رویداد۲۴ | علیرضا نجفی- حکومتی که ارتش، پلیس، زندان، دادگاه، رسانه و خزانه را در اختیار دارد، چرا از اعتصاب چند کارگر، تحریم گروهی از شهروندان یا سرپیچی کارمندان یک اداره بیمناک میشود؟ جین شارپ، نظریهپرداز آمریکایی مبارزهٔ خشونتپرهیز، عمر خود را صرف پاسخ به همین پرسش کرد. او از مردم دعوت نمیکرد که رنج را تقدیس کنند یا در برابر زور، نرمخویی پیشه سازند. موضوع کار شارپ، فنون مقاومت در برابر قدرتی بود که به خشونت تکیه دارد. او میکوشید نشان دهد که قدرت سیاسی، هرچند گاه، چون بنایی یکپارچه و نفوذناپذیر جلوه میکند، از رشتههای بسیار ساخته شده است؛
از فرمانبری کارمندان و سربازان، از همکاری صاحبان مهارت و سرمایه، از عادت مردم به پذیرفتن وضع موجود، از ترس، و از باور به اینکه قدرت حاکم راه گریزی ندارد. هر جا این رشتهها سست شود، بنای قدرت نیز ترک برمیدارد. مسئلهای در قلب سیاست به گزارش رویداد۲۴، اندیشیدن دربارهٔ مقاومت، غالباً در دوگانهای تنگ گرفتار میماند. در یک سو، تسلیم و سکوت قرار میگیرد؛ در سوی دیگر، قیام مسلحانه. این دوگانه در نگاه نخست بدیهی مینماید. اگر حکومت به زبان زور سخن میگوید، مردمی که خواهان تغییرند یا باید سر فرود آورند یا به همان زبان پاسخ گویند.
اما تجربهٔ قرن بیستم و بیستویکم نشان داده است که عرصهٔ سیاست به این دو راه محدود نیست. اعتصاب کارگران در لهستان دههٔ ۱۹۸۰، نافرمانی مدنی در جنبش حقوق مدنی آمریکا، تحریم کالاهای انگلیسی در هند، راهپیماییها و اعتصابهای گسترده در انقلاب ایران، و شکلهای گوناگون مقاومت مدنی در کشورهای دیگر، از واقعیتی مشترک حکایت دارند. مردم میتوانند بدون دستبردن به اسلحه، هزینهٔ فرمانروایی را بالا ببرند، ادارهٔ امور را دشوار کنند، روایت رسمی را بیاعتبار سازند و نیروهای میانی دستگاه قدرت را در وفاداریشان مردد کنند. این گزاره، در ظاهر ساده است.
دشواری از جایی آغاز میشود که بخواهیم آن را به راهبرد بدل کنیم. چگونه گروهی پراکنده میتواند در برابر نهادی منسجم بایستد؟ چه چیزی مردم را از ترس بیرون میآورد؟ چه زمانی اعتصاب اثر دارد و چه زمانی به فرسودگی میانجامد؟ چگونه میتوان از خشم عمومی، نیرویی پایدار ساخت؟ جین شارپ در پی پاسخدادن به این پرسشها بود. آثار او بیش از آنکه فلسفهای اخلاقی دربارهٔ پرهیز از خشونت باشند، کوششیاند برای فهم سازوکار قدرت و طراحی مقاومت جمعی. از مخالفت با جنگ تا نظریهٔ قدرت
بیشتر بخوانید: عشق یا شمشیر؟ | الهیات انقلابی مارتین لوتر کینگ و ژیژک از انجیل بردگان تا رویای آمریکایی | چگونه کلیسای سیاهان دکتر مارتین لوتر کینگ را ساخت؟ جریان شناسی اصلاح طلبان؛ از گروههای حقوق بشری تا محور مقاومتیها!
به گزارش رویداد۲۴، جین شارپ در سال ۱۹۲۸ در اوهایو زاده شد و در ۲۰۱۸ درگذشت. او علوم اجتماعی خواند، در دانشگاه آکسفورد دکترای نظریهٔ سیاسی گرفت و نزدیک به سه دهه با مرکز امور بینالملل دانشگاه هاروارد همکاری پژوهشی داشت. در ۱۹۸۳ نیز «مؤسسهٔ آلبرت اینشتین» را بنیاد گذاشت تا مطالعهٔ مبارزهٔ خشونتپرهیز را پیش ببرد. آغاز شکلگیری اندیشهٔ او به دوران جنگ کره بازمیگردد. شارپ با سربازی اجباری مخالفت کرد و به همین سبب مدتی زندانی شد. این تجربه او را با پرسشی بنیادی روبهرو ساخت. دولت چگونه میتواند میلیونها انسان را به اجرای خواست خود وادارد؟
پاسخ آسان، زور است. اما زور بهتنهایی کاری از پیش نمیبرد. فرمان نظامی تا زمانی اثر دارد که سرباز از آن پیروی کند؛ حکم اداری زمانی معنا دارد که کارمند آن را ثبت و اجرا کند؛ زندان وقتی کار میکند که مأمور، قاضی، بازجو، راننده، نگهبان و دستگاهی از کارگزاران در آن همکاری کنند. شارپ از همینجا به نظریهای رسید که میتوان آن را «وابستگی قدرت به اطاعت» نامید. او قدرت سیاسی را دارایی ذاتی فرمانروا نمیدانست. قدرت از رابطهای میان فرماندهنده و فرمانبر پدید میآید.
حکومت از منابعی، چون اقتدار پذیرفتهشده، نیروی انسانی، دانش و مهارت، منابع مادی، انگیزههای روانی و امکان مجازات بهره میگیرد. اما همهٔ این منابع، به درجات گوناگون، به همکاری و اطاعت کسانی وابستهاند که زیر فرمان قرار دارند. این سخن به معنای آن نیست که مردم در هر لحظه با رضایت و آزادی کامل از حکومت اطاعت میکنند. به گزارش رویداد۲۴، شارپ خود از نقش ترس، عادت، منفعت، احساس وظیفه، وابستگی شغلی و بیتفاوتی آگاه بود. بسیاری از آدمها از آن رو فرمان میبرند که از مجازات میترسند؛ برخی از وضع موجود سود میبرند؛
شماری نیز چنان به استمرار یک نظم عادت کردهاند که تصور بدیلی برای آن ندارند. مقصود شارپ این بود که این اطاعت، هرچند گسترده و دیرپا، همواره تغییرناپذیر نیست. اگر بخشهایی از جامعه بتوانند همکاری خود را پس بگیرند، قدرت از سرچشمههایش محروم میشود. مبارزهٔ خشونتپرهیز چیست؟
ترجمهٔ دقیقتر اصطلاح محوری شارپ، nonviolent action، «کنش خشونتپرهیز» یا در بافت سیاسی آثار او «مبارزهٔ خشونتپرهیز» است. این اصطلاح از «عدم خشونت» به معنای صرف پرهیز اخلاقی از آسیبرساندن گستردهتر است. به گزارش رویداد۲۴، شارپ دربارهٔ گروهی از شیوههای عمل سیاسی سخن میگفت که در آن کنشگران از ابزار جسمانی خشونتآمیز استفاده نمیکنند، اما با قدرت وارد منازعه میشوند. در این تلقی، مبارزهٔ خشونتپرهیز با انفعال، صبر بیپایان یا خواهش از حاکم یکی نیست.
اعتصاب، تحریم، خودداری از همکاری، نافرمانی مدنی، تحصن، تعطیلی بازار، بایکوت انتخابات، تأسیس نهادهای مستقل و اعتصاب غذا، در شمار ابزارهای آن قرار میگیرند. اینها روشهاییاند برای ایجاد فشار؛ فشاری که میکوشد دستگاه قدرت را از نیروی انسانی، مشروعیت، کارآمدی اقتصادی و توان ادارهکردن محروم کند. شارپ در کتاب مهم خود، سیاست کنش خشونتپرهیز، که در ۱۹۷۳ منتشر شد، ۱۹۸ شیوهٔ مقاومت را برشمرد و طبقهبندی کرد. او این روشها را در سه دستهٔ اصلی نشاند: اعتراض و اقناع خشونتپرهیز؛ عدم همکاری اجتماعی، اقتصادی و سیاسی؛ و مداخلهٔ خشونتپرهیز.
به گزارش رویداد۲۴، اعتراض و اقناع میتواند شکلهای آشنایی، چون نامهٔ سرگشاده، تجمع، راهپیمایی، بیانیه، سخنرانی، سرود، نماد و آیین یادبود داشته باشد. عدم همکاری، هنگامی آغاز میشود که مردم از انجام کارهایی سر باز میزنند که دستگاه قدرت برای ادامهٔ حیات به آن نیاز دارد: تحریم خرید، اعتصاب کار، اعتصاب صنفی، خودداری از پرداخت مالیات، بایکوت نهادهای رسمی یا امتناع از همکاری اداری. مداخله، گامی پیشتر میرود و وضع موجود را فعالانه دگرگون میکند؛ مانند تحصن، اشغال مسالمتآمیز، ایجاد نهادهای موازی، یا ادامهٔ کار و فعالیتی که قدرت آن را ممنوع کرده است.
عدد ۱۹۸ در این میان نباید خواننده را فریب دهد. شارپ نمیگفت جنبشی که همهٔ این روشها را به کار برد، پیروز خواهد شد. فهرست او نقشهٔ گنج نبود. اهمیت آن در این بود که میدان عمل را وسیعتر از تصور رایج نشان دهد و روشن کند که جامعه، بیرون از زبان اسلحه نیز ابزار دارد. گاندی، اما بدون قدیسسازی
منبع: رویداد 24
