اقتصاد۲۴- فقر تنها خود را در کاهش قدرت خرید نشان نمیدهد، بلکه گاهی نخستین نشانه آن را میتوان در کاهش رفتوآمدها، حذف مهمانیها، محدود شدن دایره دوستان و حتی پرهیز از درخواست کمک دید. وقتی هزینههای زندگی بالا میرود و درآمد واقعی کم میشود روابط اجتماعی نیز از فشار اقتصادی در امان نمیمانند. بخشی از معاشرتها حذف میشوند، افراد به شبکههای کوچکتر و همگنتر پناه میبرند و در مواردی شرم ناشی از ناتوانی مالی، فاصله گرفتن از دیگران را تشدید میکند.
در چنین موقعیتی آنچه از دست میرود فقط یک رابطه یا دورهمی نیست، بلکه کوچک شدن شبکه اجتماعی میتواند دسترسی فرد به حمایت، اطلاعات و فرصتهای شغلی را نیز محدود و به عاملی برای ماندگار شدن فقر تبدیل کند. «فهیمه نظری» جامعهشناس، مدرس دانشگاه و پژوهشگر مسائل اجتماعی، در گفتوگو با هفتهنامه «تجارت فردا» از پیوند میان فقر و انزوای اجتماعی میگوید.
از اینکه چگونه فشار اقتصادی سرمایه اجتماعی را تضعیف میکند، چرا خانواده بهعنوان مهمترین شبکه حمایت غیررسمی همزمان زیر فشار قرار میگیرد و چگونه تداوم فقیر شدن جامعه میتواند شکل روابط، اعتماد اجتماعی و حتی الگوی معاشرت میان طبقات مختلف را تغییر دهد. **آیا فقر فقط قدرت خرید افراد را کاهش میدهد یا میتواند به کاهش روابط اجتماعی و افزایش انزوای افراد نیز منجر شود؟ این دو روند چگونه به یکدیگر متصل میشوند؟ فقر به هر دو منجر میشود و میان این دو روند رابطهای مستقیم وجود دارد. هر رابطه اجتماعی هر چند صمیمانه دارای یک زیرساخت مادی است؛
یعنی مواردی مانند هزینه رفتوآمد، پذیرایی، هدیه، تلفن و اینترنت، پوشاک مناسب، نگهداری از کودک، حضور در فضای عمومی و اختصاص زمان فارغ از کار. وقتی درآمد واقعی خانوار کاهش پیدا میکند، معمولاً بودجه به این ترتیب بازتنظیم میشود. ابتدا تفریح، سفر، رستوران، سینما و ورزش حذف میشوند. سپس تعداد مهمانیها، دیدارها و هدیه دادن کاهش پیدا میکند و افراد به فعالیتهای ارزانتر یا روابط نزدیکتر محدود میشوند. در مراحل بعد حتی تماس با اقوام و دوستان نیز کم شده، شبکه اجتماعی کوچکتر شده و فرد از منابع عاطفی، اطلاعاتی و شغلی آن محروم میشود.
در ایران سهم بالای مسکن و خوراک از بودجه خانوار موجب میشود هزینههای فرهنگی، تفریحی و معاشرتی سریعتر قربانی شوند. برای خانواده مستاجری که بخش زیادی از درآمدش صرف اجاره میشود یک مهمانی خانوادگی، سفر کوتاه یا ثبتنام کودک در کلاس ورزشی دیگر هزینهای فرعی نیست، بلکه ممکن است با خوراک، دارو یا پرداخت قبوض رقابت کند؛ بنابراین کاهش رفتوآمد را نباید صرفاً تغییر سلیقه یا رواج فردگرایی دانست. بخشی از آن عقبنشینی اجباری از زندگی اجتماعی است. در اینجا فقر زمانی، فقر مکانی و فقر ارتباطی نیز به فقر درآمدی اضافه میشوند.
فرد ممکن است چند شغل داشته باشد، در حاشیه شهر ساکن باشد و ساعتهای زیادی را در رفتوآمد بگذراند. در نتیجه حتی اگر دیدار خانوادگی پرهزینه نباشد، زمان و انرژی آن را ندارد. **بهنظر میرسد وقتی افراد بهدلیل ناتوانی مالی، از مهمانی، سفر، رستوران یا دورهمیهای دوستانه کنارهگیری میکنند بهنوعی شرم اجتماعی ناشی از فقر را تجربه میکنند. این احساس چقدر در تشدید انزوا نقش دارد؟ در بسیاری از موارد همینگونه است، اما هر کنارهگیری را نباید فقط با شرم توضیح داد.
گاهی فرد صرفاً توان پرداخت هزینه را ندارد، اما هنگامی که ناتوانی مالی با احساس قضاوت شدن، بیآبرویی یا پایین بودن منزلت همراه میشود با شرم فقر مواجهیم. متاسفانه این شرم در جامعه ایران میتواند در موقعیتهای بسیار عادی و معمولی ظاهر شود، مانند ناتوانی در دعوت متقابل از اقوام، نداشتن لباس مناسب برای حضور در مراسم، ناتوانی در خرید هدیه عروسی یا تولد، نداشتن پول برای مشارکت در سفر دوستانه و موارد بسیار دیگر. فقر در این وضعیت فقط فرد را از مصرف محروم نمیکند، بلکه او را در معرض مقایسه اجتماعی قرار میدهد.
فرد برای آنکه مجبور نباشد دائم توضیح دهد، بهانه میآورد، دعوتها را رد یا ارتباط را قطع میکند. این عقبنشینی موقت اگر تکرار شود دوستان نیز بهتدریج دعوت کردن را کنار میگذارند و حذف خودخواسته به حذف واقعی از شبکه اجتماعی تبدیل میشود. شرم همچنین مانع درخواست کمک میشود. فرد ممکن است برای حفظ آبرو فقر خود را پنهان کند و دقیقاً زمانی که به حمایت نیاز دارد از شبکه حمایتی فاصله بگیرد. در جامعهای که موفقیت اغلب به توان مصرف، نوع پوشش، محل سکونت و سبک تفریح پیوند میخورد، فقر بهاشتباه به «ضعف فردی» تعبیر میشود.
این نگاه، فقر ساختاری را به احساس شکست شخصی تبدیل میکند. نکته مهمتر اینکه شرم فقر، کرامت انسانی را زایل میکند. در نتیجه چرخهای شکل میگیرد که فقر اقتصادی و انزوای اجتماعی را به یکدیگر پیوند میدهد. کاهش درآمد، توان فرد برای همراهی با الگوی مصرف جمعی را محدود میکند و این ناتوانی میتواند به احساس شرم و مقایسه منفی با دیگران منجر شود. فرد در چنین وضعیتی ممکن است بهتدریج از روابط اجتماعی فاصله بگیرد و در نتیجه با افزایش تنهایی و کاهش حمایت اجتماعی مواجه شود.
کاهش حمایت نیز خود آسیبپذیری اقتصادی فرد را بیشتر میکند و درنهایت چرخه فقر، انزوا و کاهش حمایت اجتماعی را تشدید میکند.
منبع: اقتصاد24
