تصاویر تازه منتشر شده از بقایای یک موشک بالستیک «خیبرشکن» ایرانی، پرده از قابلیتهایی برداشته که میتواند معادلات جنگ الکترونیک و دفاع موشکی در منطقه را بیش از پیش پیچیده کند.
همشهری آنلاین – گروه سیاسی: اندیشکده نظامی «دیفنس سکیوریتی آسیا» روز جمعه در گزارشی با استناد به تصاویر تازه منتشر شده از بقایای یک موشک «خیبرشکن» ایران، به نشانههایی اشاره میکند که نشاندهنده حرکت ایران به سمت افزایش همزمان «دقت»، «بقاپذیری» و «قدرت نفوذ» موشکهای بالستیک است.
اهمیت این تحول، آنجاست که «خیبرشکن» صرفاً یک موشک با برد هزارو۴۵۰کیلومتری نیست؛ بلکه با تکیه بر سوخت جامد، پرتابگر متحرک و قابلیت مانور در مرحله پایانی، میتواند همزمان واکنش مدافع را کاهش دهد و شناسایی و هدفگیری خود را دشوارتر کند.
تصاویر جدید یک پیام روشن دارد؛ اینکه برنامه موشکی ایران درحال حرکت از صرف افزایش برد و قدرت تخریب، به سمت ترکیب پیچیدهای از دقت، تحرک، مقاومت در برابر اخلال و مانورپذیری است؛ روندی که میتواند محاسبات دفاعی آمریکا و رژیمصهیونیستی را دشوارتر کند.
کشف معماری جدید در کلاهک خیبرشکن
تصاویر تازه منتشرشده از بقایای یک موشک بالستیک میانبرد «خیبرشکن» ایران، ظاهراً برای نخستینبار جزئیات قابلتوجهی از معماری هدایت و حفاظت حرارتی کلاهک این موشک را آشکار کردهاست.
مهمترین اجزای قابل مشاهده شامل سپر حرارتی کامپوزیتی از نوع «ابلیتیو»، یک آنتن چهارعنصری CRPA برای مقابله با اخلال الکترونیک و ساختار یک سرجنگی مانورپذیر است.
براساس ارزیابی متخصصان، ترکیب این فناوریها میتواند مقاومت موشک در برابر جنگ الکترونیک و دقت ناوبری آن را افزایش دهد.
خیبرشکن پیشتر نیز بهدلیل برخورداری از پیشران سوخت جامد، قابلیت جابهجایی با پرتابگر متحرک و برد تقریبی هزارو۴۵۰ کیلومتری، مورد توجه قرار گرفته بود.
اکنون اگر قابلیت ضدجمینگ و اصلاح ماهوارهای مسیر نیز به این مجموعه اضافه شده باشد، این موشک میتواند دربرابر اختلالهای ناوبری و شبکههای دفاع موشکی پیشرفته، انعطافپذیری بیشتری پیدا کند.
فناوری ویژه برای مقابله با جنگ الکترونیک
آنتن Controlled Reception Pattern Antenna (CRPA) از چند عنصر هماهنگ و پردازش سیگنال برای تشخیص سیگنالهای معتبر ماهوارهای از سیگنالهای اخلالگر استفاده میکند.
آرایه چهارعنصری مشاهده شده میتواند اختلاف فاز و شدت سیگنالها را مقایسه کرده و با شکلدهی پرتو، انرژی ناشی از اخلالگر را از جهات مشخص کاهش دهد، درحالیکه دریافت سیگنالهای قابل استفاده سامانههای ناوبری ماهوارهای حفظ میشود.
چنین سامانهای میتواند از چند منظومه ناوبری ماهوارهای، پشتیبانی کند.
این قابلیت سبب میشود موشک وابستگی کمتری به یک منظومه خاص داشته باشد.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که هدف، تأسیسات کوچک و مشخصی مانند رادار، پناهگاههای مستحکم، باند فرودگاه یا سامانههای دفاع موشکی باشد، چراکه چنین اهدافی به دقت بسیار بیشتری نسبت به حمله به مناطق وسیع شهری یا زیرساختهای گسترده نیاز دارند.
شباهت به تجهیزات چینی؟
ظاهر آنتن مشاهده شده، شباهتهایی با خانواده تجهیزات چندمنظومهای چینی SWT-JRL۱ دارد.
با این حال، شباهت ظاهری بههیچ عنوان اثبات نمیکند تجهیزات موجود در «خیبرشکن» از چین یا با مجوز دولت چین منتقل شدهاست.
دراین زمینه احتمالهای مختلفی مطرح است؛ از خرید تجهیزات تجاری و استفاده دوگانه گرفته تا مهندسی معکوس، الگوبرداری از طراحی یا ترکیب قطعات خارجی با سامانهای تولیدشده در داخل ایران.
چرا رهگیری پیچیدهتر میشود؟
یکی از ویژگیهای مهم خیبرشکن، «سرجنگی مانورپذیر» آن است که میتواند در مرحله بازگشت به جو مسیر خود را تغییر دهد.
برخلاف مسیرهای بالستیک کلاسیک، که پس از مرحله شتابگیری تا حد زیادی قابل پیشبینی هستند، مانور در مرحله پایانی میتواند موقعیت جانبی، ارتفاع و زاویه برخورد را تغییر دهد.
در نتیجه زمان تصمیمگیری سامانههای دفاعی کاهش مییابد.
این مسئله میتواند فشار بیشتری بر سامانههایی مانند «تاد»، «پاتریوت» و «آرو» وارد کند.
دلیل افزایش بقاپذیری
«خیبرشکن»، که در سال ۲۰۲۲ رونمایی شد، حدود ۱۰.۵ تا ۱۱.۴ متر طول، حدود ۷۶ سانتیمتر قطر و براساس برآوردها ۴.۵ تا بیش از ۶تن وزن دارد.
وزن سرجنگی آن حدود ۵۰۰ تا ۵۵۰کیلوگرم و برد آن حدود هزارو۴۵۰ کیلومتر برآورد شدهاست.
پیشران سوخت جامد، امکان آمادهسازی سریعتر نسبت به موشکهای سوخت مایع قدیمیتر را فراهم میکند.
پرتابگر متحرک نیز به ایران اجازه میدهد موشکها، خدمه و تجهیزات پشتیبانی را در مناطق مختلف پراکنده و شناسایی و هدفگیری آنها را دشوارتر کند.
در نتیجه، تحرک، استتار و کاهش زمان آمادهسازی، میتواند بقاپذیری نیروی موشکی را افزایش دهد.
تجربه جنگی و تکامل تدریجی موشک
استفاده عملیاتی از «خیبرشکن» در جنگ اخیر، به ایران امکان داده که دادههای واقعی درباره عملکرد موشک و واکنش سامانههای دفاعی را جمعآوری کند.
مقایسه مسیرهای پیشبینیشده و واقعی، نرخ رهگیری، رفتار رادارها و الگوهای اصابت، میتواند به اصلاح مسیر پرواز، زمان شلیک، مانورهای پایانی و تاکتیکهای حملهای کمک کند.
مسئله اصلی، یک رقابت مستمر میان افزایش دقت، تحرک، مانورپذیری و تاکتیکهای اشباع از یک سو و ارتقای رادارها، رهگیرها، جنگ الکترونیک و پوشش دفاعی ازسوی دیگر است.
منبع: همشهری