در این نشست وزیران امور خارجه و دفاع و رؤسای ستاد کل نیروهای مسلح سه کشور حضور داشتند. هاکان فیدان، یاشار گولر و ژنرال سلجوق بایراکتاراوغلو از جانب ترکیه، محمد اسحاق دار، خواجه محمد آصف و فیلد مارشال سید عاصم منیر از سوی پاکستان، فیصل بن فرحان، خالد بن سلمان و ژنرال فیاض بن حامد الرویلی از سمت عربستان در استانبول دیدار کردند.
دستور کار دیدار پیمان مکه، شامل مسائل امنیت بینالمللی، افزایش قابلیت همکاری نیروهای مسلح، تعمیق همکاری در صنایع دفاعی (تولید و تحقیق همچنین توسعه مشترک)، مبارزه با تروریسم و تعیین چارچوب دبیرخانه و نقشه راه اجرایی بوده و این نشست گام نخست عملیاتیکردن پیمان محسوب میشود. بهرغم زرقوبرقهای بسیار این نشست، چالشهای اعضای این پیمان اعم از سازوکار تصمیمگیری مشترک و پروتکلهای فعالسازی، تعهدات مشخص و رویههای مشورتی خودکار تا تفاوت بنیادین در اولویتهای امنیتی و تهدیدات به قوت خود باقی مانده است.
شکاف جغرافیایی موتلفینبزرگترین پاشنه آشیل موفقیت مکیها ها گستره جغرافیایی و اولویتهای متفاوت قلمداد میشود. عربستان سعودی عمدتا نگران تهدیدات منطقهای و امنیت زیرساختهای انرژی خلیجفارس بهویژه جنبش انصارالله یمن است، در حالی که پاکستان تمرکز راهبردی خود را بر رقابت با هند و مسأله کشمیر قرار میدهد. از سوی دیگر، ترکیه اولویتهای خویش را حول تعهدات ناتو و حوزه مدیترانه شرقی علیه توسعهطلبی رژیمصهیونیستی تعریف میکند. این ناهمخوانی ابهام در مفهوم «تهدید مشترک» ایجاد کرده و اجرای بند دفاع جمعی را با چالش مواجه میکند.
در صورت وقوع درگیری، طرفین انگیزه محدودی برای دخالت مستقیم نظامی دارند، زیرا منافع حیاتی آنان بهیکدیگر گره نخورده است. اگر به عربستان تهدیدی وارد شود، دلیلی برای ورود گسترده ترکیه و پاکستان وجود ندارد. بهعنوان نمونه تنها، دو روز پس از امضا، حملات انصارالله به پالایشگاه جیزان عربستان هیچ تکاپویی در اعضای پیمان بهدنبال نداشت. تاریخ پروژههای مشابه در غربآسیا مانند سنتو نشان میدهد ائتلافهای بدون نهادینهسازی قوی و اراده سیاسی پایدار، اغلب نمادین باقی میمانند.
خلأ ساختاری در دفاع جمعیپیمان دفاعی مشترک مکه، در حال حاضر فاقد ساختار فرماندهی یکپارچه و دائمی مشابه پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است. برخلاف ناتو که دارای ستاد فرماندهی عالی متحد، مقرهای منطقهای و سازوکارهای از پیش تعیینشده برای تصمیمگیری سریع در بحران است، در این توافق خبری از نهاد بالادستی نظامی دائمی، ستاد کلی مشترک یا نیروی واکنش سریع از پیش تخصیصیافته نیست. تصمیمگیری عملیاتی در صورت وقوع حمله، عمدتا به مذاکرات دیپلماتیک و رایزنی میان سران نظامی و سیاسی سه کشور واگذار میشود که میتواند زمانبر باشد.
آنچه تاکنون اعلام شده، تشکیل کمیته راهبردی سیاسی و دفاعی است که متشکل از وزرای امور خارجه، وزرای دفاع و رؤسای ستاد کل نیروهای مسلح سهکشور میشود. این کمیته وظیفه ارائه جهتگیری راهبردی، هماهنگی فعالیتها و تدوین نقشه راه را برعهده دارد. همچنین قرار است دبیرخانهای دائمی، احتمالا مستقر در عربستان برای پیگیری تصمیمات کمیته، هماهنگی اجرایی و مدیریت امور روزمره تشکیل شود. نشست دیروز استانبول دقیقا برای تعیین چارچوب این دبیرخانه، ساختار و وظایف اولیه آن برگزار شد.
با این حال، هنوز جزئیات کلیدی مانند پروتکلهای فعالسازی دفاع جمعی، قواعد درگیری مشترک، سیستمهای فرماندهی و کنترل یکپارچه (C ۲)، اشتراک اطلاعات بلادرنگ، توافقنامههای وضعیت نیروها و تمرینهای مشترک منظم مشخص نشده است. ناسازگاری تجهیزات نظامی سه کشور (غربی ــ آمریکایی عربستان، استاندارد ناتو ترکیه و ترکیبی چینی ــ غربی پاکستان) نیز ایجاد فرماندهی عملیاتی واقعی را دشوار میکند. در نتیجه، سازوکار فعلی بیشتر جنبه هماهنگی سیاسی ــ نظامی دارد تا فرماندهی یکپارچه جنگی، و تبدیل آن به ساختار کارآمد نیازمند گامهای نهادی و عملیاتی بیشتر در آینده است.
رویای ۷۰ساله ناتوی اسلامی؟ایده شکلگیری یک اتحاد نظامی جمعی میان کشورهای مسلمان با عنوان «ناتوی اسلامی» پیشینهای چنددههای دارد و نخستین جرقههای آن به دوران جنگ سرد و پیمانهایی نظیر سنتو بازمیگردد. با این حال، رقابتهای منطقهای و گسستهای سیاسی مانع از تحقق عملی این طرح شد تا آنکه در سال ۲۰۱۵، عربستان سعودی «ائتلاف نظامی اسلامی مبارزه با تروریسم» را تأسیس کرد. این ائتلاف با حضور دهها کشور شکل گرفت، اما به دلیل ماهیت انتخابی و نبود ساختار نهادی یکپارچه، بیشتر جنبهای نمادین به خود گرفت.
طی سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶، این مفهوم بار دیگر با موضعگیریهای رهبران منطقه ازجمله رجب طیب اردوغان و مقامات ارشد پاکستان جان تازهای یافت. اوج این تحرکات به امضای پیمان دفاعی مشترک مکه در تابستان امسال میان کشورهای ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان انجامید که توجه محافل سیاسی را به احیای احتمالی این طرح جلب کرد. گرچه مقامات رسمی سه کشور بهکارگیری عنوان ناتوی اسلامی را رد کردهاند، اما توافق مذکور جدیترین گام عملی در سالهای اخیر برای ایجاد جبهه دفاعی مشترک محسوب میشود.
بررسی روند تاریخی این رویدادها نشان میدهد که تلاشهای متعدد برای راهاندازی چنین سازوکاری همواره با موانع ساختاری عمیقی روبهرو شده است. فقدان تعریف یکسان از تهدید مشترک، رقابتهای پنهان میان قدرتهای اصلی جهان اسلام و وابستگی تسلیحاتی به قدرتهای فرامنطقهای، مانع از شکلگیری اتحادی مقتدر شدهاند. از اینرو، پیمان مکه نیز با وجود اهمیت راهبردی، تا دستیابی به کارآمدی و ساختار نهادی مشابه ناتو فاصله زیادی دارد.
تغییر آرایش نظامی واشنگتنتیم مارشال، نگارنده برجسته کتاب «جبر جغرافیا» و چهره معتبر ژئوپلیتیک در ساندی تایمز، تاسیس پیمان مکه را در چارچوب بازتعریف نظم نوین جهانی ارزیابی میکند. او تاکید دارد: «هر سه کشور میکوشند ریسک وابستگی به قدرتی بزرگ برای تأمین امنیت خود را کاهش دهند. این رویکرد به معنای قطع ارتباط با ایالات متحده نیست، بلکه نشان میدهد آنها قصد دارند برای مواجهه با احتمال خروج آمریکا از منطقه، نوعی بیمه امنیتی تهیه کنند.
هفته گذشته اخباری مبنی بر بررسی احتمال تعطیلی برخی پایگاههای پنتاگون منتشر شد که پیشتر هدف حملات موشکی ایران قرار گرفته بودند. با توجه به کاهش حضور نظامی آمریکا و بیمیلی چین برای استقرار تجهیزات رزمی در خاورمیانه، شکلگیری ائتلافی منطقهای اقدامی کاملا منطقی به نظر میرسد.»
منبع: جام جم آنلاین