به گزارش جام جم آنلاین وی با نگارشِ نزدیک به سی کتاب در زمینهٔ پیشگوییهایِ کتابِ مقدس، او به یکی از مراجعِ اصلیِ تفسیرِ رویدادهایِ خاورمیانه در چارچوبِ الهیاتِ دورهگرایی (دیسپنسیشنالیسم – Dispensationalism) بدل شده است.
این مقاله، با تکیه بر تحلیلِ گفتمانِ انتقادیِ آثارِ کلیدیِ هیچکاک – از جمله «ایران: بحرانِ پیشرو» (Iran: The Coming Crisis, ۲۰۰۶)، «آخرالزمان از نگاه احمدینژاد» (The Apocalypse of Ahmadinejad, ۲۰۰۷)، «داعش، ایران، اسرائیل» (SIS, Iran, Israel, ۲۰۱۶) و «طوفانِ پارس» (The Persian Storm, ۲۰۲۶) – نشان میدهد که چگونه او با تفسیرِ گزینشیِ متونِ کتابِ مقدس، بازنماییِ ایران بهعنوانِ «تهدیدیِ آخرالزمانی»، و همسانانگاریِ «مهدیِ موعود» با «دجّال» (ضدمسیح – Antichrist)، به تقویتِ روایتِ «نبردِ تمدنی» (Clash of Civilizations) دامن زده و زیربنایِ فکریِ مجموعهٔ «امام دوازدهم» اثرِ جوئل روزنبرگ را فراهم کرده است.
مقاله در پایان به نقشِ این گفتمان در شکلدهی به فضایِ فکریِ جنگِ ۲۰۲۶ آمریکا و اسرائیل علیه ایران اشاره میکند و هشدار میدهد که پایهریزیِ سیاستِ خارجی بر «پیشگویی»، خطری است که تمدنِ بشری را با «فیلمنامهای آخرالزمانی» روبهرو میسازد.
۱. مقدمه: از دادگاه تا منبرِ پیشگوییمارک هیچکاک، مسیریِ غیرمنتظره را پیمود تا به یکی از معتبرترینِ کارشناسانِ پیشگوییِ کتابِ مقدس در نسلِ کنونی بدل شود. او در سال ۱۹۸۴ از دانشکدهٔ حقوق فارغالتحصیل شد و مدتی برای یک قاضی در دادگاهِ تجدیدنظرِ جناییِ اکلاهما (Oklahoma Court of Criminal Appeals) کار کرد. اما پس از «فراخوانی روشن (الهام و رؤیا) برای خدمتِ تماموقتِ دینی»، مسیرِ زندگیاش تغییر یافت.
او به مدرسهٔ علمیهٔ دالاس رفت – همان مرکزی که یکی از مهمترینِ پایگاههایِ ترویجِ دورهگراییِ پیشآمیلِنیال (Dispensational Premillennialism) در جهان است – و در سال ۱۹۹۱ فارغالتحصیل شد. او دکترایِ خود را در ژانویهٔ ۲۰۰۶ از همین مؤسسه دریافت کرد (Dallas Theological Seminary, n.d.).امروزه، هیچکاک کشیشِ ارشدِ کلیسای «فیث بایبل چرچ» در ادموند، اکلاهما است که هر یکشنبه میزبانِ هزار نمازگزار است، و همچنین استادِ الهیات در مدرسهٔ علمیهٔ دالاس بهشمار میرود.
او تاکنون نزدیک به سی کتاب در زمینهٔ پیشگوییهایِ آخرالزمانی نوشته که بیش از یک میلیون نسخه از آنها در سراسرِ جهان به فروش رفته است (Moody Radio, n.d.).نقشِ هیچکاک در شکلدهی به گفتمانِ ضدّشیعیِ معاصر، نه از طریقِ ارتباطاتِ مستقیمِ سیاسی، بلکه از راهِ مرجعیتِ الهیاتی و تأثیرگذاریِ غیرمستقیم بر نخبگانِ فکری و سیاسی بوده است.
او با ارائهٔ چارچوبی الهیاتی برایِ درکِ «تهدیدِ ایران»، نه تنها به توجیهِ سیاستهایِ خصمانه علیه ایران کمک کرد، بلکه زمینه را برایِ اقتباسِ جوئل روزنبرگ از ایدههایِ خود در مجموعهٔ «امام دوازدهم» فراهم آورد – مجموعهای که در نهایت، به یکی از مؤلفههایِ گفتمانِ مسلطِ جنگِ ۲۰۲۶ با ایران بدل شد. ۲. روششناسی پژوهشپژوهشِ پیشرو، از نظرِ ماهیت، در زمرهٔ پژوهشهایِ کیفی قرار میگیرد و با بهرهگیری از رویکردِ تحلیلِ گفتمانِ انتقادی (Critical Discourse Analysis) بهمثابهٔ چارچوبِ نظری، به واکاویِ متن و بسترِ سیاسی-اجتماعیِ آثارِ مارک هیچکاک میپردازد.
پیکرهٔ دادههایِ این مقاله مشتمل است بر: (۱) متنِ اصلیِ چهار کتابِ کلیدیِ هیچکاک – «ایران: بحرانِ پیشرو» (۲۰۰۶)، «آخرالزمان از نگاه احمدینژاد» (۲۰۰۷)، «داعش، ایران، اسرائیل» (۲۰۱۶) و «طوفانِ پارس» (۲۰۲۶) – بهعنوانِ گفتمانِ مسلط؛ (۲) مصاحبهها، یادداشتها و اظهاراتِ عمومیِ هیچکاک در رسانههایِ معتبر؛ (۳) گزارشهایِ تحلیلی و خبری از نهادهایِ پژوهشیِ شناختهشده و منابعِ دانشگاهیِ معتبر؛ و (۴) نقدهایِ آکادمیک و عمومی بر کتابهایِ هیچکاک.
روشِ تحلیل در این پژوهش، مبتنی بر کدگذاریِ موضوعی و لایهکاویِ روایتهاست تا از رهگذرِ آن، سازوکارهایِ پنهانِ تبدیلِ یک تفسیرِ الهیاتی به ابزاری برایِ تأثیرگذاری بر سیاستِ خارجی آشکار گردد. ۳. دورهگراییِ پیشآمیلِنیال: چارچوبِ الهیاتیِ هیچکاکبرایِ درکِ اندیشهٔ هیچکاک، نخست باید با چارچوبِ الهیاتیِ او آشنا شد: دورهگراییِ پیشآمیلِنیال (Dispensational Premillennialism).
این نظام، تلفیقی است از دو مفهومِ کلیدی در الهیاتِ آخرالزمانیِ مسیحی.پیشآمیلِنیالیسم (Premillennialism) به بحثی دیرینه در الهیاتِ مسیحی در بابِ «هزاره» (Millennium) – یعنی دورانِ هزارسالهی پادشاهیِ مسیح بر زمین که در مکاشفهی یوحنا (فصل ۲۰) از آن سخن رفته است – بازمیگردد. بر اساسِ این دیدگاه، ظهورِ دومِ مسیح پیش از آغازِ هزاره رخ خواهد داد.
بهبیانی سادهتر، پیشآمیلِنیالیسم معتقد است که مسیح پس از یک دورهی پرفتنه و آشوب (دورانِ مصیبتِ بزرگ – Great Tribulation) بازخواهد گشت، شیطان را خواهد بست، و پادشاهیِ هزارسالهی خود را بر رویِ زمین برقرار خواهد کرد.دورهگرایی (دیسپنسیشنالیسم – Dispensationalism) اما نظامی تفسیری است که ریشه در آموزههایِ جان نلسون داربی (John Nelson Darby)، کشیشِ ایرلندیِ قرنِ نوزدهم و بنیانگذارِ «برادرانِ پلیموث» (Plymouth Brethren)، دارد. واژهٔ «دیسپنسیشن» (Dispensation) از اصطلاحِ یونانیِ «اُیکونومیا» (oikonomia) به معنای «مدیریتِ خانگی» یا «تدبیر» گرفته شده است.
مطابقِ این نظام، تاریخِ بشر توسطِ خداوند به دورهها یا «اَدوارِ» مشخصی تقسیم شده است که در هر یک، خداوند با انسانها بهشیوهای خاص روبرو شده و آنها را بر اساسِ وظایفِ معیّنی آزمایش کرده است.سه ویژگیِ بنیادین، دورهگرایی را از دیگرِ نظامهایِ الهیاتی متمایز میسازد:· تمایزِ قاطع میانِ اسرائیل و کلیسا: دورهگرایی بر این باور است که خداوند در تاریخ، دو برنامهٔ جداگانه برای «اسرائیل» (بهعنوانِ قومِ زمینیِ خدا) و «کلیسا» (بهعنوانِ قومِ آسمانیِ خدا) دارد.
وعدههایِ دادهشده به اسرائیل در عهدِ عتیق، به کلیسا منتقل نشده و همچنان برایِ اسرائیلِ قومی و زمینی معتبر است.· تقسیمِ تاریخ به ادوارِ مدیریتی: تاریخ به دورههایی تقسیم میشود که در هر یک، خداوند شیوهی متفاوتی از مدیریت و وحی را به کار گرفته است.· تفسیرِ تحتاللفظی (Literal Interpretation): دورهگرایی بر تفسیرِ «تحتاللفظی» یا «معمولی» از متونِ کتابِ مقدس، بهویژه در موردِ پیشگوییها، پای میفشارد.هنگامی که «پیشآمیلِنیالیسم» و «دورهگرایی» با یکدیگر تلفیق میشوند، نظامِ الهیاتیِ «دورهگراییِ پیشآمیلِنیال» پدید میآید که سه ویژگیِ ممتاز مییابد: تأکید بر نقشِ محوریِ اسرائیل در آخرالزمان، اعتقاد به «رَبایش» (Rapture)« گزینش مؤمنین مسیحی توسط عیسی و انتقال آنها از زمین به آسمان» پیش از دورانِ مصیبت، و رویکردی آیندهنگر و تحتاللفظی به پیشگوییها.
هیچکاک در کتابِ خود با عنوان «پایان» (The End) بهروشنی رویکردِ دورهگرایانه، آیندهنگر، پیشاربعین، پیشآمیلِنیال و تحتاللفظیِ خود را به پیشگویی آشکار میسازد (Hitchcock, 2014). ۴. هسته بنیادینِ گفتمان: ایران بهمثابه «چهارراه بحران جهان»جهانبینیِ الهیاتیِ هیچکاک، ریشه در دورهگراییِ پیشآمیلِنیال دارد که در مدرسهٔ علمیهٔ دالاس – جایی که هیچکاک در آن تحصیل کرد و اکنون تدریس میکند – ترویج میشود.
این الهیات بر این باور است که پیشگوییهایِ کتابِ مقدس را باید بهگونهای کاملاً تحتاللفظی (highly literal) تفسیر کرد و رویدادهایِ جاری را در چارچوبِ «نقشهٔ الهیِ» ایامِ آخر قرار داد.هیچکاک در کتابِ «ایران: بحرانِ پیشرو» (۲۰۰۶)، ایران را «چهارراهِ بحرانِ جهان» (the crossroads of the world's crisis) توصیف میکند که سه شاهراهِ «اسلامِ رادیکال، فناوریِ هستهای و نفت» در آن بههم میرسند (Hitchcock, 2006, p. 12).
او ایران را «مادرِ تروریسمِ مدرن» (the mother of modern terror) و «شمارهٔ یک کشورِ تروریستی در جهان» مینامد و آن را در کانونِ توجهِ بینالمللی قرار میدهد.این بازنمایی، ایران را از یک «کشور» به یک «تهدیدِ وجودی» برایِ تمدنِ غرب ارتقا میدهد و هرگونه اقدامِ نظامی علیه آن را مشروع جلوه میدهد. هیچکاک در گفتوگو با خبرگزاریِ اسوشیتدپرس (ژوئیهٔ ۲۰۰۶) بهصراحت اعلام کرد که «کتابِ مقدس و اخبار به ما میگویند که نبردِ نهایی میانِ اسرائیل، ایران و دیگرِ کشورهایِ مسلمان میتواند بسیار نزدیک باشد…
بهنظر میرسد پرده ممکن است هر لحظه بالا برود» (Associated Press, 2006). ۵. احمدینژاد بهمثابه «هیتلرِ جدید» و «پیامبرِ هستهای»کتاب «آخرالزمان از نگاه احمدینژاد» (۲۰۰۷) – که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۷ منتشر شد – اوجِ گفتمانیِ هیچکاک دربارهٔ ایران است. هیچکاک در این کتاب، احمدینژاد را چنین توصیف میکند: «او تنها ۵ فوت و ۴ اینچ قد دارد و بیوقفه لبخند میزند. اما پشتِ آن شخصیتِ کاریزماتیک، قلبِ یک تروریستِ نسلکش میتپد».او احمدینژاد را «هیتلریِ در حالِ ظهور» (a rising new Hitler) مینامد که «مصمم است اسرائیل را از نقشه محو کند» (Hitchcock, 2007, p. 12).
اما مهمتر از آن، هیچکاک استدلال میکند که احمدینژاد «توسطِ باورهایِ آخرالزمانیاش هدایت میشود که بازگشتِ یک مسیحایِ اسلامی را پس از نابودیِ اسرائیل و هرجومرج در جهان پیشبینی میکند» (Hitchcock, 2007, p. 45). بهگفتهٔ هیچکاک: «او فکر میکند میتواند با ایجادِ هرجومرج، ظهورِ مهدی را تسریع کند، بنابراین او توسطِ قدرت هدایت نمیشود… این یک ایدئولوژی است که با، باوری که دارد، همه آنچه انجام میدهد را هدایت میکند» (Hitchcock, 2007, p.
62).هدفِ نهاییِ احمدینژاد – چنانکه هیچکاک ادعا میکند – «بیرونآوردنِ مهدی یا امامِ دوازدهم از پنهانشدگی» از طریقِ «مسلح کردنِ کشورش با سلاحهای هستهای و نابودیِ اسرائیل و ایالات متحده» است (Hitchcock, 2007, p. 78). هیچکاک در مصاحبهای با The Oklahoman (سپتامبر ۲۰۰۷) بهصراحت اعلام کرد که «مسئله بزرگ در حالِ حاضر عراق نیست؛ آن ایران است… من ایران را بهعنوانِ مسئله اصلیِ سیاستِ خارجی برایِ کمپینِ ریاستجمهوریِ آینده میبینم» (The Oklahoman, 2007). ۶.
چارچوبِ تفسیری: جنگِ حوج و ماجوج «یأجوج و مأجوج» بهمثابه نقشه الهیمحوریترینِ مؤلفهٔ گفتمانیِ هیچکاک، تفسیرِ کتابِ حزقیال (فصول ۳۸–۳۹) بهعنوانِ پیشگوییِ حملهٔ ایران و روسیه به اسرائیل در «ایامِ آخر» است.
او در این تفسیر، «پارس» را با ایرانِ امروزی، «مأجوج» را با جمهوریهایِ اسلامیِ آسیایِ مرکزی، «مِشِک» و «توبال» را با ترکیه، و «رُوش» (Rosh) را با روسیهٔ امروزی تطبیق میدهد.هیچکاک در کتابِ «آخرالزمان از نگاه احمدینژاد»، «شواهد چندی » ارائه میدهد که اقداماتِ احمدینژاد، از جمله اتحاد با روسیه، «ملتِ او – و جهان – را در مسیرِ برخورد با جنگِ جوج و مأجوج» قرار داده است (Hitchcock, 2007, p. 112).
او حتی فراتر میرود و ادعا میکند که «این متعصّبِ پرشور ممکن است بخشی از نقشهٔ خدا برایِ صحنهآراییِ سناریویی باشد که بیش از ۲۵۰۰ سال پیش پیشبینی شده است» (Hitchcock, 2007, p. 156).این چارچوبِ الهیاتی، به خواننده این پیام را منتقل میکند که تقابل با ایران، نه یک «اقدامِ راهبردی»، بلکه «تحققِ پیشگوییِ کتابِ مقدس» است. هیچکاک در کتابِ خود با اشاره به اینکه «حملاتِ اسرائیل ممکن است جنگِ حزقیال آیه ۳۸ را برانگیزد»، عملاً هرگونه اقدامِ نظامی علیه ایران را در چارچوبِ «نقشهٔ الهی» توجیه میکند. ۷.
«مهدیِ موعود» بهمثابه «دجّال»: همسانانگاری مفاهیم متضادیکی از حسّاسترینِ مؤلفههایِ گفتمانیِ هیچکاک – و در عین حال، آشکارترین مصداقِ تضادِ او با تشیع – همسانانگاریِ مهدیِ موعود با «دجّال» (ضدمسیح – Antichrist) است. هیچکاک در کتابِ «داعش، ایران، اسرائیل» (۲۰۱۶)، فصلی با عنوانِ «مهدی را به من نشان بده» (Show Me the Mahdi) دارد که در آن، بهصراحت، باورِ شیعه به مهدیِ موعود را با «دجّال» در الهیاتِ مسیحی همسان میانگارد (Hitchcock, 2016, pp.
89-112).اگرچه هیچکاک در کتابِ «آخرالزمان از نگاه احمدینژاد» بهصراحتِ روزنبرگ، مهدیِ موعود را «دجّال» نمینامد، اما با توصیفِ احمدینژاد بهعنوانِ کسی که «میخواهد مهدی را از پنهانشدگی بیرون آورد تا آخرالزمان را رقم بزند»، عملاً همان همسانانگاری را تقویت میکند. در باورِ شیعه، مهدی (عج) منجیِ عدالتگستر است و دجّال، نمادِ شرّ مطلق – و این دو، در تضادِ کامل با یکدیگرند. همسانانگاریِ آنها، از منظرِ الهیاتیِ اسلامی، کاملاً بیاساس است. ۸.
«طوفانِ پارس» (۲۰۲۶): پاسخ به جنگِ زندهگفتمانِ هیچکاک، حلقهای از زنجیره پیوستهای است که با «ایران: بحرانِ پیشرو» (۲۰۰۶) آغاز شد، با «ایران و اسرائیل» (۲۰۱۳) ادامه یافت، در «داعش، ایران، اسرائیل» (۲۰۱۶) بهروز شد، و در «طوفانِ پارس» (۲۰۲۶) به اوجِ خود رسید.کتاب «طوفانِ پارس» (The Persian Storm: Bible Prophecy and Iran's Last Threat to Israel) که در ۲۱ آوریل ۲۰۲۶ منتشر شد – و نسخهٔ Paperback آن در ۲۷ اوت ۲۰۲۶ به بازار آمد – پاسخِ مستقیمِ هیچکاک به جنگِ ۲۰۲۶ است.
ناشر، انتشارات توماس نلسن (Thomas Nelson)، در ابتدا برنامهٔ انتشارِ کتاب را برایِ ژوئنِ ۲۰۲۶ تعیین کرده بود، اما با توجه به «کشتارِ هزاران معترضِ ضدّدولتی در ژانویهٔ ۲۰۲۶ در ایران و تشدیدِ تنشها که به جنگ انجامید»، انتشارِ کتاب را به آوریل جلو انداخت (The Oklahoman, 2026). هیچکاک در این باره گفت: «این فقط تلاشی است برایِ ارائهٔ منبعی به مردم…
آنها میتوانند ببینند که از نظرِ سیاسی و اقتصادی چه اتفاقی میافتد، اما بسیاری از مردم به جنبه پیشگویی فکر نمیکنند» (USA Today, 2026).کتاب که ۲۰۸ صفحه دارد (Waterstones, 2026)، بر دو کتابِ ارمیا و حزقیال تمرکز دارد که در آنها، پیشگوییهایِ فراوانی دربارهٔ منطقهٔ «بینالنهرین» یا «پارس» ثبت شده است. هیچکاک در این کتاب، جنگِ کنونی را خودِ «نبردِ نهایی» نمیداند، بلکه آن را «آمادهسازی» (buildup) برایِ سناریویِ بزرگتری میبیند که در آن، ایرانِ «خطرناک» نقشیِ محوری در «آشوبِ نهاییِ خاورمیانه» خواهد داشت.
او متقاعد شده است که ایران «باید در کانونِ توجهِ بینالمللی باقی بماند» و نقشیِ «خطرناک و حیاتی» در پیشگوییِ کتابِ مقدس دارد (Hitchcock, 2026).هیچکاک در جریانِ جنگ، با پرسشهایِ بیشماری دربارهٔ «چگونگیِ تطابقِ این درگیری با پیشگوییِ کتابِ مقدس» مواجه شد. مردم «میخواهند بدانند این به کجا میرود» و «آیا این تحققِ پیشگوییِ کتابِ مقدس است؟».
«طوفانِ پارس» بهعنوان «راهنمایی هوشمندانه و امیدبخش» توصیف شده است که به خوانندگان کمک میکند «حقیقتِ پیشگویی را تشخیص دهند و با اطمینان با آینده روبرو شوند – زیرا پیشگویی برایِ آمادهسازیِ شماست، نه ترساندنِ شما» (HarperCollins, 2026). ۹. نقشِ هیچکاک در شکلدهی به روایتِ روزنبرگنقشِ هیچکاک در شکلدهی به مجموعهٔ «امام دوازدهم» اثرِ جوئل روزنبرگ، انکارناپذیر است. روزنبرگ خود کتابِ «آخرالزمان از نگاه احمدینژاد» را «تحقیقی درجهیک» و «کتابی ضروری برایِ خواندن» خوانده است (Rosenberg, 2007).
تیم لاهه (Tim LaHaye) – نویسندهٔ مجموعهٔ پرفروشِ «جا مانده» (Left Behind) و یکی از تأثیرگذارترینِ چهرههایِ جریانِ دورهگرایی – نیز این کتاب را «راهنماییِ امین برایِ درکِ رویدادهایِ جاری در پرتوِ نقشهٔ شگفتانگیزِ خدا برایِ پیشگویی» توصیف کرده است (LaHaye, 2007).در مارس ۲۰۲۶، هیچکاک بههمراهِ جوئل روزنبرگ و گرگ لاری (Greg Laurie)، در رویدادی با عنوان «ایران و آخرالزمان: نقشهای پیشگوییشده» (Iran and The Apocalypse: A Prophetic Roadmap) شرکت کرد و به تحلیلِ جنگ از منظرِ پیشگویی پرداخت.پنج مؤلفه کلیدی که هیچکاک در آثارِ خود ترسیم کرده است – احمدینژاد بهعنوانِ «هیتلرِ جدید»، هدفِ تعجیل در ظهورِ مهدی، ابزارِ سلاحِ هستهای، چارچوبِ جنگِ جوج و مأجوج، و نقشهٔ الهی – همگی عیناً در چهارگانه روزنبرگ بازتولید شدهاند.
روزنبرگ، ایدههایِ یک «کارشناسِ پیشگویی» را با مهارتِ یک «نویسندهٔ پرفروشِ تریلر» درآمیخت و آنها را در قالبی داستانی به میلیونها خواننده عرضه کرد.بهعبارتی، مارک هیچکاک، زیربنایِ فکریِ اصلیِ روایتِ ضدّشیعیِ روزنبرگ را فراهم کرد و کتابِ او بهعنوانِ «نقشهٔ مهندسیِ» مجموعهٔ «امام دوازدهم» عمل نمود. ۱۰. نقد و بررسی: از منظرِ روششناختی و الهیاتینخست، تفسیرِ گزینشی و جهتدار: منتقدان معتقدند که هیچکاک با تفسیرِ گزینشیِ متونِ کتابِ مقدس، به اثباتِ یک روایتِ ازپیشتعیینشده میپردازد.
برای نمونه، واژه «رُوش» در زبانِ عبری به معنای «سَرور» یا «رئیس» است و بسیاری از مترجمانِ معاصر آن را به «رئیسِ بزرگ» ترجمه میکنند، نه «شاهزادهٔ روس». با اینحال، هیچکاک با تکیه بر تفسیرِ تحتاللفظیِ دورهگرایانه، آن را به روسیه تطبیق میدهد.دوم، تحریفِ مفاهیمِ اسلامی: هیچکاک در آثارِ خود، باورِ شیعه به مهدیِ موعود را بهعنوانِ «ایدئولوژیِ آخرالزمانیِ خشونتطلب» بازنمایی میکند و آن را با «دجّال» همسان میانگارد. این در حالی است که در باورِ شیعه، مهدیِ موعود (عج) منجیِ عدالتگستر است، نه «پیامبرِ هستهایِ» نسلکشی.
یک نقد در LibraryCat بهدرستی یادآوری میکند که این کتاب «باورهایِ مسلمانان را بهگونهای تحریف میکند که خوانندگان را تشویق میکند مسلمانان را متحدانِ شیطان ببینند» (LibraryCat, 2010).سوم، همسانانگاریِ نادرست: تطبیقِ «پارس» بر ایرانِ امروزی و «مأجوج» بر روسیه، پیوندی است که از منظرِ علمی و الهیاتی، کاملاً محلِّ تردید است.
بسیاری از الهیدانانِ محافظهکار نیز با این تفسیر مخالفند و آن را «نمادین» میدانند، نه «عینی».چهارم، خطرِ پایهریزیِ سیاست بر پیشگویی: منتقدان هشدار میدهند که پایهریزیِ سیاستِ خارجی بر «پیشگویی» خطرناک است و کتابِ مقدس را نباید بهعنوان «یک گزارشِ اطلاعاتیِ سیاستِ خارجی» در نظر گرفت.
یک سرمقاله در The Oklahoman (آوریل ۲۰۲۶) با عنوان «ارائه جنگِ ایران از دریچه پیشگویی، مسئلهساز است» به نقدِ این رویکرد پرداخته است (The Oklahoman, 2026).پنجم، نقدهایِ درونِ مسیحی: الهیدانانِ جریانهایِ اصلیِ مسیحی (از جمله لوتریها و کاتولیکها) نیز تفسیرِ تحتاللفظیِ هیچکاک را موردِ نقد قرار دادهاند.
آنها معتقدند که پیشگوییهایِ حزقیال را باید بهگونهای نمادین و الهیاتی تفسیر کرد، نه بهعنوانِ گزارشی اطلاعاتی از رویدادهایِ قرنِ بیستویکم (The Oklahoman, 2026).ششم، گفتمانِ «دیگریِ شرور»: یک پژوهشِ دانشگاهی نشان داده است که هیچکاک با ساختارِ گفتمانیِ خود، «دیگریِ شرور» (evil Others) را بهگونهای میسازد که به توجیهِ خشونتِ آخرالزمانی کمک میکند و پیشآمیلِنیالیسم را در برابرِ اسلام و بهعنوانِ «شر» بازنمایی میکند. ۱۱.
سهگانهای که یک روایت را ساختبرایِ درکِ عمیقترِ جایگاهِ هیچکاک در گفتمانِ آخرالزمانیِ معاصر، باید او را در کنارِ دو چهره دیگر دید: تیم لاهه و جوئل روزنبرگ. این سه، هر یک نقشیِ متمایز اما مکمل در ساختِ روایتِ «تهدیدِ آخرالزمانیِ ایران» ایفا کردهاند.تیم لاهه، بهعنوانِ معمارِ الهیاتی، با مجموعهٔ «بازماندگان» (Left Behind)، چارچوبِ کلیِ روایتِ «ربایش «جذب مؤمنان مسیحی به آسمان»، مصیبت و نبردِ نهایی» را در میانِ میلیونها مسیحیِ انجیلی تثبیت کرد.
او «فیلمنامهٔ اصلیِ» این درامِ آخرالزمانی را نوشت و الهیاتِ دورهگراییِ پیشآمیلِنیال را از حوزه آکادمیک به حوزه عمومی کشاند.مارک هیچکاک، بهعنوانِ مفسّرِ سیاسی، اما این فیلمنامه را بر رویِ صحنه واقعیِ سیاستِ خاورمیانه، با جزئیاتِ جغرافیایی و سیاسی تطبیق داد.
او «پارس» را بر ایرانِ امروزی، «رُوش» را بر روسیه، و «مِشِک» و «توبال» را بر ترکیه تطبیق داد و احمدینژاد را بهعنوانِ «پیامبرِ هستهایِ» این درام معرفی کرد.جوئل روزنبرگ، بهعنوانِ روایتگرِ داستانی، سرانجام این نقشه را در قالبی جذاب و داستانی – مجموعهٔ «امام دوازدهم» – ریخت و آن را به دستِ میلیونها خواننده و در نهایت، به دستانِ سیاستگذارانی چون مارکو روبیو رساند.بهعبارتی، لاهه «طرحِ کلی» را کشید، هیچکاک «نقشهٔ سیاسی» را بر رویِ آن ترسیم کرد، و روزنبرگ آن را به «داستانیِ پرفروش» تبدیل نمود.
این سه، حلقههایِ زنجیره واحدی هستند که در نهایت، به شکلدهیِ روایتِ جنگِ ۲۰۲۶ با ایران انجامیدند. ۱۲. نتیجهگیری: از «آخرالزمان از نگاه احمدینژاد» تا «طوفانِ پارس»مارک هیچکاک، برخلافِ جوئل روزنبرگ که ارتباطاتی مستقیم با سیاستمدارانی چون نتانیاهو و مارکو روبیو دارد، در قامتِ یک «معمارِ گفتمان» و «مرجعِ الهیاتی» عمل میکند.
نفوذِ او:· غیرمستقیم و از طریقِ مرجعیتِ دینی و رسانه است.· در شکلدهی به ادراکِ عمومی و پایگاهِ اجتماعیِ جنگ مؤثر است.· از مسیرِ چهرههایی چون روزنبرگ به حلقههایِ قدرت راه مییابد.· با همسویی با گفتمانِ صهیونیسمِ مسیحی (Christian Zionism)، به توجیهِ سیاستهایِ خصمانه علیه ایران کمک میکند.کتابهایِ هیچکاک، نمونهای کلاسیک از «ادبیاتِ ایدئولوژیکِ تبلیغی» هستند که در آن، یک «کارشناسِ پیشگویی» با تکیه بر الهیاتِ دورهگرایی، به بازنماییِ اسلامِ شیعه بهعنوانِ «ایدئولوژیِ آخرالزمانیِ خشونتطلب» میپردازد.
او با تفسیرِ گزینشیِ متونِ کتابِ مقدس، همسانانگاریِ ایران با «پارسِ» پیشگوییشده، و معرفیِ «مهدیِ موعود» بهعنوانِ «دجّال»، به تقویتِ روایتِ «نبردِ تمدنی» دامن میزند و چهرهای وارونه از اسلامِ شیعه ارائه میدهد.نقشِ این گفتمان در شکلدهی به فضایِ فکریِ جنگِ ۲۰۲۶، انکارناپذیر است.
هیچکاک، با ارائهٔ چارچوبی الهیاتی برایِ درکِ «تهدیدِ ایران»، نه تنها به توجیهِ سیاستهایِ خصمانه علیه ایران کمک کرد، بلکه زمینه را برایِ اقتباسِ روزنبرگ از ایدههایِ خود در مجموعهٔ «امام دوازدهم» فراهم آورد – مجموعهای که در نهایت، به یکی از مؤلفههایِ گفتمانِ مسلطِ جنگ با ایران بدل شد.تا زمانی که یک «فیلمنامه آخرالزمانی» بتواند بر سرنوشتِ میلیونها انسان در خاورمیانه سایه بیفکند و واقعیتهایِ پیچیده یک تمدنِ چندین هزارانساله را فدایِ روایتیِ داستانی-الهیاتی کند، خطرِ «ایدئولوژیزدگیِ سیاست» همچنان پابرجا خواهد بود.
و این، شاید بزرگترین دستاوردِ هیچکاک باشد: نه آنکه او یک «کارشناسِ پیشگویی» بود، بلکه آنکه یک «تفسیرِ الهیاتی» را به «مرجعِ سیاستِ خارجی» تبدیل کرد.این مقاله در ۳۱ اوت ۲۰۲۶، همزمان با هفتمین ماهِ جنگِ آمریکا و اسرائیل با ایران،ویرایش شد و به پایان رسید پانویسهاپانویس ۱ – دورهگرایی (دیسپنسیشنالیسم – Dispensationalism): نظامی تفسیری در الهیاتِ مسیحی که تاریخِ بشر را به دورههایِ مشخصی (اَدوار) تقسیم میکند. این نظام بر تمایزِ قاطع میانِ اسرائیل و کلیسا و تفسیرِ تحتاللفظیِ پیشگوییها تأکید دارد.
ریشه در آموزههایِ جان نلسون داربی (قرنِ نوزدهم) دارد.پانویس ۲ – پیشآمیلِنیالیسم (Premillennialism): دیدگاهی در الهیاتِ آخرالزمانیِ مسیحی که بر اساسِ آن، ظهورِ دومِ مسیح پیش از آغازِ هزاره (دورانِ هزارسالهی پادشاهیِ مسیح بر زمین) رخ خواهد داد.پانویس ۳ – رَبایش (Rapture): اصطلاحی در الهیاتِ مسیحی که به ربودهشدنِ« جذب» مؤمنان به آسمان، پیش از دورانِ مصیبتِ بزرگ (Great Tribulation)، اشاره دارد.
این مفهوم در دورهگراییِ پیشآمیلِنیال نقشیِ کلیدی دارد.پانویس ۴ – جنگِ جوج و مأجوج (Gog and Magog): اشاره به پیشگوییِ کتابِ حزقیال (فصول ۳۸–۳۹) در عهدِ عتیق که در آن، از حملهٔ ائتلافی به رهبریِ «جوج» به سرزمینِ اسرائیل در «ایامِ آخر» سخن رفته است. هیچکاک این پیشگویی را بر ایران و روسیهٔ امروزی تطبیق میدهد.پانویس ۵ – صهیونیسمِ مسیحی (Christian Zionism): آموزهای در میانِ مسیحیانِ انجیلی که بر اساسِ آن، حمایت از دولتِ مدرنِ اسرائیل برایِ تحققِ پیشگوییهایِ کتابِ مقدس ضروری است. این آموزه در جریانِ دورهگرایی ریشه دارد.
فهرستِ منابع و مآخذ · Associated Press / Post-Bulletin. (2006, July 29). Iran latest in end-times speculation.· Dallas Theological Seminary. (n.d.). DTS Voice – Faculty Profile: Mark L. Hitchcock.· HarperCollins. (2026). Persian Storm: Bible Prophecy and Iran's Lasting Threat to Israel – Product Page.· Hitchcock, M. (2006). Iran: The Coming Crisis: Radical Islam, Oil, and the Nuclear Threat. Sisters, OR: Multnomah Publishers.· Hitchcock, M. (2007). The Apocalypse of Ahmadinejad: The Revelation of Iran's Nuclear Prophet.
Colorado Springs, CO: Multnomah Books.· Hitchcock, M. (2013). Iran and Israel: Wars and Rumors of Wars.· Hitchcock, M. (2014). The End: A Complete Overview of Bible Prophecy and the End of Days. Carol Stream, IL: Tyndale House Publishers.· Hitchcock, M. (2016). ISIS, Iran, Israel: And the End of Days. Eugene, OR: Harvest House Publishers.· Hitchcock, M. (2020). Showdown With Iran: Nuclear Iran and the Future of Israel, the Middle East, and the United States in Bible Prophecy.· Hitchcock, M. (2026).
The Persian Storm: Bible Prophecy and Iran's Last Threat to Israel. Nashville, TN: Thomas Nelson.· LaHaye, T. (2007). Endorsement for The Apocalypse of Ahmadinejad.· LibraryCat. (2010). Catalogue entry and critical summary for The Twelfth Imam.· Moody Radio. (n.d.). Dr. Mark Hitchcock – Biography.· Rosenberg, J. C. (2007). Endorsement for The Apocalypse of Ahmadinejad.· The Oklahoman. (2006, August 2). Book focuses on possible conflicts.· The Oklahoman. (2007, September 26). How beliefs drive Iran's leader.· The Oklahoman. (2026, April 18).
What an Edmond Bible prophecy expert's book says about Iran conflict.· The Oklahoman. (2026, April 22). Presenting Iran war through prophetic lens is problematic | Opinion.· Thomas Nelson. (2025). Author: Mark Hitchcock.· USA Today. (2026, April 18). What an Edmond Bible prophecy expert's book says about Iran conflict.· Waterstones. (2026). The Persian Storm – Product Page.
منبع: جام جم آنلاین