دیپلماسی سایبری باید از «دفاع سایبری» به «سیاست خارجی سایبری» تبدیل شود

دیپلماسی سایبری باید از «دفاع سایبری» به «سیاست خارجی سایبری» تبدیل شود

به گزارش خبرگزاری آنا، عبدالحسین کلانتری، استاد دانشگاه تهران، در همایش دیپلماسی سایبری که در این دانشگاه برگزار شد با اشاره به تحولات عرصه سایبری اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها در شرایط امروز این است که اگر یک بحران بین‌المللی سایبری رخ دهد، طرف مذاکره دقیقاً چه کسی است؛ وزارت خارجه یک کشور، ارتش، یک شرکت فناوری، یک پلتفرم اجتماعی یا مجموعه‌ای از این بازیگران؟ وی افزود: پاسخ به این پرسش، نقطه ورود به مفهوم دیپلماسی سایبری است.

در کتاب «حکمرانی در عرصه پنجم» که حدود ۶ سال پیش با همکاری دکتر قنبری تألیف و به همت پژوهشگاه فضای مجازی و دانشکده وزارت امور خارجه منتشر شد، فضای سایبری به‌عنوان عرصه‌ای جدید برای اعمال قدرت و نفوذ در روابط منطقه‌ای و بین‌المللی صورت‌بندی شده است. کلانتری ادامه داد: تأکید اصلی این کتاب آن است که دیپلماسی سایبری نباید صرفاً دفاع در برابر تهدید دانسته شود، بلکه باید ابزاری برای اعتمادسازی، پیشبرد منافع ملی و اثرگذاری منطقه‌ای و جهانی باشد. دیپلماسی سایبری؛

فراتر از دیپلماسی در فضای سایبری استاد دانشگاه تهران با طرح این پرسش که آیا در سال ۲۰۲۶ هنوز باید «دیپلماسی سایبری» را صرفاً «دیپلماسی در فضای سایبری» دانست، گفت: پاسخ دیگر منفی است. وی با اشاره به تحول این حوزه از «امنیت سایبری» به «قدرت سایبری»، «دیپلماسی سایبری» و در نهایت «حکمرانی دیجیتال» اظهار کرد: در مرحله نخست، پرسش این بود که چگونه از شبکه‌ها و زیرساخت‌های خود دفاع کنیم؛ سپس این پرسش مطرح شد که چگونه از فناوری برای تولید قدرت استفاده کنیم و پس از آن، موضوع استفاده از این قدرت برای مذاکره، بازدارندگی، ائتلاف‌سازی و تأثیرگذاری مطرح شد.

کلانتری افزود: امروز پرسش بنیادی‌تر این است که چه کسی قواعد نظم دیجیتال جهانی را تعیین می‌کند؟ وی ادامه داد: در جهان کلاسیک، قدرت تا حد زیادی با سرزمین، منابع طبیعی، جمعیت، نیروی نظامی و کنترل قلمرو تعریف می‌شد، اما در عرصه پنجم، بخشی از منابع قدرت به داده، زیرساخت دیجیتال، پلتفرم، استاندارد، الگوریتم و هوش مصنوعی منتقل شده است. استاد دانشگاه تهران تصریح کرد: در نظم وستفالیایی، کنترل سرزمین یکی از بنیان‌های قدرت بود، اما در نظم دیجیتال، کنترل جریان داده، زیرساخت، استاندارد و پلتفرم نیز به بنیان قدرت تبدیل شده است.

به گفته وی، دیپلماسی سایبری دیگر یک تخصص فرعی در وزارت خارجه نیست که با حضور در شبکه‌های اجتماعی تأمین شود، بلکه بخشی از سیاست قدرت کشورهاست. عرصه پنجم؛ فراتر از فضای سایبری کلانتری با اشاره به مفهوم «عرصه پنجم» گفت: اگر این مفهوم را با تحولات امروز به‌روزرسانی کنیم، با یک فضای چندلایه مواجه هستیم که شبکه و زیرساخت، داده، پلتفرم‌ها، رایانش ابری و مراکز داده، هوش مصنوعی و همچنین استانداردها، قواعد، اطلاعات و افکار عمومی را دربرمی‌گیرد.

وی افزود: عرصه پنجم دیگر فقط جایی نیست که در آن «هک» اتفاق می‌افتد، بلکه جایی است که در آن بر سر این موضوعات رقابت می‌شود که چه کسی داده را در اختیار دارد، چه کسی زیرساخت را کنترل می‌کند، چه کسی استاندارد را تعیین می‌کند، چه کسی الگوریتم را طراحی می‌کند، چه کسی مدل هوش مصنوعی را در اختیار دارد و چه کسی قواعد استفاده از آنها را تعیین می‌کند.

کلانتری با بیان اینکه حکمرانی سایبری دیگر در انحصار دولت‌ها نیست، اظهار کرد: همان‌طور که در کتاب «حکمرانی در عرصه پنجم» تأکید شده، پلتفرم‌هایی مانند گوگل، اپل، آمازون و مایکروسافت را نباید فقط اقتصادی دید، بلکه باید آنها را به‌عنوان بازیگرانی اثرگذار در معادلات قدرت بررسی کرد. وی گفت: این اثرگذاری را در رقابت آمریکا با چین، جنگ اوکراین و جنگ‌های دوم و سوم تحمیلی علیه ایران به‌وضوح می‌بینیم. استاد دانشگاه تهران افزود: این نقش‌آفرینی موجب می‌شود بتوان گفت قدرت دیجیتال ترکیبی از قدرت دولت‌ها، شرکت‌ها، شبکه‌ها و پلتفرم‌هاست.

ضرورت توجه به دیپلماسی شرکتی کلانتری با اشاره به شکل‌گیری روابط جدید در فضای دیجیتال اظهار کرد: دیپلماسی سنتی عمدتاً بر رابطه دولت با دولت استوار بود، اما در فضای دیجیتال با روابط پیچیده‌تری مانند دولت ـ شرکت فناوری، دولت ـ پلتفرم، دولت ـ جامعه فنی، دولت ـ سازمان بین‌المللی، دولت ـ جامعه مدنی و حتی دولت ـ افکار عمومی جهانی روبه‌رو هستیم. وی افزود: در اینجاست که مفهوم «دیپلماسی شرکتی» معنا پیدا می‌کند. دیپلماسی شرکتی به معنای تنظیم روابط دیپلماتیک با شرکت‌های فرامرزی بزرگی است که سکو‌هایی با تأثیرات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دارند.

کلانتری ادامه داد: این شرکت‌ها نه‌تنها ارائه‌دهنده خدمات هستند، بلکه بازیگرانی با قدرت هنجارسازی، استانداردسازی و حتی قانون‌گذاری در فضای دیجیتال محسوب می‌شوند. وی با اشاره به تجربه دانمارک گفت: این کشور در سال ۲۰۱۷ یک سفیر ویژه در گوگل منصوب کرد؛ یعنی هم‌زمان دو سفیر در آمریکا داشت که یکی در واشنگتن برای تعامل با دولت آمریکا و دیگری در گوگل برای تعامل با این غول پلتفرمی فعالیت می‌کرد.

استاد دانشگاه تهران افزود: فرانسه نیز سال‌ها پیش هیئتی از دیپلمات‌ها، وکلا و قضات را برای گفت‌و‌گو با فیسبوک در حوزه حفاظت از داده‌ها و مقابله با محتوای غیرقانونی تعیین کرده بود. وی همچنین با اشاره به اتحادیه اروپا اظهار کرد: این اتحادیه با تصویب آیین‌نامه عمومی حفاظت از داده (GDPR)، عملاً استاندارد‌های جهانی را به چالش کشیده و بسیاری از کشور‌ها ناچار به تطبیق با آن شده‌اند. حتی آمریکا نیز با تیک‌تاک وارد مذاکره و محاکمه مفصل شد. کلانتری تأکید کرد: در ایران نیز ضرورت دارد سازوکار‌های تعامل با این شرکت‌های فناور تدوین شود؛

هم برای دفاع از حقوق شهروندان در حوزه حریم خصوصی و مالکیت فکری و هم برای بهره‌گیری از ظرفیت‌های آنها در پیشبرد منافع ملی. وی افزود: دیپلماسی شرکتی باید الزام این شرکت‌ها به رعایت قوانین کشور در زمینه‌هایی مانند پرداخت مالیات، قوانین کار، امنیت شهروندان و حفاظت از داده‌ها را دنبال کند. جنگ ایران، اسرائیل و آمریکا؛ آزمون واقعی نظریه استاد دانشگاه تهران در ادامه با اشاره به جنگ ایران، اسرائیل و آمریکا گفت: اگر این جنگ را فقط با موشک و هواپیما تحلیل کنیم، بخش مهمی از واقعیت را از دست می‌دهیم.

شرکت‌های بزرگی مانند پالنتیر و هماهنگی‌های اطلاعاتی کشور‌های منطقه، جنگ اخیر را کاملاً متفاوت از گذشته کرد. وی اظهار کرد: در این جنگ چند لایه به‌صورت هم‌زمان درگیر شده‌اند؛ عملیات نظامی، عملیات سایبری، جاسوسی دیجیتال، عملیات اطلاعاتی، اختلال ارتباطی، زیرساخت دیجیتال و جنگ روایت‌ها.

کلانتری این وضعیت را «هم‌پیوندی عملیات سایبری و عملیات نظامی» (Cyber-Kinetic Integration) عنوان کرد و گفت: در روز‌های آغازین جنگ، گزارش‌هایی درباره حمله به وب‌سایت‌ها و خدمات دیجیتال ایران منتشر شد و تحلیل‌های تخصصی از حملات به وب‌سایت‌ها و برخی خدمات ایرانی در کنار حملات نظامی سخن گفتند. وی افزود: اتصال اینترنت ایران به‌شدت کاهش یافت و یکی از بزرگ‌ترین اختلالات سایبری در تاریخ شکل گرفت که بیش از ۶۰ ساعت ادامه یافت و یک «فلج دیجیتال» واقعی بود. کلانتری ادامه داد: در طرف مقابل نیز طی ماه‌های جنگ، فعالیت سایبری مرتبط با ایران افزایش یافت.

تحلیل‌های ۲۰۲۶ از تحول فعالیت سایبری ایران از عملیات اختلالی به سمت فعالیت‌هایی با پیوند روشن‌تر با اهداف جنگی سخن می‌گویند؛ از جمله جاسوسی سایبری، ایجاد دسترسی، عملیات مخرب، عملیات اطلاعاتی و هدف‌گیری بخش‌های مرتبط با زیرساخت و صنایع دفاعی. وی با اشاره به اهمیت انتساب حملات سایبری اظهار کرد: در فضای سایبری، انتساب فنی با انتساب سیاسی و حقوقی یکی نیست و همین مسئله، دیپلماسی سایبری را به ابزاری حیاتی برای مدیریت بحران تبدیل می‌کند.

استاد دانشگاه تهران افزود: کشوری که توانایی مستندسازی حملات، ارائه ادله قابل قبول و روایت‌سازی بین‌المللی را نداشته باشد، در عمل به یک بازیگر منفعل تبدیل می‌شود. ضرورت حرکت از دفاع سایبری به سیاست خارجی سایبری کلانتری با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد ایران گفت: جنگ اخیر یک واقعیت را آشکارتر کرد؛ ایران به سیاست امنیت سایبری نیاز دارد، اما این کافی نیست و به سیاست خارجی سایبری نیز نیاز دارد.

وی در تشریح این رویکرد، نخستین گام را تبدیل دیپلماسی سایبری به بخشی از سیاست خارجی، نه صرفاً بخشی از سیاست امنیتی دانست و گفت: وزارت امور خارجه باید ساختاری متناسب با عرصه پنجم داشته باشد؛ نظیر آنچه فرانسه با «دستیار وزیر در امور سایبری» و آمریکا با «هماهنگ‌کننده امور سایبری» انجام داده‌اند.

کلانتری دومین گام را ایجاد سازوکاری برای دیپلماسی شرکتی عنوان کرد و افزود: باید روابط با شرکت‌های فرامرزی بزرگ که سکو‌هایی با تأثیرات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دارند تنظیم شود و این شرکت‌ها به رعایت نظامات و قوانین کشور در حوزه‌هایی مانند حریم خصوصی، مالکیت فکری، امنیت شهروندان، پرداخت مالیات و قوانین کار ملزم شوند. وی گفت: سومین گام، حضور فعال در فرایند قاعده‌سازی بین‌المللی است. اگر قواعد را دیگران بنویسند، حتی اگر کشور از نظر فنی قدرتمند باشد، در سطح سیاسی و حقوقی صرفاً موضوع قواعد دیگران خواهد بود.

استاد دانشگاه تهران چهارمین گام را ایجاد سازوکار جدی برای «دیپلماسی انتساب» دانست و اظهار کرد: در مواجهه با حمله سایبری باید بتوان شواهد فنی را ارزیابی کرد، میزان اطمینان را تعیین کرد، موضع سیاسی اتخاذ کرد، روایت بین‌المللی ساخت و در صورت ضرورت، پاسخ دیپلماتیک و حقوقی طراحی کرد. وی افزود: غفلت از این حوزه باعث شده است که ایران در پرونده‌هایی نظیر استاکس‌نت، به‌جای قربانی، به تهدید سایبری معرفی شود.

کلانتری پنجمین گام را طراحی دیپلماسی سایبری در سه مرحله پیش از بحران، زمان بحران و پس از بحران عنوان کرد و گفت: پیش از بحران باید بر بازدارندگی و علامت‌دهی، در زمان بحران بر مدیریت تشدید و ارتباطات و پس از بحران بر تنش‌زدایی، مذاکره و قاعده‌سازی تمرکز شود. وی ششمین گام را استفاده از ظرفیت هوش مصنوعی در دیپلماسی دانست و اظهار کرد: دیپلماسی سایبری آینده باید هم‌زمان شامل دیپلماسی سایبر، دیپلماسی داده و دیپلماسی هوش مصنوعی باشد.

از امنیت سایبری تا حکمرانی و قاعده‌سازی استاد دانشگاه تهران در جمع‌بندی سخنان خود گفت: فضای سایبری دیگر فقط یک حوزه فناوری یا امنیتی نیست، بلکه یک عرصه قدرت و حکمرانی است. وی افزود: دیپلماسی سایبری نیز دیگر صرفاً انتقال دیپلماسی سنتی به اینترنت نیست، بلکه دیپلماسی برای مدیریت روابط قدرت میان دولت‌ها، شرکت‌های فناوری، پلتفرم‌ها و شبکه‌های جهانی است و دیپلماسی شرکتی به بخش جدایی‌ناپذیر این معادله تبدیل شده است.

کلانتری ادامه داد: جنگ ایران، اسرائیل و آمریکا نشان داد که سایبر، اطلاعات، زیرساخت و عملیات نظامی در حال ادغام شدن هستند و جنگ آینده را نمی‌توان فقط با نقشه جغرافیایی و قدرت نظامی فهمید. وی تأکید کرد: دیپلماسی سایبری می‌تواند از شدت این درگیری‌ها بکاهد، هزینه‌های سیاسی حملات را افزایش دهد و افکار عمومی جهانی را به نفع کشور هدف جلب کند. استاد دانشگاه تهران در پایان گفت: مسئله ایران فقط این نیست که چگونه در برابر حمله سایبری دفاع کند؛

مسئله این است که چگونه از قدرت سایبری برای بازدارندگی، مدیریت بحران، پیشبرد منافع ملی و مشارکت در شکل‌دهی به قواعد نظم دیجیتال آینده استفاده کند. کلانتری تصریح کرد: از امنیت سایبری باید به قدرت سایبری برسیم؛ از قدرت سایبری به دیپلماسی سایبری؛ و از دیپلماسی سایبری به حکمرانی و قاعده‌سازی.

منبع: آنا