اشتراکات بنیادین مسلمانان، شامل ایمان به قرآن، اعتقاد به پیامبر اکرم (ص)، قبله واحد و ارزشهای اخلاقی مشترک، ظرفیت ایجاد انسجام و قدرت جمعی را فراهم میکند. تجربه تاریخی نشان داده است که جهان اسلام زمانی توانسته است در برابر تهدیدات داخلی و خارجی ایستادگی کند و پیشرفت علمی، اقتصادی و فرهنگی داشته باشد که وحدت و همبستگی میان مسلمانان حفظ شدهباشد. برعکس، تفرقه و اختلافات داخلی، همواره موجب تضعیف قدرت سیاسی، اقتصادی و امنیتی کشورها و امت اسلامی شده است. از منظر دینی و اخلاقی، وحدت شیعه و سنی یک ضرورت قرآنی و پیامبرمحور است.
آموزههای اسلام، بر حفظ برادری، مهربانی و عدالت میان مسلمانان تأکید دارند و اختلافنظرها را نه به عنوان تهدید، بلکه به عنوان فرصتی برای غنا و تکامل فکری امت میدانند. در همین راستا، اهمیت وحدت شیعه و سنی در منطقه غرب آسیا، از منظر امنیتی و استراتژیک بسیار برجسته است. کشورهای این منطقه، مانند ایران، عراق، لبنان و سوریه، دارای جمعیتهای متنوع مذهبی و قومی هستند و هرگونه اختلاف یا ناهماهنگی داخلی میتواند به بحرانهای امنیتی، ناپایداری و کاهش انسجام ملی منجر شود.
پژوهشهای بینالمللی و تحلیلهای امنیتی نشان میدهند که در مناطقی که شیعه و سنی با احترام متقابل و همکاری در سیاست و جامعه حضور دارند، سطح ثبات اجتماعی و اقتصادی بالاتر است و ظرفیت مقابله با تهدیدات خارجی افزایش مییابد. قدرتهای خارجی، به ویژه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، همواره از اختلافات مذهبی و قومی به عنوان ابزاری برای تضعیف کشورهای مسلمان استفاده کردهاند. ایجاد بحرانهای مصنوعی، حمایت از گروههای افراطی و تشویق به اختلافات داخلی، از جمله روشهای آنان برای محدود کردن نفوذ کشورهای اسلامی و بهرهبرداری از منابع و موقعیتهای استراتژیک منطقه است.
تجربه تاریخی بحرانهای عراق و سوریه نشان میدهد که اختلافات داخلی، اغلب زمینهساز مداخلات خارجی و کاهش قدرت ملی شده است. با وجود ضرورتهای روشن وحدت، برخی کشورهای بزرگ مسلمان مانند عربستان، مصر و ترکیه تاکنون اقدام عملی جدی برای پیشبرد اتحاد شیعه و سنی انجام ندادهاند. دلایل این ناکامی چندلایه و پیچیده است. نخست، رقابت برای رهبری جهان اسلام نقش مهمی دارد؛ این کشورها در تلاشند نفوذ و جایگاه خود را در جهان اسلام افزایش دهند و گاهی اختلافات سیاسی و رقابتهای منطقهای مانع از همکاری واقعی و حرکت مؤثر به سمت وحدت میشود.
دوم، وابستگی به قدرتهای خارجی است که بر سیاستها و تصمیمگیریهای داخلی اثر میگذارد؛ فشارها و منافع فرامنطقهای، اولویتبندی اقدامات وحدتآفرین را به تأخیر میاندازد و زمینه تصمیمگیری مستقل را محدود میکند. سوم، استفاده سیاسی از اختلافات مذهبی است؛ در برخی موارد، تفرقه مذهبی به عنوان ابزاری برای کنترل جمعیت داخلی، مشروعیتبخشی سیاسی یا تقویت جایگاه بینالمللی مورد بهرهبرداری قرار میگیرد و از این طریق، انگیزه واقعی برای وحدت کاهش مییابد و در نهایت، نگرانی از تغییر توازن قدرت منطقهای مانع اقدام فعال به سمت وحدت میشود؛
هرگونه حرکت وحدتآفرین ممکن است تعادل قدرت موجود در منطقه را تغییر دهد و این مسئله موجب میشود برخی کشورها نسبت به پیشبرد اتحاد محتاط عمل کنند. در سطح علمی و عملی، تحلیلها نشان میدهند که کشورهای دارای انسجام مذهبی و اجتماعی بالا، نهتنها از ثبات داخلی بیشتری برخوردارند، بلکه از قدرت اقتصادی و دیپلماتیک بالاتری نیز بهرهمندند. اتحاد میان شیعه و سنی میتواند امنیت منطقهای را تقویت کرده، تهدیدات تروریستی و افراطی را کاهش دهد و فرصتهای توسعه اقتصادی و همکاریهای بینالمللی را افزایش دهد.
بنابراین، تقویت وحدت اسلامی و تعامل سازنده میان شیعه و سنی، یک ضرورت حیاتی و استراتژیک است. مناسبتهایی همچون هفته وحدت فرصتی است برای تمرکز بر مشترکات، گسترش گفتوگوی میان مذاهب و ترویج فرهنگ همدلی، با هدف ساختن آیندهای مستحکم، پایدار و امن برای امت اسلامی. وحدت، نه تنها یک ارزش دینی، بلکه پایهای برای توسعه، صلح و قدرت سیاسی و اجتماعی جهان اسلام است.
منبع: جوان آنلاین