نسخ خطی بخشی از حافظه مکتوب جامعه ایرانی محسوب می‌شوند

نسخ خطی بخشی از حافظه مکتوب جامعه ایرانی محسوب می‌شوند

در این دوره، ضمن تجلیل از مقام علمی استاد علی صدرایی خویی، محقق، کتاب‌شناس، فهرست‌نگار و مصحح، از پدیدآورندگان آثار شاخص و چهره‌های برگزیده حوزه نسخه‌شناسی، نسخه‌پژوهی، تصحیح متون و سایر حوزه‌های مرتبط با نسخ خطی تقدیر به عمل می‌آید. انتخاب و معرفی برترین فعالیت‌های ترویجی در زمینه سیاست‌گذاری، ارزیابی و قیمت‌گذاری نسخ خطی، صحافی، مرمت، دیجیتال‌سازی، اهدای مجموعه‌های شخصی نسخ و اسناد به کتابخانه‌ها، انتشار نشریات و… از محورهای این آیین است.

به این بهانه با مسعود معینی‌پور، رئیس کتابخانه، موزه و اسناد مجلس شورای اسلامی درباره این رویداد به گفت‌وگو نشسته‌ایم. با توجه به این‌که بزرگداشت حامیان نسخ خطی در آستانه هفدهمین دوره است، اساسا اهمیت و جایگاه نسخ خطی را در شرایط کنونی در جامعه چطور ارزیابی می‌کنید و عامه مردم چقدر نسبت به اهمیت این حیطه آگاهی دارند؟ به نظرم برای پاسخ به این پرسش، باید از یک نکته اساسی شروع کرد: نسخ خطی صرفا اشیای قدیمی و ارزشمند نیستند‌؛ آنها بخشی از حافظه مکتوب و ابزار شناخت تاریخ، فرهنگ، اندیشه و هویت جامعه ایرانی محسوب می‌شوند.

اتفاقا شعار هفدهمین دوره، «میراث دیروز، اندیشه امروز»، همین پیوند میان گذشته و امروز را به‌خوبی بیان می‌کند. این دوره پس از یک وقفه چندساله، قرار است ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ برگزار شود. وظیفه ما نسبت به این میراث، در درجه اول حفظ آنهاست، اما تبدیل این گنجینه به داده‌های ارزشمند و بازنمایی جهانی آن باید در اولویت قرار گیرد. دارایی تراثی ما این قابلیت تولید تاریخ جدید را دارد که باید از این ظرفیت استفاده کنیم. من معتقدم نسخ خطی را نباید صرفا به‌عنوان کتاب‌هایی قدیمی و نفیس نگاه کرد. نسخه خطی در واقع بخشی از حافظه مکتوب یک ملت است‌؛

در آن علاوه بر متن یک اثر، اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره تاریخ اجتماعی و فرهنگی، شیوه‌های آموزش و انتقال دانش، زبان و ادبیات، علوم، هنر، کتاب‌آرایی و حتی مناسبات فکری و اجتماعی دوره‌های مختلف تاریخی وجود دارد. به همین دلیل، اهمیت نسخ خطی فقط در قدمت یا ارزش مادی آنها نیست. گاهی نسخه‌ای هرچند از نظر ظاهری چندان نفیس نیست، اما برای شناخت یک دوره تاریخی، یک جریان فکری یا حتی تصحیح و بازسازی یک متن، ارزشی علمی و فوق‌العاده دارد. بنابراین صیانت از نسخ خطی در حقیقت صیانت از بخشی از هویت و حافظه فرهنگی جامعه است.

از سوی دیگر، در شرایط امروز، اهمیت این حوزه شاید بیش از گذشته باشد. ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که سرعت تولید و گردش اطلاعات بسیار زیاد است و بخش قابل توجهی از ارتباطات ما به فضای دیجیتال منتقل شده است. در چنین شرایطی، اگر بخواهیم ارتباط نسل جدید را با ریشه‌های فکری و فرهنگی خود حفظ کنیم، باید میراث مکتوب گذشته را از حالت یک گنجینه صرفا تخصصی خارج و آن را به بخشی از زندگی فرهنگی جامعه تبدیل کنیم. البته اینجا یک نکته مهم وجود دارد و آن، میزان آگاهی عمومی از اهمیت نسخ خطی است. به اعتقاد من، آگاهی عمومی در این زمینه هنوز متناسب با اهمیت این میراث نیست.

بسیاری از مردم وقتی صحبت از نسخه خطی می‌شود، پیش از هر چیز به یک کتاب بسیار قدیمی، گران‌قیمت و احتمالا موزه‌ای فکر می‌کنند‌؛ درحالی‌که ابعاد واقعی این حوزه بسیار گسترده‌تر است. نسخه خطی می‌تواند یک منبع زنده برای پژوهش در تاریخ، ادبیات، فلسفه، علوم، هنر و جامعه‌شناسی باشد. این فاصله میان اهمیت واقعی نسخ خطی و شناخت عمومی از آن، تا حدی به شیوه معرفی این میراث نیز بازمی‌گردد.

اگر نسخه خطی فقط در ویترین نمایش داده شود، طبیعی است که برای بخش بزرگی از جامعه، به‌خصوص نسل جوان، موضوعی دور از دسترس و تخصصی به نظر برسد اما اگر بتوانیم محتوای این آثار را با زبان امروز معرفی و از ظرفیت نمایشگاه‌ها، رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، پادکست‌ها، مستندها و فناوری‌های دیجیتال استفاده کنیم، ارتباط بسیار مؤثرتری میان جامعه امروز و این میراث برقرار خواهد شد. به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر، مفهوم حمایت از نسخ خطی تا حدودی گسترده‌تر شده، درست است؟همین‌طور است، امروز حمایت فقط به معنای نگهداری فیزیکی نسخه نیست‌؛

فهرست‌نویسی، نسخه‌شناسی، تصحیح متون، مرمت، دیجیتال‌سازی، آموزش و فراهم‌کردن امکان دسترسی پژوهشگران به این منابع نیز بخشی از فرآیند حفاظت از میراث خطی محسوب می‌شود. حتی در محورهای هفدهمین آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطی نیز فعالیت‌های ترویجی، دیجیتال‌سازی، مرمت، آموزش و فعالیت‌های مرتبط با فضای مجازی مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین فکر می‌کنم امروز بیش از هر زمان دیگری باید از «حفاظت صرف» به سمت «حفاظت همراه با دسترس‌پذیری و ترویج» حرکت کنیم.

نسخه‌ای که فقط در یک مخزن نگهداری شود، هرچند از نظر حفاظتی ارزشمند است اما زمانی می‌تواند نقش واقعی خود را ایفا کند که امکان شناخت، مطالعه و بهره‌برداری علمی و فرهنگی از آن نیز فراهم باشد. در نهایت، اگر بخواهیم نسل جدید را با نسخ خطی آشتی دهیم، باید نشان داد که این آثار صرفا متعلق به گذشته نیستند‌؛ بلکه می‌توانند پاسخگوی پرسش‌های امروز ما نیز باشند. شاید بهترین تعبیر همان شعار این دوره باشد: «میراث دیروز، اندیشه امروز»‌؛ یعنی گذشته را نه صرفا برای گذشته، بلکه برای فهم بهتر امروز و ساختن آینده مطالعه کنیم.

بنابراین بسیار شایسته است موضوع بحث را از نسخه خطی به‌عنوان «میراث تاریخی» یک قدم جلوتر ببریم و روی دیجیتال‌سازی و دسترسی نسل جوان تأکید کنیم. حتی در پژوهش‌های جدید حوزه نسخه‌های عربی، استفاده از هوش مصنوعی و فناوری‌های تشخیص دستخط تاریخی برای تبدیل تصاویر نسخه‌ها به داده‌های قابل جست‌وجو در حال گسترش است‌؛ یعنی نسخه خطی می‌تواند وارد گفت‌وگوی فناوری و دانش امروز هم بشود.

در سال‌های اخیر که فضای مجازی بر نشریات و کتاب غلبه زیادی داشته است، برخی بر این باورند فرهنگ‌نامه‌ها و نسخ خطی بیش از آن که مورد شناخت عمیق از سوی مخاطبان قرار بگیرند در گوشه کتابخانه‌ها مهجور واقع شده‌اند. چطور می‌توان نسخ خطی و اساسا آثار ارزشمندی ازاین دست را به بطن جامعه برد؟ دقیقا به نظرم مسأله اصلی همین‌جاست. اگر قرار باشد نسخ خطی فقط در مخازن کتابخانه‌ها حفظ شوند، بخش مهمی از کار انجام شده اما رسالت فرهنگی آنها هنوز به سرانجام نرسیده است. حفظ نسخه، نقطه شروع است‌ و زنده‌کردن آن در ذهن و زندگی مردم، مرحله بعدی خواهد بود.

این نقد تا حدود زیادی قابل تأمل است. البته باید توجه داشته باشیم که نخستین وظیفه ما در قبال نسخ خطی، حفظ و صیانت از آنهاست؛‌ اما میراثی که فقط نگهداری گردد و دیده، خوانده و شناخته نشود، نمی‌تواند تمام ظرفیت فرهنگی و تمدنی خود را در جامعه امروز نشان دهد. بنابراین در کنار «حفاظت»، باید مسأله «دسترس‌پذیری» و «ترویج» را نیز جدی بگیریم. اتفاقا فضای مجازی را نباید رقیب نسخ خطی بدانیم‌، بلکه می‌توانیم آن را به فرصتی برای معرفی این آثار تبدیل کنیم.

امروز مخاطب ممکن است فرصت یا امکان مراجعه به یک کتابخانه تخصصی و مشاهده یک نسخه خطی را نداشته باشد اما اگر تصویر نسخه، داستان شکل‌گیری آن، زندگی کاتب یا مؤلف، محتوای اثر و حتی ظرافت‌های هنری آن به زبان ساده و جذاب در فضای مجازی ارائه شود، همان مخاطب می‌تواند برای نخستین بار با این میراث ارتباط برقرار کند. در این زمینه، دیجیتال‌سازی یک ضرورت اساسی است. خوشبختانه در سال‌های اخیر گام‌هایی نیز در این مسیر برداشته شده است. همچنین در برخی مجموعه‌ها، هزاران نسخه اسکن و به‌صورت برخط در اختیار پژوهشگران قرار گرفته است اما دیجیتال‌سازی به‌تنهایی کافی نیست.

این‌که تصویر یک نسخه را روی یک سامانه قرار دهیم، هنوز به معنای «اجتماعی‌کردن» آن نسخه نیست. ما به تولیدمحتوای فرهنگی پیرامون نسخه نیاز داریم. باید از خود بپرسیم این نسخه چه داستانی برای مردم دارد؟ چه چیزی درباره زندگی، اندیشه، زبان، هنر یا دانش ایرانیان در گذشته به ما می‌گوید؟ چه مسأله‌ای را می‌تواند برای انسان امروز روشن کند؟ برای مثال، به‌جای این‌که فقط بگوییم «این نسخه متعلق به قرن هشتم هجری است»، می‌توانیم داستان آن را روایت کنیم: چه کسی آن را نوشته؟ در چه شهری نوشته شده؟ روی چه کاغذی بوده؟ چه کسی آن را خوانده؟ چه حاشیه‌هایی بر آن نوشته شده؟

چه مسیر تاریخی را طی کرده تا امروز به دست ما رسیده است؟ همین روایت‌ها می‌توانند یک شیء ظاهرا دور از دسترس را به یک داستان انسانی و جذاب تبدیل کنند. از سوی دیگر، باید از ظرفیت نسل جوان و ابزارهایی که با آنها زندگی می‌کند استفاده کنیم. پادکست، ویدئوهای کوتاه، مستند، نمایشگاه‌های تعاملی، شبکه‌های اجتماعی، تورهای مجازی کتابخانه‌ها و حتی فناوری‌های هوش مصنوعی می‌توانند در این زمینه بسیار مؤثر باشند. در حال حاضر حتی پروژه‌هایی در ایران برای استفاده از فناوری‌های نوین و هوش مصنوعی در جست‌وجو، تحلیل و بهره‌برداری از نسخه‌های خطی در حال شکل‌گیری است.

نکته مهم دیگر این است که نسخه خطی را نباید فقط برای متخصصان نسخه‌شناسی تعریف کنیم. متخصصان باید کار تخصصی خودشان را انجام دهند‌ اما محصول این دانش باید با زبان‌های مختلف به جامعه عرضه شود. یک نسخه می‌تواند همزمان برای پژوهشگر تاریخ یک منبع علمی باشد، برای هنرمند نمونه‌ای از نگارگری و خوشنویسی، برای دانش‌آموز پنجره‌ای به گذشته و برای مخاطب عمومی یک داستان جذاب از زندگی انسان‌های چند قرن پیش. از این منظر، حتی کتابخانه‌ها و مراکز نگهداری نسخ خطی نیز باید تا حدی از الگوی «مخزن» به سمت الگوی «مرکز فرهنگی فعال» حرکت کنند‌؛

یعنی فقط نگهدارنده نسخه نباشند، بلکه برای معرفی، آموزش، نمایش و ایجاد ارتباط میان مردم و این گنجینه‌ها برنامه داشته باشند. البته این امر باید همراه با رعایت استانداردهای حفاظتی باشد، زیرا اصل نسخه‌های خطی بسیار آسیب‌پذیرند و دسترسی عمومی لزوما به معنای جابه‌جایی و تماس فیزیکی بیشتر با نسخه نیست‌؛ بلکه اتفاقا دیجیتال‌سازی می‌تواند امکان دسترسی گسترده را بدون آسیب به اصل اثر فراهم کند. از سوی دیگر، مسأله دسترسی پژوهشگران نیز اهمیت زیادی دارد.

بله، برخی صاحب‌نظران در سال‌های اخیر بر پراکندگی سیاست‌ها و محدودیت‌های دسترسی در بعضی کتابخانه‌ها تأکید کرده‌اند و تسهیل و یکسان‌سازی سیاست‌های دسترسی را ضروری دانسته‌اند. بنابراین اگر بخواهم خلاصه کنم، برای آوردن نسخ خطی و فرهنگنامه‌ها به بطن جامعه باید سه اتفاق همزمان رخ دهد: نسخه را حفظ کنیم، آن را در دسترس قرار دهیم و برای آن روایت و محتوا تولید کنیم. به گمان من، بزرگ‌ترین خطا این است که تصور کنیم چون مردم امروز کمتر کتاب‌های قدیمی را ورق می‌زنند، پس دیگر علاقه‌ای به گذشته ندارند. مسأله این است که شیوه ارتباط مردم با گذشته تغییر کرده است.

ما باید زبان ارائه میراث را متناسب با زمانه تغییر دهیم، نه این‌که خود میراث را کنار بگذاریم. اگر بتوانیم این پیوند را برقرار کنیم، فضای مجازی نه تنها تهدیدی برای نسخ خطی نخواهد بود، بلکه می‌تواند بزرگ‌ترین ویترین آنها باشد‌؛ ویترینی که در آن، میراث مکتوب از قفسه‌های بسته کتابخانه‌ها بیرون می‌آید و دوباره وارد گفت‌وگوی فرهنگی جامعه می‌شود. مهم‌ترین دستاورد تجلیل از حامیان نسخ خطی از دید شما چیست؟مهم‌ترین دستاورد این آیین، تبدیل مسأله نسخ خطی از یک موضوع صرفا تخصصی به یک دغدغه عمومی و ملی است.

خود تجلیل البته مهم است اما ارزش اصلی آن در این است که جامعه بداند حفظ این میراث، حاصل تلاش مجموعه‌ای از انسان‌هاست‌؛ از مجموعه‌داران و اهداکنندگان گرفته تا نسخه‌شناسان، مرمتگران، کتابداران و پژوهشگران. این را اضافه کنم که مهم‌ترین دستاورد بزرگداشت حامیان نسخ خطی، ایجاد و تقویت فرهنگ پاسداری از میراث مکتوب است. تجلیل از حامیان در ظاهر قدردانی از چند‌ فرد یا مجموعه است اما در واقع پیام بسیار گسترده‌تری دارد‌؛

این پیام که نسخ خطی متعلق به یک‌فرد، یک کتابخانه یا یک دوره تاریخی خاص نیستند، بلکه بخشی از سرمایه فرهنگی و حافظه جمعی جامعه‌اند و حفظ آنها مسئولیتی همگانی است. دراین میان، شاید مهم‌ترین نقش چنین آیینی، دیده‌شدن تلاش‌هایی باشد که معمولا در پشت صحنه اتفاق می‌افتند. بسیاری از کسانی که در شناسایی، گردآوری، خرید، اهدا‌، مرمت، فهرست‌نویسی، تصحیح و دیجیتال‌سازی نسخه‌های خطی فعالیت می‌کنند، ممکن است هیچ‌گاه در معرض توجه عمومی قرار نگیرند. معرفی و تقدیر از آنها در واقع معرفی یک «فرهنگ مسئولیت‌پذیری» است‌؛

یعنی نشان می‌دهیم که یک اثر تاریخی زمانی می‌تواند به نسل‌های بعد برسد که انسان‌هایی برای حفظ آن احساس مسئولیت کنند. از سوی دیگر، این بزرگداشت می‌تواند الگوسازی کند. وقتی یک مجموعه‌دار یا اهداکننده می‌بیند که جامعه علمی و فرهنگی کشور برای حفظ و واگذاری یک مجموعه ارزش قائل است، این پیام به دیگر صاحبان آثار نیز منتقل می‌شود که نگهداری و اهدای نسخ خطی یک اقدام شخصی صرف نیست، بلکه مشارکت در حفظ میراث ملی است. نکته مهم دیگر، ایجاد ارتباط میان نسل‌های مختلف فعالان این حوزه است.

نسخ خطی عرصه‌ای است که در آن دانش سنتی نسخه‌شناسی، کتابداری و مرمت با فناوری‌های جدید مانند دیجیتال‌سازی و هوش مصنوعی در حال پیوند خوردن است. چنین آیینی می‌تواند فرصتی باشد برای این‌که پیشکسوتان، پژوهشگران جوان، کتابخانه‌ها، مجموعه‌داران و مراکز علمی یکدیگر را بهتر بشناسند و همکاری‌های جدیدی شکل بگیرد. البته فکر می‌کنم مهم‌ترین موفقیت این آیین زمانی محقق می‌شود که تجلیل از حامیان فقط به یک مراسم سالانه محدود نماند و به یک جریان مستمر فرهنگی تبدیل شود.

یعنی پس از تقدیر، زمینه معرفی مجموعه‌ها، انتشار فهرست‌ها و پژوهش‌ها، دیجیتال‌سازی منابع، حمایت از پژوهشگران جوان و تسهیل دسترسی علمی به این آثار نیز فراهم شود. در نهایت، اگر بخواهم در یک جمله بگویم، بزرگداشت حامیان نسخ خطی در حقیقت بزرگداشت فرهنگ امانت‌داری در برابر تاریخ است. کسانی که امروز از یک نسخه خطی حفاظت می‌کنند، در واقع آن را برای خودشان نگه نمی‌دارند‌؛ آنها بخشی از حافظه فرهنگی ما را از گذشته تحویل می‌گیرند و به نسل آینده می‌سپارند. به همین دلیل، ارزش این اقدام بسیار فراتر از یک تقدیر ساده است.

درحال حاضر چه تعداد نسخ خطی در کتابخانه مجلس قراردارد و این اثار چه بازه‌هایی از زمان را در برمی‌گیرند؟درباره تعداد نسخه‌های خطی کتابخانه مجلس، آمارهای منتشرشده در سال‌های مختلف متفاوت است و به نظر می‌رسد بخشی از این اختلاف ناشی از اضافه‌شدن مجموعه‌های اهدایی و خریداری‌شده و نیز تفاوت میان «نسخه» و «مجلد» باشد.

براساس منابع قدیمی‌تر، گنجینه نسخ خطی کتابخانه مجلس بیش از ۲۴ هزار مجلد اعلام شده بود اما در فهرست‌های بعدی و آمارهای مبتنی بر مجموعه‌های فهرست‌شده، رقم بالاتری گزارش شده و در برخی آمارهای تخصصی، تعداد مجلدات نسخ خطی به بیش از 28 هزار جلد رسیده است. با توجه به این‌که هر جلد نسخه خطی حاوی یک یا بیش از چند رساله خطی است می‌توان گفت تعداد واقعی رساله‌ها یا کتاب‌های خطی به بیش از 80 هزار عنوان می‌رسد. از نظر زمانی هم این مجموعه دامنه بسیار گسترده‌ای دارد.

قدیمی‌ترین نسخه‌های کتابخانه به قرون سوم و چهارم هجری می‌رسند و در کنار آنها نسخه‌های متعددی از قرون پنجم و ششم و دوره‌های بعدی وجود دارد. در واقع، مجموعه نسخ خطی مجلس را می‌توان مجموعه‌ای دانست که از قرون نخستین دوره اسلامی تا دوره قاجار و حتی روزگار معاصر را دربرمی‌گیرد. همین قدمت، تنوع و اهمیت نسخ خطی باعث شده پژوهشگران حوزه تمدن، فرهنگ و تاریخ علم از ایران و جهان به این کتابخانه سرازیر شوند.

بر کسی پوشیده نیست که کتابخانه مجلس یکی از مهم‌ترین گنجینه‌های نسخ خطی کشور را در اختیار دارد و مجموعه آن حاصل بیش از یک قرن گردآوری، خرید، اهدا و انتقال مجموعه‌های مختلف است. اهمیت این مجموعه فقط در تعداد آن نیست‌؛ بلکه تنوع زمانی، موضوعی، زبانی و جغرافیایی آن اهمیت بسیار زیادی دارد. می‌توان گفت که در همه زمینه‌های علوم بشری و الهی که تا زمان کتابت این کتب جاری و ساری بوده است در این کتابخانه کتاب خطی نگهداری می‌شود.

به خصوص این‌که خانواده‌های قدیمی و علمی در جمع‌آوری کتاب‌های نفیس بسیار کوشا بودند و در سال‌های بعد تعدادی از همین نسخ خطی به کتابخانه مجلس اهدا شده یا از وارثان آنان خریداری شده است. قدیمی‌ترین نسخه‌های موجود در کتابخانه به قرون سوم و چهارم هجری می‌رسند و نمونه‌هایی از قرون پنجم و ششم و دوره‌های بعد نیز در این مجموعه وجود دارد. بنابراین این گنجینه طیف وسیعی از تاریخ فرهنگ و دانش ایران و جهان اسلام را پوشش می‌دهد و تا دوره‌های متأخر تاریخی و معاصر امتداد پیدا می‌کند. از نظر محتوایی نیز با مجموعه‌ای بسیار متنوع مواجهیم‌؛

از قرآن‌ها و متون دینی و تفسیری گرفته تا آثار فلسفی، کلامی، عرفانی، پزشکی، نجوم، ریاضیات، تاریخ، جغرافیا، ادبیات و علوم مختلف. در کنار متن اصلی، بسیاری از این نسخه‌ها از جهت خوشنویسی، تذهیب، نگارگری، حواشی، یادداشت‌های مالکان و خوانندگان و شیوه کتاب‌آرایی نیز ارزش‌های مستقل و منحصربه‌فردی دارند. به همین دلیل، اگر بخواهیم درباره گنجینه نسخ خطی مجلس صحبت کنیم، بهتر است آن را صرفا مجموعه‌ای از چند ده هزار کتاب قدیمی ندانیم‌؛ بلکه باید آن را یک آرشیو زنده از تاریخ اندیشه و دانش تلقی کنیم.

هر نسخه می‌تواند بخشی از مسیر انتقال دانش در ایران و جهان اسلام را برای ما روشن کند. نکته مهم دیگر این است که کتابخانه مجلس طی دهه‌های گذشته تلاش کرده است در کنار حفاظت فیزیکی، فهرست‌نویسی و دیجیتال‌سازی این منابع را نیز توسعه دهد. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا هدف نهایی فقط نگهداری نسخه‌ها نیست‌؛ بلکه باید امکان مطالعه و بهره‌برداری علمی از آنها نیز برای پژوهشگران فراهم شود. در واقع، ارزش گنجینه نسخ خطی مجلس در کنار قدمت آن، در این است که بخش مهمی از تاریخ علمی، فرهنگی و فکری ایران را می‌توان از خلال همین آثار بازخوانی کرد.

در یک سال گذشته باتوجه به دو جنگ دوازده روزه و رمضان، جامعه بیش از گذشته به سمت وسوی مفهوم هویت ملی توجه نشان داده است، چنانچه بزرگداشت فردوسی، ر وز زبان فارسی و دیگر مناسبت‌ها حکایت از این مسأله دارد که مردم علاقه‌مندند تاریخ و فرهنگ گذشه خود را بشناسند، بااین حال برگزاری این مراسم و تکریم حامیان نسخ خطی چقدر می‌تواند در تقویت هویت ملی نقش داشته باشد؟ حتما. به‌نظرم این سؤال فرصت خوبی است که پاسخ از سطح «اهمیت نسخ خطی» فراتر برود و به یک بحث کلان‌تر یعنی رابطه میراث مکتوب با هویت ملی برسد.

فقط بهتر است هویت ملی را مفهومی فراگیر، تاریخی و فرهنگی بدانیم، نه‌صرفا واکنشی به رویدادهای سیاسی یا نظامی. با توجه به التفات بیشتر جامعه به مفهوم هویت ملی در یک سال گذشته، برگزاری مراسمی مانند بزرگداشت حامیان نسخ خطی و تکریم فعالان این حوزه، نقش مهمی در تقویت هویت ملی نقش دارد. زیرا اگر بخواهیم درباره هویت ملی به‌شکل عمیق و ماندگار صحبت کنیم، باید آن را فراتر از واکنش‌های مقطعی به حوادث و رویدادهای روز ببینیم. هویت ملی حاصل یک پیوستار تاریخی است‌؛

مجموعه‌ای از زبان، ادبیات، اندیشه، دانش، هنر، خاطره تاریخی و میراث فرهنگی که در طول قرن‌ها شکل گرفته و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. از این منظر، نسخ خطی یکی از مهم‌ترین منابع شناخت این پیوستار تاریخی هستند. در واقع، نسخه خطی فقط یک کتاب قدیمی نیست که بدانیم در چه‌سالی و توسط چه‌کسی نوشته شده است. هر نسخه می‌تواند تصویری از یک دوره از زندگی فکری و فرهنگی مردم این سرزمین به ما ارائه دهد. وقتی یک نسخه پزشکی را مطالعه می‌کنیم، با تاریخ دانش و طب مواجه می‌شویم‌؛ وقتی یک نسخه ادبی را می‌خوانیم، با زبان و ذوق ادبی مردم یک دوره روبه‌رو می‌شویم‌؛

در یک کتاب تاریخی، نگاه انسان‌های آن دوره به گذشته و جامعه خود را می‌بینیم و در یک نسخه فلسفی یا عرفانی، با بخشی از تاریخ اندیشه مواجه می‌شویم. بنابراین، نسخ خطی یکی از مستندترین ابزارهای گفت‌وگو با گذشته هستند و شناخت گذشته، یکی از پایه‌های شکل‌گیری هویت تاریخی و ملی است. از این منظر، برگزاری بزرگداشت حامیان نسخ خطی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. این مراسم فقط یک برنامه برای تقدیر از چند‌فرد یا مجموعه نیست‌؛ بلکه فرصتی است برای این‌که به جامعه یادآوری کنیم بخشی از هویت فرهنگی ما در همین گنجینه‌های مکتوب نهفته است.

وقتی از فردی که سال‌ها برای حفظ، جمع‌آوری، مرمت یا معرفی یک نسخه تلاش کرده است تقدیر می‌کنیم، در واقع از یک رفتار فرهنگی ارزشمند تقدیر کرده‌ایم: حفظ میراثی که متعلق به همه نسل‌هاست. البته برای این‌که چنین‌مراسمی واقعا در تقویت هویت ملی مؤثر باشد، نباید در سطح یک مراسم تشریفاتی باقی بماند. باید از این فرصت برای معرفی عمومی گنجینه‌های مکتوب کشور استفاده کرد. مردم باید بدانند در کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی ما چه آثاری نگهداری می‌شود و این آثار چه‌چیزی درباره گذشته ایران به ما می‌گویند. در اینجا نقش نسل جوان بسیار مهم است.

اگر یک نوجوان یا جوان امروز احساس کند نسخه خطی صرفاً یک شیء قدیمی است که پشت ویترین قرار گرفته، طبیعی است که ارتباطی با آن برقرار نکند اما اگر بتوانیم نشان دهیم که در این نسخه‌ها درباره پزشکی، نجوم، معماری، ادبیات، فلسفه، جغرافیا، سبک زندگی و بسیاری از موضوعاتی که هنوز برای انسان امروز جذاب است، مطالب ارزشمند وجود دارد، آنگاه این میراث از یک «شیء موزه‌ای» به یک «منبع شناخت» تبدیل می‌شود. به همین دلیل، من معتقدم هویت ملی زمانی پایدار می‌شود که شناخت ما از گذشته، مستند و آگاهانه باشد.

نسخ خطی می‌توانند در این مسیر نقش بسیار مهمی داشته باشند، زیرا ما را با یک گذشته واقعی و چندلایه مواجه می‌کنند‌؛ گذشته‌ای که باید آن را شناخت، نقد کرد و از آن آموخت، نه این‌که صرفا آن را ستایش کرد. در عین حال، باید مراقب باشیم که مفهوم هویت ملی را به معنای حذف یا نادیده گرفتن تنوع فرهنگی ندانیم. یکی از زیبایی‌های میراث مکتوب ایران دقیقا در تنوع آن است‌؛ تنوع زبان‌ها، گویش‌ها، ادیان، جریان‌های فکری، مناطق جغرافیایی و سنت‌های علمی و هنری.

همین تنوع در کنار عناصر مشترکی مانند زبان و ادبیات فارسی، تاریخ و خاطره مشترک، می‌تواند تصویری واقعی‌تر و غنی‌تر از هویت ایرانی به ما ارائه دهد. از این منظر، بزرگداشت حامیان نسخ خطی می‌تواند حلقه‌ای میان گذشته، امروز و آینده باشد. ما گذشته را حفظ می‌کنیم، آن را به زبان امروز معرفی می‌کنیم و در اختیار نسل آینده قرار می‌دهیم. اگر این اتفاق بیفتد، تکریم حامیان نسخ خطی فقط تقدیر از گذشته نیست‌؛ بلکه نوعی سرمایه‌گذاری فرهنگی برای آینده کشور است.

به‌گمان من، در شرایطی که جامعه بیش از گذشته درباره هویت و ریشه‌های فرهنگی خود پرسش می‌کند، بهترین پاسخ این است که امکان شناخت این ریشه‌ها را فراهم کنیم. هویت ملی با شعار ساخته نمی‌شود‌؛ با شناخت، تجربه، حافظه و ارتباط زنده با میراث مشترک ساخته می‌شود. نسخ خطی یکی از مهم‌ترین بخش‌های این حافظه مکتوب‌اند و بزرگداشت کسانی که برای حفظ آن تلاش می‌کنند، می‌تواند این پیام را به جامعه منتقل کند که گذشته ما نه یک امر دور و دست‌نیافتنی، بلکه سرمایه‌ای برای فهم امروز و ساختن فرداست.

چقدر برای صیانت از نسخ خطی تلاش صورت گرفته و ارگان‌های مرتبط دراین زمینه چقدر پای کار هستند؟ به‌نظرم اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، در حوزه صیانت از نسخ خطی کارهای ارزشمندی انجام شده اما هنوز تا رسیدن به یک نظام جامع، هماهنگ و ملی فاصله داریم. امروز دیگر حفاظت فقط به‌معنای نگهداری نسخه در مخزن نیست، گرچه همان هم اقدام مهمی است و به‌عنوان مثال ما برای حفاظت و صیانت از این میراث اقدامات گسترده‌ای انجام داده‌ایم از جمله تهیه صندوق‌های نسوز و..

اما مرمت، استانداردهای حفاظتی، فهرست‌نویسی، دیجیتال‌سازی، آموزش نیروی متخصص و فراهم‌کردن دسترسی پژوهشگران، همه اجزای صیانت هستند. واقعیت این است که در سال‌های گذشته تلاش‌های قابل توجهی برای حفاظت و صیانت از نسخ خطی کشور صورت گرفته و نمی‌توان این تلاش‌ها را نادیده گرفت. امروز در بسیاری از کتابخانه‌ها و مراکز تخصصی، حفاظت فیزیکی، مرمت، فهرست‌نویسی و دیجیتال‌سازی به‌صورت جدی دنبال می‌شود و مجموعه‌ای از متخصصان و کارشناسان در این حوزه فعالیت می‌کنند.

برای نمونه، در کتابخانه مجلس، موضوع حفاظت و مرمت منابع سال‌هاست به‌صورت تخصصی دنبال می‌شود و در کنار آن، دیجیتال‌سازی نسخه‌ها نیز مورد توجه بوده است. در گزارش‌های منتشرشده از این مجموعه، از دیجیتال‌سازی هزاران نسخه خطی و ایجاد امکان دسترسی پژوهشگران به تصاویر دیجیتال آنها سخن گفته شده است. از سوی دیگر، همکاری‌های جدید میان مراکز علمی و کتابخانه‌ها نشان می‌دهد که رویکرد دیجیتال‌سازی همچنان در‌حال گسترش است.

همچنین این‌که هفدهمین آیین ملی بزرگداشت حامیان نسخ خطی با همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس برگزار می‌شود، خود نشان‌دهنده این است که مجموعه‌ای از نهادهای اصلی کشور در این حوزه فعال‌اند. جالب این‌که در محورهای این آیین، علاوه بر نگهداری و مرمت، موضوعاتی مانند دیجیتال‌سازی، آموزش نسخه‌شناسی، مجموعه‌داری، تصحیح متون و خدمات کتابداری نیز مورد توجه قرار گرفته است اما در کنار این اقدامات، من معتقدم نباید تصور کنیم که مساله صیانت از نسخ خطی کاملا حل شده است.

یکی از نیازهای جدی امروز، ایجاد هماهنگی بیشتر میان دستگاه‌ها و تدوین استانداردهای مشترک در زمینه نگهداری، مرمت، فهرست‌نویسی، دیجیتال‌سازی و ارائه خدمات به پژوهشگران است. در واقع، ما مجموعه‌های ارزشمند متعددی در کشور داریم اما این گنجینه‌ها در اختیار نهادهای مختلف قرار دارند و طبیعی است که امکانات، بودجه، نیروی انسانی و سیاست‌های آنها یکسان نباشد. مساله نیروی انسانی متخصص نیز بسیار مهم است. صیانت از یک نسخه خطی فقط به داشتن یک مخزن مناسب یا دستگاه اسکن محدود نمی‌شود.

ما به نسخه‌شناس، مرمت‌گر، فهرست‌نویس، کتابدار متخصص، متخصص فناوری اطلاعات و پژوهشگرانی نیاز داریم که بتوانند در کنار یکدیگر کار کنند. حفظ دانش و تجربه پیشکسوتان این حوزه و تربیت نسل جدید متخصصان، یکی از ضرورت‌های جدی است. از طرف دیگر، دیجیتال‌سازی را باید بخشی از صیانت بدانیم، نه جایگزین اصل نسخه. نسخه دیجیتال از یک سو امکان دسترسی گسترده‌تر را فراهم می‌کند و از سوی دیگر مراجعه غیرضروری به اصل نسخه را کاهش می‌دهد‌ اما خود داده‌های دیجیتال نیز نیازمند نگهداری، پشتیبان‌گیری، استانداردسازی و به‌روزرسانی هستند. بنابراین صیانت امروز یک فرآیند چندلایه است.

در این زمینه، نقش دولت و دستگاه‌های متولی بسیار مهم است اما کافی نیست. کتابخانه‌ها، دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمی، مجموعه‌داران خصوصی، واقفان، خیرین، پژوهشگران و حتی فعالان فناوری باید در یک زنجیره واحد قرار بگیرند. یکی از اهداف مهم بزرگداشت حامیان نسخ خطی نیز دقیقا همین است که نشان دهد حفظ این میراث فقط وظیفه یک سازمان نیست و نیازمند مشارکت یک جامعه فرهنگی گسترده است.

اگر بخواهم وضعیت امروز را در یک جمله جمع‌بندی کنم، می‌گویم: ما در زمینه صیانت از نسخ خطی از مرحله «حفظ سنتی» عبور کرده‌ایم و وارد مرحله «حفاظت علمی و دیجیتال» شده‌ایم اما هنوز به یک شبکه منسجم و سیاست ملی یکپارچه نیاز داریم. به‌خصوص در شرایطی که فناوری با سرعت زیادی در حال تغییر است، باید از فرصت‌های جدید استفاده کنیم. امروز حتی در سطح بین‌المللی، استفاده از هوش مصنوعی برای خوانش و تحلیل دست‌نوشته‌های تاریخی در حال توسعه است‌؛

بنابراین می‌توانیم از فناوری نه فقط برای تصویربرداری و آرشیو، بلکه برای فهرست‌نویسی، جست‌وجو و دسترس‌پذیر‌کردن محتوای نسخه‌ها نیز بهره بگیریم. در نهایت، صیانت واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که نسخه را از سه خطر همزمان حفظ کنیم: نابودی فیزیکی، فراموشی علمی و مهجور ماندن اجتماعی. برای خطر اول مرمت و حفاظت لازم است، برای دومی پژوهش و فهرست‌نویسی و برای سومی ترویج، آموزش و دیجیتال‌سازی. اگر این سه در کنار هم قرار بگیرند، می‌توانیم بگوییم که واقعا از میراث مکتوب کشور صیانت کرده‌ایم.

این را هم اضافه کنم که رسانه‌های گروهی از جمله شبکه‌های اجتماعی در کمک به متولیان صیانت از کتب خطی نقش مهمی دارند. زیرا رسانه‌ها می‌توانند توجه جامعه به کتاب‌ها خطی را افزایش دهند.

منبع: جام جم آنلاین