به گزارش گروه رسانهای شرق،
جاویدنام تیمسار خلبان مصطفی روستایی را به واسطه دوست خوبم آقای حسن فتاحی و مقالههای مشترکشان در صفحه علم پنجشنبههای روزنامه شرق و نیز گفتوگوهای زنده ایسنتاگرامی ایشان در ارتباط با خاطراتشان در جنگ هشتساله با عراق میشناختم. دو ویژگی از تیمسار روستایی برایم متمایز و درخشان بود که در ادامه برخواهم شمرد. نخست آنکه ایشان بسیار فروتن بودند با آنکه زندگی حرفهای بسیار پرافتخاری داشتند، بسیار مردمی و گرم بودند و حس صمیمیت بسیار زیادی به بینندگان و مشتاقان گفتههایشان منتقل میکردند.
این ویژگی در برقراری ارتباط با سخنان ایشان بسیار مؤثر بود و فاصله سنی نیمقرنی که بین من و ایشان بود را کمتر میکرد. باور قلبی من چنین است که تا نخبگان و افراد شاخص هر گروهی- از استادان دانشگاه و هنرمندان و اهل قلم گرفته تا قهرمانان جنگ همچون تیمسار روستایی- خود را از مردم ندانند و درد مردم را درد خودشان ندانند و نشناسند، نخواهند توانست دردی از آن مردم دوا کنند.
دوم آنکه به یاد دارم وقتی از ایشان در کامنتهای اکانت اینستاگرامشان یا فیسبوکشان به خاطر زحماتشان در جنگ و دلاوریهای کم نظیرشان در پاسداری از مام میهن تقدیر میشد، با حوصله به تکتک افراد پاسخ میدادند. شاخصترین پاسخشان در کامنتها چنین بود: انجام وظیفه کردیم هموطن. و خود را درگیر ملال ِ بیمهریها و ناسپاسیها نمیکرد. به قول استاد بهرام بیضایی ایرانیبودن کافی نیست و ما با کاری که برای ایران انجام میدهیم، ایرانی هستیم. برای آنکه بدانیم «وظیفه» و «انجام وظیفه» چیست، گریزی به اثر فاخر حکیم توس فردوسی بزرگ میزنم.
در شاهنامه به پهلوانانی بر میخوریم نظیر بهرام که برای نام خود تا سرحد مرگ میجنگد و حتی برای بازگرداندن تازیانه خود که بر رویش نام او حک شده و در میدان نبرد جا مانده جان خود را از دست میدهد. نیک میدانیم ماندگارشدن نام نیک از هر انسانی در تاریخ فضیلت بزرگ و غیرقابل چشمپوشی است. اما همانطور که ادیب بزرگ شکسپیر میگوید «علت اصلی دلشکستگیها توقعداشتن است». توقع ماندگاری نام، مورد تجلیل واقعشدن، آگاهشدن تمامی افراد از زحماتی که ما کشیدهایم، توقع بیجا و نابجا نیست ولی میتواند ترمزی نامرئی بر روند کاری و هدفگذاری ما باشد.
باری دیگر به کتاب حکیم توس بازمیگردیم و بزرگترین پهلوان حماسهاش، رستم! رستم در نبرد با اشکبوس، سهراب و… نام خود را فاش نمیسازد و وقتی با کنجکاوی از او میپرسند تو رستمی؟ منکر میشود و میگوید او در حد خدمتکار رستم هم نیست. رستم برای نام نمیجنگد و از گمنامی نمیهراسد. او جاودانگی را در ماندن «نام»ش نمیبیند بلکه در تداوم راه، جهانبینی و ارزشهای والای فکریاش میبیند و شاید علاوه بر مهارت جنگی و توان جسمانی رستم علت بیباکی و تمایز او در نبرد، این بود که برای نام نمیجنگید، او برای «انجام وظیفه ملی»اش میجنگید.
لازم میدانم درباره مفهوم «انجام وظیفه ملی» دو نکته را توضیح بدهم. همه ما در کشوری به نام ایران به دنیا آمدهایم که میدانیم در کدام نقطه جغرافیایی جهان واقع شده است. میدانیم که چه پیشینه تمدنی و فرهنگی دارد. میدانیم که در گذر هزارهها چه بلایای خانمانسوزی بر سرش آمده و چطور بارها اشغال شده و دوباره برخاسته است. میدانیم که حال امروز ایران خوب نیست و غرق مشکلات است. میدانیم که از بحران آب تا بحران مهاجرت کشور را فراگرفته است و نیک میدانیم که مفهوم «انجام وظیفه ملی» آسیب دیده است.
نخستین نکته این است که باید بدانیم همین که ما در ایران به دنیا آمدهایم و ایرانی هستیم، به رغم تمام مشکلاتی که گریبانگیر ماست، از موهبتی بزرگ برخورداریم. ممکن است این جهانبینی امروزه محو یا کمرنگ شده باشد، اما چیزی از اعتبار و درستی آن نمیکاهد. ما به صرف تولد در چنین سرزمینی پر فرّ و شکوه و تاریخمند، از همان بدو تولد درجاتی از اعتبار را داریم که میلیاردها نفر روی کره زمین از داشتن آن محروم هستند. بنابراین نخستین گام در فهمیدن مفهوم «انجام وظیفه ملی» دانستن این موضوع است که در قبال اعتباری که از ایران گرفتهایم، وامدارش هستیم.
اینکه بسیاری از مردم این نکته را نمیدانند تا چشم روی حقیقت بستهاند، اصل موضوع را پاک نمیکند. آن دو نکته که بالاتر اشاره کردم یکی این است که به قول لوئی پاستور، دانشمند شهیر فرانسوی که بسیار به بشریت خدمت کرد، باید از خود بپرسیم که ما برای کشورمان چه کردهایم نه اینکه کشور برای ما چه کرده است. اینگونه است که میتوانیم انسانی مفید برای ایران باشیم. وگرنه طلبکارانی خواهیم شد که از ایران بهره خواهیم برد و جای دیگر بازپس خواهیم داد. نکته دیگر این است که نباید تصور کنیم در راه «انجام وظیفه ملی» باید کاری بزرگ صورت دهیم.
هرکس در هر جایی که ایستاده میتواند این مهم را به جای آورد. راننده تاکسی و پاکبان به شیوه و ابزار خودشان، پزشک و دامپزشک به شیوه و روش خودشان، خلبان جنگنده همچون شادروان تیمسار روستایی هم با شیوه و روش خودش. هرکدام از ما در بازه عمر کوتاه خود فرصتی اندک و توانی محدود داریم تا بتوانیم برای میهن انجام وظیفه کنیم. ما باید این فرصت را قدر بدانیم و آنچه بر عهده ما در قبال ایران است، انجام دهیم.
حال درس بزرگی که از پهلوانان حماسههای باستانی تا قهرمانان بزرگ روزگار ما مانند تیمسار خلبان مصطفی روستایی، میتوان گرفت تکیه و تمرکز بر انجام وظیفه در حیطه تخصص خود برای دستیابی به اهداف ملی است بی چشمداشت تقدیر، دیدهشدن، تجلیل و بزرگداشت زیرا در زمانه کنونی این توقعات و برآورده نشدنشان مانع تابآوری و ادامهدادن تلاش نسل ماست. بیایید فقط و فقط به ایران بیندیشم، همانگونه که قهرمانان راستین ما از هزاران سال پیش تا تیمسار روستایی به ایران اندیشیدند.
منبع: شبکه شرق