اشاره: جنگ 12 روزه با ورود مستقیم رژیم صهیونیستی به رویارویی با جمهوری اسلامی ایران، ابعاد یک منازعه منطقهای را پشت سر گذاشت و به آزمونی برای سنجش ظرفیتهای نظامی، سیاسی، اجتماعی و راهبردی ایران تبدیل شد. با وجود آنکه آمریکا و رژیم صهیونیستی در آغاز این رویارویی، اهدافی فراتر از یک عملیات نظامی محدود را دنبال میکردند، از نگاه مسئولان و تحلیلگران ایرانی بخش مهمی از این اهداف در میدان محقق نشد و جمهوری اسلامی ایران توانست با حفظ انسجام داخلی و پاسخ متقابل، موازنه جدیدی را در منطقه ایجاد کند. با این حال، پایان جنگ ۱۲ روزه به معنای پایان رویارویی نبود.
در ادامه سال ۱۴۰۴، تقابل میان ایران و جبهه مقابل وارد مرحلهای تازه شد و این بار ابعاد آن از میدان نظامی فراتر رفت. در این چارچوب، بستهشدن تنگه هرمز و پیامدهای آن برای اقتصاد جهانی، یکی از مهمترین مؤلفههای معادله جدید تلقی شد؛ زیرا تنگه هرمز تنها یک گذرگاه جغرافیایی در خلیج فارس نیست، بلکه یکی از شریانهای مهم انتقال انرژی در جهان به شمار میرود و هرگونه اختلال در آن میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای منطقه داشته باشد. از این منظر، توان ایران برای تأثیرگذاری بر این شریان حیاتی، بخشی از ظرفیت ژئوپلیتیکی کشور در مواجهه با قدرتهای بزرگ محسوب میشود.
در کنار این مؤلفه، گزارشها و تحلیلهای مطرحشده درباره آسیبدیدن بخشی از زیرساختها و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و همچنین موفقیت ایران در هدف قرار دادن برخی اهداف مورد نظر، این پرسش را برجسته کرد که آیا معادلات قدرت در منطقه و حتی در سطح نظام بینالملل در حال تغییر است؟ برخی تحلیلها و ارزیابیهای منتشرشده از سوی اندیشکدهها نیز از ظهور یا تقویت یک قطب قدرت جدید در نظام جهانی سخن گفتهاند؛ برداشتی که در صورت اثبات، صرفاً یک تحول نظامی نیست، بلکه میتواند نشانه تغییر در محاسبات سیاسی، امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی جهان باشد.
اما فراتر از این ارزیابیهای نظامی و ژئوپلیتیکی، پرسش مهمتری پیش روی اندیشه اسلامی قرار میگیرد: این تغییرات را چگونه باید فهم کرد؟ آیا قدرت را باید صرفاً در شمار موشکها، پهپادها، پایگاههای نظامی، توان اقتصادی یا موقعیت جغرافیایی تعریف کرد، یا در منظومه اندیشه اسلامی، مؤلفههای دیگری همچون ایمان، اراده جمعی، انسجام اجتماعی، مقاومت، استقلال سیاسی، اعتمادبهنفس ملی و توانایی ساختن یک جامعه مؤمن نیز بخشی از مفهوم قدرت به شمار میروند؟
بر همین اساس، توسط سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، نشست «بازخوانی دستاوردهای راهبردی ایران اسلامی در جنگ تحمیلی سوم» با هدف بررسی ابعاد مختلف این رویارویی و سنجش دستاوردهای آن از منظر اندیشه اسلامی برگزار شد؛ نشستی که تلاش کرد از سطح روایت صرف حوادث نظامی فراتر رود و نسبت میان جنگ، قدرت، جامعه، اراده ملی، راهبرد و آینده جمهوری اسلامی ایران را مورد واکاوی قرار دهد.
در این نشست، سخنرانان با تکیه بر مبانی قرآنی، تاریخی و راهبردی، کوشیدند تصویری جامعتر از آنچه در این تقابل به دست آمده ارائه دهند و نشان دهند که اگر سخن از «برتری» یا «ظهور قدرتی جدید» است، این برتری را باید در چه مؤلفههایی سنجید و چگونه میتوان آن را به یک قدرت پایدار و تمدنساز تبدیل کرد. از ظرفیت موجود تا تبدیل تهدید به فرصت
در ابتدای نشست حجتالاسلام غفاریفر، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم، در این نشست بر ضرورت برخورداری از «نگاه راهبردی» تأکید کرد. از دیدگاه وی، بسیاری از تحلیلهای سیاسی و اجتماعی به دلیل فقدان چنین نگاهی بینتیجه میمانند. او نگاه راهبردی را به معنای تلفیق آرمانها با امکانات، نیازها و اقتضائات زمانی و مکانی دانست و تأکید کرد: راهبردی اندیشیدن به معنای عقبنشینی از آرمانها نیست، بلکه به معنای شناخت مسیر رسیدن به اهداف و توجه همزمان به موانع و ظرفیتهای موجود است.
حجت الاسلام غفاریفر با اشاره به تجربه انتخابات سال ۱۳۷۶ و فضای سیاسی آن دوره گفت: حتی در شرایطی که نتیجه انتخابات نگرانیهایی برای جریان انقلابی ایجاد کرده بود، میتوانست از ظرفیت اجتماعی ایجادشده استفاده کرد. اگر میلیونها نفر به یک جریان یا فرد رأی دادهاند، نباید این ظرفیت را صرفاً تهدید دید، بلکه باید بررسی کرد چه مقدار از آن میتواند در مسیر اهداف انقلاب به کار گرفته شود. وی همین منطق را درباره جنگ اخیر نیز ضروری دانست و گفت: تقابل ایران و آمریکا صرفاً نظامی نیست؛
آمریکا مجموعهای از قدرت اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، نظامی و فناورانه است و بنابراین مقابله راهبردی با آن نیز باید همه این ابعاد را دربر گیرد. حجت الاسلام غفاریفر همچنین بر مدیریت صحنه از سوی جمهوری اسلامی تأکید کرد و گفت ایران امروز در دهه پنجم انقلاب قرار دارد و نمیتوان شرایط کنونی را با دهه نخست انقلاب مقایسه کرد. وی تقویت تدریجی توان موشکی، پهپادی، الکترونیکی، علمی، نظامی، امنیتی و منطقهای را در سالهای گذشته بخشی از یک فرایند راهبردی دانست که در کنار مناقشه هستهای دنبال شده است.
استاد حوزه علمیه در پایان نسبت به ایجاد انتظارات غیرواقعی هشدار داد و گفت اهداف بزرگ انقلاب باید حفظ شود، اما تحقق آنها باید با شناخت ظرفیتهای واقعی کشور و شرایط میدان همراه باشد. از این منظر، نقد، حمایت و دفاع نیز زمانی مؤثر است که بر شناخت درست واقعیتها استوار باشد و به تفرقه و تخریب منجر نشود. از قرآن تا ارتقای راهبرد در شرایط قدرت
حجتالاسلام ذبیحالله نعیمیان، استاد حوزه، در بخش دیگری از نشست تلاش کرد تحولات اخیر را از منظر قرآن کریم بازخوانی کند. وی با اشاره به آیات مربوط به قتال در سوره بقره گفت راهبرد جامعه مؤمن در شرایط مختلف یکسان نیست و با تغییر میزان توانمندی، شیوه مواجهه نیز تغییر میکند. حجت الاسلام نعیمیان با اشاره به دوره مکه گفت: در شرایط ضعف، راهبرد اصلی صبر، مقاومت و تلاش همهجانبه برای حفظ هویت ایمانی است؛ اما پس از تشکیل جامعه اسلامی و ارتقای ظرفیتها، اذن دفاع داده میشود و در ادامه، جامعه مؤمن وارد مرحله فعالتری از مواجهه با دشمن میشود.
وی یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ اخیر را ارتقای ظرفیت نظامی و امنیتی کشور دانست، اما تأکید کرد: مسئله تنها به توان نظامی محدود نیست. از نگاه او، ظرفیت مردمی نیز در این جنگ افزایش یافته و حضور گسترده مردم، نوعی سرعت گرفتن در «خیرات» و فعالیتهای جمعی ایجاد کرده است. حجت الاسلام نعیمیان همچنین بر مفاهیمی مانند «تعاون بر بر»، امر به معروف و نهی از منکر و «جماعت مؤمن» تأکید کرد و گفت: جامعه مؤمن برای مواجهه با تهدیدهای پیچیده باید بتواند شبکهای از همکاری و پیوندهای ایمانی و اجتماعی ایجاد کند.
وی در جمعبندی، خودباوری، ارتقای توان نظامی و امنیتی، افزایش ظرفیت مردمی، تقویت کار جمعی، حفظ انسجام و پاسداری از نظام اسلامی را از مهمترین دستاوردهای جنگ اخیر دانست. صبر، تألیف قلوب و سرمایه اجتماعی جنگ
حجتالاسلام محمود مقدمی نیز در این نشست بر یکی دیگر از ابعاد دستاوردهای جنگ یعنی تحول اجتماعی و تقویت همبستگی مردم تمرکز کرد. وی رفتار مردم در جریان جنگ را شایسته توجه دانست و آن را در چارچوب مفهومی همچون «تألیف قلوب» تحلیل کرد. حجت الاسلام مقدمی با اشاره به تجربه صدر اسلام و ماجرای اختلافهای میان گروههای مختلف مسلمانان گفت: یکی از نعمتهای الهی، ایجاد الفت میان دلهاست. در جنگ اخیر نیز نمونههایی از همدلی، کمک متقابل و کنار گذاشتن اختلافها در جامعه مشاهده شد.
وی با یادآوری برخی تجربههای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، اختلاف و تفرقه را از عوامل تضعیف جبهه داخلی دانست و گفت هرگاه نزاعهای داخلی افزایش یافته، زمینه شکست و تضعیف فراهم شده و هر زمان وحدت و اطاعت از رهبری تقویت شده، ظرفیتهای جدیدی در جامعه شکل گرفته است. مقدمی همچنین «صبر» را یکی از الزامات عبور از شرایط دشوار دانست و آن را تنها تحمل فشار دشمن تعریف نکرد، بلکه صبر در برابر منافقان، فشارهای داخلی، خودخواهیها و خیانتها را نیز ضروری دانست و افزود: حفظ وحدت و تحمل سختیها میتواند برکات اجتماعی جنگ را افزایش دهد.
ناکامی آمریکا در جنگ نرم، تقابل را به جنگ نظامی کشاند
حجتالاسلام عیسی مولوی وردنجانی، عضو پژوهشگاه امام صادق(ع)، با اشاره به روند تقابل آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، گفت: راهبرد آمریکا پس از انقلاب اسلامی ابتدا بر جنگ نرم، تغییر فرهنگی و تضعیف مؤلفههایی همچون ولایت فقیه متمرکز بود، اما ناکامی این رویکرد در تحقق اهداف مورد نظر، در نهایت تقابل را به عرصه نظامی کشاند. وی افزود: جریان مقابل با سرمایهگذاری بر نسل جوان و تلاش برای تغییر ارزشهای جامعه، ایجاد شکاف میان مردم و نخبگان و تضعیف اعتماد عمومی به نظام اسلامی را دنبال میکرد.
افرادی همچون عباس میلانی و مایکل مکفال در چارچوب چنین رویکردی به دنبال تغییر سیاسی و فرهنگی در ایران بودهاند، اما تحولات سالهای اخیر نشان داد مردم ایران در بزنگاههای مهم نه در مقابل انقلاب، بلکه در حمایت از آن به میدان آمدهاند. حجت الاسلام مولوی وردنجانی همچنین تلاش برای سلب مشروعیت جمهوری اسلامی در عرصه بینالمللی را از دیگر محورهای راهبرد آمریکا دانست و اظهار کرد: طی سالهای گذشته اتهاماتی مانند حمایت از تروریسم و ایجاد بیثباتی در منطقه علیه ایران مطرح شده، اما تحولات اخیر این روایتها را با چالش مواجه کرده است.
وی تغییر مسیر آمریکا از جنگ نرم به جنگ نظامی را نشانه ناکامی و استیصال این کشور در برابر جمهوری اسلامی دانست و گفت: کودتا، جنگ، تحریم و ایجاد آشوبهای داخلی، ابزارهایی بودند که آمریکا در دهههای گذشته علیه ایران به کار گرفت، اما هنگامی که این ابزارها به نتیجه نرسید، گزینه نظامی جدیتر شد. این پژوهشگر در ادامه با اشاره به اهمیت راهبردی خلیج فارس و تنگه هرمز تصریح کرد: موقعیت ایران در این منطقه، صرفاً یک مسئله جغرافیایی نیست، بلکه با جایگاه آمریکا در نظام جهانی ارتباط دارد؛ ازاینرو، حفظ حضور آمریکا در خلیج فارس برای این کشور اهمیت راهبردی دارد.
وی در پایان، انسجام اجتماعی و حضور مردم در حمایت از نظام اسلامی را از عوامل مهم ناکامی راهبردهای فشار علیه جمهوری اسلامی دانست. روایت قدرت و شکلگیری «انسان جدید»
حمیدرضا شببویی، پژوهشگر مؤسسه فرهنگ و تمدن توحیدی، نیز بخش مهمی از سخنان خود را به مفهوم «روایت قدرت» اختصاص داد. او این روایت را دارای دو بعد «عرضی» و «طولی» دانست؛ بعد عرضی، ناظر به اتصال دلهای مؤمنان و شکلگیری امت و بعد طولی، ناظر به آینده و انسانهایی است که باید پروژههای بزرگ پیشروی انقلاب اسلامی را دنبال کنند. شببویی با استناد به آیه ۱۲۲ سوره توبه گفت: گروهی در میدان جهاد حضور پیدا میکنند و گروهی دیگر باید از دستاوردهای این میدان آگاه شوند.
از نظر او، روایت درست دستاوردهای جهاد میتواند آگاهی و بیداری را در دلهای مؤمنان ایجاد و زمینه پیوستن آنان به یک حرکت جمعی را فراهم کند. وی با اشاره به پیام امام خمینی(ره) پس از پذیرش قطعنامه، «فتوحات جنگ» را صرفاً دستاوردهای نظامی ندانست و گفت: انسانهایی که در دل جنگ شکل میگیرند نیز بخشی از فتوحات جنگ هستند. از این منظر، جنگ میتواند اراده انسانها را تغییر دهد و انسانهایی را پدید آورد که آمادگی ایستادگی در برابر استکبار و ساختن آینده انقلاب را داشته باشند.
شببویی در تحلیل جنگ اخیر نیز بر همین مسئله تأکید کرد و گفت: مهمترین اتفاق در این جنگ، صرفاً عملیاتهای نظامی، موشکها و پهپادها نبود، بلکه شکلگیری «قدرت عزم» و اعتمادبهنفس در ملت ایران بود؛ اینکه جامعه به این باور رسید که میتواند در برابر آمریکا بایستد. به گفته وی، چنین تجربهای انسان را به «انسانی جدید» تبدیل میکند؛ انسانی که پس از تجربه ایستادگی، دیگر دقیقاً همان انسان پیش از جنگ نیست. او همچنین انسجام اجتماعی را برای حفظ این اراده ضروری دانست و هشدار داد که تفرقه و تنازع میتواند نشاط، پویایی و اراده قیامی ایجادشده در جامعه را تضعیف کند.
جنگ در میانه نبرد تاریخی حق و باطل
حجتالاسلام محسن مؤمنی، محقق و پژوهشگر تحولات سیاسی معاصر و دبیر انجمن تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی حوزه علمیه قم، با اشاره به گستردگی جبهه مقابل جمهوری اسلامی، جنگ اخیر را بخشی از یک نبرد تاریخی میان جبهه حق و باطل دانست و گفت: ایران در این نبرد با مجموعهای از ظرفیتهای نظامی آمریکا، کشورهای اروپایی، سنتکام و برخی کشورهای منطقه مواجه بوده است. وی یکی از ویژگیهای مهم این جنگ را «نامتقارن» و «ترکیبی» بودن آن عنوان کرد و گفت: همین ویژگی، فهم و تحلیل جنگ را پیچیدهتر کرده است. از نگاه مؤمنی، جنگ را نباید تنها در سطح عملیات نظامی دید؛
بلکه باید عرصههای اقتصادی، اطلاعاتی، امنیتی، اجتماعی و سایر حوزهها را نیز در تحلیل وارد کرد. حجت الاسلام مؤمنی همچنین بر ضرورت شکلگیری یک «منطق روایت» برای جنگ تأکید کرد و هشدار داد: اگر دستاوردهای جنگ بهدرستی روایت نشود، تحلیلهای سطحی و گاه بدبینانه میتوانند تصویر واقعی میدان را مخدوش کنند. وی برای فهم صحیح تحولات، سه مقدمه را ضروری دانست: برخورداری از یک مکتب فکری، داشتن نگاه فلسفه تاریخی و توجه به فرایندهای تاریخی.
به گفته او، بدون این سه مؤلفه، حوادث به صورت بریده و منفصل دیده میشوند و امکان فهم نسبت میان گذشته، وضعیت کنونی و آینده از بین میرود. این پژوهشگر همچنین پنج محور را برای تحلیل جنگ پیشنهاد کرد: بررسی سابقه تقابل ایران و آمریکا، تحلیل سیر تحولات از طوفان الاقصی تاکنون، شناخت ویژگیهای جنگ ترکیبی، بررسی دقیق شش ماه اخیر در عرصههای مختلف و تحلیل بیانات رهبر انقلاب. وی معتقد بود کنار هم قرار دادن این قطعات میتواند تصویر جامعتری از وضعیت جنگ و مسیر آینده ارائه دهد.
منبع: رسانیوز