شهادت رهبران و شخصیتهای برجسته جبهه مقاومت و تداوم تهدیدات دشمن، بار دیگر موضوع چگونگی پاسخ جمهوری اسلامی ایران به اقدامات جنایتکارانه دشمنان را به یکی از مسائل مهم افکار عمومی تبدیل کرده است؛ مسئلهای که از منظر بسیاری از کارشناسان، صرفاً یک موضوع فردی و شخصی نیست، بلکه با امنیت ملی، اقتدار کشور، بازدارندگی و آینده معادلات منطقهای ارتباط مستقیم دارد.
در همین زمینه، خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز، در گفتوگویی اختصاصی با حجتالاسلام زینالعابدین فخری، مدیر حوزه علمیه امام حسین(ع) شهرستان مراغه، به بررسی ابعاد مختلف ضرورت انتقام، پیامدهای پاسخ یا عدم پاسخ، نقش دستگاههای مختلف کشور، ضرورت حفظ وحدت ملی و ابعاد رسانهای، حقوقی و دیپلماتیک این مسئله پرداخته است. رسا: برخی جریانهای سیاسی تلاش میکنند مسئله انتقام خون رهبر شهید را به یک موضوع شخصی و صرفاً در حد «قصاص» تقلیل دهند. ارزیابی شما از این نگاه چیست؟
فخری: متأسفانه در شرایطی که دشمن یک جنایت بزرگ و آشکار را مرتکب شده است، برخی افراد و جریانها تلاش میکنند یک موضوع ملی، اسلامی و راهبردی را به یک مسئله شخصی تقلیل دهند. این نوع نگاه یک مغالطه آشکار است؛ چراکه وقتی یک شخصیت در جایگاه رهبری و هدایت یک ملت و جبهه بزرگ قرار دارد، شهادت او دیگر یک حادثه شخصی و خانوادگی نیست. رهبر شهید متعلق به یک فرد یا یک خانواده نیست، بلکه متعلق به یک ملت، یک امت و یک جریان بزرگ تاریخی و اسلامی است و هنگامی که دشمن چنین شخصیتی را هدف قرار میدهد، در واقع به یک ملت، یک نظام و یک جبهه بزرگ تعرض کرده است.
بنابراین سخن گفتن از «انتقام شخصی» در چنین موضوعی، آدرس غلط دادن به افکار عمومی است؛ چراکه انتقام در اینجا به معنای اقدام شخصی یا احساسی نیست، بلکه سخن از یک پاسخ ملی، مسئولانه، حسابشده و بازدارنده در برابر یک اقدام جنایتکارانه است. دشمن باید بداند که اگر دست به چنین جنایاتی بزند، هزینهای متناسب با اقدام خود پرداخت خواهد کرد و نمیتواند بدون پرداخت هزینه، امنیت و شخصیتهای برجسته جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار دهد. از سوی دیگر، ما باید مسئله را راهبردی ببینیم.
وقتی دشمن احساس کند جمهوری اسلامی ایران در برابر جنایتهای بزرگ واکنش مؤثر نشان نمیدهد، انگیزه بیشتری برای تکرار اقدامات خود پیدا خواهد کرد. بنابراین گاهی هزینه نکردن در یک مقطع به معنای کاهش هزینه نیست، بلکه میتواند به معنای انتقال هزینه به آینده و حتی چند برابر شدن آن باشد. اگر دشمن بداند که اقدام علیه مسئولان و رهبران جمهوری اسلامی بدون پاسخ باقی نمیماند، محاسبات او تغییر خواهد کرد و این همان چیزی است که از آن به عنوان بازدارندگی یاد میکنیم. البته تأکید میکنم که انتقام با عقلانیت تعارض ندارد و نباید آن را با واکنش عجولانه و احساسی یکی دانست.
وقتی سخن از پاسخ به یک جنایت است، باید زمان، مکان، نوع پاسخ، سطح پاسخ، آثار منطقهای و بینالمللی و پیامدهای امنیتی آن بررسی شود. عقلانیت یعنی بدانیم چه زمانی، چگونه و با چه هدفی پاسخ بدهیم؛ بنابراین اینکه کسی بگوید «باید پاسخ داد» به این معنا نیست که باید «همین الآن و بدون محاسبه» اقدام کرد. ممکن است نظام اسلامی بر اساس محاسبات دقیق به این نتیجه برسد که پاسخ در یک زمان خاص بیشترین اثرگذاری را دارد و در این صورت صبر و تأمل نهتنها ضعف نیست، بلکه بخشی از راهبرد است.
آنچه نباید اتفاق بیفتد این است که دشمن تأخیر در پاسخ را به معنای ترس، انفعال یا فراموش شدن موضوع تلقی کند. مسئولان باید در عین حفظ آرامش، پیام روشنی به دشمن بدهند که جنایت فراموش نشده و پاسخ در چارچوب مصالح کشور دنبال خواهد شد. انتقام مؤثر، انتقامی است که دشمن را از تکرار جنایت پشیمان و از اقدام مجدد منصرف کند. رسا: به نظر شما اگر انتقام گرفته شود، چه پیامدی برای کشور خواهد داشت؟ فخری: یکی از مهمترین پیامدهای پاسخ قاطع و حسابشده، تقویت اقتدار و بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
البته انتقام نباید صرفاً با نگاه احساسی تعریف شود، بلکه پاسخ باید هوشمندانه، متناسب و مؤثر باشد و به گونهای انجام شود که دشمن را از تکرار چنین اقداماتی بازدارد. وقتی دشمن ببیند یک جنایت بزرگ هزینه سنگینی برای او دارد، دیگر نمیتواند با محاسبات ساده به دنبال تکرار آن باشد. این پیام فقط برای دشمن مستقیم نیست، بلکه برای تمام بازیگران منطقهای و بینالمللی نیز پیام روشنی دارد که امنیت جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن موضوعی نیست که بتوان به سادگی آن را نقض کرد.
از سوی دیگر، پاسخ قاطع میتواند موجب تقویت روحیه عمومی در داخل کشور و افزایش اعتماد مردم به توانایی نظام در دفاع از امنیت و منافع ملی شود. در واقع اگر پاسخ بتواند معادله هزینه و فایده دشمن را تغییر دهد، آن پاسخ بخشی از تأمین امنیت آینده کشور خواهد بود. رسا: و اگر انتقام گرفته نشود، چه پیامدهایی را متصور هستید؟ فخری: به اعتقاد من، عدم پاسخ مناسب میتواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد. مهمترین پیام آن برای دشمن این خواهد بود که میتوان هزینه اقدامات خصمانه علیه جمهوری اسلامی را کاهش داد یا حتی از آن عبور کرد.
اگر دشمن احساس کند جنایتهای بزرگ با هزینه متناسب مواجه نمیشود، احتمال تکرار آن افزایش خواهد یافت و در چنین شرایطی مسئله تنها یک حادثه نخواهد بود، بلکه ممکن است یک روند شکل بگیرد. ما باید جلوی تبدیل شدن جنایت به یک الگوی رفتاری را بگیریم و دشمن نباید به این نتیجه برسد که میتواند یکی پس از دیگری شخصیتهای برجسته کشور را هدف قرار دهد و در نهایت تنها با محکومیتهای لفظی و بیانیهها مواجه شود. البته پاسخ لزوماً به معنای اقدام عجولانه و احساسی نیست؛
جمهوری اسلامی باید زمان، مکان، شیوه و سطح پاسخ را بر اساس منافع ملی و مصالح کشور تعیین کند، اما اصل بازدارندگی باید حفظ شود. رسا: شما به موضوع شهادت شهید سلیمانی و حوادث بعد از آن اشاره کردید. آیا میان این مسائل ارتباطی وجود دارد؟ فخری: آنچه برای افکار عمومی مهم است این است که دشمن باید بداند ترور و حذف فیزیکی شخصیتهای برجسته جمهوری اسلامی راهبردی بدون هزینه نیست. شهید حاج قاسم سلیمانی یک شخصیت ملی و بینالمللی بود و شهادت او نیز نشان داد دشمنان برای ضربه زدن به جبهه مقاومت از هیچ اقدامی فروگذار نمیکنند.
اگر در هر مقطعی پاسخها نتواند محاسبات دشمن را تغییر دهد، طبیعی است که دشمن به دنبال آزمودن مجدد اراده جمهوری اسلامی برود. بنابراین پاسخها باید به گونهای باشد که دشمن احساس نکند میتواند سطح اقدامات خود را مرحله به مرحله افزایش دهد. مسئله اصلی این است که زنجیره تهدید باید متوقف شود و اگر دشمن احساس کند هر اقدامی انجام دهد با یک واکنش جدی مواجه نمیشود، ممکن است دامنه اقدامات خود را گسترش دهد. رسا: برخی معتقدند مطرح کردن موضوع انتقام ممکن است موجب افزایش تنش شود. این دیدگاه را چگونه ارزیابی میکنید؟ فخری: باید میان تنش و بازدارندگی تفاوت قائل شویم.
بازدارندگی به معنای جنگطلبی نیست. کشوری که میخواهد از امنیت خود دفاع کند، باید توان و اراده دفاع از خود را نشان دهد. اتفاقاً یکی از عوامل جلوگیری از جنگ، ایجاد بازدارندگی است. اگر دشمن مطمئن باشد اقدام علیه ایران هزینهای ندارد، احتمال ماجراجویی او بیشتر میشود، اما اگر بداند جمهوری اسلامی از ظرفیتهای خود برای دفاع از امنیت و منافع ملی استفاده خواهد کرد، محاسباتش تغییر میکند. بنابراین پاسخ هوشمندانه و مقتدرانه الزاماً به معنای حرکت به سمت جنگ نیست، بلکه میتواند با هدف جلوگیری از تکرار تجاوز و جنایت صورت گیرد.
ما نباید اجازه دهیم دشمن ما را عصبانی کند و بعد زمان و شکل پاسخ ما را خودش تعیین کند؛ پاسخ باید در اختیار عقلانیت راهبردی نظام باشد و مسئولان نظامی و امنیتی کشور بر اساس اطلاعات دقیق و ملاحظات امنیتی درباره آن تصمیم بگیرند. رسا: نقش دولت در این میان چیست؟ آیا دولت نباید از هزینههای احتمالی پاسخ نگران باشد؟ فخری: دولت باید با شجاعت و عقلانیت در کنار نیروهای مسلح قرار گیرد. البته منظور از شجاعت، تصمیمگیری احساسی نیست، بلکه یعنی مسئولان کشور در برابر فشارهای دشمن و فضاسازیهای رسانهای منفعل نشوند.
طبیعی است که هر تصمیم مهمی هزینههایی دارد، اما سؤال اساسی این است که هزینه مقاومت بیشتر است یا هزینه سازش و عقبنشینی؟ اگر کشوری در برابر جنایت دشمن هیچ واکنش بازدارندهای نشان ندهد، ممکن است در کوتاهمدت تصور شود از پرداخت هزینه جلوگیری کرده است، اما در بلندمدت هزینههای بسیار سنگینتری متوجه آن کشور خواهد شد. دولت باید ضمن بررسی همه جوانب، از منافع ملی دفاع کند و از ظرفیت دیپلماسی برای تبیین ابعاد جنایت و پیگیری حقوقی آن استفاده کند.
جمهوری اسلامی ایران باید هم در میدان امنیتی و نظامی و هم در عرصه دیپلماتیک و رسانهای فعال باشد و اقتصاد و امنیت نیز نباید در برابر یکدیگر قرار داده شوند؛ چراکه اقتصاد قوی بدون امنیت پایدار امکانپذیر نیست و امنیت پایدار نیز بدون اقتصاد مقاوم و پویا دشوار خواهد بود. رسا: آیا انتقام فقط باید در عرصه نظامی دنبال شود یا ابعاد دیگری نیز دارد؟ فخری: به هیچ عنوان نباید مفهوم انتقام را صرفاً در یک عملیات نظامی خلاصه کرد. پاسخ به یک جنایت بزرگ میتواند ابعاد مختلف داشته باشد و هر دستگاهی باید در حوزه مأموریت خودش وظیفهای را که بر عهده دارد انجام دهد.
ما یک عرصه نظامی داریم، یک عرصه امنیتی داریم، یک عرصه قضایی و حقوقی داریم، یک عرصه دیپلماتیک داریم و یک عرصه رسانهای و فرهنگی. اگر قرار باشد دشمن بفهمد یک جنایت بزرگ برای او هزینه دارد، باید در همه این عرصهها با یک راهبرد هماهنگ مواجه شود. ممکن است پاسخ نظامی یکی از بخشهای این مسئله باشد، اما در کنار آن باید پرونده حقوقی جنایت نیز دنبال شود، آمران و حامیان جنایت شناسایی شوند، در مجامع بینالمللی مطالبهگری صورت گیرد و دستگاه دیپلماسی کشور نیز ابعاد جنایت را برای افکار عمومی جهان تبیین کند.
مهم این است که مجموعه اقدامات یک پیام واحد داشته باشد و آن اینکه جنایت هزینه دارد. رسا: یعنی معتقدید دشمن تلاش میکند اصل جنایت را از افکار عمومی پنهان کند؟ فخری: دقیقاً. یکی از روشهای شناختهشده در جنگ رسانهای این است که جایگاه قربانی و متجاوز تغییر داده شود. دشمن جنایت میکند، اما بعد تلاش میکند طرف مقابل را به عنوان عامل تنش معرفی کند. ما نباید در این دام بیفتیم. ابتدا باید مسئله اصلی برای افکار عمومی روشن شود؛ اینکه چه جنایتی اتفاق افتاده، چه کسانی در آن نقش داشتهاند و چرا دشمن چنین اقدامی انجام داده است.
وقتی این مسئله روشن شد، بحث پاسخ نیز در چارچوب خودش قابل تحلیل خواهد بود. متأسفانه گاهی برخی افراد، آگاهانه یا ناآگاهانه، همان ادبیات رسانهای دشمن را در داخل تکرار میکنند و اینکه بگوییم «انتقام شخصی است» یا «این مسئله مربوط به یک فرد است»، در واقع پاک کردن صورت مسئله است. اگر یک رهبر ملی و دینی هدف قرار گرفته است، نمیتوان آن را به یک اختلاف شخصی تقلیل داد، بلکه چنین اقدامی در سطح امنیت ملی معنا پیدا میکند. رسا: جامعه امروز بیش از هر چیز به آرامش و ثبات نیاز دارد؛ آیا طرح مداوم موضوع انتقام موجب نگرانی مردم نمیشود؟
فخری: مردم بیش از هر چیز به امنیت و اطمینان نیاز دارند و یکی از پایههای امنیت، اطمینان از توانایی کشور برای دفاع از خودش است. آرامش واقعی با نادیده گرفتن تهدید به دست نمیآید. اگر مردم احساس کنند دشمن هر زمان که بخواهد میتواند ضربه بزند و کشور نیز صرفاً نظارهگر خواهد بود، همین مسئله موجب نگرانی و ناامنی روانی میشود. البته نباید جامعه را درگیر هیجان و التهاب دائمی کرد و مسئولان باید با ادبیاتی سنجیده، آرامشبخش و در عین حال مقتدرانه با مردم صحبت کنند.
مردم باید بدانند تصمیمگیری درباره نحوه پاسخ در اختیار نهادهای مسئول و بر اساس محاسبات دقیق انجام میشود؛ بنابراین نباید هر روز انتظار اعلام یک اقدام یا عملیات را داشت. انتقام با عجله تفاوت دارد و ممکن است پاسخ دقیق و مؤثر نیازمند زمان و برنامهریزی باشد. رسا: نقش مردم در این میان چیست؟ آیا مردم صرفاً باید منتظر تصمیم مسئولان باشند؟ فخری: مردم نقش بسیار مهمی دارند، اما این نقش الزاماً به معنای ورود مستقیم به عرصههای تخصصی امنیتی و نظامی نیست. مهمترین وظیفه مردم در چنین شرایطی حفظ وحدت، هوشیاری و حمایت از امنیت کشور است.
دشمن تلاش میکند جامعه را دو قطبی کند؛ یک عده را به سمت افراط و عدهای دیگر را به سمت انفعال بکشاند و هر دو حالت میتواند برای کشور آسیبزا باشد. مردم باید مراقب شایعات باشند، اخبار را از منابع معتبر دریافت کنند و اجازه ندهند فضای مجازی به ابزاری برای جنگ روانی دشمن تبدیل شود. از سوی دیگر، مسئولان نیز وظیفه دارند اطلاعرسانی شفاف و بهموقع داشته باشند، زیرا هرچه خلأ خبری بیشتر باشد، امکان فعالیت شایعه و روایت دشمن بیشتر میشود. نخبگان، علما، دانشگاهیان، رسانهها و فعالان فرهنگی نیز وظیفه دارند ابعاد این مسئله را برای مردم تبیین کنند.
رسا: آیا حوزههای علمیه نیز در این زمینه مسئولیتی دارند؟ فخری: بله، حوزه علمیه در زمینه تبیین ابعاد شرعی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی این مسائل مسئولیت مهمی دارد. حوزه نباید صرفاً در زمان وقوع حادثه وارد میدان شود و بعد کنار برود، بلکه باید برای مردم توضیح دهد که تفاوت میان انتقام شخصی، اجرای عدالت، دفاع مشروع و اقدام حکومتی چیست. همچنین باید از ایجاد ادبیات افراطی و احساسی جلوگیری شود؛ جامعه نیازمند بصیرت است، نه صرفاً هیجان.
طلاب و روحانیون باید در مساجد، مدارس، دانشگاهها و فضای مجازی برای مردم تبیین کنند که دشمن چگونه از عملیات رسانهای استفاده میکند و چگونه میتوان در برابر آن ایستاد. حوزه همچنین باید در کنار تبیین، از وحدت اجتماعی و آرامش جامعه صیانت کند. رسا: آیا پیگیری حقوقی و بینالمللی جنایت اهمیت دارد؟ فخری: قطعاً. ما نباید اجازه دهیم جنایت در حافظه تاریخی جهان به یک خبر چندروزه تبدیل شود.
پرونده باید مستندسازی شود، اسناد و شواهد جمعآوری شود و دستگاههای حقوقی و دیپلماتیک کشور آن را دنبال کنند اگر عاملان، آمران و حامیان جنایت مشخص هستند، باید این موضوع در عرصه بینالمللی نیز مطرح شود. البته نباید تصور کرد که صرفاً با شکایت در مجامع بینالمللی مسئله حل میشود، بلکه دیپلماسی حقوقی باید در کنار سایر ظرفیتهای کشور قرار بگیرد. همزمان باید در عرصه رسانهای نیز روایت جمهوری اسلامی تبیین شود تا دشمن نتواند با جنگ روانی، جایگاه قربانی و متجاوز را تغییر دهد. رسا: آیا پاسخ به دشمن میتواند به وحدت داخلی نیز کمک کند؟
فخری: مردم ایران در بسیاری از مقاطع تاریخی نشان دادهاند که وقتی احساس کنند کشور و امنیت ملی در معرض تهدید است، اختلافات سیاسی را کنار میگذارند، اما این وحدت زمانی تقویت میشود که مسئولان نیز ادبیات وحدتآفرین داشته باشند. نباید مسئله انتقام به ابزار تسویهحساب سیاسی تبدیل شود و همانطور که نباید کسانی را که درباره نحوه پاسخ سؤال یا نگرانی دارند، بلافاصله با برچسبهای مختلف متهم کرد. ما باید یک مرز روشن داشته باشیم؛ نقد کارشناسی با تضعیف امنیت ملی تفاوت دارد.
اگر دشمن جنایت کرده است، همه جریانهای سیاسی باید اصل محکومیت جنایت و دفاع از امنیت کشور را بپذیرند و پس از آن میتوان درباره شیوه پاسخ، زمان پاسخ و پیامدهای آن بحث کارشناسی کرد. تبدیل کردن اصل مسئله به دعوای سیاسی به هیچ عنوان به نفع کشور نیست و دشمن نیز دقیقاً از همین اختلافات داخلی برای ایجاد شکاف استفاده میکند. رسا: برخی منتقدان پاسخ میگویند ممکن است انتقام باعث شود کشور وارد یک چرخه بیپایان درگیری شود. پاسخ شما چیست؟ فخری: این نگرانی را میتوان مطرح کرد، اما راهحل آن انفعال نیست، بلکه راهحل، طراحی درست راهبرد است.
کشور باید به گونهای پاسخ دهد که هم اقتدار خود را نشان دهد و هم از تبدیل شدن درگیری به یک چرخه کنترلنشده جلوگیری کند. این دقیقاً همان جایی است که اهمیت عقلانیت راهبردی مشخص میشود. جمهوری اسلامی نباید برای رضایت افکار عمومی داخلی یا پاسخ به هیجانات لحظهای تصمیم بگیرد، بلکه باید برای سالها و حتی نسلهای آینده تصمیم بگیرد. اگر یک پاسخ بتواند دشمن را از تکرار جنایت منصرف کند، در حقیقت میتواند به کاهش درگیریهای آینده کمک کند.
بنابراین پاسخ هوشمندانه لزوماً به معنای تشدید درگیری نیست، بلکه میتواند با هدف جلوگیری از تجاوزات بعدی و تثبیت امنیت کشور دنبال شود. رسا: پیام شما به مسئولان کشور در شرایط کنونی چیست؟ فخری: مسئولان باید وحدت خود را حفظ کنند و اجازه ندهند اختلافات جناحی وارد مسائل حیاتی امنیت کشور شود. قوه قضائیه، دولت، نیروهای مسلح، دستگاه دیپلماسی، نهادهای امنیتی و رسانههای رسمی، هرکدام باید وظیفه خود را انجام دهند.
از دولت انتظار میرود پشتیبانی لازم را از دستگاههای مسئول داشته باشد و در برابر فشارهای خارجی منفعل نشود از دستگاه قضایی انتظار میرود پرونده جنایت را با جدیت دنبال کند و از نیروهای مسلح نیز انتظار میرود با همان اقتدار و تدبیری که در طول سالهای گذشته از خود نشان دادهاند، امنیت کشور را حفظ کنند رسانهها نیز باید اجازه ندهند روایت دشمن بر روایت جمهوری اسلامی غلبه کند و نخبگان سیاسی باید به جای افزایش اختلاف، به مردم آرامش و بصیرت بدهند. رسا: و سخن پایانی شما با مردم چیست؟
فخری: مردم عزیز ایران بدانند که شهادت رهبران و شخصیتهای بزرگ، هرچند ضایعهای سنگین است، اما نمیتواند اراده یک ملت را از بین ببرد. دشمن اگر تصور کند با حذف یک شخصیت میتواند یک ملت را از مسیر خود خارج کند، دچار اشتباه راهبردی شده است. در کنار این مسئله، ما باید هوشیار باشیم؛ نه دچار ترس شویم و نه دچار هیجان. باید به مسئولان ذیصلاح اعتماد کنیم و اجازه دهیم تصمیمها بر اساس اطلاعات، عقلانیت و منافع ملی گرفته شود. انتقام اگر قرار است انجام شود، باید حسابشده، مؤثر، بازدارنده و در چارچوب تصمیم حاکمیت باشد؛
به گونهای که هم دشمن هزینه جنایت خود را بپردازد و هم امنیت کشور برای آینده تضمین شود. نباید اجازه دهیم دشمن میان مردم و نظام، میان مردم و نیروهای مسلح و میان جریانهای مختلف سیاسی شکاف ایجاد کند. امروز بیش از هر زمان دیگری به وحدت، بصیرت و آرامش نیاز داریم. دشمن باید بداند ملت ایران با وجود همه فشارها و مشکلات، در دفاع از امنیت و عزت کشور خود جدی است. ما نباید از دشمن بترسیم، اما نباید دشمن را نیز دستکم بگیریم.
اگر پاسخ داده میشود، باید هوشمندانه، مقتدرانه، هدفمند و بازدارنده باشد و اگر زمان پاسخ به تشخیص مسئولان به تعویق میافتد، نباید این تأخیر را به معنای فراموشی یا عقبنشینی تلقی کرد. در نهایت آنچه اهمیت دارد حفظ عزت، امنیت، استقلال، وحدت و منافع بلندمدت جمهوری اسلامی ایران است؛ دشمن باید بداند که ملت ایران با تهدید و ترور از آرمانها و امنیت خود دست نخواهد کشید.
منبع: رسانیوز
