به گزارش گروه رسانهای شرق،
امروز مصادف است با دوازدهمین سال درگذشت دکتر ناصر کاتوزیان، استاد برجسته حقوق ایران. آوازه ایشان فقط در میان جامعه دانشگاهی طنین ندارد و به دلیل کنشگری اجتماعی و فعالیت سیاسی نیز در میان بخشی از مردم شناختهشده هستند. به این مناسبت با مروری کوتاه بر کارنامه علمی و عملی او، چند نکتهای با هدف تلنگر به خود و آگاهی نسل جوان بیان میشود.
اول، آزادیخواهی: فضای دانشگاه بهعنوان صحنهای علمی شناخته میشود که اشخاص فرهیخته به دنبال علمآموزی و آموزش آن به دیگران هستند، ولی تجربه نشان داده حداقل در مورد دانشکدههای حقوق و علوم سیاسی اینگونه نیست و هستند افرادی که بخواهند با کمک قدرت، جذب هیئتعلمی شوند. هنگامی که در سال 1356 پادشاه قصد داشت دکتر عبدالعظیم ولیان را بدون طی مراحل و تشریفات قانونی و علمی بهعنوان عضو هیئتعلمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی تحمیل کند، کاتوزیان بهعنوان مدیر گروه حقوق خصوصی و اسلامی، دیگر اعضا را با خود همراه میکند و با نوشتن صورتجلسهای تند و دفاع از مقام استادی، مانع دخالت سیاست در دانشگاه میشود.
دوم، کنشگری اجتماعی: شاخصترین فعالیت سیاسی استاد، تهیه پیشنویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بود که اگرچه با تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی کنار گذاشته شد، همچنان سایهای از آن بر روی متن نهایی باقی ماند و اصولی همچون اصل چهلم قانون اساسی کنونی، پیشنهاد و حتی انشای ایشان است. در جریان برگزاری انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی، کاتوزیان با اصرار جامعه روحانیت مبارز نامزد انتخابات میشود، اما این تشکل نام او را در فهرست نهایی خود قرار نمیدهد.
با وجود حمایت دیگر تشکلهای سیاسی همچون «جنبش»، «جاما» و «جنبش مسلمانان مبارز»، نویسنده اصلی متن پیشنویس قانون اساسی با کسب 111,859 رأی و رتبه 21 از 54 داوطلب، در بین 10 نفر اول قرار نگرفت و از راهیابی به مجلس باز ماند.
سوم، فعالیت رسانهای: کاتوزیان شمار زیادی یادداشت مطبوعاتی و مصاحبه رسانهای در چند دهه اخیر دارد که بهویژه برای وکلای دادگستری که خواهناخواه اهل قلم هستند و مردم از آنان انتظار موضعگیری در دفاع از حقوقشان را دارند، آموزنده است. خوشبختانه مجموعه یادداشتها و مصاحبهها در کتابهای «گامی به سوی عدالت» (سه جلد) و «گفتوگوهای مطبوعاتی» منتشر شده است. کتاب دوم که 364 صفحه دارد، خط بطلانی برای این جمله است که «ما حقوقدانان کاری به سیاست نداریم». این جمله ناشی از عدم درک ماهیت علم حقوق و علم سیاست است.
چهارم، وکالت دادگستری: بر اساس قوانین و مقررات وکالت در ایران، قضات با پنج سال سابقه میتوانند پروانه وکالت دریافت کنند. استاد با توجه به سالها تجربه قضاوت، پروانه وکالت پایهیک دادگستری داشت و اگرچه وکالت نمیکرد، از پیشتازان دفاع از کیان کانون وکلا با سخنرانی در مراسم هفتم اسفند نهاد وکالت بود. در سال 1370 قرار بود پس از بیش از یک دهه تعطیلی انتخابات و تعیین سرپرست، رأیگیری از سر گرفته شود. در این دوره استاد با اصرار وکلا وارد کارزار انتخاباتی شده و در صدر فهرست بیشتر تشکلها نیز قرار میگیرد.
خود در اینباره مینویسد: «اما واکنش مجلس در یکی، دو روز مانده به انتخابات شنیدنی است. طرحی از سوی گروهی از نمایندگان به مجلس تقدیم شد، به قید سهفوریت و قابلیت اجرا از تاریخ تصویب و پیش از انتشار، به مضمون توقیف انتخابات کانون و تعلیق آن به تصفیه وکلا. این طرح با شتاب تمام تصویب و اجرا شد. در نتیجه، صبح روز انتخابات که وکلا برای رأیدادن به کانون آمدند، با درهای بسته و مأموران انتظامی و آگهی توقیف روبهرو شدند و با اخطار مأموران متفرق گشتند و بدین ترتیب غائله پایان پذیرفت و برای قانونی که پیش از انتشار قابل اجرا باشد پیشینه و نمونهای به دست آمد».
پنجم، علم حقوق: کاتوزیان شاگر استاد دکتر سیدحسن امامی (حقوقدان، فقیه، سیاستمدار، مؤلف و امام جمعه تهران) بود که با نگارش کتاب ششجلدی «حقوق مدنی» و پایهگذاری در تدوین قوانین مهم و ساختارهای قضائی و مهمتر شیوه تدریس، در زمانه خود یکهتاز میدان حقوق خصوصی ایران به شمار میرفت. با این حال، استاد مقهور جایگاه استاد امامی نشد و با رعایت ادب و احترام به استاد خود، به نقد آثار ایشان پرداخت و روش و منش خاص خود را در تکمیل گذشتگان دنبال کرد. متأسفانه در جامعه دانشگاهی ما رابطه «مراد و مریدی» جایگزین رابطه «استاد و شاگردی» شده است.
ششم، تألیف: بیشتر دانشگاهیان عمر خود را صرف نوشتن آثاری در تحلیل و نقد مواد و تبصرههای قانونی میکنند، بدون اینکه رویکرد کلانی در کار خود داشته باشند. کاتوزیان در کنار آثار متعدد و ارزشمندی که در حقوق مدنی ایران برجای گذاشت، به این میزان بسنده نکرد و با خلق دو اثر «مبانی حقوق عمومی» و «فلسفه حقوق» افقهای جدیدی برای جامعه حقوقی ایران ترسیم کرد. کتاب دوم اولین، مهمترین و مفصلترین کتاب در زمینه فلسفه حقوق به زبان فارسی است.
هفتم، اخلاق: کمتر کسی بود که ناصر کاتوزیان را میدید و متوجه نمیشد که او استاد دانشگاه است. مهمتر از دانش و روش، این منش است که بر دانشجو اثر میگذارد تا تعداد کتاب و مقاله. هدف او ارتقای حقوق در ایران بود تا جاهطلبی برای قدرت و ثروت.
منبع: شبکه شرق