«ساخت داخل» معمولاً با درصد داخلیسازی سنجیده میشود؛ اما یک درصد بهتنهایی نمیتواند نشان دهد یک صنعت تا چه اندازه به توان تولیدکنندگان داخلی متکی است.
گزارش عملکرد کروز عدد دیگری را پیش روی صنعت خودرو قرار میدهد: این شرکت اعلام کرده بیش از ۵۰۰ میلیون قلم از تأمینکنندگان داخلی خریداری کرده است.
در کنار این عدد، کروز از حدود هزار کد خرید داخلی خبر داده که به گفته این شرکت نزدیک به ۷۰ درصد قطعات داخلی را پوشش میدهد.
این دادهها یک سؤال متفاوت ایجاد میکنند: ساخت داخل در صنعت خودرو فقط به معنای تولید قطعه در داخل کشور است یا باید دید مواد اولیه و نهادههای مورد استفاده برای تولید آن قطعه نیز از داخل تأمین میشود؟
این تفاوت مهم است.ممکن است یک قطعه در ایران تولید شود، اما بخش قابل توجهی از مواد اولیه، تجهیزات یا اجزای آن از خارج وارد شود. در چنین شرایطی، «تولید داخلی قطعه» الزاماً به معنای استقلال کامل زنجیره تولید نیست.
از سوی دیگر، اگر قطعهساز بتواند مواد اولیه و کالاهای نیمهساخته خود را نیز از شبکه داخلی تهیه کند، عمق داخلیسازی بیشتر خواهد بود.
دادههای کروز درباره ۸۰۱۰ نوع ماده اولیه و ۲۰ هزار و ۶۸۸ کالای نیمهساخته نشان میدهد پشت تولید قطعات نهایی، شبکه دیگری از تأمینکنندگان قرار دارد.
بنابراین برای سنجش واقعی ساخت داخل، باید از یک سؤال سادهتر اما دقیقتر شروع کرد،چه مقدار از ارزش یک قطعه واقعاً در داخل کشور ایجاد میشود؟و بعد این سؤال را در لایههای مختلف زنجیره تکرار کرد: ماده اولیه، قطعه، نیمهساخته و محصول نهایی. در این نگاه، عدد «۷۰ درصد داخلیسازی» به تنهایی کافی نیست. باید مشخص شود این درصد چگونه محاسبه شده و سهم مواد اولیه و نهادههای وارداتی در آن چقدر است.عدد ۵۰۰ میلیون قلم خرید داخلی نیز بهتنهایی نمیتواند عمق ساخت داخل را اثبات کند؛ اما نشان میدهد مقیاس شبکه تأمین داخلی بسیار بزرگ است.
به همین دلیل، مسئله امروز صنعت خودرو شاید دیگر فقط «چند درصد قطعه را داخلی کردهایم؟» نباشد.سؤال دقیقتر این است: چند لایه از زنجیره ارزش خودرو واقعاً در داخل کشور شکل گرفته است؟این همان جایی است که مفهوم «عمق ساخت داخل» از «درصد ساخت داخل» جدا میشود.
منبع: شبکه شرق


