این اسلوب برآمده از زهدان یک نگاه هستیشناختی و ایمان توحیدی خالص بود. آشتیناپذیری حق و باطل و اجازه ندادن به شرک و آمیختگی حق و باطل و روشنگری درباره سیماهای گوناگون این جنگ تا قیامت، ویژگی رهبران انقلاب اسلامی بود. آنان اسلام شرک و نفاق و آغشته به باطل و فریبدهنده را نفی میکردند و خدا را در همه لحظات حی و حاضر و حاکم و شاهد و معبود میدانستند.
در روش و سبک اداره امور هم کانون ولایت الهی بهمثابه باطن توحید و پیوست اساسی در حکمرانی، همان پیوست قسط و خدمت به مردم و اول از همه امر خدمت به مستضعفان و عدم اجازه به اجحاف بهوسیله قدرتمندان و انحصارجویی و امتیازطلبی ناحق و ویژهخواری و هرشکلی از حرامخواری و تفرعن و استثمار تا حد ممکن بود.
همانقدر که احترام فراوان برای کارآفرینان مؤمن شریعتمدار و دارایان یاریگر زیردستان قائل بودهاند که حقوقشان را مراعات میکردند و به انقلابشان یاری میدادند، ولو اندک شمار بودند همانقدر علیه اشرافیت و اغنیای سرکش با خوی استکباری موضع داشته و از حرامخواری منزجر بوده و برای سد راه فسادشان عمل کردهاند. همه روشهای برخورد رهبران الهی ما به همه منکرات به این کانون احد و واحد هستی و فرامین الهی مرتبط بود.
اصل برای هر سه امام بزرگوار ترویج توحید، تاکید بر ولایت صاحبالامر (عج)، اتکا به ارزشهای انقلاب اسلامی، حفظ کیان اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی، اتحاد برای خدمت به مستضعفان و به جمهوری اسلامی و استقامت علیه اجنبی متجاوز و کافر ظالم، حفط استقلال، آزادی و احترام وافر به انتخاب مردم، مروت و امانتداری و محافظت از امانت مردم و صبر تا آخرین درجه، مشروط به عدم خیانت دولت و زیر پا ننهادن اصول قانون اساسی و خیانت نکردن علنی به ایران و اسلام بوده است، تا خود مردم رشد یابند به حقیقت دست پیدا کنند. این سخن به معنی نفی استبداد بود، نه موافقت با انتخاب غلط.
مثلا انتخاب بنیصدر برای ریاستجمهوری را ناصواب میدانستند، اما ریاست او را تفیذ کردند تا مردم خود تجربه کنند و همه تلاش خود را برای ممانعت از سقوط او را بهکار بستند. با این حال، جاهطلبی و رهبریخواهی بنیصدر، او را به بدترین شکل همدستی با جنایت کشاند. حساسیت و هوشیاری شدید نسبت به نفاق و البته صبر حکیمانه و جمیل در حد نصیحت حتی برابر آشوبها و سرکشیهای مجرمانه که قابل محاکمه بوده، اما با چشمپوشی مانع نقشه شیطان بزرگ شدند در حافظه الهی ثبت است و تاریخ فراموش نخواهد کرد.
سپاس از تلاش دولت و حمایت از دولت ولو خاطیترینشان تا آخرین منزل صبر و مدارا با دشمنیهایشان تا عریان کردن باطن خبیث و پیوستن علنی به دشمن و جنایتکاران تروریست، شهره خاص و عام است. سه امام باور داشتهاند که شیاطین از شکاف دولت، ولایت فقیه و دولت با ملت بزرگترین بهره را میبرند و همه نقشهشان در مسیر ایجاد این رویارویی متمرکز بوده است، برای همین بدترین کنشهای رؤسای بیجنبه، جاهطلب و دلبسته به شیطان و ارباب غربی، چون بنیصدر و روحانی را تاب آوردند و… تا شیطان بزرگ موفق نشود و صبر ولیفقیه را در سال ۸۸، نه فرشتگان نه تاریخ فراموش نخواهد کرد.
درعین همین صبر حتی یک دم دست از نصیحت و خیرخواهی و هدایت الهی نکشیدند. برای آنان، رئیسجمهور نماد سطح آگاهی اکثریت فعال در انتخابات بوده و اصل برایشان صبر برای آگاهی و بیداری و تربیت دینی و سیاسی ملت و نجات مردم از نادانستگی بوده است. برای همین رئیس دانا یا نادان، انقلابی یا ضدانقلاب اسلامی، مقاوم یا تسلیمطلب باشد، باید به مردم مراجعه کرد و کاستی آنان را زدود. مردم باید درست انتخاب کنند. تنها نقطه عطف رفتار، برابر جرم و خیانت نابخشودنی رئیسجمهور است که باز آن را نمایندگان مستقیم خود مردم باید رسیدگی و او را عزل کنند تا نوبت محاکمه برسد.
دو امام با وجود اینکه فرسنگها از مردم پیش بودند، اما تا حد ممکن تلاششان آن بود که مردم رشد کنند. هرگز آنقدر از مردم جدا نمیشدند که آنان نتوانند به امام برسند. جز خط قرمز حرام، میکوشیدند پیوسته با فاصله کمی، یکیدو گام پیشتر راه بسپارند تا مردم از نفس نیفتند و بهتدریج کاملتر شوند. آنان حقیقت عبودیت و نیز انقلاب و مقاومت را در متن تجربه زیسته مردم، در جان آنان جاری میکردند. احساس عمیق دوستداشتن و اعتماد به مردم، آنان را سرشار از حس یگانگی قلبی و وحدت واقعی میکرد؛
و تازه، رئیسجمهوری غیرولیفقیه که خود معترف است، در کشورداری هیچ تخصصی ندارد و سرنوشت کشور را به دست متخصصانی دارای اختلافات اصولی، پرهرجومرج و صاحب نظریات خاص میسپارد، چگونه میتواند داعیه صلاحیت بیشتر در تشخیص مصالح مردم نسب به عالم فقیه، دانشمند، هوشمند، آگاه و متخصص در تشخیص حلال و حرام دین محمدی در همه امور و روش درست تفقه برای کشف حکم اسلام در اصول و عمل اقتصادی، فرهنگی و سیاسی داشته باشد؟
در حالی که در اختیار داشتن آرای متخصصان مختلف و اطلاع از اختلاف دیدگاهها و تفکرات آنان درباره نسبت راهحلها با قوانین و احکام قرآن و تاویل عترت، برای ولیفقیه کاملا وجه عقلی دارد. چون در علم اصلی، یعنی علم دین، صاحب برهان و حجت است و درباره موضوعات تخصصی و اختلاف میان متخصصان، میتواند از عقل خود و مشاوره انبوه متخصصان در هر علم و موضوع، در مقام ولیفقیه بهره گیرد. مسلما این موقعیت و توان جامع در اداره همه امور مملکت، با مشاوره تخصصی همه رشتهها ذیل علم دین و اسلام، منحصر به فقیه است و نه متخصص چشم، قلب، صنعت، ارز، کشاورزی، معدن، نفت، سیاست و….
چنین موقعیت برتر فقیه جامعالشرایط، با داشتن ابزارها و ساختار تجمیع متخصصان مشاور تحت نظر خود برای سرپرستی، از هر سرپرستی در عصر غیبت در نظام دینی، نزد هر عقل منصفی درستتر است. مگر ترجیح کسانی اصلا کفر یا جهل باشند در سرپرستی مردم! یا نفی اسلام و ناشایستگی دین برای حکمرانی بر انسان که در اصل ترجیح کفر بر دین و متخصص ملحد بر متخصص مؤمن است! یا ترجیح متخصص غیرعالم به دین در اداره نظام دینی بر متخصص متدین در خدمت نظام؛ و یا کلا ترجیح نظام غیردینی و رها از دغدغه حلال و حرام و حق و باطل از منظر اسلام در اداره زندگی مسلمانان.
اگر چنین نباشد، با این اوصاف، تبعیت از ولیفقیه موجود حاکم، واجب شرعی و عقلی و مطابق قانون اساسی و حقوقی و از نظر اخلاقی، پیمانداری، امانتداری و وحدت ملی قطعی است و نه دلبخواهی و نمایشی؛ و تخطی از آن در محضر خدا و قانون و ملت، جرم محرز و مستوجب عذاب است. حال به پیام ولیفقیه که خود آموزنده داوری عادلانه است، بازگردیم. بحث محتوایی و ساختاری با هم مفید است.
☆☆☆♡ قسمت نخست پیام، پس از شکر لله، تشکر از زحمات قوه مجریه و رئیس آن است ـ حقیقت آن است که همیشه مرزی بین آن احزاب ونیروها و مسئولی که خیانت میکند و مسئولی که ولو با نواقص رویهمرفته خدمت میکند وجود دارد. بیشک همآن گونه که بین خلوص مؤمنان تفاوت وجود دارد و بین شیعیان نابی، چون اویس قرن و سلمان و شیخ مرتضی انصاری، حسینقلی همدانی علامه نائینی و آقای بهجت و امام خمینی با فلان روحانی مؤمن، اما دچار گناهانی کوچک و بزرگ وتوبه کارو بهمان مسلمان سرگرم دنیا و لاابابی و مجرم فواصل کم و زیادی وجود دارد، بین دولتهای جمهوری اسلامی هم این تفاوت موجود است.
شکی نیست بین دولت بنی صدر و شهید رجایی و هاشمی میرحسین موسوی و سید علی خامنهای و رفسنجانی و خاتمی و احمدینژاد و و روحانی و پزشکیان در درجه خلوص، تبعیت از امام، دلسوزی و خدمت به مردم و صداقت و مقاومت برابر کفر سلطه جو ومراعات خط قرمزهای اسلام و انقلاب اسلامی فرقهای مهمی وجود داشته است.
دولت پزشکیان با دوران دشوار جنگهای اخیر و ضربات هولناک بر ساختار حکمرانی و رهبری و فرماندهی مقاومت روبهرو بوده و اگر چه بسیاری از متخصصان به سیاست کلان اقتصادی و اقتصاد جنگی و تفکر سیاسیشان نسبت به دشمن بشریت و قدرت سرمایه جهانی و غرب و درک از ولایت فقیه و علم و کارشناسی و تخصص وموضوع جنگ و صلح و محور مقاومت و توسعه و عدالت و اصلاح اقتصادی و عدم کنترل دولتی ونظارت جدی و ترکیب کابینه و معاونان وکارشناسان و یاران وتفکرشان، انتقاد تخصصی زیادی دارند، اما تلاششان در اداره امور با همه این درگیریها و جدا از عواقب اشتباهاتشان سزاوار تشکر است؛
و ولیفقیه با تایبد تنفیذ، به ایشان مشروعیت داده است؛ و چنین امری واجب برای اطاعت لز فرمان ولیفقیه است. رهبر معظم در پیام هفته دولت بدرستی فرصتی برای تکرار سیاست حمایت و تشکر از دولت و رئیس دولت به دست آوردند و مشی مشروط امام راحل و بهویژه امام شهید را درپیش گرفتند؛ و شیاطین را در بهره از ایجاد شکاف و گسست و تفرقه و منازعه و تضعیف حکومت به سود دشمن غدار، نومید و محروم کردند. ضمنا عادلانه و دقیق به اشاره به کاستیها و به ذکر و بیان برهان ضرورت رفع آنها پرداختند و راه هدایت اصلاح امور را نشان دادند.
اگر حسد و عجب و خودبینی و غرور را کنار بگذاریم در همین جا برکات امامت ولیفقیه با ویژگیهای توحیدی و علمی ضروری، توان اجتهاد صحیح و فقاهت و اثبات اهمیت تزکیه و وجود خالی از اهوا و توان مدیریت و تدبیر و شناخت درست جهان و مقبولیت ملت مؤمن و نیروهای اصلی مدافع اسلام و ایران را درک میکنیم و ارزش هدایت عالم ربانی و تازه یک رئیسجمهور غیر ول فقیه که خود معترف است، در کشور داری هیچ تخصصی ندارد و سرنوشت کشور را به دست متخصصانی دارای اختلافات اصولی و پر هرح مرج و نطریات خاص میسپارد چگونه میتواند داعیه صلاحیت بیشتر در تشخیص مصالح مردم از عالم فقیه دانشمند و هوشمند و آگاه و متخصص تسخیص حلال و حرام دین محمدی در همه امور و روش درست تفقه برای کشف حکم اسلام در اصول عمل اقتصادی و فرهنگی و سیاسی داشته باشد؟
در حالی که دست یک ولیفقیه در احاطه بر ارای متخصصان مختلف و یا اطلاع از اختلاف و تفکر و استنباط در بار نسبت راه حل با قوانین و احکام قرآن و تاویل عترت کاملا وجه عقلی دارد. چون در باره علم اصلی، علم دین صاحب برهان و حجت است و در باره موصوع تخصصی و اختلاف متخصصان از عقل خود و مشاوره انبوه متخصصان دارای در باره هر علم و موضوع میتواند درمقام ولیفقیه بهره گیرد ومسلما این موقعیت و توان جامع در اداره همه امور مملکت با مشاوره تخصصی همه رشتهها، ذیل علم دین و اسلام، منحصر به فقیه است و نه متخصص چشم و قلب و صنعت و ارز و کشاورزی و معدن و نفت و سیاست و…
چنین موقعیت برتر فقیه جامع الشرایط دارای ابزارهاو ساختار تجمیع متخصصان مشاور تحت نظرخود برای سرپرستی، درستتر از هر سرپرستی در عصر غیبت درنظام دینی مورد قبول هر عقل منصفی است. مگر ترجیح کسانی اصلا کفر یاجهل باشد در سرپرستی مردم! یا نفی اسلام و ناشایستگی دین برای حکمرانی بر انسان که در اصل ترجیح کفر بر دین ومتخصص ملحد بر متخصص مؤمن است! یا ترجیح متخصص غیر عالم به دین در اداره نظام دینی برمتخصص متدین در خدمت نظام. ویاکلا ترجیح نظام غیردینی و رها از دغدغه حلال و حرام و حق وباطل از منظر اسلام دراداره زندگی مسلمانان. اگرچنین نباشد.
با این اوصاف تبعیت از ولیفقیه موجودحاکم، واجب شرعی، عقلی، مطابق قانون اساسی، حقوق، و ازنظر اخلاقی و پیمانداری و امانتداری و وحدت ملی قطعی است و نه دلبخواهی و نمایشی و تخطی از آن در محضر خدا و قانون و ملت جرم محرز و مستوجب عذاب است. حال به پیام ولیفقیه که خود آموزنده داوری عادلانه است بازگردیم. بحث محتوایی و ساختاری با هم مفید است. ☆☆☆♡ قسمت نخست پیام، پس از شکر لله، تشکر از زحمات قوه مجریه و رئیس آن است ـ حقیقت آن است که همیشه مرزی بین آن احزاب ونیروها و مسئولی که خیانت میکند و مسئولی که ولو با نواقص رویهمرفته خدمت میکند وجود دارد.
بیشک همآن گونه که بین خلوص مؤمنان تفاوت وجود دارد و بین شیعیان نابی، چون اویس قرن و سلمان و شیخ مرتضی انصاری، حسینقلی همدانی علامه نائینی و آقای بهجت و امام خمینی با فلان روحانی مؤمن، اما دچار گناهانی کوچک و بزرگ وتوبه کارو بهمان مسلمان سرگرم دنیا و لاابابی و مجرم فواصل کم و زیادی وجود دارد، بین دولتهای جمهوری اسلامی هم این تفاوت موجود است.
شکی نیست بین دولت بنی صدر و شهید رجایی و هاشمی میرحسین موسوی و سید علی خامنهای و رفسنجانی و خاتمی و احمدینژاد و و روحانی و پزشکیان در درجه خلوص، تبعیت از امام، دلسوزی و خدمت به مردم و صداقت و مقاومت برابر کفر سلطه جو ومراعات خط قرمزهای اسلام و انقلاب اسلامی فرقهای مهمی وجود داشته است.
دولت پزشکیان با دوران دشوار جنگهای اخیر و ضربات هولناک بر ساختار حکمرانی و رهبری و فرماندهی مقاومت روبهرو بوده و اگر چه بسیاری از متخصصان به سیاست کلان اقتصادی و اقتصاد جنگی و تفکر سیاسیشان نسبت به دشمن بشریت و قدرت سرمایه جهانی و غرب و درک از ولایت فقیه و علم و کارشناسی و تخصص وموضوع جنگ و صلح و محور مقاومت و توسعه و عدالت و اصلاح اقتصادی و عدم کنترل دولتی ونظارت جدی و ترکیب کابینه و معاونان وکارشناسان و یاران وتفکرشان، انتقاد تخصصی زیادی دارند، اما تلاششان در اداره امور با همه این درگیریها و جدا از عواقب اشتباهاتشان سزاوار تشکر است؛
و ولیفقیه با تایبد تنفیذ، به ایشان مشروعیت داده است؛ و چنین امری واجب برای اطاعت لز فرمان ولیفقیه است. رهبر معظم در پیام هفته دولت بدرستی فرصتی برای تکرار سیاست حمایت و تشکر از دولت و رئیس دولت به دست آوردند و مشی مشروط امام راحل و بهویژه امام شهید را درپیش گرفتند؛ و شیاطین را در بهره از ایجاد شکاف و گسست و تفرقه و منازعه و تضعیف حکومت به سود دشمن غدار، نومید و محروم کردند. ضمنا عادلانه و دقیق به اشاره به کاستیها و به ذکر و بیان برهان ضرورت رفع آنها پرداختند و راه هدایت اصلاح امور را نشان دادند.
اگر حسد و عجب و خودبینی و غرور را کنار بگذاریم در همین جا برکات امامت ولیفقیه با ویژگیهای توحیدی و علمی ضروری، توان اجتهاد صحیح و فقاهت و اثبات اهمیت تزکیه و وجود خالی از اهوا و توان مدیریت و تدبیر و شناخت درست جهان و مقبولیت ملت مؤمن و نیروهای اصلی مدافع اسلام و ایران را درک میکنیم و ارزش هدایت عالم ربانی و مدافع حقوق مستضعفان وملت را میفهمیم.
این هدایت و نظارت همه سویه، اگر رئیس دولتها جملگی خود فقیه و مجتهد جامع الشرایط بودند و عادلانه، صحیح و غلط فقهی اعمال را با مبانی صحیح واحدو مشی فقهی مشخص و واحد و بدون تشتت و اختلافات فقهی میدانست نیاز به ولیفقیه نبود، وجود این ضعف و عدم اصلاحشان ظلمی در حق ملت است که ولیفقیه مانع آن است و اگر آگاهانه ادامه یابد ارتکاب آن جرم است ـ حق آن است در برابر این خرد، دولت محاسبات غلطش را تصحیح کند و از فرصت سود جویند، و مشاوران غربگرا، چون قائم پناه که معلوم نیست چرا صاحب پست معاونت مغصوب است، و آقازادههای گلخانهای که با سوءاستفاده ازموقعیت پدر درمقام متوهم ولایتعهد مدام علیه منافع ملی وسط جنگ به دشمن پالیس تسلیم میدهند از رفتار نهان روشان برای اشاعه ضعف و تفکرات غلط دست بردارند.
اما پیکره سخن ولیفقیه کاملا استوار براصول تردید ناپذیر مقابله با کفار محارب و متجاور و اصول انقلاب اسلامی و عدم سازش با غربزدگی و انواع فساد فکری و مدیریتی و هدایت عالی و روشنگری نقاط ضعف دولت در مقاومت است. این ارکان سخنرهبر همان ارکان سخن امام راحل و امام شهید است دال بر حمایت و اتحاد جدی بر محور اصول انقلاب اسلامی و در عین حال مرزبندی باخطاهای محاسباتی دولت و مسیرهای غلط غربگرابان درون کابینه و مشاوران اشتباهکار و نشان دادن ریشه اشتباه و اصرار طی مسیر درست. رهبر معظم آنچه فرمودند دال بر اصول اسلام و عقل و دفاع از انقلاب اسلامی است.
فرمودند: ۱_ «بنده در این فرصت به همه کارکنان و مدیران فعال دستگاههای دولتی و بهخصوص رئیسجمهور صادق و دلسوز دولت چهاردهم تبریک و خدا قوّت میگویم. خصوصا با توجه به اقدامات شایسته که به رغم محدودیتها و دسیسههای گوناگون دشمن آمریکایی صهیونی تشدید تحریمها ومحاصرهها در طوا جنگ تحمیلی سوم و پس از آن. صورت دادهاند.» در این قطعه دال مرکزی «صادق و دلسوز» است.
اما اقدامات شایسته بنا به اسلوب رهبر معظم نباید در ابهام رها شود، پس دقیقا روشن میکنند منطورشان این سه اقدام است: «۱_تامین کالاها و انواع خدمات مورد نیاز مردم ۲_ترمیم نقاط مهم آسیب دیده ۳_مدیریت انرژی» حقیقتا این امور را تحقق بخشیدن توانفرساست. هر چند که انسان، معصوم نیست و میتواند کارش را بهبود ببخشد.
مثلا تهیه کالا البته در بردارنده سودی است که تجار میبرند، اما اختصاص مصرف بسیاری از این کالاهای متنوع به افراد مرفه و گرانی دویست درصد کالاهایی قابل پذیرش نیست که قدرت میلیونها انسان زحمتکش به سبب گرانی بیجا، بهدلیل سیاستهای غلط برای خریدشان زائل شده است. میوه سوسیس و کالباس، گوشت، مربا، لبنیات، ماهی، و خرید بسیاری ازاقلام موجود در قفسهها برای افرادی که حقوقی بین ۲٠ تا ۴٠ میلیون تومان حقوق دارند آرزوست. کالا برگ هر نفر درماه فقط یک مرغ میشود. کالا برگ دونفر در ماه حتی یک کیلو گوشت نمیشود مردم با فقر میگذرانند.
دولت هرجور بخواهد به مردم فشار میآورد. مردم با همان حقوق دیگر قادر به خرید بسیاری از نیازمندیهاشان نیستند مثل دارو. در حالی که راه حل وجود داشت و متخصصان مردمگرای اقتصاد بارها از آن سخن گفتهاند، اما نشنوده گرفته شد. ۲_تمام پیام از این به بعد به روشن کردن نکاتی میپردارد که میتوان رفع کاستیهای مدیریت نام نهاد.
«در دوران کنونی و شرایط خطیر و پیچیدهای که وصول به ایران هرچه «قوی تر» با آن روبهروست یکی از امور ضروری برای دستیابی به این هدف علاوه بر تلاس شبانهروزی و ابتکار مستمر، تبیبن و روایت قدرت ایران و ملت عزیز است» همه میدانند در سختترین شرایط امام عزیز ایران را ابرقدرت نامید نه از نادانستن و از سر احساسات و یا «کل کل» با دشمن بلکه باوری عمیقا محصول توحید و ولایت و عقل و یقین یاری امام حجت بن الحسن العسکری.
به نظر امام راحل (قده) بزرگترین عمل در ارتباط با ملت، تربیت ایمانی و جهاد و مقاومت در راه خدا علیه کفر و شرک و شیطان و طاغوت و قیام لله و گسترش عدل و قسط است. از نظر امام قدرت در ایمان است و ملتی که در راه حق ایستادگی بیشبیه بعد از صدر اسلام میکند و در آن بندگانی بینظیر، گذشته از ستارگان تابان همراهان همدل و همفکر امام کبیر، چون بهجتها اراکیها مرعشیها، وحیدها و طباطباییها، علیرغم مشی متفاوت، دعاگویان مستجاب الدعوه هستند، و بیمانندترین فرزندان مؤمن پس از عاشورا زین الدینها وبروجردیها وچمرانها و.
رزمندگان جبههها نبرد حق علیه باطل ومدافع شرف و آزادگیند. این ملت با دست خالی حتی برابر فرعون و تمدن فرعونی، ولوشهید شود ابر قدرت است. کسانی فقط در زبان به خدا باور دارند و قلبشان در زبانشان است.
اما در قرآن مومن عاشورایی در جهاد برای حق برابر دشمن متجاوز تنها باشد، گرسنه باشد شرک است و هم نقشه و همدستی در توطئه کفر آمریکایی. اگر نمیتوانید مملکت را اداره کنید که گفتید بلد نیستید صادق باشید. کمک بگیرید. از راه غلط دست بردارید. قوتها را ببینید. کی وکجا از قدرت ما و نعمتها با مردم از موهبت ولایت فقیه، از توکل و مدد و معجزه نصرت دعده و سنت قطعی الهی و پیروزی حتمی ما و قابلیت حتمی ملت و دولت مومن به مقاومت برای دستیابی به راه درمان مشکلات و سخنان از روی صدق وامید به پیروزی حرف زدید؟
اگر هستید چرا یک کلمه از جنایات جبهه سیاسی اصلاحات و ضعفهای هلاکت بار اصلاح طلبان و صد وعده وفا نشده و چاکری درگاه شیطان غرب و خرابکاری بیحد و حصر دولتهای این جریان و راهحلهای غلطشان حرف نمیزنید؟ برعکس خط همان هارا پیش میبرید و کارها را خرابتر میکنید و بروی خودتان نمیآورید وعده انتخاباتی شما چه بود ومردم فریب آن وعدهها را خوردند. چرا از قوتهای انقلاب اسلامی و پرچم توحید در جهان کفر و آیات عدالت و حقیقت امید به عدل جهانی ضد نهیلیسم و سیاهی اندیویدوالیستی نیست انگار حهان غرب حرف نمیزنید؟
چرا با دنیا از عاشورا و انتقام ظلمات وظلم هزاران ساله بر انبیا و پاکترین در پیشوایان شهید نمیگویید. چرا از مقاومت علیه ستمگران و کفار ومحق بودن دو امام (رض) در استقامت بر نقش دین در اجتماع و سیاست و دریچه امید شدن انقلاب ایران و اهمیت مقاومت جمهوری اسلامی در ستیز با گفتمان بیحلی غرب و سقوط گفتمانی غربنمی گویید و چرا از صبر مردم و پرچم امیدبه نظام سالم ملی و جهانی شدن آرمان ایران اسلامی و مقابله با فساد روح و از خانواده پاک وضدیت با نیست انگاری و. حرف نمیزنید اگرصادقید.
چرا علیه الیگارشهای فاسد خونخوار و غارتگر و فساد بانکی و کلانشرکتها ومبعوث شدن مردم مستضعف حرف نمیزنید؟ از افتصاد مقاومتی علیه تحریمها و زورشیطانی وشکست ابلیس چرا نمیگویید، از، از، از.
۵_ «مردم عزیز ایران که درشش ماه گذشته عیارحقیقی خود را در جلوههای مختلف جهاد با دشمت، حضور در میادین، انسجام و همدلی و خود آشکار همراهی نمودهاند شایسته و مستحق آن هستندکه خدمتگزاری قوا و دستگاههای مسئول در جمهوری اسلامی در مسیر رسیدن به به سطح مطلوب این نظام مقدس وشان والای مبعوث را خس کنند.» امام جوانجان، در این بخش پیام به یکی از دردناکترین شکاف حسی دولتیان و حاکمان با مردم که حتی همه خدمات درمانیشان مطلقا مجانی است و معنای پول دکتر و دوا و درمان را ندارند و خرید یک قوطی داروی حیاتی میلیونها تومان را اصلا نمیفهمند چه انگشت نهادهاند.
رهبر شهید که میوه نمیخرید امام راحل که حساب یک نان را داشت مردم رامی فهمیدند، اما کسانی که گرانی و تورم را بیمهار کرده و نرخ ارز را به مافیا سپردهاند چه درکی از حس مردم و چه حسی از درک مردمی دارند که انانرا به اعتراض و ابزار اسرائیل شدن و کشتارگاه و بهره الیگارشها میرانند؟ مردم دوستی به زبان و دلسوزی اقدام اقتصادی به سود الیگارشی است؟ مگر امام شهید از دهه هفتاد به حضرات هاشمی و خاتمی تا روحانی و پزشکیان تصریح نفرمود هر عمل اقتصادی و سیاسی و فرهنگی به پیوست عدالت باشد.
الیگارشها و نوکران غرب میگویند رفراندوم کنید، جدا از قطعیت همراهی اکثریت مردم با جمهوری اسلامی، آیا خدا و عقل و غیرت حکم میکند نوامیس خود را با رفراندوم به شیطان، استعمار غارتگر، قوم لوط، کفار ظالم، منافقان جانی، مردم اهل فحشا و وطن فروشی تقدیم کنیم؟ چرا امام علی و ائمه دیگر بدلخواه بدین “رفراندوم» سقیفه و صفین وذلت تن ندادند و امام حسین در این عدم تمکین با هفتاد و دوتن وکم و بیش جنگید وشهید شد و همه امامان علیهم السلام برای این عدم پذیرش تسلیم به اکثریت فاسد شهیدشدند و آخرین عج دچار غیبت رنجبار و انتظار قیام برای استیفای حق غصب شده اش گشت؟
الحمدالله ملت مومن و عزیز و مقاوم و شریف و استوار و آگاه و پاک ایران در تشییع و در بعتت خیابان و کوچه و بازار و میدان نشان داد از نوکری شیاطین و نوکران فاسد امریکا منزجر است و تا پای جان علیه آنان قتال خواهد کرد و اکثریت ملت با بیعت با ولیفقیه علنا اعلام کرده تنها راه استقلال و عزت وشرافت را اتحاد برای حفظ جمهوری اسلامی میداند. پس «اصلاحات» غربی سازان بجای نابودی به فکر آن باشد که پیوست عدالت به همه برنامههای حکمرانی دولت، راه حلهای خائنانه وضد اسلام و گاوشیر ده کردن و شکست و تجزیه موذیانه ایران را به گور خواهد سپرد.
زیرا هدایت حکیمانه ولیفقیه فرقش با راههای ذلت بار همه احزاب اسیر طرح یهودیت صهیونیستی همین توحید واستقامت و پیوست عدالت تحت رهبری ولیفقیه است.
پیام رهبری در باره حل واقعی نه فریب آلود راه حل تسلیم بهعنوان از بین رفتن دروغین گرانی و بیکاری و تورم و تبعیض و غارت و فساد بانکی ومالی و تراستیها و؛ و امر حیاتی فرهنگ هم اسلوب زعامت ایشان و روش ارجحیت توحید و عدالت را بر برجهای بالا رفته ظلم بروشنی هویدا میکند.
پیداست آمریکا و اسرائیل و شیطانهای حقیر اروپایی و نوکران و مردوران و همراهان و اشرافیت انحصار طلب وغربی سازان و غرب پرستان و اصلاح طلبی در خدمت الیگارشی و دشمنان راه امام خمینی بزرگوار و امام شهید و صد انقلابیون صادق و اصلاح طلبان حقیقی همه گرد همین ضدیت با راه حلهای حکیمانه ولیفقیه کوشا و برعکس همه بندگان اهل ایمان، علیه نقشه کفر و بردگی شیطان بزرگ وصهیونیسم، پشت راه حلهای ولیفقیه معظم حاضر وتلاش برای جامعه برقراری توحیدی ضدسلطه اجانب و نظام سالم جمهوری اسلامی جانفدا میجنگند و هر تحرک آشکارا و نهان روشانه را در زهدانش خفه میکنند و نمیگذارند آمریکا، دموکراتها یا ترامپ رهبر رژیم چنج و جاده صاف کن هر حزب خائن علنی یا مخفی و منافق وضد ولایت فقیه شود.
ایران و اسلام شوروی وکمونیسم و مأوای استالین و مائو و دون شیائو پینگ و گورباچف ویلتسین نیست در ایران هرگز اززمان دولت موقت و تا امروز راهی جز گورستان ننگ ومرگ برای دشمنان استقلال و آزادی از بندگی غرب وشرق وجود نداشته و مخالفان حکومت مقاوم دینی و انقلاب اسلامی و ولایت فقیه و نظام قرآنی و عدالت محور و دشمنان مردمسالاری اسلامی و مخالفان انواع فساد و استبداد رانتخواری و اختلاس و رشوه خواری دیر یا زود رسوا و بیآبرو شده و بدامن دشمن گریختند.
خدارا شکر که دولت کنونی با تمام ضعفها نوکر اجنبی نیست و ان شاءالله گوش بفرمانی و حرف شنوی او ار فریبکاران نقابدار اصلاح طلبی آمریکایی پس از تجربه علنی، پایان خواهد پذیرفت و صادقانه به ریسمان الهی و امامت ولایت فقیه در عصر غیبت خواهد آویخت. بویژه اسلوب وحدت طلبانه رهبر معظم هر بهانه و برداشت اشتباهی را بیاعتبار میکند.
☆☆☆☆☆☆☆
یکی ازمهمترین ارزشهای همه پیامهای رهبر معظم، ارزش ساختاری و اسلوب آن در دفاع ازگفتمان انقلاب اسلامی و آموزش روش نقد و گفتوگوی دادگرانه اسلامی در داخل و در دایره حکمرانی است حتی وقتی نا اهلان و نفوذ کردههای بیباور به انقلاب اسلامی یا پیمان شکنان و نا اهلان و ابن زبیرها و پشت کردگان به عهد الهی و با خط امام خمینی قده در ساختار اجرایی دولت جاخوش کرده و دولتی مفروض در خط جبهه اصلاح طلبی غربگرا میکوشد. باید دانست پایههای یک حقیقت بوسیله تکرار باطل موریانه وار و خوره مانند، بتدریج طی سالها از درون میتواند خورده شود.
نیروی قهار شیطانی استکبار و نفس پلشت سرکش همراهان داخلی شیطان بزرگ، علیه حق و اسیر اهوا و منافع مادی و امراض فکری و ذهنی از ۲۲بهمن ۱۳۵۷ تا امروز با دهها چهره وصدها نقشه و هزاران عملیات خارجی و داخلی از جنگ و کشتار و وحشیترین تروریسم و تحریم تاپیچیدهترین نفوذ فکری و فساد زایی و توسعه ضدانقلاب ولو از درون دولتها در جمهوری اسلامی علیه حقیقت اسلام و انقلاب و ولایت فقیه ویرانگریها کردهاند. در حالی که جهان گواه است هرچه عزت نصیب ایران شده و از ذلت چاکری خارجی سلطهگر عهد قاجار و پهلوی رهیده، همه از اسلام و رهبری اسلامی جهاد مردم بوده است؛
یعنی از رویکرد مردم بپاخاسته به سرپرستی رهبر فقیه! برای همین با همان عشق وخرد وجود زجر کشیده ملت صادق و برپا و با وفا، مردمی گریزان ازکفرو فساد و ذلت، با انواع توطئههای پیچیده شیطانهای جهانی و داخلی علیه نظام اسلامی و ولایت فقیه باید جنگید. نهان روشی و روش خزنده و جاده صاف کردن برای نفوذ آرام و تدریجی در مردم و منفعل و بیباور کردنشان به سود غلبه فساد آور سکولاریسم نقشهای شیطانی است.
هم افزایی استکبار جهانی و دوستان داخلیش نباید ساده لوحانه ندیده گرفته شود تا جانمایه و میراث عظیم الهی امام خمینی ره و عظمت به دست آمده ایران آزاده و نورانی را بر باد دهند. این میراث نباید بوسیله نامحرمان کژ فکرو سطحی ودنیانگر تباه گردد و نگرشی مشکوک و نفوذی و ناسزاوار میکوشد این عظمت و موهبت عالم غیب را ارزان با چشم نیمه کور وکوتاه بین و بیبصیرت خود، قربانی بت اعظم مدرنیت مفلوک و قدرت شیطانی منکوب و مرعوب کند.
اندیشدهاند حذف امام شهید راه ترکتاری تسلیم طلبان و استحاله حقیقت جمهوری اسلامی را هموار کرده است، چنانچون کشتار عاشورا میمون بازی اشرافیت اموی را و، اما کور خواندهاند. سلطنت و شبه سلطنت الیگارشها با نقاب اصلاح طلبی غربگرا طبق پروژه آمریکا رؤیای کاذبه و اضغاث و احلام پوچ است و ممکن نیست. اذناب آمریکا تازه برفرض محال هر قدر هم پاچه خاری دموکراتهای آمریکایی و بخش گیج و لاابالی ایران را اغوا کنند، ایران را درصورت پیروزی محال استکبار، لیبی و خود را در ویرانی دفن خواهند کرد!
ایجاد شائبههای جاهلانه و منافقانه یا «ان قلت» عالمانه در قلمرو مباحث اختلافی در این دوران هجوم کفرجهانی علیه اسلام و ایران و ولایت فقیه و مقاومت جمهوری اسلامی برابر کفر در محافل نهان و آشکار، بوسیله وقیحه و اهل تقیه نباید بیپاسخ بماند. حتی کنایات و بیانات ناصادقانه از درون نهادهای حکمرانی و اعضا ومعاونان ومشاوران غربگرای دولت و پارهای از وکلای غربزده، بر منبر و منزل و منارو رسانههای حامی دولت که عمرو زید و جعفر و یوسف و…
و هر نا اهل و نا محرمی یکیی خود را و ضربه رذیلانه اش را بر پیکره نظام و اصول قانون اساسی و اصول سیاست رهبری و منافع ملی فرودمی آورد و در میرود نباید بیپاسخ بماند که سکوت مخرب است و آنان۴۷ سال در راه تخریب بنای معظم مردمسالاری دینی به سود غربگرابی و سکولاریسم کوشیدهاند. همه این هجومهای جهالت بار، لزوم پاسخ مضبوط و بها دادن به گفتوگوی فقیهانه و جهاد علمی و عقلی و برهانی را قطعیت میبخشد. علما لابد با زبان متین خود شبهه زدایی میکنند.
وعمل به سفارش مکرر امام شهید برای کنشگری در قلمرو اندیشه و جهاد علمی در حوزهها و دانشگاه و رسانهملی ومساجد بهویژه در خصوص دفاع علمی از ضرورت حکمرانی اسلامی با مبنای قرآن و عترت و عقل توحیدی را پیش میبرند؟ موقعیت بزرگ ایران در جهان حتی روشنگری در باره ضرورت دفاع از حکومت دینی مقاوم در جهان اسلام را مبتنی بر فقه وشریعت درست و دفاع از ولایت فقیه حتمیت بخشیده است.
منبع: جام جم آنلاین