به گزارش تجارت نیوز، مس در ماههای اخیر به یکی از خبرسازترین فلزات جهان تبدیل شده است. قیمت این فلز در ژانویه ۲۰۲۶ برای مدتی از ۱۴ هزار و ۵۰۰ دلار در هر تن عبور کرد؛ درحالیکه تنها یک ماه پیش از آن، برای نخستینبار مرز ۱۲ هزار دلار را پشت سر گذاشته بود. انتظار برای رشد مصرف در شبکههای برق، خودروهای برقی، مراکز داده و زیرساختهای هوش مصنوعی، در کنار اختلال تولید برخی معادن بزرگ، مس را به محدودههای تاریخی رسانده است.
در ظاهر، چنین جهشی باید برای تمام اجزای زنجیره مس خبر خوبی باشد؛ از معدنکاران گرفته تا ذوبکنندگان و تولیدکنندگان کاتد. با این حال، واقعیت در حلقه میانی زنجیره کاملاً متفاوت است. همزمان با افزایش قیمت مس، درآمد سنتی واحدهای ذوب و پالایش به پایینترین سطح تاریخی سقوط کرده است. وضعیتی عجیب که نشان میدهد بالا رفتن قیمت فلز نهایی لزوماً به معنای افزایش سود همه تولیدکنندگان آن نیست.
صفر شدن کارمزد به چه معناست؟
معادن، کنسانتره مس تولید میکنند و آن را برای تبدیلشدن به مس آندی و سپس کاتد در اختیار واحدهای ذوب و پالایش قرار میدهند. این واحدها در ازای فرآوری کنسانتره، مبلغی را تحت عنوان هزینه ذوب و پالایش یا «تیسی/آرسی» دریافت میکنند. این کارمزد یکی از مهمترین منابع درآمد ذوبخانههایی است که معدن اختصاصی ندارند و خوراک خود را از بازار تهیه میکنند.
هرقدر کنسانتره بیشتری در بازار موجود باشد، معدنکار برای یافتن خریدار ناچار به پرداخت کارمزد بالاتری میشود. در مقابل، وقتی کنسانتره کمیاب و ظرفیت ذوب فراوان باشد، ذوبخانهها برای تصاحب خوراک با یکدیگر رقابت میکنند و کارمزد پایین میآید.
اکنون همین سناریوی دوم با شدتی بیسابقه رخ داده است. شاخص سالانه کارمزد فرآوری که بر پایه توافق میان شرکت معدنی آنتوفاگاستای شیلی و ذوبکنندگان بزرگ چین تعیین میشود، در ژانویه ۲۰۲۶ به صفر دلار در هر تن رسید. این رقم در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۱ دلار بود. کارمزدهای بازار نقدی نیز از سال ۲۰۲۴ وارد محدوده منفی شدهاند و اکنون در پایینترین سطوح تاریخی قرار دارند.
صفر شدن کارمزد به این معناست که برخی ذوبکنندگان، از فعالیت اصلی خود یعنی تبدیل کنسانتره به فلز تصفیهشده، عملاً درآمدی دریافت نمیکنند. منفیشدن کارمزد در بازار نقدی شرایط را عجیبتر میکند؛ زیرا ذوبخانه در عمل برای دستیابی به خوراک، بخشی از ارزش اقتصادی فرآوری را به معدنکار واگذار میکند.
کارخانه ساخته شد، اما معدن نه!
ریشه بحران فعلی را باید در توسعه نامتوازن زنجیره مس جستوجو کرد. طی سالهای گذشته، چین با سرعت زیادی ظرفیت ذوب و پالایش خود را افزایش داده، اما تولید کنسانتره در جهان با همان سرعت رشد نکرده است. بر اساس محاسبات آژانس بینالمللی انرژی، چین از سال ۲۰۰۵ تاکنون بیش از ۹۰ درصد افزایش تولید ذوب مس جهان را به خود اختصاص داده است. سهم این کشور از تولید جهانی این حلقه نیز از حدود ۱۵ درصد در سال ۲۰۰۵ به نزدیک ۵۰ درصد در سال ۲۰۲۵ رسیده است.
در سوی دیگر، توسعه معادن جدید بسیار کندتر از ساخت ذوبخانه پیش رفته است. میانگین عیار معادن مس جهان از سال ۱۹۹۱ حدود ۴۰ درصد کاهش یافته و شدت سرمایهگذاری لازم برای توسعه پروژههای موجود از سال ۲۰۲۰ تاکنون ۶۵ درصد بیشتر شده است. تنها پنج درصد ذخایر مس کشفشده طی ۳۵ سال گذشته نیز در یک دهه اخیر شناسایی شدهاند.
فاصله میان کشف یک ذخیره و آغاز تولید آن بهطور متوسط به حدود ۱۷ سال رسیده است. دریافت مجوزهای محیطزیستی، تامین مالی، کمبود آب، مخالفت جوامع محلی، افزایش هزینه تجهیزات و پیچیدهترشدن عملیات استخراج، راهاندازی معادن تازه را به فرآیندی طولانی و پرهزینه تبدیل کرده است.
در مقابل، ساخت ظرفیت ذوب زمان کمتری نیاز دارد. حاصل این عدم توازن، شکلگیری کارخانههایی است که برای یک حجم محدود کنسانتره رقابت میکنند. به بیان ساده، جهان ظرفیت کافی برای ذوب مس ساخته، اما ماده اولیه لازم برای پرکردن این ظرفیت را تولید نکرده است.
طلا و اسیدسولفوریک؛ ناجیان موقت ذوبخانهها
این پرسش مطرح است که وقتی کارمزد فرآوری صفر یا حتی منفی شده، ذوبخانهها چگونه همچنان فعالیت میکنند؟ پاسخ را باید در درآمدهای جانبی آنها جستوجو کرد.
کنسانتره مس تنها حاوی مس نیست و بسته به معدن، مقادیری طلا و نقره نیز در آن وجود دارد. فرآیند ذوب همچنین اسیدسولفوریک تولید میکند که در صنایع مختلف به فروش میرسد. افزایش قیمت فلزات گرانبها، اسیدسولفوریک و پریمیوم کاتد، بخشی از درآمد ازدسترفته ذوبخانهها را جبران کرده است.
به همین دلیل، واحدهایی که کنسانتره غنی از طلا و نقره دریافت میکنند و تجهیزات مناسبی برای بازیابی این عناصر دارند، هنوز میتوانند سودآور باقی بمانند. اما این مدل شکننده است؛ زیرا حیات اقتصادی ذوبخانه دیگر به عملیات اصلی آن وابسته نیست و با قیمت محصولات جانبی گره خورده است. افت قیمت طلا، نقره یا اسیدسولفوریک میتواند این حاشیه امن را بهسرعت از میان ببرد.
کدام ذوبخانهها نخست حذف میشوند؟
همه واحدها به یک اندازه در معرض خطر قرار ندارند. شرکتهای یکپارچه که هم معدن و هم ذوبخانه دارند، بخش قابل توجهی از کنسانتره خود را از معادن وابسته تامین میکنند. این شرکتها با هزینه حمل کمتر و امنیت خوراک بیشتر، توان بالاتری برای تحمل کارمزدهای پایین دارند.
اما ذوبخانههای مستقل یا سفارشی ناچارند تمام خوراک خود را از بازار آزاد تهیه کنند. این واحدها مستقیماً با رقبای چینی برای خرید کنسانتره رقابت میکنند و بیشترین آسیب را از شرایط فعلی میبینند. برخی از آنها تولید اولیه را کاهش داده و به بازیافت قراضه مس روی آوردهاند؛ زیرا قراضه مستقیماً تحت تاثیر سقوط کارمزد کنسانتره قرار ندارد.
ذوبخانههای چینی نیز از هزینه ساخت و نیروی کار پایینتر، مقیاس بزرگتر، تجهیزات جدیدتر و بهرهوری انرژی بالاتر برخوردارند. تعداد زیادی از آنها دولتی هستند و ممکن است در دوره زیان از حمایت مالی برخوردار شوند. حتی برخی واحدها بهجای هدف سودآوری، بر اساس هدف حجمی تولید فعالیت میکنند؛ بنابراین میتوانند شرایطی را تحمل کنند که برای رقبای مستقل در اروپا، ژاپن یا دیگر نقاط جهان اقتصادی نیست.
بزرگترین ذوبکنندگان چین برای سال ۲۰۲۶ با کاهش بیش از ۱۰ درصدی تولید موافقت کردهاند و حدود دو میلیون تن ظرفیت برنامهریزیشده نیز متوقف شده است. با این حال، آژانس بینالمللی انرژی معتقد است این اقدامات برای ایجاد تعادل واقعی کافی نیست. چین همچنان واردکننده خالص مس تصفیهشده است و به همین دلیل بعید به نظر میرسد تعطیلی گسترده ذوبخانهها را بپذیرد.
خطر تکرار الگوی نیکل در بازار مس
ادامه این شرایط میتواند ذوبخانههای مستقل خارج از چین را به تعطیلی یا ادغام وادار کند و تمرکز زنجیره جهانی مس را بیش از گذشته افزایش دهد. بازار نیکل پیشتر مسیری مشابه را طی کرد. افزایش شدید عرضه اندونزی که بخش بزرگی از آن با سرمایه چینی ایجاد شد، قیمتها را پایین آورد و تعدادی از پروژههای رقیب در سایر کشورها را غیراقتصادی کرد.
امروز چین در فرآوری ۱۹ مورد از ۲۰ ماده معدنی راهبردی جهان جایگاه نخست را دارد و میانگین سهم آن در این بازارها حدود ۷۰ درصد است. اگر بحران کنسانتره به خروج ذوبکنندگان غربی منجر شود، مس نیز ممکن است به همین مسیر وارد شود. در آن صورت، معدنکاران جهان برای فرآوری محصول خود و صنایع مصرفکننده برای دریافت کاتد، بیش از گذشته به چین وابسته خواهند شد.
این وابستگی فقط یک مساله تجاری نیست. مس زیربنای شبکه برق، حملونقل برقی، صنایع دفاعی، ساختمان، نیمهرساناها و مراکز داده است. آژانس بینالمللی انرژی هشدار داده است که با توجه به پروژههای فعلی، بازار مس تا سال ۲۰۳۵ ممکن است با کسری عرضهای معادل ۳۰ درصد تقاضا روبهرو شود. تمرکز ظرفیت ذوب در یک کشور، این کمبود احتمالی را به یک ریسک ژئوپلیتیکی نیز تبدیل میکند.
رکوردشکنی قیمت مس تنها بخشی از داستان بازار است. در پشت این قیمتهای تاریخی، زنجیرهای قرار دارد که بهشدت نامتوازن توسعه یافته است؛ معادنی که به اندازه کافی رشد نکردهاند، ذوبخانههایی که بیش از نیاز ساخته شدهاند و صنعتی که بقای بخشی از آن اکنون به طلا، نقره و اسیدسولفوریک وابسته است. کارمزد صفر یک عدد ساده نیست؛ علامتی است که نشان میدهد گلوگاه اصلی مس جهان دیگر ظرفیت فرآوری نیست، بلکه خود معدن و دسترسی به کنسانتره است.
منبع: تجارت نیوز