رویداد۲۴| بازار کار ایران در حال حاضر با بحرانی پیشبینی نشده روبروست، «پدیده ریزش نیروی کار». در حالی که آمارهای رسمی بر تقاضای اشتغال تأکید دارند، اما واقعیتهای میدانی نشان میدهد که ما با یک «بحران ماندگاری» مواجهیم. این وضعیت که از شکاف عمیق میان دستمزدهای اسمی و هزینههای واقعی زندگی نشأت گرفته، نه تنها تولید ملی را با تهدید مواجه کرده، بلکه منجر به تغییر ساختار اشتغال از «رسمی و پایدار» به «غیررسمی و گذرا» شده است. کالبدشکافی بحران ماندگاری؛
وقتی سال اول کار، پایان مسیر است یکی از تکاندهندهترین ابعاد این بحران، سقوط نرخ ماندگاری در محیطهای کاری است. اکبر شوکت، رئیس کانون کارگران ساختمانی، با اشاره به وضعیت وخیم این صنعت، هشدار میدهد که ماندگاری نیروها در محیط کار به زیر یک سال رسیده است. تحلیل آماری وی نشان میدهد حدود ۳۵ درصد از نیروی انسانی، پیش از آنکه سال اول کاری خود را به پایان برسانند، محیط کار را رها میکنند. این ریزش سریع، نشاندهنده یک «بحران انگیزه» است.
وقتی کارگر در ماههای نخست متوجه میشود که درآمدش حتی کفاف هزینههای حملونقل و غذای روزانه را نمیدهد، شغل را نه به دلیل نبود کار، بلکه به دلیل «ناصرف بودن کار» رها میکند. این یعنی ما با «بیکاری اجباری» روبروستیم؛ جایی که فرصت شغلی هست، اما به دلیل دستمزد ناکافی، پذیرفته نمیشود. شکاف دستمزد و سبد معیشت؛ موتور محرک اشتغال غیررسمی سید مالک حسینی، معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت کار، ریشه این پدیده را در دو فاکتور کلیدی تحلیل میکند: – شکاف میان دستمزد و هزینههای خانوار: دستمزدهای فعلی توان پوشش سبد هزینههای پایه را ندارند.
این شکاف باعث شده است تا نیروی کار در سن اشتغال، به جای پذیرش مشاغل رسمی با دستمزد پایین، به سمت «اشتغالهای غیررسمی، پراکنده و روزمزد» سوق یابد تا بتواند درآمدی سریعتر و متناسب با تورم بهدست آورد. تغییر در الگوهای تقاضا: در شرایط فعلی، کارفرمایان با تضاد عجیبی روبروستند؛ آنها «تقاضای نیرو» دارند، اما «نیروی پذیرنده» ندارند. این نشان میدهد که بازار کار از وضعیت «کمبود شغل» به وضعیت «عدم تناسب دستمزد با معیشت» تغییر مکان داده است. تضاد فرهنگ کار در عصر جدید علاوه بر مسائل مالی، بازار کار با یک چالش پیچیده اجتماعی یعنی «شکاف نسلی» مواجه است.
ورود نسلهای دهه هفتادی و هشتادی به بازار کار، فرهنگ کار را تغییر داده است.
منبع: رویداد 24



