به گزارش تجارت نیوز، فارین پالسی با انتشار یادداشتی نوشت: چین ماه ژوئیه با شلیک موشک بالستیک زیردریایی (SLBM) از دریای چین جنوبی به سمت اقیانوس آرام، بار دیگر دامنه قدرت رو به گسترش قدرت راهبردی خود در سراسر اقیانوس آرام را به رخ کشید. این موشک که احتمالا از فراز فیلیپین عبور کرده و مسیر خود درست در جنوب گوام را طی کرده، در محدوده منطقه عاری از سلاح هستهای جنوب اقیانوس آرام فرود آمد. این اقدام تهاجمی که بدون هشدار قبلی و تنها چند ساعت پس از امضای پیمان میان استرالیا و فیجی صورت گرفت، با محکومیت گسترده در سراسر اقیانوس آرام مواجه شد. رهبران منطقه این اقدام را تحریکآمیز دانستند و پکن را به تشدید عامدانه تنشها متهم کردند.
اقیانوس آرام میدان تازه رقابتها
فارین پالسی در ادامه آورد: اما این اقدام به هیچوجه رویدادی منحصر به فردی نیست؛ بلکه واقعیتی اساسی در ژئوپلیتیک امروز را برجسته میکند: جزایر اقیانوس آرام اکنون به یکی از عرصههای اصلی رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شدهاند و هر خلأیی در راهبرد فعال و پیشدستانه آمریکا میتواند زمینهساز مداخله و برهمزدن معادلات منطقهای از سوی قدرتهای خارجی شود.
نفوذ فزاینده چین در جنوب اقیانوس آرام در آوریل ۲۰۲۲ آشکار شد؛ زمانی که خبر توافق امنیتی گسترده و محرمانه میان چین و جزایر سلیمان منتشر رسانهای گشت. جزایر سلیمان کشوری کوچک در جنوب اقیانوس آرام با جمعیتی حدود ۸۵۰ هزار نفر است. اهمیت این توافق نهتنها به دلیل محرمانه و ناگهانی بودن آن، بلکه به واسطه پیامدهای احتمالیاش نگرانکننده بود: ایجاد یک پایگاه راهبردی بالقوه برای چین در اقیانوس آرام، احتمال استقرار نیروهای نظامی و پلیس چین در منطقه و قرار گرفتن یک قدرت رقیب در میان آمریکا و نزدیکترین متحدانش.
برای دههها، راهبرد آمریکا در قبال جزایر اقیانوس آرام از غفلت نهادی و رقابت میان اولویتهای ژئوپلیتیکی مختلف رنج برده. با این حال، همانگونه که شلیکهای موشکی سال ۲۰۲۲ و ماه گذشته نشان دادند، حفظ دسترسی بدون مانع، ایجاد شراکتهای قابل اعتماد و حفظ نفوذ راهبردی در سراسر اقیانوسیه، پیششرط اساسی برای موقعیت امنیتی آمریکا در کل منطقه هند-اقیانوس آرام است.
واشنگتن برای حفاظت از این منافع مشترک باید از دیدارهای سطح بالا و تعاملات مقطعی فراتر برود. آمریکا به یک راهبرد جامع، مستمر و کاملا تامین مالی شده برای اقیانوس آرام نیاز دارد؛ راهبردی که تعهدات دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی را بر پایه مشارکتهای پایدار و بلندمدت بنا کند. تحرکات پکن نشاندهنده شتاب گرفتن رقابت بر سر نفوذ است و دیپلماسی واکنشی دیگر برای حفظ توازن منطقهای در برابر رقیبی که در حال ایجاد حضوری عامدانه و بلندمدت است، کافی نخواهد بود.
توجه واشنگتن به اقیانوس آرام در سالهای اخیر افزایش یافته و تلاشهای دولتهای نخست ترامپ و بایدن برای تعمیق تعامل آمریکا با کشورهای اقیانوس آرام از حمایت گسترده دوحزبی برخوردار بوده است.
در سال ۲۰۱۹، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، مذاکرات مربوط به «پیمانهای انجمن آزاد» (COFA) با پالائو، میکرونزی و جزایر مارشال را از سر گرفت. بر اساس این توافقها، این کشورها در ازای برخورداری از منافع اقتصادی، دسترسی نظامی آمریکا به بخشهایی از شمال اقیانوس آرام را تضمین میکنند. ترامپ همچنین رهبران هر سه کشور را به کاخ سفید دعوت کرد.
جو بایدن نیز این روند را ادامه داد و عمدتا در واکنش به توافق سال ۲۰۲۲ میان چین و جزایر سلیمان، تعامل آمریکا با کل منطقه جزایر اقیانوس آرام را بهسرعت گسترش داد. این منطقه شامل ۱۴ کشور و چندین قلمرو است. دولت بایدن نخستین راهبرد آمریکا در قبال اقیانوس آرام را منتشر کرد و رهبران کشورهای این منطقه را نه یک بار، بلکه دو بار در سطح سران به کاخ سفید دعوت کرد. واشنگتن همچنین صدها میلیون دلار کمک هدفمند و توسعه محور و امنیتی در اختیار این کشورها قرار داد.
با این حال، این روند اکنون بار دیگر با ابهام مواجه شده است. دولت دوم ترامپ سیاست خارجی آمریکا را بهشکل بنیادینی بازتعریف کرده؛ از جمله با برچیدن سازوکارهای توسعهای مانند آژانس توسعه بینالمللی آمریکا، استفاده از تعرفهها بهعنوان یکی از نخستین ابزارهای سیاست خارجی در قبال متحدان و رقبا و خروج یا کاهش حضور آمریکا در نهادهای بینالمللی که واشنگتن خود در ایجاد آنها نقش داشته است.
اگرچه این اقدامات مشخصا علیه منطقه اقیانوس آرام طراحی نشدهاند، اما تاثیر نامتناسبی بر کشورهای کوچک و دموکراتیک این منطقه داشتهاند؛ کشورهایی که به کمکهای توسعهای خارجی وابستهاند و اقتصادهای محدودی دارند که در برابر شوکهای خارجی بسیار آسیبپذیر هستند.
با شکلگیری مجدد سیاست خارجی آمریکا بر مبنای رویکرد «اول آمریکا»، نشانههایی وجود دارد که اقیانوس آرام همچنان برای متخصصان اهمیت قابل توجهی دارد. توافق «پیمانهای انجمن آزاد» از نشانههای بنیادین تعهد آمریکا به منطقه محسوب می شود، توافقی که با حمایت گسترده دوحزبی تامین مالی شده است.
کریستوفر لاندائو، معاون وزیر خارجه آمریکا، که یکی از دیپلماتهای ارشد این کشور است، تاکنون دو بار به منطقه سفر کرده. یکی از این سفرها به پاپوآ گینهنو برای شرکت در مراسم پنجاهمین سالگرد استقلال این کشور و پنجاهمین سال برقراری روابط دیپلماتیک با آمریکا بود که با استقبال بسیاری مواجه شد. در ماه مه نیز وزیران خارجه گروه کواد اعلام کردند که این گروه قصد دارد یک بندر جدید در فیجی احداث کند؛ اقدامی که یکی از چندین ابتکار اعلامشده درباره اقیانوس آرام بود.
دولت ترامپ همچنین اهمیت تقویت روابط کلیدی در سراسر منطقه را به رسمیت شناخته است. در ماه ژوئیه، متیو ویل، نخستوزیر تازهمنتخب جزایر سلیمان، به واشنگتن سفر کرد. این سفر که پس از سفر مشابه او به کانبرا و ولینگتون انجام شد، نشانه روشنی از تلاش ویل برای بازگشت به شراکتهای سنتی با استرالیا، نیوزیلند و آمریکا پس از چند سال رهبری متمایل به پکن در هونیارا بود.
ویل در جریان این سفر با لاندائو و دیگر مقامهای ارشد آمریکایی دیدار کرد و دو کشور چند توافق و اقدام عملی مهم را اعلام کردند؛ از جمله بازگشت احتمالی «سپاه صلح» آمریکا به جزایر سلیمان و اختصاص ۶ میلیون دلار بودجه جدید برای پاکسازی مهمات منفجرنشده؛ مشکلی که همچنان برای منطقه تهدیدی جدی و مرگبار محسوب میشود.
با وجود این نشانههای مثبت، برنامههای آمریکا برای منطقه همچنان متوقف ماندهاند و هنوز هیچ سفیر آمریکایی در هیچیک از ۱۴ کشور جزیرهای اقیانوس آرام حضور ندارد.
استرالیا نیز در واکنش به جاهطلبیهای پکن و کاهش حضور واشنگتن، طی سالهای اخیر بهشدت تعامل خود با منطقه را افزایش داده. کانبرا توافقهای دوجانبه مختلفی را به اجرا گذاشته که مولفههای امنیتی و حمایتی دارند؛ از جمله «اتحاد فالپیلی» با تووالو که به برخی از شهروندان تووالو اجازه مهاجرت به استرالیا را میدهد و در مقابل، عملا به استرالیا حق وتو درباره ترتیبات امنیتی خارجی تووالو اعطا میکند.
استرالیا همچنین طی یک سال گذشته دو پیمان دفاعی متقابل، یکی با پاپوآ گینهنو و دیگری با فیجی، امضا کرده است. با این حال، شلیک موشک بالستیک زیردریاییپرتاب چین در ماه ژوئیه نشان داد که پکن همچنان مصمم است حضور و نفوذ خود را در منطقهای که آن را بسیار راهبردی میداند، تثبیت کند.
هراس از برنامههای غیرقابل پیشبینی پکن
اقیانوس آرام اکنون به یکی از عرصههای اصلی رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شده است. حفظ باز بودن منطقه و جلوگیری از ایجاد حضور دائمی چین در آن، به تلاشی جمعی از جمله از سوی آمریکا نیاز دارد.
اطمینان از اینکه آمریکا همچنان بتواند بر دسترسی خود به اقیانوس آرام و مسیرهای عبوری آن، از جمله در ارتباط با متحدانی مانند استرالیا، ژاپن و فیلیپین، اتکا کند، مستلزم اقداماتی فراتر از آن چیزی است که واشنگتن تاکنون انجام داده است.
در اقیانوس آرام، حضور، تعامل و گوش دادن به دیدگاههای کشورهای منطقه نخستین گام حیاتی است. آمریکا از طریق دیدارهای مقامهای ارشد در منطقه و هاوایی این مرحله را پشت سر گذاشته ات. اما اکنون زمان آن رسیده که واشنگتن از حضور صرف و شنیدن فراتر برود. آمریکا باید نشان دهد که به سخنان شرکای خود گوش داده و برای بازسازی رابطهای که بهطور فزایندهای کمرمق شده است، اقدام میکند.
همانطور که پکن از تمامی ابزارهای قدرت دیپلماتیک، اقتصادی، امنیتی و اطلاعاتی برای گسترش تعاملات خود استفاده میکند، آمریکا نیز باید چنین رویکردی را در پیش بگیرد.
منبع: تجارت نیوز


