جوان آنلاین: برخی در روزهای جنگ، به دنبال پناهگاهی امن میگشتند و برخی دیگر، درست در همان لحظهای که صدای انفجار میپیچید، کولهبارشان را برمیداشتند و راهی نقاطی میشدند که موشک به آن اصابت میکرد. گروه جهادی علویون از جمله همین گروهها بود؛ جمعی که به گفته مسئولش، از نخستین دقایق آغاز جنگ، منتظر دستور نماندند و بهصورت خودجوش وارد میدان میشدند.
آواربرداری، امداد و نجات، پاکسازی خانهها و معابر، نصب شیشه، شستوشوی وسایل و همراهی با خانوادههایی که خانه و زندگیشان در جنگ آسیب دیده بود، تنها بخشی از مسیری بود که این گروه در کنار قرارگاه اجتماعی شهرداری تهران طی میکرد. حالا علیرضا کمالی، مسئول گروه جهادی علویون از آن روزهای پرالتهاب، تجربههایی که جهادگران در میدان به دست آوردند و ادامه حمایت از خانوادههای آسیبدیده میگوید. گروه جهادی علویون چگونه و با چه پیشینهای فعالیت خود را آغاز کرده است؟گروه جهادی علویون حدود ۱۵ سال پیش شکل گرفت.
در ابتدا یک هیئت امنا داشتیم و فعالیت گروه را با پنج نفر آغاز کردیم، اما امروز تعداد اعضای اصلی ما به حدود ۲۵۰ نفر رسیده است. البته در کنار این اعضا، افراد زیادی هم هستند که در مناسبتها یا شرایط خاص، بهصورت داوطلبانه به ما ملحق میشوند، در یک مأموریت یا فعالیت مشخص کنار گروه قرار میگیرند و پس از پایان آن همکاری، ممکن است دیگر بهصورت مستمر با ما همراه نباشند. از همان ابتدای شکلگیری گروه، فعالیتهای ما جنبههای مختلفی داشته است. یکی از مهمترین بخشهای کارمان، کمک به خانوادههای کمبهرهدار بوده است.
در حال حاضر و البته در سالهای گذشته، نزدیک به هزار خانواده را که از نظر مالی شرایط مناسبی ندارند، تحت پوشش داشتهایم و تلاش کردهایم با کمک خیرین، در مناسبتها و دورههای مختلف در کنارشان باشیم. مجموعه ما اساساً یک مجموعه مردمپایه است. بخش مهمی از کمکهای معیشتی و حمایتهایی که انجام میدهیم، با همراهی خیرین و ظرفیت مردمی تأمین میشود. در کنار این فعالیتها، خدمات درمانی رایگان نیز داشتهایم. تعدادی از پزشکان عضو گروه، بهصورت داوطلبانه و بدون دریافت هزینه، خانوادههای نیازمند را ویزیت میکنند.
مرمت و بازسازی خانههای خانوادههای کمبهرهدار، بهویژه در مناطق جنوبی تهران و برخی شهرکها و مناطق حاشیهای پایتخت، بخش دیگری از فعالیتهای ماست. در کنار همه اینها، فعالیت فرهنگی هم داریم، از برپایی موکب در اربعین و عید غدیر گرفته تا حضور در مناسبتهای ملی و مذهبی دیگر. در واقع، اعضای گروه جهادی علویون در بسیاری از این برنامهها پای کار بودهاند. چه شد که مسیر فعالیت گروه جهادی علویون به قرارگاه اجتماعی شهرداری تهران رسید؟پیش از این، آشنایی و ارتباطی با مسئول قرارگاه، آقای کشاورزی داشتیم.
این آشنایی به فعالیتهای قبلی ایشان در مجموعههای دیگر برمیگشت و همین ارتباط باعث شد در ادامه به مجموعه مردمی و قرارگاه متصل شویم. با پیوستن به قرارگاه، فعالیتهای ما در حوزه خدمترسانی گستردهتر شد. آواربرداری، امداد و نجات و اقداماتی از این دست، بخشی از کارهایی بود که انجام میدادیم. در کنار آن، نظافت خانههای آسیبدیده و پاکسازی معابر شهری را هم دنبال میکردیم تا شرایط هرچه سریعتر به وضعیت عادی بازگردد.
در بسیاری از موارد، به محض اینکه نقطهای مورد اصابت قرار میگرفت، بچههای ما جزو نخستین نیروهایی بودند که بهصورت واکنش سریع خودشان را به محل میرساندند و کار را آغاز میکردند. تلاش این بود که در کوتاهترین زمان ممکن، اقدامات اولیه انجام شود و خدمترسانی سرعت بگیرد. فعالیتها فقط به روزهای جنگ محدود نشد. بعد از ایجاد آرامش نسبی نیز کار نصب شیشه، شستوشوی فرش و وسایل، پاکسازی و بازسازی خانههای آسیبدیده ادامه پیدا کرد. برای مثال، در منطقه ۱۱ تهران بیش از ۵۰۰ منزل آسیب دیده بود.
برخی از این خانهها خسارتهای بسیار زیادی دیده بودند و بعضی دیگر امکان مرمت و بازسازی داشتند. خانههایی که در گریدهای یک و دو قرار میگرفتند و قابلیت بازسازی داشتند، با همکاری مجموعههای مختلف در فرایند بازگشت به شرایط عادی قرار گرفتند. مجموع اقداماتی که برای بازگرداندن خانهها به شرایط قابل سکونت انجام شد، رقم قابلتوجهی را شامل میشد تا خانوادهها بتوانند دوباره به خانه و زندگی خود برگردند.
چه میشود که درست وقتی بسیاری از مردم تلاش میکردند جان خود و خانوادهشان را حفظ کنند، گروه شما وارد میدان میشد و دغدغه کمک به دیگران را داشت؟ما خود را مسئول میدانستیم. از همان نخستین دقایق آغاز حملات، منتظر نماندیم کسی از ما بخواهد کاری انجام دهیم. بچههای گروه بهصورت خودجوش به دفتر آمدند و همانجا جمع شدند. به اندازه بضاعت خودمان، تجهیزاتی که از قبل در اختیار داشتیم آماده کردیم و برخی امکانات اولیه را هم اضافه کردیم و کار را شروع کردیم.
یعنی پیش از آنکه فعالیت ما در قالب قرارگاه شکل بگیرد، اعضای گروه بهصورت خودجوش و آتش به اختیار وارد میدان شده بودند. بعد از آن، با شکلگیری قرارگاه و پیوستن به مجموعه مردمی، شرایط برای خدمترسانی منسجمتر فراهم شد. پشتیبانی آقای کشاورزی و مجموعه قرارگاه هم کمک کرد تا بتوانیم خدمات بهتر و گستردهتری ارائه دهیم. هر جا نقطهای مورد اصابت قرار میگرفت، تلاش میکردیم خودمان را به محل برسانیم و اقدامات لازم را آغاز کنیم. در آن شرایط، سرعت عمل اهمیت زیادی داشت و بچههای گروه تلاش میکردند تا حد امکان در کوتاهترین زمان وارد عمل شوند.
خانوادههایتان هم طبیعتاً نگرانیها و اضطرابهایی برای حضور شما و دیگر اعضای گروه در نقاط اصابتدیده جنگی داشتند. واکنش خانواده به این تصمیم و اقدامات شما چه بود؟شاید تصور شود وقتی اعضای یک گروه جهادی در شرایط جنگی و در نقاط آسیبدیده حضور پیدا میکنند، خانوادهها صرفاً نگران هستند و ترجیح میدهند آنها در خانه بمانند، اما عمدتاً خانوادههای بچههای ما واقعاً پای کار بودند. این همراهی فقط در حد حمایت روحی نبود. خانوادهها خودشان وارد میدان شده بودند.
برای بچههای جهادی و خانوادههای آسیبدیده غذا و میانوعده آماده میکردند، لباسهای نیروها را میشستند و در مواردی برای تهیه و دوخت لباسهای کار، دستکش و دیگر نیازها کمک میکردند. در شرایط سختتر نیز خانوادهها برای آسیبدیدگان و نیروهای جهادی، اقلامی مانند دستکش، شال، کلاه و وسایل مورد نیاز را آماده میکردند. در واقع، اگرچه شاید همه آنها در محل حادثه حضور نداشتند، اما بخش مهمی از پشتیبانی پشت صحنه برعهده خانوادهها بود و آنها نیز خودشان را جزئی از این خدمترسانی میدانستند.
برای بسیاری از ما، این نخستین تجربه مواجهه با شرایط چنین جنگی جنایتکارانهای بود؛ تجربهای که طبیعی است همراه با شوک، نگرانی و صحنههایی تلخ باشد. شما در میدان با چه واقعیتهایی روبهرو شدید؟ما هم پیش از این، چنین تجربهای نداشتیم. بسیاری از مردم و حتی خود ما، تا پیش از آن جنگ را از نزدیک تجربه نکرده بودیم و به همین دلیل در روزهای نخست، همه با شرایطی تازه و تا حد زیادی ناشناخته مواجه بودیم. صحنههایی که از نزدیک میدیدیم، بسیار تلخ بود.
خانوادههایی بودند که عزیزشان را از دست داده بودند و کسانی را میدیدیم که نتیجه سالها تلاششان در یک لحظه از بین رفته بود و خانه و زندگیشان آسیب دیده بود. در بسیاری از مواقع، ما جزو نخستین افرادی بودیم که پس از حادثه با این خانوادهها روبهرو میشدیم و طبیعی بود که مواجهه با این شرایط آسان نباشد. با وجود تمام تلخیها، این حضور میدانی برای گروه ما تجربههای زیادی به همراه داشت. امروز نقاط ضعف و قوت خودمان را بهتر میشناسیم و میدانیم در چنین شرایطی چه کارهایی باید با سرعت و دقت بیشتری انجام شود.
بچههای گروه در این مدت تجربه زیادی کسب کردند و آموزشهای لازم را دیدند. شاید در روزهای نخست، بسیاری از اعضای ما آموزشهای امدادی کافی نداشتند، اما امروز اعضای گروه آموزشهای امدادی را گذراندهاند و کار امداد و نجات را به شکل تخصصیتری یاد گرفتهاند. پشتیبانی و تجهیزاتی که قرارگاه در اختیار مجموعههای جهادی قرار داد نیز بسیار مؤثر بود. این امکانات، هم سرعت کار را بالا برد و هم باعث شد بتوانیم خدمات مؤثرتری ارائه دهیم.
امیدواریم هیچوقت دوباره شاهد جنگ نباشیم، اما اگر بار دیگر با چنین شرایطی روبهرو شویم، بدون تردید تجربهای که امروز به دست آوردهایم و سرعت عملی که در این مدت ایجاد شده، میتواند کیفیت و سرعت خدمترسانی ما را افزایش دهد. حالا که از آن روزهای پرالتهاب فاصله گرفتهایم، پرونده بازسازی خانههای آسیبدیده بسته شده است یا هنوز این مأموریت ادامه دارد؟در حال حاضر، تقریباً ۹۰ درصد از کارهایی که مربوط به بازسازی و رفع آسیبهای ناشی از جنگ بوده، به پایان رسیده است.
بخش باقیمانده بیشتر مربوط به خانههایی است که تخریب صددرصدی داشتهاند و طبیعتاً وارد مرحله نوسازی و ساختوساز شدهاند. اما در محدودهای که ما مسئولیت و حضور داشتیم، دیگر خانهای که نیازمند بازسازیهای سطحی یا اقدامات اولیه باشد، باقی نمانده است. تلاش شد خانههایی که امکان مرمت و بازسازی داشتند، به شرایطی برسند که مردم بتوانند دوباره در آنها ساکن شوند و به زندگی عادی خود برگردند. با این حال، ارتباط ما با خانوادههایی که در این مدت شناسایی کردیم، قطع نشده است.
بسیاری از این خانوادهها از پیش شرایط اقتصادی مناسبی نداشتند یا زنان سرپرست خانوار در میان آنها حضور دارند و جنگ نیز مشکلاتشان را بیشتر کرده است. به همین دلیل، حمایت از آنها را ادامه دادهایم. بستههای معیشتی را در دورهها و مناسبتهای مختلف به دستشان میرسانیم و اگر نیاز یا مسئلهای داشته باشند که بتوانیم برای آن کاری انجام دهیم، تلاش میکنیم همچنان در کنارشان باشیم. گروه جهادی علویون با چنین گسترهای از فعالیتها چگونه هزینههای خود را تأمین میکند؟اساس کار ما صددرصد مردمپایه است، هم از نظر نیروی انسانی و هم بخش عمده منابع مالی.
خیرینی که در طول این سالها ما را شناختهاند و فعالیت بچههای گروه را از نزدیک دیدهاند، یکی از مهمترین پشتوانههای ما هستند. بعضی افراد وقتی میبینند اعضای گروه بدون چشمداشت و فیسبیلالله کار میکنند، خودشان برای همکاری و کمک اعلام آمادگی میکنند. در برخی موارد نیز برای یک پروژه یا فعالیت مشخص از خیرین کمک میخواهیم و با حمایت آنها کار را انجام میدهیم. البته گاهی برخی نهادها و مجموعههای پشتیبان، از جمله شهرداری، نیز کمکهایی داشتهاند، اما پایه اصلی فعالیتهای ما همچنان مردم هستند. از سوی دیگر، بسیاری از اعضای گروه خودشان تخصصهای مختلفی دارند.
برای مثال، فردی در کارهای بنایی یا نقاشی مهارت دارد و بخشی از کار را انجام میدهد یا اعضای گروه برای کارهای عمومی و کارگری وارد میدان میشوند. بنابراین بخش قابلتوجهی از نیروی انسانی و خدمات، بهصورت داوطلبانه تأمین میشود و عمده هزینهای که برای پروژهها داریم، مربوط به تهیه مواد و مصالح است، نه دستمزد نیروها. اگر بخواهید در پایان، یک خواسته از مسئولان و مجموعههایی که امکان حمایت از گروههای جهادی را دارند مطرح کنید، چه میگویید؟ابتدا باید از همه مسئولانی که در این مدت به ما کمک کردند، تشکر کنم.
درخواست خاصی هم نداریم، تنها اگر حمایتمان کنند، برای ما ارزشمند است. بچههای جهادی واقعاً با جان و دل و بدون دریافت مزد وارد میدان میشوند و مهم است که مسئولان این تلاش را ببینند و قدر بدانند. منظور من فقط حمایت مالی نیست. گاهی یک گروه جهادی به تجهیزات، امکانات یا پشتیبانیهای مختلف نیاز دارد و فراهم شدن همین حداقلها میتواند کیفیت و گستره خدمترسانی را بیشتر کند.
این بچهها بدون چشمداشت کار میکنند، اما وظیفه ما این است که وقتی گروهی حاضر است در سختترین شرایط پای کار مردم بایستد، حداقل امکانات لازم را در اختیارش قرار دهیم تا بتواند خدمات بیشتری ارائه کند. ما تقاضای پیچیدهای نداریم، فقط همین که از گروههای جهادی حمایت شود و امکانات لازم برای خدمترسانی بهتر در اختیارشان قرار بگیرد، میتواند کمک بزرگی باشد. مهم این است که بدانیم این نیروها در شرایطی که بسیاری از مردم نیازمند کمک هستند، بیمزد و منت وارد میدان میشوند و برای کاهش مشکلات مردم تلاش میکنند.
منبع: جوان آنلاین
