ما با پهپادهایی مانند MQ-۹، هرمس ۹۰۰ و دیگر پرندههای پیشرفته مواجه شدیم و بخش قابل توجهی از آنها را پیش از آنکه بتوانند ماموریت خود را کامل کنند، از چرخه عملیات خارج کردیم. بیش از ۳۹۰فروند پهپاد پیشرفته دشمن در این نبرد توسط شبکه پدافند هوایی کشور منهدم شد. اینها پهپادهای ساده و تجاری نبودند؛ پرندههایی بودند که برای شناسایی، جمعآوری اطلاعات و حتی اجرای عملیات رزمی طراحی شدهاند. نکته مهمتر این است که موضوع فقط پهپاد نیست. در این درگیری، جنگندههای پیشرفته نسل چهارم و پنجم نیز وارد صحنه شدند: F ۳۵- F ۱۶- F ۱۵- F ۱۸ و A ۱۰.
واقعیت میدان این بود که این پرندهها هم وقتی وارد محدوده درگیری با شبکه پدافندی شدند، دیگر نمیتوانستند صرفا به نام و فناوری خود تکیه کنند. هدف قرار گرفتن و سقوط تعدادی از این جنگندهها نشان داد محاسبات طرف مقابل درباره مصونیت هواگردهای پیشرفته محاسبات دقیقی نبوده است. F ۳۵ را سالها بهعنوان یک هواپیمای تقریبا دستنیافتنی معرفی کردند، اما در میدان نبرد، هیچ پرندهای دستنیافتنی نیست. مسأله اصلی، ترکیب کشف، شناسایی، فرماندهی و کنترل، تاکتیک و سلاح مناسب است.
وقتی این زنجیره درست عمل کند، حتی یک پرنده رادارگریز هم نمیتواند با اطمینان وارد آسمان یک کشور شود و تصور کند دیده نمیشود. در مورد پهپادهای رادارگریز و کممقطع نیز همین موضوع صادق است. رادارگریزی بهمعنای نامرئی بودن نیست. یعنی کشف هدف دشوارتر میشود و برای کشف و مقابله با آن باید از مجموعهای از روشها، حسگرها و تاکتیکهای مختلف استفاده کرد. ما دقیقا به همین دلیل توسعه شبکه پدافندی را صرفا به یک نوع رادار یا یک سامانه محدود نکردهایم. درواقع یکی از درسهای مهم این نبرد برای ما این بود که پدافند آینده باید چندلایه، متحرک، هوشمند و قابل بازآرایی باشد.
دشمن تاکتیک خود را تغییر میدهد، ما هم باید تاکتیک و تجهیزات خودمان را تغییر دهیم. اگر امروز یک تهدید جدید وارد میدان شود، نمیتوانیم با پاسخهای مربوط به ۱۰سال قبل به استقبال آن برویم. در این میان، نقش تجهیزات بومی بسیار تعیینکننده است. باید بتوانیم سامانهای را که در میدان استفاده میکنیم، متناسب با تجربه عملیاتی خودمان ارتقا دهیم. نرمافزار، رادار، موشک، سامانه فرماندهی و کنترل و تجهیزات ارتباطی باید دائما براساس نیاز واقعی میدان اصلاح شوند. این همانجایی است که مزیت بومی خودش را نشان میدهد.
وقتی یک سامانه وابسته به خارج نباشد، فرمانده میدان میتواند تجربهای را که امروز بهدست آورده، فردا تبدیل به قابلیت جدید کند. ما تجهیزات را برای موزه نمیسازیم. تجهیزات باید در میدان یاد بگیرند، ارتقا پیدا کنند و برای تهدید بعدی آماده شوند. یکی از نقاط قوت پدافند هوایی کشور نیز همین پیوند میان تجربه عملیاتی و دانش فنی است. متخصصی که در صنعت دفاعی کار میکند، باید بداند رزمنده پدافند در میدان چه نیازی دارد و رزمنده نیز باید بداند تجهیزی که در اختیار او قرار گرفته، چگونه میتواند در تاکتیک جدید بهکار گرفته شود.
ما در این نبرد تجربه بسیار ارزشمندی بهدست آوردیم. فهمیدیم کجاها قویتر هستیم، کجا نیاز به اصلاح داریم و دشمن چگونه تلاش میکند از نقاط ضعف احتمالی استفاده نماید. این تجربه برای ما سرمایه است و قطعا در طراحی نسل بعدی سامانههای پدافندی مورد استفاده قرار خواهد گرفت، اما یک نکته را باید صریح گفت: پدافند هوایی قرار نیست به دشمن فرصت بدهد ابتدا ماموریت خود را انجام دهد و بعد به فکر مقابله باشد. فلسفه کار ما این است که زنجیره عملیات دشمن را قبل از رسیدن به هدف قطع کنیم. یعنی از کشف و شناسایی گرفته تا رهگیری و انهدام.
برای ما مهم نیست دشمن روی هواپیمای خود چه برچسبی زده. مهم این است که آیا میتواند ماموریتش را انجام دهد یا نه. اگر یک پهپاد پیشرفته وارد حریم عملیاتی ما شود، اگر یک جنگنده نسل پنجم برای اجرای ماموریت نزدیک شود یا اگر یک پرنده رادارگریز تصور کند بهدلیل سطح مقطع پایین خود دیده نمیشود، پاسخ پدافند باید براساس قابلیت واقعی آن پرنده و شرایط میدان باشد، نه تبلیغاتی که درباره آن شده است. امروز دیگر نمیتوان امنیت آسمان را با تعداد سامانهها سنجید. معیار واقعی، در نیروی انسانی متعهد و متخصص، توان شبکه در دیدن، تصمیم گرفتن و اقدام کردن در شرایط پیچیده است.
ما بهسمت پدافندی حرکت میکنیم که سریعتر تصمیم بگیرد، دقیقتر عمل کند و بتواند در برابر نسلهای بعدی تهدید هم پاسخ داشته باشد. آنچه در میدان اتفاق افتاد برای ما یک پیام روشن داشت: دشمن میتواند پیشرفتهترین هواپیما و پهپاد را وارد میدان کند، اما این بهمعنای تضمین بازگشت آن نیست. شاید مهمترین دستاورد این نبرد همین باشد؛ اینکه پدافند هوایی ایران فقط یک نیروی مراقبت از آسمان نیست بلکه یک شبکه عملیاتی است که توانسته در برابر تهدیدات پیچیده واقعی قرار بگیرد، آنها را شناسایی و رهگیری کند و در موارد لازم از آسمان کشور دفاع نماید.
ما به این توانمندی قانع نیستیم. تهدید متوقف نمیشود؛ بنابراین توسعه پدافند هم متوقف نخواهد شد. هر تجربه عملیاتی، برای ما یک کلاس درس است و هر تهدید جدید، انگیزهای برای ساختن یک قابلیت جدید. آسمان ایران برای پدافند یک خط قرمز روی نقشه نیست. یک میدان واقعی است و هر کس بخواهد آن را آزمایش کند، پاسخ پدافند را در عمل خواهد دید.
همکاران من در پدافند هوایی با شجاعت، شهامت و ایثار گری در کنار سامانهها ایستادند و از آسمان مقدس ایران عزیز دفاع کردند و شهدایی در این راه تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نمودند که نشان داد شعار «ارتش فدای ملت» برای مجموعه ارتش تنها یک شعار نیست و در عمل کارکنان جانبرکف ارتش آمادهاند حتی با نثار جان خود در برابر دشمن ایستادگی کنند.
منبع: جام جم آنلاین