چالش‌هایی درباره تربیت جنسی کودکان؛ دو خطری که والدین را گرفتار می‌کند

چالش‌هایی درباره تربیت جنسی کودکان؛ دو خطری که والدین را گرفتار می‌کند

تربیت جنسی در دنیای امروز با دو آسیب مهم مواجه است؛ از یک سو برخی رویکردها با ایجاد ترس و اضطراب، والدین را نسبت به فرزندان نگران می‌کنند و از سوی دیگر، بعضی الگوهای تربیتی با تکیه بر مبانی مادی‌گرایانه و سکولار، در پوشش آموزه‌های دینی عرضه می‌شون

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، گسترش فضای مجازی و افزایش دسترسی کودکان و نوجوانان به انواع محتوا، باعث شده موضوع تربیت جنسی بیش از گذشته مورد توجه خانواده‌ها قرار گیرد. کودکان و نوجوانان امروز در معرض محرک‌ها و آسیب‌های فرهنگی بیشتری قرار دارند و همین مسئله، ضرورت توجه جدی‌تر به شیوه تربیت آنان را دوچندان کرده است.

بنابر روایت حوزه،در همین زمینه حجت‌الاسلام محسن عباسی‌ولدی در سلسله جلساتی به بررسی مفهوم تربیت جنسی و آسیب‌های موجود در این حوزه پرداخته و نکاتی را درباره ضرورت بازشناسی این مسئله از منظر تربیتی و دینی مطرح کرده است.

تربیت جنسی دقیقاً چیست؟

برای ورود به بحث، ابتدا باید تعریف روشنی از تربیت جنسی ارائه کرد. می‌توان تربیت جنسی را فرآیندی دانست که در آن مربی، متربی را در مسیری هدایت می‌کند که بتواند با استفاده از توانایی‌ها و ظرفیت‌هایی که خداوند در فطرت و وجود او قرار داده است، غرایز جنسی خود را کنترل و مدیریت کند و آنها را در مسیر هدف آفرینش قرار دهد.

در نگاه تربیت دینی، هدف نهایی آفرینش انسان روشن است و آن چیزی جز عبودیت و بندگی خداوند متعال نیست. بنابراین، تربیت جنسی نیز نمی‌تواند از این هدف کلی جدا باشد و باید در چارچوب همین نگاه معنا پیدا کند.

از اینجا لازم است به نکته دیگری نیز توجه شود؛ اینکه تربیت جنسی یک بخش جداافتاده از نظام تربیتی انسان نیست. نمی‌توان تصور کرد که یک نظام جامع تربیتی در یک سو قرار دارد و در کنار آن، موضوعی مستقل به نام «تربیت جنسی» وجود دارد. تربیت جنسی بخشی از همان نظام کلان تربیت است و با سایر ابعاد تربیتی انسان ارتباط مستقیم دارد.

تربیت جنسی با آموزش مسائل جنسی یکی نیست

یکی از اشتباهات رایج، یکسان دانستن «تربیت جنسی» با «آموزش مسائل جنسی» است. آموزش تنها بخشی محدود از فرآیند تربیت جنسی محسوب می‌شود و نمی‌توان آن را مهم‌ترین یا اصلی‌ترین مؤلفه این فرآیند دانست.

گاهی وقتی عنوان تربیت جنسی مطرح می‌شود، ذهن مخاطب فوراً به سمت آموزش مستقیم مسائل جنسی، شناخت اندام‌ها یا پاسخ به پرسش‌های جنسی کودکان می‌رود. در حالی که این موارد تنها بخش کوچکی از موضوع را تشکیل می‌دهند.

همچنین تربیت جنسی را نباید با کنترل و نظارت سخت‌گیرانه یکی دانست. نظارت می‌تواند در شرایط خاص و به عنوان یکی از روش‌های تربیتی مورد استفاده قرار گیرد، اما به تنهایی معنای تربیت جنسی را تشکیل نمی‌دهد.

حتی موضوعاتی مانند نحوه مواجهه والدین با برخی رفتارهای جسمی کودک یا استفاده او از واژه‌های نامناسب در ارتباط با همسالان نیز به تنهایی تربیت جنسی محسوب نمی‌شوند؛ این مسائل تنها برخی موضوعات فرعی هستند که می‌توان آنها را در چارچوب گسترده‌تر تربیت جنسی بررسی کرد.

هدف نهایی از تربیت جنسی چیست؟

پس از روشن شدن مفهوم تربیت جنسی، پرسش اساسی این است که این فرآیند قرار است انسان را به چه نقطه‌ای برساند؟

نخستین هدف، رسیدن فرد به مرحله‌ای از **خویشتن‌داری درونی** است؛ به گونه‌ای که انسان بدون آنکه همواره به نظارت دیگران یا کنترل‌های بیرونی نیاز داشته باشد، بتواند در برابر لذت‌های حرام مقاومت کند و از آنها چشم بپوشد.

هدف دوم نیز رسیدن به سطحی از رشد، بلوغ و کمال در ابعاد مختلف وجودی است که فرد هنگام مواجهه با نیازهای غریزی، بتواند آنها را از مسیر مشروع و مورد تأیید دین، یعنی ازدواج، پاسخ دهد.

طرح این مباحث در ابتدای بحث، برای ایجاد یک چارچوب مشترک میان مخاطب و ارائه‌دهنده بحث ضروری است؛ چراکه بدون مشخص شدن مفهوم و هدف تربیت جنسی، ورود به مسائل جزئی‌تر می‌تواند موجب برداشت‌های متفاوت و گاه نادرست شود.

چرا با وجود دوره‌های متعدد، باز هم باید درباره تربیت جنسی سخن گفت؟

با وجود انتشار کتاب‌های فراوان، برگزاری کارگاه‌ها و وبینارهای متعدد و حجم گسترده محتوای موجود در فضای مجازی، این پرسش مطرح می‌شود که چرا همچنان نیاز به بحث درباره تربیت جنسی احساس می‌شود؟

به گفته حجت‌الاسلام عباسی‌ولدی، مدت‌ها درخواست‌هایی برای برگزاری چنین دوره‌ای مطرح بوده است، اما او در پذیرش آن تأمل داشته است. با این حال، بررسی مستمر محتوای منتشرشده در کتاب‌ها، کارگاه‌ها و فضای مجازی، او را به این نتیجه رسانده که ادامه این سکوت و تأخیر درست نیست و در برابر خلأ موجود، مسئولیت وجود دارد.

در جریان این بررسی، سه آسیب مهم در حوزه تربیت جنسی مورد توجه قرار گرفته که ضرورت پرداختن جدی‌تر به این موضوع را نشان می‌دهد.

آسیب نخست؛ تبدیل سلیقه‌های شخصی به الگوی تربیتی

یکی از مشکلات موجود، ارائه برخی دیدگاه‌های شخصی و یافته‌های غیرمستند با عنوان «تربیت جنسی» است.

برخی توصیه‌ها ممکن است حاصل تجربه شخصی یا برداشت فردی باشند، اما هنگامی که بدون پشتوانه کافی به عنوان یک دستور تربیتی عمومی مطرح می‌شوند، می‌توانند والدین را دچار سردرگمی کنند.

از منظر تربیت دینی، چنین رویکردی می‌تواند خطرناک باشد؛ زیرا اگر توصیه‌ای نادرست یا ناسازگار با اصول تربیتی دین در خانواده اجرا شود، ممکن است پیامدهایی برای روح و روان کودک و نوجوان داشته باشد.

آسیب دوم؛ ورود مبانی مادی‌گرایانه غربی

دومین مسئله، نفوذ برخی آموزه‌های مادی‌گرایانه و سکولار غربی به حوزه تربیت جنسی است؛ آموزه‌هایی که گاه بدون بررسی مبانی فکری آنها، با عنوان تربیت جنسی از منظر دین به خانواده‌ها ارائه می‌شوند.

این پرسش مطرح است که آیا می‌توان الگوی تربیتی جامعه‌ای را که مبانی فکری و اعتقادی متفاوتی با نظام تربیت دینی دارد، بدون بررسی و نقد پذیرفت؟

در نگاه دینی، خداوند، وحی و آموزه‌های الهی از منابع اصلی شناخت و هدایت انسان هستند. بنابراین، نمی‌توان هر روش تربیتی را صرفاً به دلیل آنکه در نظام‌های تربیتی غربی مورد استفاده قرار گرفته، با تربیت دینی سازگار دانست.

تفاوت مبانی نیز در اینجا اهمیت زیادی دارد. ممکن است موضوعی که در یک نظام فکری راه‌حل تلقی می‌شود، از منظر دینی یک آسیب یا مشکل محسوب شود و برعکس. بنابراین، انتقال مستقیم الگوهای تربیتی بدون بررسی مبانی آنها می‌تواند به تغییر تدریجی اصول تربیت دینی منجر شود.

مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که این روش‌ها بدون نقد و بررسی، مستقیماً به خانواده‌های مذهبی عرضه شوند و حتی با عنوان «آموزه دینی» معرفی شوند.

خطر اصلی؛ وقتی تجربه شخصی به نام دین عرضه می‌شود

اگر یک مربی صرفاً تجربه شخصی خود را مطرح کند و آن را به عنوان یک پیشنهاد یا برداشت شخصی معرفی کند، مخاطب می‌تواند درباره پذیرش یا رد آن تصمیم بگیرد. اما اگر همان تجربه شخصی به عنوان یک اصل قطعی دینی معرفی شود، وضعیت کاملاً متفاوت خواهد بود.

همین مسئله درباره روش‌هایی که از منابع غربی گرفته شده‌اند نیز صدق می‌کند. صرف اینکه یک روش در کتاب یا نظام تربیتی غربی پیشنهاد شده، به معنای سازگاری آن با مبانی دینی نیست.

خطر اصلی زمانی شکل می‌گیرد که روش‌های برخاسته از مبانی مادی‌گرایانه یا حتی تجربه‌های محدود شخصی، بدون بررسی میزان سازگاری با آموزه‌های وحیانی، با عنوان «دین» در اختیار خانواده‌ها قرار گیرند.

این مسئله برای خانواده‌هایی که با قرآن و آموزه‌های دینی مأنوس هستند و تلاش می‌کنند فرزندان خود را در چارچوب دین تربیت کنند، اهمیت بیشتری دارد. اگر چنین خانواده‌هایی با اعتماد به توصیه‌هایی که صرفاً در ظاهر رنگ و بوی دینی دارند، مسیر تربیتی نادرستی را انتخاب کنند، پیامدهای آن می‌تواند جدی باشد.

از همین رو، یکی از اهداف طرح این بحث، آسیب‌شناسی محتوای موجود در کتاب‌ها و کارگاه‌های تربیت جنسی است. این نقد به معنای متهم کردن همه فعالان این حوزه نیست، بلکه هدف آن است که دیدگاه‌های نادرست از روش‌های صحیح تفکیک شوند و مسیر تربیتی برای خانواده‌ها شفاف‌تر شود.

آسیب سوم؛ ترس‌افزایی و ایجاد اضطراب در والدین

یکی از رویکردهای آسیب‌زا در برخی آموزش‌های موجود، ایجاد ترس و نگرانی بیش از اندازه در والدین است.

گاهی والدین پس از مطالعه برخی منابع یا حضور در کارگاه‌های تربیت جنسی، به جای آنکه احساس آگاهی و توانمندی بیشتری پیدا کنند، گرفتار اضطراب و نگرانی شدید می‌شوند. پیش‌فرض ذهنی آنها درباره فرزندشان تغییر می‌کند و رفتارهای طبیعی کودک نیز ممکن است از نگاه آنان نشانه‌ای از انحراف تلقی شود.

در چنین شرایطی، والدین ممکن است نسبت به رفتارهای عادی کودک حساسیت افراطی پیدا کنند؛ رفتارهایی که در حالت عادی جای نگرانی ندارند، اما به دلیل ایجاد ترس و سوءظن، به مسئله‌ای بزرگ تبدیل می‌شوند.

احتیاط و توجه در تربیت ضروری است، اما اگر این احتیاط به سوءظن دائمی، اضطراب و احساس ناتوانی والدین منجر شود، دیگر نمی‌توان آن را رویکردی سالم دانست.

ترس افراطی نه‌تنها مسئله تربیتی را حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند رابطه والد و فرزند را نیز تحت تأثیر قرار دهد و والدین را به این احساس برساند که در تربیت فرزند خود با بن‌بستی جدی مواجه هستند.

رویکرد دوم؛ خیال آسودگی کاذب

در نقطه مقابل ترس‌افزایی افراطی، رویکرد دیگری نیز وجود دارد که می‌توان آن را «رویکرد مکانیکی به تربیت» نامید.

در این نگاه، تربیت به مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های ساده تبدیل می‌شود؛ گویی والدین تنها کافی است چند اقدام مشخص را انجام دهند تا رفتار کودک به صورت خودکار مدیریت شود.

بر اساس این رویکرد، ممکن است به والدین گفته شود فلان کار را انجام دهید تا رفتار فرزندتان کنترل شود یا چند روش مشخص را به کار بگیرید تا دیگر درباره افکار، رفتارهای پنهانی، حضور کودک در فضای مجازی یا روابط اجتماعی او نگرانی نداشته باشید.

اما تربیت انسان فرآیندی بسیار پیچیده‌تر از این است که بتوان آن را مانند یک صفحه کلید با چند دکمه مدیریت کرد.

این نگاه، به والدین نوعی احساس امنیت و آسودگی می‌دهد که ممکن است واقعی نباشد. تربیت، فرآیندی تدریجی و عمیق است و نمی‌توان با چند دستورالعمل ساده، تمام ابعاد آن را تحت کنترل قرار داد.

دو انحراف؛ یأس‌آفرینی و آسودگی کاذب

بررسی این رویکردها نشان می‌دهد که در برخی آموزش‌های موجود، دو مسیر افراطی شکل گرفته است: از یک سو یأس‌آفرینی و ترس افراطی و از سوی دیگر ایجاد آسودگی و اطمینان کاذب.

هر دو رویکرد می‌توانند خانواده را از مسیر درست تربیت دور کنند. یکی والدین را به وحشت و ناامیدی می‌رساند و دیگری با ارائه راهکارهای مکانیکی، پیچیدگی تربیت را پنهان می‌کند.

از این رو، لازم است والدین و مربیان پیش از ورود به جزئیات تربیت جنسی، تصویری دقیق‌تر از ماهیت و هدف آن داشته باشند.

سه تذکر برای ورود به بحث

برای ادامه این بحث، سه نکته راهبردی نیز مورد تأکید قرار گرفته است.

نخست اینکه مخاطب باید برای مدتی، پیش‌فرض‌هایی را که از کتاب‌ها، وبینارها، رسانه‌ها و منابع مختلف درباره تربیت جنسی دریافت کرده است، کنار بگذارد و مطالب جدید را با ذهنی باز بشنود.

این توصیه به معنای کنار گذاشتن تفکر انتقادی نیست؛ بلکه برعکس، هدف آن فراهم کردن فرصتی برای شنیدن و سپس بررسی و مقایسه دقیق مطالب است.

گاهی برخی باورها آن‌قدر در ذهن انسان تثبیت می‌شوند که به معیار قطعی برای سنجش همه مطالب جدید تبدیل می‌شوند. در چنین وضعیتی، هر مطلبی که با پیش‌فرض قبلی سازگار باشد پذیرفته و هر سخنی که با آن تعارض داشته باشد، بدون بررسی کافی رد می‌شود.

بنابراین، بهتر است پیش از قضاوت، این پیش‌فرض‌ها برای مدتی کنار گذاشته شوند تا امکان شنیدن، تأمل، نقد و مقایسه فراهم شود.

در این چارچوب، هدف از طرح چنین مباحثی، ایجاد فضایی برای بازنگری در آموزش‌های موجود و تلاش برای رسیدن به تصویری روشن‌تر از تربیت جنسی در چارچوب تربیت دینی است؛ موضوعی که به دلیل حساسیت آن، نمی‌توان نسبت به آن بی‌تفاوت ماند.

برای دانلود و شنیدن صوت این جلسه اینجا کلیک کنید.

منبع: خبرآنلاین