گروه سیاسی، امیرمحمد حسینی: دیدار کوتاه رییسجمه ور ایران با همتای چینی در حاشیه اجلاس شانگهای به گمانهزنیها درباره اختلاف تهران و پکن دامن زده است. در حالی که روسیه دستکم در ظاهر، آشکارا از موضع ایران حمایت کرده است، چین خود را از این صفبندی جدا کرده و حتی گفته میشود سیگنالهای منفی را هم به تهران ارسال کرده است. حسین مرعشی دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی مدعی شده که چین از ایران خواسته تا ابتدا تنگه هرمز را بدون عوارض باز کند، سپس مسائل با عربستان و آمریکا حل شود و بعد نماینده ویژه ایران میتواند به این کشور سفر کند.
هرچند دفتر محمدباقر قالیباف، نماینده ویژه ایران در امور چین تلویحا این ادعاها را تکذیب کرده است. اما مواضع و اقدامات چین در طول جنگ و پس از آتشبس، به برخی شائبهها دامن زده است.
شائبههایی درباره اینکه روابط روسیه و چین با ایران در جنگ تا چه اندازه نزدیک و دوستانه بوده و سازمان شانگهای که تبلیغات بسیاری برای پیوستن به آن شده بود، تا اینجا برای ایران چه آوردهای داشته است؟ دیداری کوتاه و سرپایی تصویری که در روزهای اخیر از اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک منتشر شد، قرار بود تا نشانهای همراهی بلوک شرق با ایران باشد. اما رفتار چین در این اجلاس بسیار محتاطانه بود. شیجین پینگ، رییس حزب کمونیست چین و پزشکیان دیدار دوجانبهای برگزار نکردند و فقط دیداری کوتاه و سرپایی در حاشیه اجلاس برگزار شد.
برخی منتقدان ایرانی، دیدار کوتاه دو طرف را نشانه سردشدن روابط تهران و پکن دانستهاند. حتی این تعبیر مطرح شده که چین در میانه جنگ، فاصله خود را از ایران حفظ کرده است. پیش از این نیز چینیها مواضعی درباره ضرورت بازگشت تنگه هرمز به شرایط قبل از جنگ اتخاذ کرده بودند. براساس آمارها، چین با کاهش تقاضا نقش مهمی در پایین نگه داشتن قیمت نفت نیز داشته است. اقدامی که در شرایط جنگی به سود آمریکاست. هرچند پکن مهمترین خریدار نفت ایران است و در شرایط تحریم، یکی از معدود کانالهای باقیمانده برای ورود ارز به اقتصاد ایران محسوب میشود؛
اما همین وابستگی متقابل، یک محدودیت بزرگ نیز دارد. چین به راحتی میتواند نیاز خود را به نفت ایران با شرکای دیگر جایگزین کند. چراکه چینیها همزمان با ایران، روابط اقتصادی بسیار گستردهای با کشورهای عربی خلیج فارس، آمریکا و سایر اقتصادهای بزرگ جهان دارد؛ بنابراین هرچند چین اعلام کرده که با اصل تحریمهای یکجانبه آمریکا مخالف است، اما میان سیاست اعلامی و رفتار عملی پکن فاصله وجود دارد. چین تا جایی با تحریمها مقابله میکند که این مخالفت به رویارویی مستقیم با واشنگتن منجر نشود.
در هفتههای اخیر حتی پیشنهادهای فروش نفت ایران به خریداران چینی کاهش یافته و تهدید تحریمهای بیشتر آمریکا، ریسک معامله با ایران را افزایش داده است. روسیه؛ شریک یا کاسب جنگ؟ روسیه در میان دو قدرت شرقی، دستکم در سطح سیاسی، موضع صریحتری گرفته است. پوتین در دیدار اخیر با پزشکیان گفت مسکو در این دوره دشوار در حال ارائه کمکهای لازم و تأمین کالاهای اساسی برای ایران است. نکته اینجاست که جنگ ایران برای روسیه منافعی داشته است. این جنگ منجر به کاهش ذخایر موشکهای پدافندی آمریکا شده است.
اتفاقی که باعث میشود اوکراین از کمکهای آمریکا کمتر برخوردار شود و این موضوع اثرگذاری حملات روسیه را بیشتر میکند. همچنین با افزایش قیمتها در بازار انرژی، روسیه از معافیتهای تحریمی برای فروش نفت خود برخوردار شد که سود زیادی را عاید این کشور کرد. همچنین جنگ آمریکا با ایران تا حدی از اجماع و فشار افکار عمومی و رسانهها علیه روسیه در جنگ با اوکراین کاسته است؛ بنابراین روسیه بیشتر از چین حاضر است برای جنگ ایران در مقابل آمریکا هزینه بدهد.
مسکو میتواند در حوزههای نظامی، اطلاعاتی، فناوری دفاعی، کالاهای اساسی و سازوکارهای دور زدن فشارهای اقتصادی به تهران کمک کند. گزارش تازه فایننشال تایمز حتی از همکاری محرمانه روسیه با ایران برای توسعه موشکهای کروز مافوق صوت خبر داده است. شانگهای ناتوی شرق میشود؟ مجموع این شرایط نشان میدهد این تصور در ایران گاهی از سازمان همکاری شانگهای بهعنوان ابزاری برای مقابله با غرب یا حتی شکلگیری یک نظم جایگزین یاد میشود، به واقعیت نزدیک نیست. چین، روسیه و هند در تعریف نظم جهانی یکسان فکر نمیکنند. روسیه خواهان سرعت بیشتر در گذار به جهان چندقطبی است.
چین تغییر نظم را با احتیاط بیشتری دنبال میکند و از بیثباتی گسترده در نظام بینالملل نیز نگران است. هند نیز سیاست استقلال راهبردی را دنبال میکند و همزمان با آمریکا، روسیه و دیگر قدرتها روابط خود را حفظ میکند. حتی در میان اعضای سازمان، درباره اینکه شانگهای قرار است یک سازمان امنیتی، اقتصادی یا سیاسی باشد، اجماع کاملی وجود ندارد. به همین دلیل شانگهای را نمیتوان معادل ناتو دانست. شانگهای فعلاً بیشتر یک سکوی هماهنگی سیاسی، امنیتی و اقتصادی است تا یک پیمان دفاع جمعی. البته جنگ ایران و آمریکا میتواند به سازمان انگیزه بیشتری برای همکاری امنیتی بدهد.
بیانیه اخیر رهبران شانگهای حملات نظامی به ایران را محکوم کرد و بر مخالفت با اقدامات قهری یکجانبه تأکید داشت. اما بین محکومکردن حمله و اعزام نیرو، ایجاد چتر دفاعی یا ورود به جنگ فاصله بسیار زیادی وجود دارد. ایران میتواند از چین و روسیه امتیاز اقتصادی بگیرد؟ در صورت بازیگری درست، ایران میتواند از روسیه و چین امتیاز بگیرد. روسیه و ایران در سال ۲۰۲۵ توافق راهبردی ۲۰ سالهای امضا کردند که ایجاد سازوکارهای پرداخت مستقل، همکاری بانکی، انرژی، حملونقل و تجارت را دنبال میکند.
توافق تجارت آزاد میان ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیز وارد مرحله اجرایی شده است. در رابطه با چین نیز همین مسئله وجود دارد. قرارداد ۲۵ ساله و شعار شراکت راهبردی به خودی خود سرمایهگذاری چینی ایجاد نمیکند. سرمایهگذار چینی زمانی وارد پروژه میشود که ریسک تحریم، جنگ، حملونقل، بازگشت سرمایه و ثبات مقررات را قابل مدیریت ببیند؛ بنابراین مشکل اصلی ایران تبدیل توافق به سرمایه، پروژه و درآمد پایدار است. از این منظر، جنگ دقیقاً همان چیزی را دشوارتر کرده که ایران برای بهرهبرداری اقتصادی از شرق به آن نیاز دارد.
حتی نفت ایران که مهمترین کالای صادراتی تهران به چین است، اکنون به دلیل اختلال در تنگه هرمز و فشار آمریکا با مشکلات جدی مواجه شده است. ضرورت توازن در روابط بینالملل تجربه جنگ نشان میدهد که تهران باید بیش از گذشته بتواند منافع خود را میان قدرتهای مختلف متوازن کند. چین نمیخواهد جای ایران در خاورمیانه را بگیرد، بلکه میخواهد ایران به شکلی رفتار کند که تجارت و انرژی چین آسیب نبیند. روسیه نیز مایل است ایران را در مدار همکاری امنیتی خود نگه دارد، اما همزمان منافعش در جنگ اوکراین، بازار انرژی و رقابت با آمریکا را دنبال میکند.
تهران و مسکو و پکن در مخالفت با یکجانبهگرایی آمریکا نقاط مشترک زیادی دارند. اما از این اشتراک نمیتوان نتیجه گرفت که در هر بحران، یک تصمیم واحد اتخاذ میشود. سازمان همکاری شانگهای هم میتواند برای ایران یک سکوی دیپلماتیک و اقتصادی مهم باشد، اما هنوز یک پیمان دفاعی نیست. اختلاف منافع میان چین، روسیه و هند مانع از تبدیل سریع آن به یک بلوک منسجم ضدآمریکایی شده است. اکنون پرسش اصلی برای ایران از منظر واقعگرایی در روابط بینالملل، از این پس این نیست که چین و روسیه دوست ایران هستند یا نه.
پرسش این است که تهران چگونه میتواند این دو قدرت را وادار کند برای رابطه با ایران هزینه واقعی و قابل اندازهگیری بپردازند؟ در غیر این صورت، ایران برای روسیه و چین همچنان گزینهای برای موازنه قدرت با غرب خواهد بود.
منبع: اقتصاد آنلاین