اقتصاد۲۴- مطالعاتی جدید نشان میدهند پیشگیری از زوال عقل نیازمند رویکردهایی فراتر از اطلاعرسانی عمومی است و برنامههای شخصیسازیشده، مشارکتمحور و مبتنی بر جامعه میتوانند نقش مؤثرتری در کاهش خطر این بیماری ایفا کنند. نتایج یک پژوهش جدید از دانشگاه کرتین استرالیا نشان میدهد نزدیک به نیمی از موارد ابتلا به زوال عقل را میتوان با کنترل و اصلاح عوامل خطر قابل تغییر مانند کمتحرکی، مصرف دخانیات، سطح پایین تحصیلات، خواب نامناسب و انزوای اجتماعی پیشگیری یا دستکم به تعویق انداخت.
با این حال، پژوهشگران هشدار میدهند راهبردهای فعلی سلامت عمومی، اگرچه آگاهی مردم را افزایش میدهند، اما در تبدیل این آگاهی به تغییر واقعی و پایدار در رفتار افراد چندان موفق عمل نکردهاند. این مطالعه تأکید میکند مقابله با زوال عقل تنها از طریق اطلاعرسانی عمومی امکانپذیر نیست و برای دستیابی به نتایج مؤثرتر باید از روشهایی استفاده کرد که افراد را بهصورت فعال در فرآیند تغییر سبک زندگی درگیر کند.
بررسی برنامههای پیشگیری از زوال عقل در هشت کشور در این پژوهش، محققان کمپینها و برنامههای سلامت عمومی مرتبط با پیشگیری از زوال عقل را در هشت کشور مختلف مورد بررسی قرار دادند. نتایج این مرور جامع نشان داد کمپینهای گسترده اطلاعرسانی اگرچه میتوانند پیام خود را به طیف وسیعی از مردم برسانند، اما معمولاً تنها به افزایش محدود آگاهی منجر میشوند و تأثیر اندکی بر تغییر رفتارهای روزمره افراد دارند.
به گفته پژوهشگران، برای کاهش واقعی خطر ابتلا به زوال عقل، لازم است برنامههایی طراحی شوند که مشارکت افراد را جلب کرده، متناسب با شرایط شخصی هر فرد باشند و بر ظرفیتهای اجتماعی و محلی تکیه کنند. یافتههای این بررسی نشان داد روشهای تعاملی، در مقایسه با کمپینهایی که صرفاً اطلاعات ارائه میکنند، بهطور مداوم موفقتر بودهاند و افراد بیشتری را به تغییر عادتهای ناسالم تشویق کردهاند. برنامههایی که بیشترین تأثیر را داشتند بررسی پژوهشگران نشان داد برخی از رویکردها نسبت به سایر روشها اثربخشی بیشتری داشتهاند.
از جمله این برنامهها میتوان به دورههای آموزشی آنلاین اشاره کرد که افراد را مرحلهبهمرحله با راهکارهای عملی برای حفظ سلامت مغز آشنا میکنند. همچنین ارزیابیهای شخصیسازیشده خطر، که به هر فرد نشان میدهد سبک زندگی او چگونه بر احتمال ابتلا به زوال عقل تأثیر میگذارد، از دیگر روشهای موفق شناخته شدند. این نوع ارزیابیها به افراد کمک میکند ارتباط مستقیمی میان رفتارهای روزمره خود و سلامت مغزشان برقرار کنند. برنامههای مبتنی بر جامعه نیز عملکرد موفقی داشتند؛
برنامههایی که توسط افراد مورد اعتماد جامعه، از جمله مربیان همسال، کارکنان حوزه سلامت و رهبران محلی اجرا میشوند. به باور پژوهشگران، اعتماد اجتماعی نقش مهمی در پذیرش پیامهای سلامت و ایجاد انگیزه برای تغییر رفتار دارد.
منبع: اقتصاد24


