دیپلماسی در سایه بحران هرمز

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محسن شریف‌خدائی-تحلیلگر روابط بین‌الملل: سفر مسعود پزشکیان به اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در بیشکک در لحظه‌ای انجام شد که تنش میان ایران و آمریکا به یکی از شدیدترین مراحل خود در ماه‌های اخیر رسیده بود. هم‌زمان با این سفر، حمله آمریکا به جزیره لارک چند کشته و زخمی برجای گذاشت و ایران نیز در پاسخ فوری، دو پایگاه نظامی آمریکا در اردن را با حملات موشکی و پهپادی هدف قرار داد. این تبادل آتش، بار دیگر نشان داد بحران هرمز و جنگ فرسایشی میان دو کشور وارد مرحله‌ای شده که می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای امنیت انرژی، تجارت جهانی و ثبات منطقه‌ای داشته باشد.

در چنین شرایطی، حضور رئیس‌جمهور ایران در نشست شانگهای نه یک اقدام تشریفاتی، بلکه تلاشی برای یافتن اهرم‌های جدید در برابر فشارهای یک‌جانبه آمریکا و مدیریت پیامدهای جنگ ارزیابی می‌شود. ایران از این اجلاس چند انتظار کلیدی داشت: کاهش فشار اقتصادی ناشی از تحریم‌ها، کسب پشتوانه سیاسی در برابر اقدامات یک‌جانبه آمریکا، تثبیت نقش ایران در امنیت انرژی و مسیرهای ترانزیتی‌ و نیز نشان‌دادن جایگاه منطقه‌ای ایران در برابر تصویری که آمریکا و غرب از موقعیت ژئوپلیتیک ایران ترسیم می‌کنند.

پزشکیان تلاش کرد در این نشست نشان دهد برخلاف روایت غربی که ایران را بازیگری منزوی و پرخطر معرفی ‌می‌کند، این کشور در شبکه همکاری‌های آسیایی جایگاهی فعال‌ و ظرفیت‌های اقتصادی و امنیتی مؤثری دارد. پزشکیان در سخنرانی‌ها و دیدارهای خود با رهبران چین، روسیه، هند، پاکستان و سایر رهبران، بر ضرورت ایجاد سازوکارهای مالی مستقل از دلار، تشکیل بانک مشترک، تقویت بیمه صادرات‌ و هماهنگی در حوزه انرژی تأکید کرد. این ابتکارها در ظاهر می‌تواند به ایران کمک کند تا بخشی از فشار تحریم‌ها را خنثی کند، اما واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد با چالش‌ها و محدودیت‌هایی مواجه است.

بیانیه پایانی اجلاس شانگهای نیز در راستای تقویت مواضع ایران شایان توجه است. در این بیانیه، اعضا مخالفت صریح خود را با تحریم‌های یک‌جانبه اقتصادی و مالی اعلام کردند؛ تحریم‌هایی که اگرچه نام آمریکا به‌طور مستقیم ذکر نشده، اما در ادبیات دیپلماتیک سازمان شانگهای آشکارا به سیاست‌های تحریمی ایالات متحده اشاره دارد و همین امر برای ایران یک پشتوانه سیاسی مهم محسوب می‌شود. بیانیه همچنین بر حل‌وفصل سیاسی بحران‌ها بدون دخالت خارجی و بر حمایت از چندجانبه‌گرایی تأکید می‌کند؛

بندهایی که با انتقاد از مداخلات نظامی و فشارهای امنیتی قدرت‌های فرامنطقه‌ای، به سود ایران است. با این حال، تأکید بیانیه بر امنیت انرژی و آزادی کشتیرانی در آبراه‌های بین‌المللی -که به‌طور غیرمستقیم تنگه هرمز را هدف قرار می‌دهد- می‌تواند دامنه اهرم فشار ایران را محدود کند؛ زیرا اعضای شانگهای هم با محاصره دریایی ایران توسط آمریکا مخالف‌اند و هم با انسداد هرمز توسط ایران؛ چرا‌که هر دو سناریو به اقتصاد چین، هند، پاکستان، روسیه و کشورهای آسیای مرکزی آسیب می‌زند.

شدت و گستره تحریم‌های ثانویه آمریکا باعث شده بسیاری از شرکت‌های بزرگ چینی، هندی و حتی روس از همکاری گسترده با ایران پرهیز کنند. مخالفت سیاسی این کشورها با تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا روشن است، اما بخش مهمی از اقتصادشان همچنان با بازارهای غربی و نظام مالی جهانی گره خورده است. در نتیجه، همکاری با ایران عمدتا به شرکت‌های کوچک‌تر، ترتیبات محدود و سازوکارهای غیرشفاف محدود می‌شود.

سازمان همکاری شانگهای نیز با وجود وزن سیاسی درخور توجه، هنوز به سطح یک بلوک اقتصادی منسجم ارتقا نیافته و توانایی آن برای ایجاد شبکه پرداخت مستقل یا سازوکارهای گسترده ضدتحریمی محدود است. بنابراین، وزن این سازمان در برابر ابزارهای مالی آمریکا بیشتر «تعدیل‌کننده فشار» است تا «تغییردهنده قواعد بازی». در حوزه امنیت انرژی، اغلب اعضای شانگهای با اختلال در تنگه هرمز و همچنین با محاصره دریایی ایران توسط آمریکا مخالف‌ هستند؛ زیرا هر دو سناریو به اقتصاد آنها و اقتصاد جهانی آسیب می‌زند.

این امر در سطح سیاسی تا حد زیادی با منافع ایران هم‌پوشانی دارد، اما در سطح عملی تضادهایی نیز ایجاد می‌کند. ایران از یک‌ سو می‌خواهد اهرم تنگه هرمز را در برابر فشارهای آمریکا حفظ کند‌ و از سوی دیگر باید اعتماد شرکای آسیایی را که به جریان پایدار نفت نیاز دارند از دست ندهد. این وضعیت تهران را ناچار می‌کند میان «استفاده محدود از تهدید هرمز» و «حفظ همکاری اقتصادی با آسیا و شرق» تعادل ظریفی برقرار کند. در این میان، نقش روسیه پیچیده‌تر از سایر اعضاست. روسیه از افزایش قیمت نفت که بخشی از آن ناشی از ناامنی در هرمز است‌ سود می‌برد؛

زیرا در شرایط جنگ اوکراین و تحریم‌های گسترده غرب، هر افزایش قیمت انرژی برای اقتصاد روسیه یک فرصت استثنائی محسوب می‌شود.‌ در عین حال، مسکو از گسترش درگیری ایران و آمریکا و بی‌ثباتی در منطقه نگران است. در چارچوب تحولات مرتبط با بحران هرمز و تلاش ایران برای بهره‌گیری از دیپلماسی چندجانبه، تحرکات اخیر میان آمریکا و روسیه نیز اهمیت بیشتری یافته است. سفر ناگهانی رئیس سازمان سیا به روسیه و مذاکرات محرمانه او با همتای روس در روزهای گذشته، گمانه‌زنی‌هایی درباره تلاش واشینگتن برای محدود‌کردن همکاری‌های حساس روسیه با ایران ایجاد کرده است.

در این میان، تحولات مربوط به روسیه لایه مهمی از پیچیدگی را به معادلات منطقه‌ای و جهانی اضافه کرده است؛ مسکو می‌کوشد میان منافع اقتصادی، روابط با تهران و فشارهای غرب تعادل برقرار کند؛ تعادلی که انتظارات ایران از نقش روسیه را واقع‌گرایانه و محدود می‌کند. چین نیز در این اجلاس نقش مهمی داشت. پکن از نظر سیاسی با تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا مخالف است و از نظر اقتصادی به نفت ارزان ایران نیاز دارد، اما در حوزه امنیتی و نظامی همچنان محتاط است.

چین نمی‌خواهد درگیر میانجیگری مستقیم و تقابل ایران و آمریکا شود و معمولا نقش خود را به «میانجی نرم» یا «تسهیل‌کننده اقتصادی» محدود می‌کند. هند نیز با وجود نیاز به انرژی ارزان و مسیرهای ترانزیتی امن، از ورود به پرونده‌های امنیتی حساس پرهیز می‌کند و همکاری‌اش با ایران بیشتر اقتصادی و زیرساختی است. در چشم‌انداز برون‌رفت از وضعیت کنونی، پزشکیان اعلام کرده ایران آماده بازگشت به اجرای مفاد تفاهم‌نامه با آمریکا‌ست، مشروط بر آنکه واشینگتن فضای گفت‌وگو را بدون تهدید مستقیم فراهم کند.

از نگاه تهران، تفاهم‌نامه موجود همچنان می‌تواند مبنای کاهش تنش و مدیریت بحران باشد؛ به‌ شرط آنکه ایالات متحده از رویکرد فشار حداکثری فاصله بگیرد و مسیر اجرای تعهدات را هموار کند. واقعیت میدانی جنگ فرسایشی و بحران هرمز نشان می‌دهد ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» برای همه طرف‌ها پرهزینه است؛ هم برای ایران، هم برای آمریکا‌ و هم برای اقتصاد جهانی. این هزینه‌ها می‌تواند در آستانه انتخابات کنگره در ماه نوامبر و فشارهای داخلی بر دولت آمریکا، انگیزه‌ای برای واشینگتن ایجاد کند تا به‌ دنبال کاهش تنش و نوعی توافق مرحله‌ای باشد.

در این مسیر، چین، روسیه و سایر اعضای شانگهای می‌توانند نقش «تسهیل‌کننده» داشته باشند، اما تصمیم نهایی درباره مذاکره در تهران و واشینگتن اتخاذ می‌شود. در جمع‌بندی، سفر پزشکیان به اجلاس شانگهای تلاشی برای استفاده از ظرفیت‌های دیپلماسی چندجانبه در برابر فشارهای یک‌جانبه آمریکا بود. این اجلاس می‌تواند برای ایران یک «سپر سیاسی» و تا حدی «سپر اقتصادی» ایجاد کند، اما توانایی آن برای تغییر بنیادین معادلات محدود است.

ایران می‌تواند از شانگهای به‌ عنوان اهرمی برای تقویت موقعیت چانه‌زنی خود در مذاکرات آینده استفاده کند، اما خروج از بن‌بست کنونی و پایان جنگ فرسایشی، در نهایت نیازمند تصمیم سیاسی دو طرف اصلی در تهران و واشینگتن است.

منبع: شبکه شرق