جنگ جهانی دوم در اول سپتامبر ۱۹۳۹ (۹ شهریور ۱۳۱۸) آغاز شد؛ در پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵، امیدهای زیادی برای ایجاد نظمی وجود داشت که از تکرار جنگهای بزرگ جلوگیری کند، اما جهان در سپتامبر ۲۰۲۶ هشتادوهفتمین سالگرد جنگ جهانی دوم را در میانه جنگها و درگیریهای نظامی متعدد و پیچیده از سر میگذراند و شعار یا ایده «گذار از جنگهای بیپایان به پایان جنگها» بهعنوان آرمانی که پس از ۱۹۴۵ با تاسیس سازمان ملل، منشور ملل متحد و رژیمهای کنترل تسلیحات دنبال شد، همچنان دور از دسترس است.
واقعیتهای میدانی نشان میدهند که جنگها نهتنها پایان نیافتهاند، بلکه در اشکال جدید مانند درگیریهای نامتقارن، حملههای هوایی دقیق و جنگهای هیبریدی ادامه دارند. در سال ۲۰۲۶، نقشه درگیریهای جهانی دستکم دهها کانون فعال دارد. وضعیت کنونی درگیریهای نظامی براساس ردیابهای درگیری مانند International Crisis Group، ACLED و گزارشهای شورای روابط خارجی درگیریهای نظامی جاری عبارتند از: تجاوز نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران که از ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴) آغاز شد، با نقضهای مکرر توافق آتشبس توسط آمریکا همچنان ادامه دارد.
جنگ اوکراین وارد پنجمین سال خود شده است. تجاوزهای نظامی رژیم صهیونیستی به غزه، کرانه باختری و لبنان که از سال ۲۰۲۳ تشدید شده است، با نقض آتشبسهای ناپایدار ادامه دارد. جنگهای داخلی و منطقهای در سودان، میانمار و بخشهایی از آفریقا و آسیا فعال هستند. دهها کانون درگیری دیگر با شدتهای مختلف در سراسر جهان ثبت شده است. این وضعیت نشاندهنده تداوم «جنگهای بیپایان» یا دستکم درگیریهای طولانیمدت و فرسایشی است، نه گذار به عصر پایان جنگها. ویژگیهای جنگهای اخیر کدامند؟
در سالهای اخیر، الگوی جنگ تغییر کرده است: جنگهای کلاسیک تمامعیار کمتر شدهاند، اما درگیریهای طولانیمدت با تلفات غیرنظامی بالا و حملههای موشکی و پهپادی افزایش یافتهاند. این جنگها اغلب ویژگی «بیپایان» پیدا کردهاند: اهداف سیاسی مبهم، بازیگران متعدد و دشواری دستیابی به راهحل سیاسی پایدار. آمریکا بهعنوان سردمدار یکجانبهگرایی و قلدرمآبی نقش محوری در بسیاری از درگیریهای نظامی و جنگهای پس از جنگ سرد داشته است؛
این کشور پس از حادثه ۱۱ سپتامبر، با دکترین ادعایی جنگ علیه تروریسم مداخلههای نظامی طولانی در افغانستان (۲۰۰۱–۲۰۲۱) و عراق (۲۰۰۳ به بعد) را رقم زد؛ این جنگها با هزینههای انسانی و مالی عظیم و نتایج استراتژیک مختلط همراه بودند. در سالهای اخیر نیز آمریکا حمایت نظامی گستردهای از اوکراین ارائه کرده است؛ در منطقه غرب آسیا نیز آمریکا همکاری نزدیک با رژیم صهیونیستی اقدامهای تجاوزکارانهای را رقم زده است؛
انتقال اراضی اشغالی به حوزه مسئولیت سنتکام و هماهنگی عملیاتی نزدیک، سطح همکاری جنایتکارانه را به یکی از عمیقترین موارد در تاریخ اتحادهای آمریکا رسانده است. منتقدان استدلال میکنند که مداخلههای آمریکا به بیثباتی طولانیمدت منجر شده است. در عین حال، رژیم صهیونیستی با حمایتهای گسترده و همه جانبه آمریکا تجاوزهای نظامی خود را در منطقه گسترش داده است؛ غزه، لبنان، سوریه و ایران در حالی هدف اقدامهای تجاوزکارانه این رژیم قرار گرفتند که لفاظیهای تهدیدآمیز رژیم صهیونیستی دیگر کشورهای منطقه را نیز دربرگرفت.
کارشناسان و حقوقدانان، شدت بالای تجاوزهای نظامی رژیم صهیونیستی و تلفات غیرنظامی گسترده آن را به عنوان مسائل حقوق بشری و بشردوستانه جدی توصیف کردهاند که چرخه خشونت را تشدید کرده است.
بیشتر بخوانید: عادیسازی نقض قواعد حقوق بینالملل و تضعیف اصل پاسخگویی؛ نقش آمریکا در فرسایش نظم حقوقی بینالمللی نگاه حقوق بینالملل به مخاصمات مسلحانه؛ از ممنوعیت توسل به زور تا خاتمه جنگ
چالشهای پیشروی ایده پایان جنگها ایده گذار به «پایان جنگها» با موانع ساختاری روبروست که عبارتند از رقابت قدرتهای بزرگ، اشاعه فناوریهای نظامی پیشرفته ازجمله پهپادها، موشکهای دقیق، سلاحهای سایبری، ضعف سازوکارهای بینالمللی حلوفصل مسالمتآمیز اختلافها، عوامل داخلی درگیریها و خطر تشدید هستهای در برخی مناطق. درس جنگ جهانی دوم این بود که نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد، بازدارندگی جمعی و توسعه اقتصادی میتواند جنگهای بزرگ را مهار کند، اما در عمل، قدرتهای بزرگ اغلب منافع ملی خود را بر نهادهای چندجانبه ترجیح دادهاند.
پایان کامل جنگها آرمانی دور از دسترس است، اما کاهش شدت و تعداد آنها ممکن است؛ برای تحقق این امر ابزارهای دیپلماسی فعال، کنترل تسلیحات و شفافیت نظامی، رسیدگی به ریشههای اقتصادی و سیاسی درگیریها، تقویت نهادهای بینالمللی و حقوق بشردوستانه و محدودیت استفاده از زور به موارد دفاع مشروع و تحت نظارت بینالمللی کمککننده هستند. در سپتامبر ۲۰۲۶، جهان هنوز در مرحله «جنگهای متعدد و فرسایشی» قرار دارد، نه گذار قطعی به صلح پایدار؛ سالگرد جنگ جهانی دوم فرصتی است برای یادآوری هزینههای انسانی جنگ و ضرورت تلاش جدیتر برای دیپلماسی و پیشگیری.
جهان در حال ورود به عصر درگیریهای طولانی مدت جهان در هشتادوهفتمین سالگرد آغاز جنگ جهانی دوم تجربهای سخت را از سر میگذراند: تغییر از «جنگهای بیپایان» به «پایان جنگها». به نظر میرسد جهان در حال ورود به عصری نگرانکننده از درگیریهای طولانی است؛ جنگهایی که زمانی انتظار میرفت ماهها طول بکشند، سالها ادامه دارند، جان انسانها را میگیرند، زیرساختها را نابود میکنند، تجارت جهانی و تأمین انرژی را مختل میکنند و اختلافهای بین قدرتهای بزرگ را عمیقتر میکنند.
تشدید جنگ افروزی بازیگران خارجی در منطقه غرب آسیا و گسترش رویارویی استراتژیک بین قدرتهای بزرگ جهان، محیطی بینالمللی ایجاد کرده است که در آن ایده صلح گاهی اوقات دشوارتر از پیگیری جنگ به نظر میرسد. درسهای جنگ جهانی دوم درباره هزینههای فاجعهبار جنگ هنوز معتبرند، اما اراده سیاسی کافی برای تبدیل آن درسها به صلح پایدار در سطح جهانی وجود نداشته است؛ برخی جنگهای طولانی پایان یافتهاند، اما جبهههای جدید یا تشدیدیافته جایگزین آنها شدهاند. انتهای پیام/
منبع: خبرگزاری میزان