چگونه نفت خود را با جنگ سازگار کرد؟

چگونه نفت خود را با جنگ سازگار کرد؟

بسته‌شدن تنگه هرمز در ابتدا به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های انرژی یک نسل تلقی شد. این آبراه در باریک‌ترین نقطه تنها 75 کیلومتر عرض دارد و پیش از جنگ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت، معادل ۲۰ تا ۲۵ درصد تجارت دریابرد نفت و گاز جهان، از آن عبور می‌کرد. توقف این جریان می‌توانست قیمت نفت را به ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه برساند و علاوه بر نفت، تجارت مواد غذایی، کود و سایر کالاهای اساسی را مختل کند. بااین‌حال، قیمت‌ها اگرچه از ۱۲۶ دلار عبور کردند، به اندازه پیش‌بینی‌های اولیه افزایش نیافتند و بازار توانست شوک را جذب کند.

یکی از دلایل اصلی، وجود ذخایر نفتی و عرضه مازاد بود. از حدود ۲۰ میلیون بشکه نفتی که روزانه از رسیدن به بازار بازماند، ذخایر راهبردی و تجاری توانستند حدود ۹ میلیون بشکه را جبران کنند. همچنین حدود ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر نفتی جهان، با هماهنگی آژانس بین‌المللی انرژی، آزاد شد. آمریکا نیز صادرات خود را افزایش داد و رکورد جدیدی ثبت کرد. خطوط لوله جایگزین هم حدود ۶ میلیون بشکه در روز از اختلال را جبران کردند؛ عربستان و امارات توانستند نفت را از مسیرهای زمینی به بنادر دریای سرخ و فجیره منتقل کنند.

چین و نقش انرژی‌های جایگزین

عامل مهم دیگر چین بود. واردات نفت خام این کشور حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه در روز کاهش یافت و به پایین‌ترین سطح در حدود هشت سال رسید. این کاهش تقاضا فشار بزرگی را از بازار جهانی نفت برداشت و مانع افزایش شدیدتر قیمت‌ها شد. چین همچنین طی سال‌های گذشته به‌طور گسترده روی خودروهای برقی و برقی‌سازی اقتصاد سرمایه‌گذاری کرده و همین امر انعطاف‌پذیری بیشتری در برابر شوک نفتی ایجاد کرده است. صادرات تجهیزات خورشیدی چین نیز در ماه‌های نخست جنگ افزایش یافت؛ چین حدود ۹۰ درصد تجهیزات خورشیدی جهان را تولید می‌کند.

بااین‌حال، بحران هرمز به معنای آغاز فوری عصر انرژی‌های تجدیدپذیر نیست. نفت عمدتاً در تولید برق مصرف نمی‌شود و ساختار برق جهان همچنان به‌شدت به زغال‌سنگ و گاز طبیعی وابسته است. LNG نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده و آمریکا، قطر، استرالیا و روسیه حدود ۷۰ درصد عرضه جهانی آن را در اختیار دارند.

آیا جهان به «اوج هرمز» رسیده است؟

بحران نشان داد بازارهای جهانی می‌توانند با استفاده از ذخایر، خطوط لوله، کاهش تقاضا و مسیرهای جایگزین، شوک هرمز را تا حدی مهار کنند. بااین‌حال، اهمیت راهبردی این تنگه از بین نرفته است. تجربه اخیر احتمالاً کشورها را به ایجاد «پلن بی»، افزایش ذخایر و سرمایه‌گذاری در مسیرهای جایگزین سوق خواهد داد؛ بنابراین، «اوج هرمز» بیش از آنکه به معنای پایان اهمیت این آبراه باشد، می‌تواند آغاز دوره‌ای از تلاش برای کاهش وابستگی جهان به آن باشد.

منبع: اکوایران