در پی انتشار اخبار تپه علیالطاهر، تندروها دوباره میدان را به صحنه تسویهحساب با دولت تبدیل کردهاند. چند واقعیت را عمداً پاک میکنند تا روایت خودشان بماند.
اول، روایت حزبالله از علیالطاهر باید مبنا باشد، نه روایت رسانههایی که خبر را تکه میکنند تا پزشکیان را بزنند. وقتی روایت مقاومت کنار گذاشته میشود، هدف کشف حقیقت نیست؛ ساختن متهم است.
دوم، فروکاستن پرونده لبنان بعد از هفتم اکتبر به تفاهم اسلامآباد، تحلیل نیست؛ شعبده سیاسی است. جنگی چندلایه را به یک کاغذ چندبندی چسباندن فقط برای این است که هر گلوله و هر تپه به پای دولت نوشته شود.
سوم، پیشروی دشمن در جنگ ۴۰ روزه بسیار سنگینتر از دوره پس از جنگ و پس از تفاهم بود. آن روز که زمین بیشتر از دست میرفت، زبانها بسته بود. حالا که تفاهم را خودشان از بین بردهاند، ناگهان همهچیز را حاصل همان سند میدانند.
چهارم، وقتی تفاهمی روی زمین نمانده، توقع حل لبنان از مسیر مذاکره عوامفریبی است. همانها که فریاد میزدند از تفاهم خارج شوید، ابزار فشار را سوزاندند و امروز طلبکار مذاکرهاند.
پنجم، منتقدان سفتوسخت تفاهم در دو ماهی که باید حرفشان را ثابت میکردند، نه راهی برای محاصره دادند، نه نسخهای برای تنگه، نه طرحی برای لبنان. فقط طلبکاری ماند و اتهام.
نتیجه روشن است: کسانی که خروج از تفاهم را فتح میخواندند، حالا نه جایگزین دارند، نه پاسخ. کارنامهشان روی زمین است؛ حمله به دولت سرپوش آن است.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.
منبع: دنیای اقتصاد