اوپک پلاس در محاصره ابهام و ژئوپلیتیک

اوپک پلاس در محاصره ابهام و ژئوپلیتیک

بازار جهانی انرژی در انتظار نشست سرنوشت‌ساز اوپک پلاس؛ آیا ائتلاف نفتی هنوز فرمان هدایت قیمت‌ها را در دست دارد؟ در حالی که جهان همچنان با نوسانات بی‌سابقه در بازارهای انرژی دست‌وپنج نرم می‌کند، نگاه‌ها به نشست یکشنبه آینده اوپک پلاس دوخته شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که این گروه تولیدکننده، احتمالا سیاست تولید خود را برای ماه اکتبر بدون تغییر حفظ خواهد کرد. اما فراتر از این تصمیم فنی و به‌ظاهر ساده، واقعیتی پیچیده‌تر در جریان است.

ائتلاف اوپک پلاس، در حالی که لایه نخست محدودیت‌های داوطلبانه عرضه را پشت سر گذاشته، اکنون نه در پی افزایش یا کاهش ساده تولید، بلکه درگیر بازی شطرنجی است که خروجی آن، معماری بازار نفت برای سال ۲۰۲۷ را ترسیم خواهد کرد. واقعیت این است که قدرت چانه‌زنی اوپک پلاس در بازارهای جهانی نسبت به گذشته تغییر کرده است. اگر در سال‌های نه چندان دور، یک جمله یا یک تصمیم این گروه می‌توانست قیمت‌ها را در کسری از ثانیه دگرگون کند، امروز شاهد نوعی «سایش نفوذ» هستیم.

در این میان، سایه سنگین تنش‌های ژئوپلیتیک – به‌ویژه آنچه در منطقه خلیج فارس و مسیرهای حیاتی انتقال انرژی رخ می‌دهد – معادله‌ای جدید را پیش روی اعضا قرار داده است. اختلال در صادرات نفت از طریق تنگه هرمز و پیامدهای ناشی از درگیری‌های منطقه‌ای، عملاً بخشی از تصمیم‌گیری‌های اوپک پلاس را بی‌اثر کرده است. وقتی لجستیک انرژی به گروگان سیاست‌های امنیتی و درگیری‌های نظامی در می‌آید، مدیریت عرضه از سوی یک کارتل نفتی، دیگر تنها متغیر بازار نیست.

این گروه اکنون با پارادوکسی مواجه است: آن‌ها می‌خواهند بازار را مدیریت کنند، اما عوامل خارجی (تنش‌های نظامی و جنگ‌های منطقه‌ای) در حال بازنویسی قواعد بازی هستند. در شهریورماه، توافقی حاصل شد که پایان‌بخش حذف تدریجی محدودیت عرضه ۱.۶۵ میلیون بشکه‌ای بود؛ محدودیت‌هایی که از سال ۲۰۲۳ برای حمایت از قیمت‌ها اعمال شده بودند. این گام، به معنای بازگشت بخشی از ظرفیت تولید به بازار بود.

با این حال، باید پرسید: «چقدر از این تولید روی کاغذ، در واقعیت محقق شده است؟» داده‌های عملیاتی نشان می‌دهند که تولید واقعی اعضا به طور قابل توجهی از افزایش سهمیه برنامه‌ریزی شده عقب مانده است. این شکاف میان «سهمیه روی کاغذ» و «بشکه در بندرگاه»، نتیجه مستقیم همان ناآرامی‌هایی است که از روسیه و قزاقستان تا قلب خلیج فارس گسترده شده است. جنگ و تجاوز، زیرساخت‌های تولید و مسیرهای صادراتی را هدف قرار داده‌اند؛ بنابراین، حتی اگر اوپک پلاس بخواهد تولید را افزایش دهد، ظرفیت‌های فیزیکی و لجستیکی در بسیاری از نقاط تحت فشار قرار دارند.

اما نشست پیش رو، فراتر از بحث‌های ماهانه اکتبر، در حال زمینه‌سازی برای یک نبرد دیپلماتیک بزرگتر است: تعیین سهمیه‌های پایه برای سال ۲۰۲۷. در این مسیر، شرکت مشاوره «دگولیر و مک‌ناتون» نقشی کلیدی ایفا می‌کند. گزارش این شرکت در پایان سپتامبر به اوپک، خط مبنایی را برای سهمیه‌بندی سال ۲۰۲۷ ترسیم خواهد کرد که می‌تواند برای بسیاری از اعضا به مثابه یک «خط قرمز» باشد. چرا این موضوع تا این حد حیاتی است؟ چون ظرفیت تولید، در سال‌های اخیر برای برخی کشورها رشد قابل توجهی داشته و برای برخی دیگر، ثابت مانده است.

کشورهایی مانند عراق، با نگاه به ظرفیت‌های توسعه‌یافته خود، خواهان سهمیه بیشتری هستند. از سوی دیگر، جدا شدن امارات متحده عربی از این گروه در ماه مه گذشته، زنگ خطری جدی بود. امارات احساس می‌کرد ساختار سهمیه‌بندی فعلی، ظرفیت رو به رشد و واقعی این کشور را نادیده می‌گیرد. اکنون، با شنیده شدن زمزمه‌هایی مبنی بر احتمال خروج اعضای دیگری همچون ونزوئلا، انسجام اوپک پلاس بیش از هر زمان دیگری در آزمون قرار دارد. با محدود کردن بیشتر عرضه برای جلوگیری از سقوط قیمت‌ها، که این کار ممکن است منجر به از دست رفتن سهم بازار به نفع تولیدکنندگان خارج از ائتلاف شود.

اجازه افزایش تولید به اعضای ناراضی برای جلوگیری از خروج آن‌ها از سازمان، که ریسک کاهش قیمت‌ها را در پی دارد. خروج امارات نشان داد که «پاداش وفاداری» در این کارتل، لزوماً به نفع اعضای با انگیزه توسعه نیست. وقتی یک کشور احساس کند سقف تولیدش، ترمز پیشرفت اقتصادی اوست، خروج از گروه تنها راه باقی‌مانده خواهد بود. حالا، اوپک پلاس باید با دقت فراوان، گزارش کارشناسی جدید را تحلیل کند. آیا آن‌ها می‌توانند فرمولی پیدا کنند که همزمان هم ونزوئلا و عراق را راضی نگه دارد و هم روسیه و عربستان را به عنوان سردمداران ائتلاف حفظ کند؟

آنچه در نشست یکشنبه و مذاکرات ماه‌های آینده شاهد خواهیم بود، تنها بحثی بر سر چند بشکه نفت بیشتر یا کمتر نیست؛ بلکه منازعه‌ای بر سر «مدل حکمرانی انرژی» است. تا زمانی که تنش‌های ژئوپلیتیک، امنیت عرضه را با ابهام مواجه می‌کند، هرگونه پیش‌بینی در مورد قیمت نفت با ضریب خطای بالایی همراه خواهد بود. اوپک پلاس در حال حاضر در یک دوران گذار تاریخی قرار دارد.

از یک سو، با کاهش نفوذ سنتی خود بر بازار به دلیل دخالت متغیرهای نظامی و ژئوپلیتیک روبروست و از سوی دیگر، باید برای بقای ساختار سازمانی خود، با خواسته‌های متناقض اعضایی که در پیِ بازپس‌گیری سهم بازار خود هستند، کنار بیاید. برای بازارهای جهانی، پیام این نشست احتمالاً «استمرار وضع موجود» خواهد بود. اما در پشت درهای بسته، جریانی در حال شکل‌گیری است که در نهایت، معادلات عرضه نفت جهان را در بلندمدت تغییر خواهد داد. جهان در حال تماشای این است که آیا این ائتلاف می‌تواند شکاف میان «نیاز به اتحاد» و «منافع ملی اعضا» را پر کند یا خیر.

در دنیایی که نفت همچنان خون رگ‌های اقتصاد جهانی است، هرگونه ترک در این دیوار می‌تواند پیامدهایی فراتر از اعداد روی تابلوهای بورس داشته باشد. اکنون، در آستانه تصمیم‌گیری برای اکتبر، جهان نه تنها قیمت‌ها، بلکه «توانِ کنشگری» اوپک پلاس را زیر ذره‌بین دارد. آیا این گروه هنوز صاحب‌اختیار است یا تنها نظاره‌گر تحولاتی است که توسط میدان‌های جنگ و رقابت‌های تولیدی دیکته می‌شود؟ پاسخ این سوال، معماری بازار انرژی تا سال ۲۰۲۷ را شکل خواهد داد.

منبع: جهان اقتصاد