رفتن به محتوای اصلی
علمی و فناوریفرهاب سامانه تحلیل اخبار4 دقیقه مطالعه

قدرت علمی؛ زیرساخت استقلال و اقتدار ملی

در جهان امروز، قدرت کشورها دیگر صرفا با مؤلفه‌هایی مانند وسعت سرزمینی، منابع طبیعی یا توان نظامی سنجیده نمی‌شود.

قدرت علمی؛ زیرساخت استقلال و اقتدار ملی

یکی از مهم‌ترین پایه‌های قدرت ملی، قدرت علمی و فناوری است؛ مؤلفه‌ای که می‌تواند بر اقتصاد، دفاع، سیاست، فرهنگ و حتی میزان استقلال کشورها در تصمیم‌گیری‌های راهبردی اثر مستقیم بگذارد. سوالی که امروز مطرح است این ‌که آیا کشور توانسته ظرفیت‌های علمی و انسانی خود را به یک قدرت پایدار و اثرگذار در عرصه‌های مختلف تبدیل کند؟ در این میان، باید میان «تولید علم» و «تبدیل علم به قدرت» تفاوت قائل شد.

ممکن است کشوری از نظر تعداد مقالات و تولیدات علمی در جایگاه مناسبی قرار داشته باشد اما اگر این دانش نتواند به فناوری، محصول، ثروت، حل مسائل ملی و افزایش قدرت چانه‌زنی کشور تبدیل شود، نمی‌توان از تحقق کامل قدرت علمی سخن گفت. از همین منظر، پرسش مهم‌تر این است که قدرت علمی دقیقا چگونه می‌تواند به قدرت اقتصادی، دفاعی و سیاسی تبدیل شود؟ علم زمانی به قدرت اقتصادی تبدیل می‌شود که از دل پژوهش، فناوری، شرکت‌های دانش‌بنیان، صنایع رقابت‌پذیر و محصولات با ارزش افزوده بالا شکل بگیرد.

در حوزه دفاعی نیز دانش و فناوری بومی می‌تواند وابستگی کشور را کاهش داده و توان بازدارندگی آن را افزایش دهد. در عرصه سیاسی نیز کشوری که از زیرساخت علمی و فناوری قدرتمند برخوردار است، در مذاکرات و مناسبات بین‌المللی از قدرت انتخاب و چانه‌زنی بیشتری برخوردار خواهد بود. بنابراین، حلقه مفقوده در بسیاری از موارد، نه صرفا «تولید دانش» بلکه زنجیره تبدیل دانش به فناوری، فناوری به محصول و محصول به قدرت ملی است. در این میان، دانشگاه صرفا محل آموزش نیروی انسانی یا تولید مقاله نیست؛ دانشگاه باید یکی از مهم‌ترین مراکز حل مسائل کشور باشد.

اعضای هیأت علمی نیز می‌توانند با هدایت پژوهش‌ها به سمت نیازهای واقعی کشور، ارتباط مؤثرتر با صنعت و دستگاه‌های اجرایی، تربیت نیروی انسانی خلاق و حمایت از شکل‌گیری کسب‌وکارهای فناورانه، نقش مهمی در این فرآیند ایفا کنند. تحقق این هدف البته نیازمند بازتعریف بخشی از نظام ارزیابی دانشگاه و استاد است؛ به‌گونه‌ای که در کنار مقالات علمی، حل مسأله، ثبت اختراع، توسعه فناوری، تجاری‌سازی، ایجاد شرکت‌های فناور و اثرگذاری اجتماعی و اقتصادی پژوهش نیز مورد توجه قرار گیرد و حتی به‌عنوان پیوست ضروری در نظام ارزیابی علم قرار گیرد؛

مثلا در مقاله‌های مستخرج از رساله‌های دکتری و پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد اما در مسیر رسیدن به قدرت علمی و استقلال علمی با چه موانعی روبه‌رو هستیم؟ یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، فاصله میان دانشگاه و صنعت و همچنین فاصله میان تولید علم و نیازهای واقعی کشور است. از سوی دیگر، مهاجرت و خروج بخشی از نیروهای متخصص به جهت به‌کار گرفته نشدن ظرفیت آنها در نظام علم و فناوری، کمبود سرمایه‌گذاری پایدار در پژوهش و توسعه، بروکراسی دانش، بی‌ثباتی سیاست‌گذاری، ضعف نظام تأمین مالی فناوری و گاه نگاه کمّی به ارزیابی فعالیت‌های علمی، از جمله مسائلی است که باید جدی گرفته شود.

استقلال علمی البته به معنای قطع ارتباط با جهان نیست؛ برعکس، کشوری می‌تواند در عرصه علم قدرتمند و مستقل باشد که ضمن تعامل گسترده با جامعه علمی جهان، در حوزه‌های راهبردی توان تولید دانش و فناوری مورد نیاز خود را داشته باشد و در بزنگاه‌های حساس، تصمیماتش را به وابستگی‌های علمی و فناورانه گره نزند. درنهایت، اگر قرار است علم به یکی از پایه‌های اقتدار ملی تبدیل شود، باید از نگاه صرفا «تولید مقاله» عبور کنیم و به سمت تولید مسأله‌محور دانش، توسعه فناوری، تجاری‌سازی، تربیت نیروی انسانی و ایجاد زنجیره ارزش علمی و فناورانه حرکت کنیم.

آینده قدرت اقتصادی، دفاعی و سیاسی کشور تا حد زیادی به این بستگی دارد که امروز چگونه میان دانشگاه، صنعت، دولت و جامعه، یک پیوند واقعی و کارآمد ایجاد کنیم. ایران کشوری است که تاریخ سیستماتیک اندیشی در آن به بیش از ۳۰۰۰ سال می‌رسد. وجود جندی‌شاپور، بیت‌الحکمه، ربع رشیدی، رصد خانه مراغه، نظامیه‌های نیشابور و اصفهان تا تاسیس دارالفنون در ایران، نشان وجود شکوفایی تاریخی علمی و امتداد تمدنی دانش در ایران بوده و همین امر همواره منبع تولید اقتدار و استقلال بوده است.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار