«حمله روز صفر» ترکیبی از جنگ فتنه و مسائل اجتماعی است

«حمله روز صفر» ترکیبی از جنگ فتنه و مسائل اجتماعی است

جوان آنلاین: رمان «حمله روز صفر» ترکیبی از فتنه منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، موساد و حتی مشکلات اجتماعی مانند طلاق و خیانت است. همه این مسائل در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و شخصیت اصلی داستان را به نقطه‌ای رسانده‌اند که در آستانه انفجار قرار می‌گیرد و دقیقاً در همان انفجار است که نجات پیدا می‌کند. فاطمه ولی‌نژاد، نویسنده کتاب «حمله روز صفر»، در آیین رونمایی از این اثر با اشاره به یکی از تجربه‌های خود در جریان نگارش رمان می‌گوید: در این داستان شخصیتی به نام سیدحسین بهراد داشتیم؛ یک نیروی امنیتی که در نهایت به شهادت می‌رسد.

از اواسط داستان که این شخصیت وارد شد، با نام «بهراد» معرفی شد و، چون فردی امنیتی بود، همه او را با همین نام صدا می‌زدند. کسی از اسم کوچک یا نام خانوادگی او سؤال نمی‌کرد. این شخصیت با همین نام تا خطوط پایانی داستان پیش رفت؛ جایی که ما بالای سنگ قبر بهراد بودیم. وقتی می‌خواستم برای نخستین بار نام کامل او را روی سنگ قبر بنویسم، ناخودآگاه و بدون اینکه بخواهم، نوشتم «سیدحسین بهراد». ولی‌نژاد می‌افزاید: فردای تمام شدن داستان، یکی دو پیام برای من آمد که پرسیده بودند آیا این همان شهید حسین بهراد است که در آنجا شهید شده است، من واقعاً چیزی برای گفتن نداشتم.

فرد دیگری نیز پیام داد و گفت به او متوسل شده و حاجتش را گرفته است و این همان شخصیتی است که در کتاب آمده است. من از این تجربه‌های الهام‌بخش در رمان‌ها بسیار دیده‌ام و همیشه به هنرجوهایم نیز می‌گویم که هنر با الهام پیش می‌رود. آن کسی که کار هنری نامطلوبی ارائه می‌دهد، از الهامات شیطانی استفاده می‌کند، اما ما همیشه به دنبال الهامات رحمانی هستیم؛ چیزی که واقعاً به کتاب جان می‌دهد. وجه تسمیه کتاب ولی‌نژاد در ادامه درباره عنوان کتاب «حمله روز صفر» توضیح می‌دهد: خیلی‌ها می‌پرسند این نام به چه معناست.

تخصص خود من مهندسی برق است و در حوزه امنیت شبکه واقعاً آشنایی زیادی نداشتم؛ البته دو پروژه با سازمان فناوری اطلاعات کار کرده بودم، اما مطالعاتم در این زمینه زیاد نبود. «حمله روز صفر» یک اصطلاح در امنیت شبکه است. یعنی پیش از آنکه توسعه‌دهنده یک برنامه فرصتی برای تشخیص یا کشف ایراد پیدا کند، سیستم هک می‌شود؛ یعنی در همان لحظه اول سیستم مورد حمله قرار می‌گیرد. انتخاب این عنوان اشاره‌ای به اتفاقاتی بود که در لحظات اول جنگ ۱۲ روزه برای ما رخ داد؛ زمانی که سیستم با یک غافلگیری شدید روبه‌رو شد و حتی شرایط به سمتی می‌رفت که احتمال فروپاشی وجود داشته باشد.

وی ادامه می‌دهد:، اما معجزه خداوند و تلاش نیرو‌های امنیتی در کتاب نشان داده می‌شود. در داستان، تا شب همه‌جا سکوت است، اما ناگهان بچه‌ها در سالن کف می‌زنند و صدای پدافند بلند می‌شود؛ یعنی در نهایت سیستم پدافند دوباره برمی‌گردد. بنابراین این حمله روز صفر اسرائیل در نهایت ناکام می‌ماند و نام کتاب نیز از همین مفهوم گرفته شده است. چالش نوشتن از زبان یک مرد ولی‌نژاد در ادامه درباره چالش نوشتن از زبان یک شخصیت مرد می‌گوید: یکی از چالش‌های من با شروع این رمان، زبان روایت بود.

من بیشتر آثارم را از زبان زنان می‌نویسم و این نخستین بار بود که می‌خواستم از زبان یک مرد بنویسم. البته سال‌های دور تجربه‌هایی داشتم، اما در سال‌های اخیر که رمان‌های این‌چنینی می‌نویسم، این نخستین بار بود که می‌خواستم از زبان یک مرد بنویسم. این نویسنده در بخش دیگری از صحبت‌های خود درباره پرداختن به جنگ ۱۲ روزه در رمان می‌گوید: در این داستان، لایه‌های سایبری جنگ ۱۲ روزه را نیز دیدیم؛ اتفاقاتی که افتاد و کار‌هایی که نیرو‌های امنیتی انجام دادند. این رمان ترکیبی از فتنه منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، موساد و حتی مشکلات اجتماعی مانند طلاق و خیانت است.

همه این مسائل در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و کاوه را به نقطه‌ای رسانده‌اند که در آستانه انفجار قرار می‌گیرد و دقیقاً در همان انفجار است که نجات پیدا می‌کند. وی درباره شیوه تحقیق خود برای نوشتن رمان اظهار می‌کند: من معمولاً برای داستان‌هایم خیلی تحقیق می‌کنم. وقتی وارد موضوع هک و مسائل مشابه می‌شوم نیز همین جزئیات را بار‌ها بررسی می‌کنم تا بدانم هک چگونه اتفاق می‌افتد، از کجا وارد می‌شوند و جزئیات فنی آن چیست. احساس می‌کنم همین توجه به جزئیات و تحقیقات بسیار کمک می‌کند که اثر طبیعی‌تر و باورپذیرتر به نظر برسد.

وی درباره شکل‌گیری ایده کتاب خاطرنشان می‌کند: از ابتدا که قرار بود داستان را بنویسم، باید اسم آن را مشخص می‌کردم و خط داستانی را نیز می‌دانستم که قرار است چه اتفاقی بیفتد. قرار بود داستان درباره جنگ ۱۲ روزه باشد و در عین حال یک داستان امنیتی و سایبری باشد. به نظرم عنوان «حمله روز صفر» برای این موضوع مناسب بود.

کارکرد‌های ادبیات محمدجواد کاموربخشایش، منتقد ادبی، در آیین رونمایی از کتاب «حمله روز صفر» با اشاره به نقش ادبیات در مواجهه با پدیده‌ها و رخداد‌های تاریخی می‌گوید: یکی از کارکرد‌های ادبیات، تأثیرگذاری بر مخاطب امروز و فرداست و بخشی از کارکرد ادبیات نیز همان کارکرد تاریخی آن است؛ یعنی تجربه‌های یک نسل را به نسل آینده منتقل می‌کند. ادبیات دفاع مقدس نیز در زمره همین مقوله‌هاست و در تعامل و تقابل با پدیده‌ها پیشرفت کرده است. وی افزود: ما با یک رمان ترکیبی روبه‌رو هستیم؛ همان‌طور که جنگ ما نیز جنگ ترکیبی و شناختی بود.

این رمان از این منظر ترکیبی است که یک تجربه عاشقانه درگیر سخت‌ترین حوادث جنگ ۱۲ روزه در آن روایت می‌شود. کاموربخشایش با اشاره به شخصیت اصلی رمان گفت: ما با شخصیتی به نام کاوه روبه‌رو هستیم که در طول رمان متحول می‌شود. رمان موفق، رمان پیام‌دار است. در این کتاب، کاوه مهرابی شخصیتی است که مادرش عضو سازمان مجاهدین خلق است و خودش اعتقادی به نظام ندارد. کاوه بار‌ها با دوست نزدیک خود که از مدافعان حرم است، گفت‌و‌گو می‌کند و این پرسش را مطرح می‌کند که چرا به سوریه می‌رویم و می‌جنگیم.

این شخصیت، فردی از نسل امروز است که ذهنش تحت تأثیر روایت‌های مختلف قرار گرفته و با حجاب نیز موافق نیست. خواهرش نیز به دلیل حجاب با مشکلاتی مواجه می‌شود که مخاطب باید آنها را در طول رمان دنبال کند. این منتقد ادبی ادامه می‌دهد: ما با شخصیتی روبه‌رو هستیم که در طول داستان متحول می‌شود و همین شخصیت نشان می‌دهد انسان امروز اگر قدری کرامت ببیند، چقدر می‌تواند مؤثر باشد. انسانی که با رفتار و کردارش با نظام موافق نیست، اما در بحرانی‌ترین شرایط، همان بحثی که حضرت آقا درباره «اتحاد مقدس» مطرح می‌کنند، به داد نظام جمهوری اسلامی می‌رسد.

ده‌ها مرتبه بالاتر از «گاندو» کاموربخشایش می‌افزاید: کاوه مهرابی در طول این فراز و فرود‌ها به جایی می‌رسد که پدافند اسرائیل را هک می‌کند. این کار از نظر نثر، زبان، دیالوگ، شخصیت‌پردازی و شخصیت‌سازی بسیار قوی است و بعید می‌دانم کسی این کتاب را بخواند و وجه تصنعی بودن را در آن احساس کند. وی «حمله روز صفر» را اثری ترکیبی در ژانر‌های عاشقانه، امنیتی، پلیسی و جنایی دانسته و می‌افزاید: رنگ امنیتی این اثر پررنگ‌تر است. در این رمان با شخصیت‌های بسیار زیادی روبه‌رو هستیم که هرکدام در زمان خود وارد داستان شده و در زمان مناسب از آن خارج می‌شوند.

این مسئله در رمان‌های بلند بسیار مهم است، چون گاهی در رمان‌های بلند شخصیت‌ها گم می‌شوند. در این میان، نیرو‌های امنیتی نیز اشتباه دارند و همین اشتباه‌ها برای باورپذیر شدن قصه ضروری است. شخصیت اصلی نیز در طول مسیر اشتباهات زیادی دارد، اما در نهایت تحول او اتفاق می‌افتد. وی درباره پایان‌بندی داستان می‌گوید: کاوه از شخصیتی که در حاشیه داستان قرار دارد و به مسائل عبادی و نماز بی‌توجه است، در پایان متحول می‌شود.

در نهایت نماز می‌خواند و قصه با ایستادن کاوه به نماز و شنیدن صدای اذان، با وجود تمام تلخی‌هایی که در طول داستان رخ داده، پایانی امیدوارکننده پیدا می‌کند. این منتقد ادبی ادامه می‌دهد: مادر کاوه عضو سازمان مجاهدین خلق است و نیرو‌های امنیتی تلاش می‌کنند او را از خارج به ایران بیاورند، اما در مسیر کشته می‌شود و برای حفظ کاوه نیز سه نفر از نیرو‌های امنیتی به شهادت می‌رسند. این اتفاقات تلخ داستان نیز به نظر من درس‌آموز هستند.

کاموربخشایش در پایان خاطرنشان می‌کند: پیشنهاد من این است که از این جنس کتاب‌ها و این نوع سوژه‌ها دوباره مورد توجه قرار بگیرند و آثار بیشتری با این رویکرد منتشر شوند. به نظر من این کتاب راه خودش را باز خواهد کرد. معتقدم برای این اثر باید سرمایه‌گذاری جدی صورت گیرد؛ به‌ویژه برای تبدیل آن به فیلمنامه. ظرفیت این اثر برای فیلمنامه، به نظر من، به مراتب و حتی ده‌ها مرتبه بالاتر از فیلم «گاندو» و آثاری از این دست است.

منبع: جوان آنلاین