رویداد۲۴| درگیریها و حملات مستقیم اخیر به جبهه جنوبی کشور و لفاظیهای بیپرده دونالد ترامپ در جریان فضای پرتنش منطقهای، تنش میان ایران و ایالات متحده را وارد فاز حساسی کرده است چنان که به نظر میرسد منطقه در لبه یک مواجهه بزرگ ایستاده و هرگونه محاسبه اشتباه میتواند بحران اقتصادی و امنیتی خاورمیانه را از کنترل خارج کند. آنچه این بار اهمیت دارد، صرفاً افزایش حجم تهدیدهای لفظی نیست؛ بلکه همزمانی فشار نظامی، تهدیدهای مستقیم سیاسی و فشار اقتصادی است.
در چنین شرایطی، هر تصمیم تهران یا واشنگتن میتواند فقط یک پیام دیپلماتیک نباشد و مستقیماً بر بازار انرژی، تجارت منطقهای و امنیت مسیرهای حیاتی کشتیرانی اثر بگذارد. به همین دلیل، سخنان پزشکیان در شانگهای را نمیتوان جدا از این معادله چندلایه خواند. در چنین وضعیت پرتنش و سرنوشتسازی، سخنرانی امروز مسعود پزشکیان در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در قرقیزستان فراتر از یک سخنرانی دیپلماتیک ساده و نقشه راهی برای عبور از یک خطر واقعی است. تغییر زمین بازی؛
از تنش نظامی به ابتکار اقتصادی درحالیکه طرف مقابل با حمله به جزیره لارک و تهدید به تشدید فشارهای خردکننده، بازی را به سمت زمین تنش عریان میبرد، سخنان رئیسجمهور نشاندهنده هوشمندی در «تغییر ملاک قدرت» است. سه ابتکار پیشنهادی پزشکیان شامل ایجاد «بانک سازمان همکاری شانگهای»، «اتحادیه بیمه صادرات و سرمایهگذاری» و تاسیس «کنسرسیوم انرژی» در واقع تیر خلاصی به ابزار اصلی طرف مقابل، یعنی تحریم و انزوای اقتصادی است. اهمیت این پیشنهادها زمانی روشنتر میشود که بدانیم یکی از مهمترین مشکلات اقتصاد ایران در شرایط تحریم، صرفاً کمبود منابع مالی نیست؛
بلکه دشواری انتقال پول، تأمین مالی تجارت، پوشش ریسک سرمایهگذاری و دسترسی به شبکههای بیمهای و بانکی بینالمللی است؛ بنابراین اگر ایدههایی مانند بانک مشترک یا سازوکار بیمهای میان اعضای شانگهای از سطح پیشنهاد سیاسی فراتر برود و به سازوکار اجرایی تبدیل شود، میتواند بخشی از هزینه مبادلات میان اعضا را کاهش دهد. البته فاصله میان «پیشنهاد» و «سازوکار عملی» بسیار زیاد است و موفقیت چنین طرحی به اراده اعضای بزرگ سازمان، حجم منابع و میزان استقلال آن از نظام مالی تحت سلطه دلار بستگی دارد.
پزشکیان بهجای افتادن در دام لفاظیهای تند و بیحاصل، دست روی پاشنه آشیل تحریمها گذاشته است. تعمیق همکاریهای مالی با پولهای ملی و بیمههای مشترک، یعنی خنثیسازی شریان تحریمها از درون یک پیمان قدرتمند منطقهای. این یعنی عقلانیتی که بهجای شعار، زیرساخت تحریمها را نشانه میرود. البته نباید در ارزیابی ظرفیت شانگهای دچار اغراق شد. سازمان همکاری شانگهای یک اتحاد اقتصادی یکپارچه با سازوکار مالی مشابه اتحادیه اروپا نیست و اعضای آن نیز منافع و روابط متفاوتی با آمریکا و اقتصاد جهانی دارند؛
بنابراین نمیتوان انتظار داشت صرف عضویت یا ارائه چند ابتکار در این سازمان، تحریمها را خنثی کند. اهمیت ماجرا بیشتر در ایجاد مسیرهای مکمل است؛ مسیرهایی که اگر با تجارت با چین، روسیه، هند و کشورهای آسیای مرکزی پیوند بخورد، میتواند بخشی از آسیبپذیری اقتصاد ایران در برابر فشارهای خارجی را کاهش دهد. دیپلماسی از موقعیت اقتدار؛ بازگشت به منطق تفاهم بخش دوم سخنان رئیسجمهور، جایی که او بازگشت به «تفاهمنامه اسلامآباد» را مشروط به پایبندی طرف مقابل به تعهداتش عنوان کرد، جوهره نگاه صلح جو و توسعهگرا به سیاست خارجی را نشان میدهد.
پیام پزشکیان واضح، قاطع و روشن است یعنی ایران نه به دنبال جنگ است و نه از تهدید میهراسد. نکته مهم در این موضع، حفظ همزمان دو پیام است؛ تهران نمیخواهد اعلام آمادگی برای مذاکره به معنای پذیرش فشار تعبیر شود و در عین حال نمیخواهد بسته شدن مسیر دیپلماسی، کشور را به سمت یک درگیری فرسایشی سوق دهد. این همان نقطهای است که سیاست خارجی ایران در شرایط فعلی باید در آن حرکت کند: باز گذاشتن کانال مذاکره بدون آنکه هزینه فشار و تهدید بهسادگی پذیرفته شود. جمهوری اسلامی نشان داده که گزینه دیپلماسی را روی میز نگه میدارد، اما منطق دیپلماسی «عمل متقابل» است.
تکیه رئیسجمهور بر مفاهیمی، چون «احترام به حاکمیت»، «عدم مداخله» و «رفض رویکردهای مبتنی بر زور»، ادبیاتی است که خریدار جهانی دارد و موضع ایران را در افکار عمومی دنیا به عنوان طرف منطقی و عقلانی تثبیت میکند. موازنه میان صندوق رای و امنیت ملی واقعیت این است که جامعه امروز ایران از فشار شدید تورمی و بحرانهای معیشتی خسته است. سخنان ترامپ در تروت سوشال، تمرکز مستقیم روی همین فرسایش داخلی دارد تا با نمک پاشیدن بر زخمهای اقتصادی، مشروعیت سیستم را هدف بگیرد. مسئله، اما فقط حفظ موضع ایران در عرصه سیاست خارجی نیست.
هرچه بحران خارجی طولانیتر شود، هزینه آن میتواند از مسیرهای مختلف به زندگی روزمره مردم منتقل شود؛ از افزایش هزینه واردات و بیمه حملونقل گرفته تا نوسان نرخ ارز، افزایش قیمت انرژی و دشوارتر شدن تأمین مواد اولیه تولید. به همین دلیل، هر ابتکار دیپلماتیکی که نتواند در نهایت بخشی از این فشار اقتصادی را کاهش دهد، برای افکار عمومی ارزش محدودی خواهد داشت.
در این میان، پزشکیان با دو بال حرکت میکند و از یک سو به طرف غربی میفهماند که راه تعامل با ایران، احترام و عمل به تعهدات است، و از سوی دیگر با فعالسازی ظرفیتهای شرق (شانگهای) تلاش میکند تنفسگاهی واقعی برای اقتصاد و معیشت مردم باز کند. در نهایت، اهمیت سخنان پزشکیان نه در تعداد ابتکارهایی است که از تریبون شانگهای مطرح شد، بلکه در این است که آیا این ابتکارها میتوانند از سطح شعار و بیانیه عبور کنند و به سازوکارهایی واقعی برای تجارت، سرمایهگذاری و کاهش فشار اقتصادی تبدیل شوند یا نه.
ایران در شرایطی قرار گرفته که نه جنگ میتواند پاسخ سادهای برای مشکلاتش باشد و نه دیپلماسی بدون پشتوانه اقتصادی و منطقهای. شاید به همین دلیل، آزمون واقعی سیاست پزشکیان از همینجا آغاز شود؛ جایی که باید میان حفظ امنیت، باز نگه داشتن مسیر مذاکره و نجات اقتصاد از فشارهای فزاینده، همزمان تعادل برقرار کند.
منبع: رویداد 24