به گزارش خبرگزاری آنا؛ انعکاس بلاواسطه معادلات میدانی خلیج فارس در صعود همزمان نفت خام برنت به آستانه ۱۰۰ دلار (۹۷.۴ دلار) و اوجگیری تاریخی بهای طلا سطح و کلاس درگیری با ایران را فراتر از هر کشور دیگری قرار داده است، آنچنان که درگیریهای روسیه با اوکراین و متحدانش در ناتو نیز اینچنین شوکی به بازارهای جهانی وارد نکرد؛ پدیدهای کمسابقه که نشان از شورش همزمان ابزارهای واقعی و داراییهای امن علیه هژمونی دلار دارد.
نفت به عنوان شریان محرک تولید جهانی، مستقیماً از واقعیت میدان و احتمال انسداد فیزیکی عرضه در تنگه هرمز تأثیر میپذیرد و هرگونه تنش در این آبراه راهبردی، زنجیره تأمین جهان را با شوک غیرقابل جبران مواجه میسازد. از سوی دیگر، جهش فلز زرد بازتابدهنده فرسایش بنیادین اعتماد به نظام مالی غرب، انباشت بیسابقه بدهیهای دولتی آمریکا و نااطمینانی عمیق از آینده ارزهای فیات است که در قالب حرکت ساختاری قدرتهای نوظهور به سمت داراییهای امن نمود پیدا کرده است.
بررسی عمیقتر بازار طلا و پیشبینی نهادهای بینالمللی حاکی از آن است که در صورت تداوم وضعیت جاری، طلا در میانه یک ابرچرخه صعودی ساختاری قرار دارد. موسسات مالی تراز اول نظیر گلدمنساکس در سناریوهای پایه خود، رالی صعودی طلا را با اهداف قیمتی بلندپروازانه تا محدوده ۴۹۰۰ دلار تا پایان سال ۲۰۲۶ تحت حمایت موج پایدار خرید بانکهای مرکزی و بیاعتمادی فزاینده به دلار تبیین میکنند.
اگرچه نگرانی از تورم انرژی، فدرالرزرو آمریکا را در موقعیت حفظ نرخ بهره بالا قرار داده و احتمال افزایش مجدد نرخها را تقویت کرده است، اما شواهد آماری نشان میدهد که از سال ۲۰۲۲ همبستگی معکوس سنتی میان بازدهی اوراق قرضه و طلا به شدت تضعیف شده است و اثر مستقیم قبل را ندارد. از این رو، حتی اگر نرخهای بهره انقباضی و نوسانات تقاضا در بازارهای آسیایی به اصلاحهای قیمتی مقطعی منجر شود، موتور محرک ژئوپلیتیک و ریسکهای ناشی از تنش در خلیج فارس، طلا را تا پایان دوره سال مالی جاری در سقفهای تاریخی نگه خواهد داشت.
این وضعیت پیچیده با خلع سلاح راهبردی واشنگتن در مدیریت بحران انرژی تشدید شده است؛ زیرا ذخایر استراتژیک نفت آمریکا (SPR) پس از تخلیههای مکرر پیشین به کمترین سطح خود پس از جنگ جهانی دوم سقوط کرده و دیگر توان مداخله موثر و مهار التهاب بازار بیش از چند هفته را ندارد. این فرسایش ابزارهای کنترلی، اقتصاد غرب را در صورت تداوم تنشهای کریدوری و ورود به فصول سرد پاییز و زمستان، در آستانه ورود نفت به کانالهای نجومی و مواجهه با رکود تورمی مرگبار قرار میدهد.
در چنین شرایطی، سیاستهای پولی سنتی غرب کارآمدی بازدارنده خود را از دست داده و تشدید بحران در تنگه هرمز، به ابزار تحمیل هزینههای سنگین بر ناقضان تعهدات بینالمللی تبدیل شده است. در نهایت، تلاقی اقتدار دفاعی و تابآوری بینظیر ایران پس از جنگ رمضان و تثبیت مدیریت در آبراههای جنوبی با درماندگی ساختاری آمریکا در کنترل بازارهای انرژی و طلا، موید ورود به دورهای نوین از موازنه قوا در سطح جهانی است.
منبع: آنا



