به گزارش تجارت نیوز، فارین پالسی با انتشار یادداشتی نوشت: زمانی که گروه کمسروصدای برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی (بریکس) در نشست سال ۲۰۲۳ در ژوهانسبورگ اعلام کرد که قصد دارد بهطور گستردهای گسترش یابد، کشورهای ثروتمند غربی توجه جدیتری به این مجموعه نشان دادند.
۱۶ سال پس از تاسیس بریکس، گردوغبار گسترش این گروه فرو نشست و تعداد اعضای اصلی آن از پنج کشور به ۱۰ کشور افزایش یافت. مصر، اتیوپی، اندونزی، ایران و امارات متحده عربی به اعضای جدید پیوستند. همچنین سطح دیگری از همکاری با عنوان «کشورهای شریک» ایجاد شد که شامل ۱۰ کشور دیگر بود.
اما اکنون نشانههایی از نگرانی در فضای این گروه دیده میشود. بدین معنا که آنچه در ابتدا یک نمایش موفق از ظهور «جنوب جهانی» به نظر میرسید ـ مجموعهای که بیشتر اعضای آن از همین منطقه هستند ـ اکنون تا حدی شبیه خانوادهای پرتنش شده است.
مشکلات بریکس تقریبا بلافاصله پس از آغاز روند گسترش آن شروع شد؛ اما برخلاف انتظار، نخستین چالش جدی از سوی اعضای آفریقایی این گروه ایجاد شد.
مصر و اتیوپی، اعضای جدید بریکس، از حمایت از آفریقای جنوبی برای عضویت در شورای امنیت اصلاحشده سازمان ملل خودداری کردند؛ اقدامی که برخلاف تعهدات پیشین آنها تلقی شد.
در سپتامبر ۲۰۲۴، نشست وزرای خارجه بریکس برای نخستینبار در تاریخ این گروه نتوانست بیانیه مشترکی صادر کند. این شکست در نشست بعدی وزرای خارجه در آوریل ۲۰۲۵ نیز تکرار شد.
از زمان نشست سال ۲۰۱۱، بیانیههای بریکس معمولا از نقش آفریقای جنوبی، برزیل و هند در تلاش برای اصلاح شورای امنیت سازمان ملل حمایت میکردند. اما در نهایت، بیانیه نشست ریودوژانیرو در همان سال، اشارهای به آفریقای جنوبی نکرد و تنها نام برزیل و هند را در موضوع اصلاح شورای امنیت ذکر کرد.
وقوع درگیری گسترده میان آمریکا، اسرائیل و ایران در اوایل سال ۲۰۲۶، که بهسرعت امارات متحده عربی را نیز درگیر کرد، شرایط را پیچیدهتر ساخت.
سال قبل از آن، برزیل موفق شده بود زمانی که بحران هنوز محدود بود، یک بیانیه مشترک در بریکس صادر کند. اما این اجماع شکننده با گسترش دوباره درگیریها از بین رفت.
نشست وزرای خارجه بریکس در مه ۲۰۲۶ بار دیگر بدون صدور بیانیه مشترک پایان یافت.
در جریان نشست مشاوران امنیت ملی کشورهای عضو نیز اختلافات شدیدی میان ایران و امارات شکل گرفت. ایران خواستار آن شد که محکومیتهای بریکس علیه تروریسم ـ که از سالهای نخست فعالیت این گروه وجود داشت ـ شامل آنچه تهران «تروریسم دولتی» مینامد نیز شود؛ اشارهای مستقیم به آمریکا و اسرائیل.
اما بیشتر اعضای بریکس حاضر نبودند چنین موضعی اتخاذ کنند.
در نهایت، هند بهعنوان رئیس دورهای گروه، به جای بیانیه مشترک، یک بیانیه ریاست و یک اطلاعیه مطبوعاتی منتشر کرد که خلاصهای از دیدگاههای مطرحشده در نشستها بود.
سایه رقابت قدرتهای بزرگ
رقابت میان قدرتهای بزرگ از همان آغاز ریاست دورهای هند، کشتی بریکس را متلاطم کرده بود.
در ژانویه ۲۰۲۶، آفریقای جنوبی یک رزمایش دریایی مشترک با چین، ایران و روسیه برگزار کرد. پرتوریا این رزمایش را مانور بریکس معرفی کرد و از همه اعضای گروه دعوت کرد در آن حضور داشته باشند.
اما واکنش اعضا یکسان نبود: امارات یک ناوچه اعزام کرد، اما آن را در بندر نگه داشت.
برزیل، مصر، اتیوپی و اندونزی تنها بهعنوان ناظر شرکت کردند.
هند بهطور آشکار از حضور در رزمایش خودداری کرد و آن را «ابتکاری کاملا متعلق به آفریقای جنوبی» و نه یک فعالیت رسمی بریکس دانست.
حضور ایران نیز با انتقاد شدید واشنگتن روبهرو شد. پرتوریا دستور خروج کشتیهای ایرانی را صادر کرد، اما گزارشها حاکی از آن بود که این کشتیها همچنان در منطقه باقی ماندند.
در نهایت، آفریقای جنوبی ناچار شد درباره عملکرد نیروی دریایی خود تحقیق کند؛ زیرا به نظر میرسید این نیرو برخلاف دستور رئیسجمهور عمل کرده است.
این یکی از دشوارترین لحظات تاریخ بریکس بود.
چرا بریکس هنوز شکست نخورده است؟
با وجود این اختلافات، اشتباه است اگر بریکس را یک پروژه شکستخورده بدانیم.
این گروه در کمتر از دو دهه توانسته نخستین ائتلاف واقعا فرامنطقهای خارج از جهان ثروتمند غرب را ایجاد کند. بریکس اکنون همه مناطق جنوب جهانی را دربر گرفته و از نظر حجم تولید اقتصادی از گروه هفت کشور صنعتی (G7) پیشی گرفته است.
تامین مالی توسعه یکی از روشنترین موفقیتهای بریکس محسوب میشود. بانک توسعه جدید این گروه که یک دهه از فعالیت آن میگذرد، همچنان با رتبههای اعتباری بالا فعالیت میکند.
همچنین افزایش تعاملات میان اعضای بریکس به هماهنگی بیشتر سیاسی در طیفی از موضوعات مهم برای کشورهای جنوب جهانی کمک کرده است.
اما در سالهای اخیر، بریکس در جهانی با منازعات بیشتر فعالیت دارد؛ جهانی که رسیدن به اجماع در آن دشوارتر شده است.
در گذشته، ایجاد موضع مشترک درباره بحرانهایی که کشورهای عضو مستقیماً درگیر آن نبودند، آسانتر بود؛ برای مثال درباره سوریه و افغانستان.
حتی درباره مسئله پیچیده اوکراین نیز دستیابی به هماهنگی نسبی امکانپذیر بود، زیرا بیشتر کشورهای جنوب جهانی بر دیپلماسی تاکید داشتند و ریشههای این بحران را پیچیدهتر از روایت غالب بسیاری از کشورهای غربی میدانستند.
اما با گسترش درگیریها و افزایش فشارهای ژئوپلیتیکی، اعضای بیشتری از بریکس ناچار شدهاند در مناقشات منطقهای موضعگیری کنند. در چنین شرایطی، حفظ یک دیدگاه مشترک بسیار دشوار میشود.
در فضای کنونی سوال های بسیاری مطرح است، سوال هایی چون: آیا بریکس میتواند از مسائل امنیتی فاصله بگیرد؟ یا آیا بریکس میتواند دستورکار امنیتی را کنار بگذارد و صرفا بر اقتصاد تمرکز کند؟
در نگاه نخست، چنین ایدهای منطقی به نظر میرسد؛ زیرا ریشههای همنشینی این گروه کاملا اقتصادی و مالی بود.
چهار عضو اولیه بریکس ـ برزیل، روسیه، هند و چین ـ با الهام از مقالهای از اقتصاددان ارشد جهانی گلدمن ساکس، از سال ۲۰۰۶ در سطح وزرای خارجه با عنوان «بریک» شروع به دیدار کردند.
اما حتی در نخستین نشست رهبران در سال ۲۰۰۹، این گروه موضوعات امنیتی را نیز در دستور کار قرار داد: موضوعاتی چون ایجاد نظم جهانی چندقطبی؛ امنیت جمعی و اصلاح شورای امنیت سازمان ملل و مقابله با تروریسم.
این سه موضوع در تمام ۱۶ بیانیه نشستهای سران بریکس تکرار شده است.
در واقع، دستورکار امنیتی بریکس نهتنها حذف نشد، بلکه گسترش یافت.
در نشست سال ۲۰۱۱ در چین، بیانیه بریکس به مداخله ناتو در لیبی پرداخت. در نشست دهلینو در سال ۲۰۱۲، موضوعات خاورمیانه، سوریه و افغانستان مطرح شد. همچنین از سال ۲۰۱۳ نشستهای مستقل مشاوران امنیت ملی کشورهای عضو آغاز شد.
پژوهشهای جدید که دادههای نشستهای مختلف بریکس را بررسی کردهاند، نشان میدهد اگرچه توسعه اقتصادی همچنان مهمترین محور فعالیت این گروه است، اما مسائل ژئوپلیتیکی و امنیتی در رتبه دوم قرار دارند.
بنابراین، اکنون دیگر حذف کامل مسائل امنیتی از دستورکار بریکس نه عملی است و نه با شرایط جهان امروز سازگار.
بازگشت به ریشههای اصلاحطلبانه
بریکس از زمان شکلگیری خود تاکنون دو نقطه عطف مثبت داشته است. نخستین دوره موفقیت این گروه به سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ بازمیگردد؛ زمانی که پیشنهاد نوآورانه هند و تلاشهای برزیل و دیگر اعضا به تأسیس بانک توسعه جدید در نشست ۲۰۱۴ منجر شد. دومین موج رشد نیز با تصمیم نشست ۲۰۲۳ آفریقای جنوبی برای گسترش اعضا آغاز شد. اما برای جلوگیری از فلج شدن بریکس و حفظ نقش آن در جهان پرتنش آینده، این گروه به یک «موج سوم» نیاز دارد.
در آینده، وفاداری به ریشههای اصلاحطلبانه بریکس و مقاومت در برابر گرایشهای افراطی باید اصل راهنمای این گروه باشد. همچنین بریکس نباید هدف اصلی خود را فراموش کند: ایجاد تاثیر واقعی در زندگی مردم جنوب جهانی. این امر بیش از هر چیز به افزایش گسترده پروژههای توسعهای نیاز دارد؛ از زیرساخت گرفته تا سرمایهگذاری و همکاری اقتصادی.
در مقابل، دستورکار امنیتی بریکس باید محدودتر شود. این گروه نیازی ندارد درباره هر جنگ و بحران بینالمللی موضعگیری کند؛ بهخصوص زمانی که چنین موضعی احتمالا تاثیر عملی چندانی ندارد. تمرکز بر موضوعاتی که ریشههای عمیقتری دارند و حمایت بیشتری میان اعضا ایجاد میکنند، میتواند نتیجهبخشتر باشد. برای مثال، بریکس میتواند همکاری مشخصی برای مقابله با خشونتهای غیردولتی، از جمله تروریسم، دزدی دریایی و جرایم سازمانیافته ایجاد کند؛ تهدیدهایی که همچنان در حال افزایش هستند.
آینده بریکس معلق میان میان فرصت و بحران
بریکس همچنین میتواند بهعنوان بستری برای کاهش تنشهای دوجانبه میان اعضا عمل کند. برای نمونه، نشست کازان در سال ۲۰۲۴ فرصتی مهم برای هند و چین بود تا پس از افزایش تنشها بر سر درگیری مرزی سال ۲۰۲۰، روابط خود را آرامتر کنند.
در کمتر از دو دهه، رهبران بریکس موفق شدهاند ائتلافی فرامنطقهای ایجاد کنند که همچنان در حال گسترش است و تعاملات میان اعضای آن افزایش یافته است. تاثیر این گروه هنوز محدود است، اما دوام آوردن و رشد آن در نظام بینالمللی تحت سلطه غرب، خود دستاوردی قابل توجه محسوب میشود.
در بلندمدت، اگر بریکس بتواند از مینهای ژئوپلیتیکی و امنیتی عبور کند، نسخه اصلاحطلبانه این گروه قادر است تاثیر بیشتری بر توسعه کشورهای عضو بگذارد و بخشی از شکافهای موجود در نظام بینالمللی را کاهش دهد. حتی این احتمال وجود دارد که بریکس بتواند به ثبات مناطق آسیبپذیر جهان و افزایش تابآوری کشورها در برابر بحرانهای بزرگ کمک کند.
منبع: تجارت نیوز


