هدف اصلی در کمک به دیگران باید توانمندسازی باشد

هدف اصلی در کمک به دیگران باید توانمندسازی باشد

جوان آنلاین: مسئولیت اجتماعی در نگاه عمومی بیشتر با عملکرد دولت‌ها، سازمان‌ها و نهاد‌های اجتماعی گره خورده است، اما این مفهوم تنها در سطح نهاد‌ها معنا پیدا نمی‌کند و بخشی از آن به رفتار افراد در قبال یکدیگر و جامعه بازمی‌گردد. با این حال، مرز میان «مسئولیت اجتماعی»، «رفتار شهروندی»، «خیرخواهی» و «همیاری» چندان روشن نیست و نمی‌توان هر نوع کمک به دیگری را به‌سادگی در قالب مسئولیت اجتماعی تعریف کرد.

امیرمحمد شهسوارانی، جامعه‌شناس و روانشناس اجتماعی در گفت‌و‌گو با «جوان» با اشاره به همین تمایز گفت: در ادبیات اجتماعی، میان مسئولیت اجتماعی، وظیفه اجتماعی و رفتار سودمند اجتماعی تفاوت‌هایی وجود دارد. مسئولیت اجتماعی در بسیاری از موارد به اقداماتی گفته می‌شود که فراتر از تکالیف قانونی یک سازمان یا نهاد انجام می‌گیرد، اما در سطح افراد نیز مفاهیمی مانند «رفتار سودمند اجتماعی» و «رفتار شهروندی» مطرح است.

وی افزود: رفتار سودمند اجتماعی به رفتار‌هایی گفته می‌شود که لزوماً پاداش، دستورالعمل یا الزام مشخصی برای انجام آنها وجود ندارد، اما نتیجه آنها به نفع دیگران و جامعه است. از فداکاری برای حفظ جامعه گرفته تا رفتار‌هایی که به محیط‌زیست، دیگران یا نسل‌های آینده کمک می‌کند، می‌تواند در این چارچوب قرار گیرد. به گفته او، در رفتار شهروندی نیز فرد خود را در قبال دیگرانی که در محیط زندگی‌اش حضور دارند، مسئول می‌داند. این مسئولیت، حتی می‌تواند از محیط نزدیک فرد فراتر برود و شهر، کشور و در نهایت جامعه جهانی را دربر بگیرد.

از همین منظر، موضوعاتی مانند حفاظت از محیط زیست، مقابله با آلودگی و توجه به حق حیات موجودات دیگر نیز بخشی از همین نگاه گسترده به مسئولیت اجتماعی است. وی تأکید کرد: مسئله مهم این است که نمی‌توان از مردم انتظار رفتار مسئولانه داشت، بدون اینکه این رفتار‌ها را به آنها آموزش داده باشیم. آموزش مسئولیت اجتماعی باید از سال‌های نخست زندگی و از خانواده و مدرسه آغاز شود و در تمام مراحل رشد فرد ادامه پیدا کند.

این جامعه‌شناس با انتقاد از ضعف آموزش مهارت‌های اجتماعی گفت: ما در بسیاری از موارد عنوان مهارت‌های زندگی را داریم، اما محتوای واقعی آن را به‌درستی منتقل نمی‌کنیم، حتی گاهی افرادی مسئول آموزش این مفاهیم می‌شوند که خودشان آموزش لازم را ندیده‌اند یا اعتقاد و تجربه کافی در این زمینه ندارند. در چنین شرایطی، طبیعی است که آموزش به مجموعه‌ای از عبارات و مفاهیم حفظی تبدیل شود و نتواند رفتار اجتماعی افراد را تغییر دهد. وی افزود: آموزش زمانی اثرگذار است که از دل تجربه زیسته و متن زندگی بیرون آمده باشد.

نمی‌توان صرفاً درباره مسئولیت‌پذیری، همکاری، شهروندی و اعتماد اجتماعی شعار داد و انتظار داشت جامعه براساس آن رفتار کند. فرد باید این مفاهیم را در خانواده، مدرسه و محیط اجتماعی خود ببیند و تجربه کند. به اعتقاد او، یکی از حلقه‌های مهم این زنجیره، کیفیت نظام تربیت معلم است. وی گفت: اگر قرار است معلم، مسئولیت اجتماعی و مهارت‌های شهروندی را به نسل آینده منتقل کند، ابتدا باید خودش از نظر دانش، توانمندی و مهارت در سطح مناسبی قرار داشته باشد.

در بسیاری از کشور‌های موفق، معلم از جایگاه اجتماعی و اقتصادی بالایی برخوردار است و ورود به این حرفه نیز فرایندی دشوار و رقابتی دارد. وی ادامه داد: وقتی معلم به‌عنوان یک الگوی اجتماعی شناخته شود، دانش‌آموز نیز رفتار او را مشاهده و تقلید می‌کند. آموزش فقط انتقال اطلاعات نیست؛ بخش مهمی از آن از طریق الگوسازی اتفاق می‌افتد. اگر فردی که قرار است مسئولیت‌پذیری را آموزش دهد، خودش الگوی مناسبی نباشد، نمی‌توان انتظار داشت دانش‌آموز آن رفتار را جدی بگیرد.

در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو، وی درباره احیای سنت‌های مالی مانند صندوق‌های خانوادگی، قرض‌الحسنه و وام‌های فامیلی دیدگاهی متفاوت از برداشت رایج ارائه کرد. او گفت: صرفاً جمع شدن افراد و پرداخت پول به یکدیگر را نمی‌توان لزوماً همیاری مؤثر دانست. مسئله اصلی این است که این منابع مالی به چه چیزی منجر می‌شوند. وی افزود: اگر پولی در اختیار فرد قرار بگیرد و صرف خرید کالای مصرفی شود، لزوماً ارزش اقتصادی جدیدی ایجاد نشده، اما اگر همین منابع برای ایجاد کارگاه، مزرعه، کسب‌وکار یا فعالیتی که به تولید منجر شود به کار گرفته شود، شرایط متفاوت است.

به گفته او، کمک مستقیم مالی در بسیاری از موارد می‌تواند فرد را به دریافت‌کننده دائمی کمک تبدیل کند، در حالی که هدف اصلی باید توانمندسازی باشد. وی تأکید کرد: به جای اینکه همیشه به فرد «ماهی» بدهیم، باید امکان یادگیری ماهیگیری را برای او فراهم کنیم. این جامعه‌شناس توضیح داد: اگر فردی مهارت ندارد، می‌توان هزینه آموزش او را تأمین کرد؛ اگر سواد کافی ندارد، می‌توان برای تحصیلش کمک کرد و اگر مهارت شغلی ندارد، می‌توان او را به دوره‌های فنی و حرفه‌ای فرستاد و بعد امکان کارآموزی و ورود به بازار کار را برایش فراهم کرد.

چنین فرایندی، به جای وابستگی، فرد را به سمت استقلال و مسئولیت‌پذیری سوق می‌دهد. وی گفت: حتی می‌توان در قالب تعاونی یا ساختار‌های جمعی، شرایطی ایجاد کرد که فرد در قبال حمایتی که دریافت کرده، وارد فرایند تولید و کار شود. در این حالت، حمایت اجتماعی با توانمندسازی همراه می‌شود و فرد نیز به تدریج خود به عضوی فعال از شبکه اجتماعی تبدیل خواهد شد. او با تأکید بر اهمیت آموزش مهارت‌های زندگی اظهار کرد: بسیاری از مشکلاتی که امروز به شکل اقتصادی یا اجتماعی ظاهر می‌شوند، ریشه در ضعف مهارت‌هایی مانند خودآگاهی، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری دارند.

فردی که شناخت مناسبی از خود ندارد، ممکن است برای تصمیم‌های مهم زندگی نیز بدون برنامه و صرفاً بر اساس هیجان عمل کند. بنابراین پیش از حمایت مالی، باید زمینه رشد فکری و مهارتی فرد را فراهم کرد. وی در ادامه درباره تفاوت خیرخواهی و همیاری نیز گفت: برای این مفاهیم باید تعریف دقیق و روشن داشته باشیم و نمی‌توان صرفاً با بازی با واژه‌ها درباره آنها قضاوت کرد. در روابط اجتماعی، مفهوم مهمی به نام «تبادل اجتماعی» وجود دارد و بسیاری از روابط انسانی بر پایه نیاز متقابل و اعتماد شکل می‌گیرند.

به گفته او، جامعه‌ای که افراد در آن به یکدیگر وابسته‌اند، الزاماً جامعه‌ای با سرمایه اجتماعی بالا نیست؛ چراکه ممکن است این وابستگی صرفاً از نیاز ناشی شده باشد. سرمایه اجتماعی زمانی شکل می‌گیرد که روابط میان افراد با اعتماد، پیش‌بینی‌پذیری و نوعی رابطه متقابل همراه شود. این جامعه‌شناس معتقد است مفهوم همیاری نیز بدون توجه به همین مسئله قابل فهم نیست. به باور او، افراد در طول تاریخ برای رفع نیاز‌های خود به یکدیگر وابسته بوده‌اند و بخش مهمی از روابط اجتماعی بر همین نیاز متقابل شکل گرفته است.

با این حال، برای تبدیل این روابط به سرمایه اجتماعی پایدار، وجود اعتماد ضروری است. وی درباره مفهوم تعاون نیز تأکید کرد: نمی‌توان هر نوع همکاری را به‌طور خودکار نشانه سرمایه اجتماعی دانست. به گفته او، انگیزه افراد، نوع رابطه آنها و نتیجه‌ای که از این تعامل حاصل می‌شود اهمیت زیادی دارد، حتی کمک کردن به دیگری نیز اگر صرفاً ناشی از احساس گناه، مهرطلبی یا نیاز فرد به تأیید دیگران باشد، الزاماً به معنای شکل‌گیری یک رابطه سالم اجتماعی نیست.

او در ادامه به نقش آموزش در ایجاد این روابط پرداخت و گفت: اگر قرار است فرد در بزرگسالی شهروند مسئول، همسر، پدر یا مادر مناسبی باشد، این مهارت‌ها نباید بعد از رسیدن به بحران به او آموزش داده شوند. آموزش باید از دوران مدرسه آغاز شود. وی افزود: مهارت‌های زندگی، مهارت‌های همسرگزینی، مسئولیت‌های خانوادگی، رفتار شهروندی و شیوه تعامل با دیگران باید بخشی از فرایند مستمر آموزش باشد. حتی آموزش‌های پیش از ازدواج نیز بهتر است صرفاً به چند جلسه اداری و فرمالیته محدود نشود، بلکه در یک دوره زمانی مناسب و به شکل واقعی ارائه شود.

به اعتقاد او، آموزش صحیح می‌تواند چند نسل را به صورت همزمان تحت تأثیر قرار دهد. وی گفت: وقتی یک فرد آموزش می‌بیند، خودش تغییر می‌کند؛ وقتی بعداً به عنوان والد یا مربی فعالیت می‌کند، همین آموزش را به نسل بعد منتقل می‌کند و اگر به عنوان مدرس فعالیت داشته باشد، خود او نیز در فرایند آموزش دوباره یاد می‌گیرد. بنابراین سرمایه‌گذاری روی آموزش می‌تواند آثار چندنسلی داشته باشد.

این جامعه‌شناس در پایان با اشاره به ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی ایران اظهار کرد: جامعه ایران از نظر فرهنگی و تاریخی ظرفیت‌های بسیار زیادی دارد، اما صرف برخورداری از میراث فرهنگی غنی کافی نیست. این ظرفیت باید به رفتار و آموزش امروز تبدیل شود. وی افزود: اگر آموزش مستمر، باکیفیت و مبتنی بر تجربه زندگی باشد و افراد در جامعه نیز نتیجه واقعی این آموزش‌ها را ببینند، می‌توان امیدوار بود که اعتماد، مسئولیت‌پذیری و مشارکت اجتماعی تقویت شود.

به باور او، جامعه برای حرکت به سمت چنین وضعیتی بیش از هر چیز به آموزش باکیفیت، تربیت مربیان توانمند و ایجاد اعتماد میان افراد و نهاد‌ها نیاز دارد. وی تأکید کرد: مسئولیت اجتماعی زمانی می‌تواند از یک شعار به یک رفتار پایدار تبدیل شود که فرد آن را در زندگی روزمره خود تجربه کند؛ در خانواده، مدرسه، محیط کار و جامعه. در غیراین صورت، حتی غنی‌ترین مفاهیم فرهنگی نیز اگر به رفتار واقعی تبدیل نشوند، صرفاً در حد عنوان و شعار باقی خواهند ماند.

منبع: جوان آنلاین