به مناسبت روز ملی سینما از شبکه چهار سیما پخش میشوند، تلاش دارند هر کدام از نقطهای متفاوت به همین مسیر نگاه کنند؛ یکی به آدمهایی میپردازد که با اشتیاق سینما را کشف کردند و دیگری به روزهایی بازمیگردد که خود سینما تازه داشت شیوه دیدن جهان را میآموخت.
سینما پیش از آنکه ساخته شود، دیده میشود اگر سینما از میل به دیدن آغاز شود، طبیعی است که نخستین مواجهه بسیاری از فیلمسازان آینده نه با دوربین، بلکه با فیلم شکل گرفته باشد. دیدن مستند «انجمن در زرد» که پنجشنبه 19 شهریور ساعت 22:30 از شبکه چهار سیما روی آنتن میرود، دقیقاً از همین منظر اهمیت پیدا میکند؛ مستندی که به جای مرور صرف تاریخ سینمای کره جنوبی، به نسلی از جوانان دهه ۱۹۹۰ میپردازد که سینما برایشان به یک تجربه جمعی تبدیل شده بود؛ فیلم میدیدند، درباره فیلمها حرف میزدند و در همین رفتوآمد میان تماشا و گفتوگو، نگاهشان به سینما شکل میگرفت.
اهمیت این تجربه در همین جابهجایی است: تماشا زمانی جدی میشود که مخاطب را به پرسش وادارد. فیلم دیدن در این معنا پایان تجربه نیست؛ میتواند آغاز گفتوگو، تحلیل و یادگیری باشد. «انجمن در زرد» نیز بیش از آنکه یک تاریخنگاری جامع باشد، روایتی از فرهنگ سینمادوستی، رفاقت و اشتیاق نسلی است که سینما را از مسیر تجربه جمعی کشف کرد. همین تجربه نشان میدهد سینما چگونه میتواند از یک سرگرمی فردی به فرهنگی مشترک تبدیل شود؛ فرهنگی که در آن تماشاگر فقط دریافتکننده تصویر نیست و بهتدریج یاد میگیرد درباره آنچه میبیند، سؤال کند.
وقتی تماشای فیلم به یادگیری تبدیل میشود این مسیر برای مخاطب ایرانی هم ناآشنا نیست. سینماتکها، باشگاههای فیلم و پاتوقهای سینمایی همچنان تماشای فیلم را به گفتوگو، نقد و یادگیری پیوند میزنند. به طور مثال باشگاه فیلم تهران در فرهنگسرای ارسباران یا سینماتک خانه هنرمندان با برگزاری جلسات نمایش و نقد و بررسی آثار سینمایی، نمونهای از این جریان است و انجمن سینمای جوانان ایران نیز با پاتوقهای فیلم کوتاه و کارگاههای تخصصی، فرصت تجربه و یادگیری بیشتری برای علاقهمندان فراهم میکند. در چنین فضاهایی، تماشا به گفتوگو و گفتوگو به تحلیل تبدیل میشود؛
تمرینی که در نهایت به دقیقتر دیدن میانجامد. اما دقیقتر دیدن فقط به معنای توجه بیشتر به داستان یا بازی بازیگران نیست؛ پرسش مهمتر این است که خود تصویر چگونه ساخته شده است. اینجاست که مسیر از فرهنگ تماشا به زبان تصویر میرسد.
از آنچه میبینیم تا چگونگی دیدن «سینمای لومیر» ساخته تیری فرمو، مستند دیگری است که جمعه 20 شهریور ساعت 22:30 روی آنتن خواهد. این مستند همین پرسش را از نقطهای تاریخی دنبال میکند. «سینمای لومیر» با استفاده از بیش از ۱۲۰ نمای دیدهنشده و مرمتشده از آثار برادران لومیر، به دورهای بازمیگردد که سینما هنوز در حال کشف ظرفیتهای خود بود؛ دورهای که بسیاری از عناصر زبان سینمایی امروز هنوز به شکل قواعد تثبیتشده وجود نداشتند. بازگشت به این تصاویر فقط کنجکاوی درباره گذشته نیست.
قاب، فاصله دوربین، حرکت، زمان و رابطه میان سوژه و دوربین، همگی نشان میدهند که زبان سینما چگونه از دل انتخابهای تصویری شکل گرفت. از این منظر، «سینمای لومیر» تنها درباره آغاز تاریخ سینما نیست؛ درباره لحظهای است که تصویر کمکم یاد گرفت چگونه نگاه کند. در این نقطه، تماشاگر نیز میتواند شیوه دیدن خود را تغییر دهد. به جای اینکه فقط بپرسد «چه چیزی در تصویر دیده میشود؟»، میتواند سؤال مهمتری را مطرح کند: «چرا این تصویر دقیقاً به این شکل ساخته شده است؟» همین پرسش، مرز میان دیدن و نگاه کردن را روشن میکند.
دوربین فقط ثبت نمیکند؛ نگاه میکند هر تصویری که دوربین ثبت میکند، حاصل انتخاب است؛ انتخاب اینکه چه چیزی در قاب باشد و چه چیزی بیرون بماند، دوربین از چه فاصلهای به سوژه نزدیک شود، چه مدت روی یک لحظه مکث کند و چه زمانی حرکت کند. بنابراین دوربین فقط جهان را ثبت نمیکند؛ نوعی نگاه به جهان را پیشنهاد میدهد. حالا ارتباط دو مستند روشنتر میشود. «انجمن در زرد» از فرهنگ سینما میگوید؛ از اشتیاقی که با تماشا، گفتوگو و تجربه جمعی به شناخت میرسد. «سینمای لومیر» از زبان سینما میگوید؛
از اینکه چگونه همین تماشا، وقتی دقیقتر شود، میتواند مخاطب را متوجه قاب، حرکت، فاصله، زمان و انتخابهای پشت تصویر کند. به این ترتیب، مسیر میان این دو مستند، مسیری از تماشاگر به نگاه است: نخست یاد میگیریم درباره آنچه میبینیم سؤال کنیم و سپس میآموزیم پاسخ برخی از این پرسشها را در خود تصویر جستوجو کنیم.
چرا دیدن این دو مستند میتواند مفید باشد؟ اهمیت این دو مستند در نهایت فقط به اطلاعاتی که درباره تاریخ سینما یا تجربه یک نسل از فیلمسازان ارائه میکنند، محدود نمیشود. ارزش آنها در این است که میتوانند عادت تماشای مخاطب را تغییر دهند؛ تماشایی که از اشتیاق آغاز میشود، با پرسش ادامه پیدا میکند و به درک زبان تصویر میرسد. در این نگاه، سینمادوست شدن الزاماً به معنای دیدن صدها فیلم بیشتر نیست؛ گاهی یعنی دقیقتر دیدن همان فیلمی که پیشتر هم میدیدیم.
شاید مخاطب پس از تماشای «انجمن در زرد» بیشتر درباره فرهنگ و تجربهای که پشت شکلگیری یک سینمادوست قرار دارد فکر کند و پس از «سینمای لومیر»، هنگام تماشای فیلم بعدی، کمی بیشتر به خود تصویر و انتخابهای پشت آن توجه نشان دهد. از این منظر، دو مستند با وجود تفاوت در جغرافیا، زمان و موضوع، به یک نقطه مشترک میرسند: سینما زمانی عمیقتر فهمیده میشود که از تماشای تصویر، به فهمیدن نگاه پشت آن برسیم. دیدن این دو مستند میتواند به یک نتیجه مشترک ختم شود: بعد از دیدن آنها، چشم ما برای دیدن فیلم بعدی کمی متفاوتتر خواهد بود.
منبع: جام جم آنلاین
