پیامبر اکرم(ص) حتی در عالیترین مقام بندگی، از خداوند میخواست لحظهای او را به خویش وانگذارد و عنایتش را از او نگیرد. امسلمه با شنیدن این دعا گریست و پیامبر(ص) با یادآوری ماجرای حضرت یونس(ع)، عمق این حقیقت را تبیین کرد.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، به مناسبت سالروز عروج ملکوتی حضرت ختمی مرتبت، رسول اکرم صلی الله علیه و اله، استاد شهید مطهری مطلبی پیرامون «دعای پیامبر(ص) درباره خودشان که ام سلمه را به گریه انداخت» در یکی از آثار خود بیان کرده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
یک ذره عُجب سبب میشود که خدا عنایت خودش را از بنده بگیرد تا بنده عجزش بر خودش ثابت بشود.
ما در دعاهایمان میخوانیم: «وَ لاتَکلْنی الی نَفْسی طَرْفَهَ عَینٍ ابَداً». انسان در هر مقامی که باشد، همیشه باید به خدا عرض کند: خدایا مرا یک چشم بر هم زدن به خودم وامگذار.
امّ سَلَمه میگوید: یک شب در دل شب بیدار شدم، دیدم پیغمبر در بستر نیست.
یک وقت متوجه شدم در گوشه اتاق مشغول عبادت است.
به سخنانش گوش کردم، دیدم میگوید: «الهی لاتُشْمِتْ بی عَدُوّی وَ لاتَرُدَّنی الی کلِّ سوءٍ اسْتَنْقَذْتَنی مِنْهُ… وَ لا تَکلْنی الی نَفْسی طَرْفَهَ عَینٍ ابَداً».
خدایا مرا به بدیهایی که از آنها رهانیدهای برنگردان! خدایا مرا دشمن شاد نفرما!… خدایا مرا یک لحظه، یک چشم به هم زدن به خودم وامگذار، یعنی عنایت و لطف خودت را از من مگیر. (این را پیغمبر آخرالزمان میگوید).
به اینجا که رسید، امّ سلمه بیاختیار شروع کرد هق هق گریه کردن و فریاد زدن.
دعای پیغمبر(ص) که تمام میشود میفرماید: امّ سلمه چرا میگریی؟
عرض میکند: یا رسول الله! وقتی که شما این سخن را میگویید که خدایا مرا یک چشم به هم زدن به خود وامگذار، پس وای به حال ما.
نفرمود من تعارف کردم، العیاذبالله برای تعلیم تو گفتم.
فرمود: البته همین است. برادرم یونس خدا یک لحظه او را به خود واگذاشت، و آمد به سرش آنچه آمد.
منبع: خبرآنلاین