مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها؛ پولی که می‌تواند شغل بسازد، نه فقط گزارش عملکرد

مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها؛ پولی که می‌تواند شغل بسازد، نه فقط گزارش عملکرد

مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها؛ پولی که می‌تواند شغل بسازد، نه فقط گزارش عملکرد در سال‌های اخیر، مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؛ از ساخت مدرسه و تجهیز مراکز درمانی تا حمایت از فعالیت‌های فرهنگی، محیط زیست و طرح‌های محرومیت‌زدایی. این اقدامات در جای خود ارزشمند و ضروری هستند، اما یک پرسش اساسی همچنان پابرجاست: منابعی که در قالب مسئولیت اجتماعی هزینه می‌شوند، تا چه اندازه به حل مسائل پایدار جامعه کمک می‌کنند؟ مسئولیت اجتماعی زمانی می‌تواند اثرگذاری واقعی داشته باشد که از یک «هزینه» به یک «سرمایه‌گذاری» تبدیل شود؛

سرمایه‌گذاری‌ای که در کنار ایجاد اثر اجتماعی، ظرفیت اقتصادی جدید نیز در جامعه ایجاد کند. یکی از مهم‌ترین حوزه‌هایی که می‌تواند از این نگاه بهره‌مند شود، اشتغال جوانان است. بیکاری جوانان صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست. جوانی که از درآمد پایدار برخوردار نیست، در تصمیم‌گیری برای آینده، استقلال اقتصادی و تشکیل زندگی مستقل با دشواری بیشتری مواجه است. از سوی دیگر، بیکاری طولانی‌مدت در کنار عوامل متعدد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی می‌تواند زمینه‌ساز کاهش امید اجتماعی و تشدید برخی آسیب‌های اجتماعی شود. از این منظر، اشتغال را باید فراتر از یک شاخص اقتصادی دید؛

اشتغال بخشی از سیاست اجتماعی و یکی از مؤلفه‌های توانمندسازی جوانان است. همین نگاه می‌تواند تعریف ما از مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها را نیز تغییر دهد. از هزینه‌کرد اجتماعی به سرمایه‌گذاری اجتماعی در رویکرد سنتی، موفقیت یک برنامه مسئولیت اجتماعی عمدتاً با میزان منابع اختصاص‌یافته، تعداد پروژه‌های اجراشده یا تعداد برنامه‌های برگزارشده سنجیده می‌شود. اما در یک رویکرد توسعه‌گرا، پرسش مهم‌تر این است: این منابع چه ظرفیتی در جامعه ایجاد کرده‌اند و این ظرفیت پس از پایان حمایت شرکت تا چه اندازه باقی خواهد ماند؟ فرض کنیم مسئله اصلی یک منطقه، بیکاری جوانان است.

برگزاری دوره آموزشی، به‌خودی‌خود اشتغال ایجاد نمی‌کند. اگر مهارت آموزش‌داده‌شده متناسب با نیاز بازار نباشد، اگر فرد به فرصت اقتصادی متصل نشود و اگر بازار فروش برای محصول یا خدمت او وجود نداشته باشد، آموزش به تنهایی نمی‌تواند مسئله را حل کند. همین موضوع درباره تسهیلات نیز صادق است. منابع مالی زمانی می‌توانند به اشتغال پایدار منجر شوند که در کنار مهارت، مدل کسب‌وکار، بازار و پشتیبانی قرار گیرند.

بنابراین اشتغال پایدار را باید در قالب یک زنجیره دید: نیازسنجی ← مهارت ← کسب‌وکار ← تأمین مالی ← بازار ← درآمد ← اشتغال پایدار این زنجیره می‌تواند یکی از مبناهای طراحی برنامه‌های مسئولیت اجتماعی در حوزه اشتغال باشد. ظرفیت شرکت‌ها فقط منابع مالی نیست در بحث مسئولیت اجتماعی، معمولاً نخستین چیزی که دیده می‌شود منابع مالی شرکت‌هاست؛ در حالی که شرکت‌های بزرگ ظرفیت‌های دیگری نیز در اختیار دارند که گاهی از منابع مالی ارزشمندترند: بازار، زنجیره تأمین، دانش تخصصی، شبکه توزیع، تجهیزات، نیروی انسانی و ارتباطات اقتصادی.

اگر این ظرفیت‌ها در طراحی برنامه‌های اجتماعی به کار گرفته شوند، اثرگذاری CSR می‌تواند چند برابر شود. برای مثال، یک صنعت بزرگ که در یک منطقه فعالیت می‌کند، می‌تواند بخشی از منابع مسئولیت اجتماعی خود را به آموزش و توانمندسازی جوانان همان منطقه اختصاص دهد؛ اما مرحله مهم‌تر این است که بخشی از ظرفیت زنجیره تأمین خود را نیز به کسب‌وکارهای محلی و افراد توانمندشده متصل کند. در این مدل، یک برنامه اجتماعی می‌تواند همزمان به آموزش، ایجاد کسب‌وکار، شکل‌گیری بازار، تولید درآمد و ایجاد اشتغال منجر شود.

این همان نقطه‌ای است که مسئولیت اجتماعی از کمک‌کردن عبور می‌کند و به فرصت‌سازی می‌رسد. اشتغال؛ یک مسئله اقتصادی با پیامدهای اجتماعی نگاه صرفاً اقتصادی به اشتغال، بخشی از واقعیت را نادیده می‌گیرد. پشت هر شغل، یک انسان قرار دارد؛ انسانی که با درآمد خود برای آینده تصمیم می‌گیرد، استقلال اقتصادی پیدا می‌کند و امکان بیشتری برای ساختن یک زندگی مستقل خواهد داشت. از همین زاویه، حمایت از اشتغال جوانان می‌تواند در کنار آثار اقتصادی، پیامدهای اجتماعی نیز داشته باشد. البته نباید همه مسائل مربوط به ازدواج یا آسیب‌های اجتماعی را به اشتغال تقلیل داد.

تشکیل خانواده، کاهش آسیب‌های اجتماعی و افزایش امید اجتماعی، مجموعه‌ای از عوامل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی را دربرمی‌گیرد. اما نمی‌توان نقش اشتغال پایدار و استقلال اقتصادی را نیز در این میان نادیده گرفت. در چنین چارچوبی، مفهوم «اشتغال ازدواج‌محور» نیز معنای دقیق‌تری پیدا می‌کند؛ نه به این معنا که بنگاه اقتصادی متولی ازدواج شود، بلکه به این معنا که ایجاد فرصت شغلی و درآمد پایدار برای جوانان، یکی از زیرساخت‌های اقتصادی زندگی مستقل و تشکیل خانواده است.

پیشگیری از آسیب‌ها، فقط پس از وقوع آنها آغاز نمی‌شود در بسیاری از سیاست‌های اجتماعی، بخش قابل توجهی از تمرکز بر مداخله پس از شکل‌گیری آسیب است. در حالی که پیشگیری می‌تواند بسیار زودتر آغاز شود. جوانی که مهارت دارد، شغل دارد، درآمد دارد و احساس می‌کند برای آینده خود امکان برنامه‌ریزی دارد، لزوماً از همه آسیب‌های اجتماعی مصون نیست؛ اما بخشی از زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی آسیب می‌تواند کاهش پیدا کند. بنابراین اشتغال جوانان را می‌توان یکی از اجزای سیاست پیشگیری نیز دانست؛ البته در کنار سیاست‌های فرهنگی، اجتماعی، آموزشی و حمایتی.

این نگاه، مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها را از یک فعالیت جانبی به بخشی از راهبرد توسعه اجتماعی مناطق تبدیل می‌کند. گزارش CSR باید از «هزینه» به «اثر» تغییر کند یکی از مهم‌ترین اصلاحات مورد نیاز، تغییر شیوه ارزیابی عملکرد مسئولیت اجتماعی است. گزارش CSR نباید صرفاً به این پرسش‌ها پاسخ دهد که چه میزان منابع هزینه شده و چه تعداد پروژه اجرا شده است. پرسش‌های مهم‌تری باید مطرح شود: چند نفر توانمند شدند؟ چند کسب‌وکار شکل گرفت؟ چند شغل پایدار ایجاد شد؟ چه میزان درآمد جدید ایجاد شد؟ چند کسب‌وکار پس از پایان حمایت همچنان فعال ماندند؟

و شاید مهم‌تر از همه: اگر حمایت شرکت متوقف شود، چه ظرفیتی از این سرمایه‌گذاری در جامعه باقی خواهد ماند؟ پاسخ به این سؤال، می‌تواند تفاوت میان یک هزینه اجتماعی و یک سرمایه‌گذاری اجتماعی واقعی را مشخص کند. مسئولیت اجتماعی؛ فرصتی برای توسعه محلی شرکت‌های بزرگ به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند نفت، گاز، پتروشیمی، معدن و صنایع مادر، در بسیاری از موارد در مناطقی فعالیت می‌کنند که مسائل توسعه‌ای خاص خود را دارند. در چنین مناطقی، مسئولیت اجتماعی می‌تواند از پروژه‌های پراکنده فاصله بگیرد و به سمت توسعه محلی و توانمندسازی اقتصادی جامعه پیرامونی حرکت کند.

به جای آنکه فقط برای جامعه پیرامونی هزینه کنیم، می‌توان بخشی از ظرفیت اقتصادی شرکت را برای توسعه همان جامعه به کار گرفت. این تغییر نگاه، هم برای جامعه محلی ارزش ایجاد می‌کند و هم می‌تواند در بلندمدت به ایجاد محیط اجتماعی و اقتصادی باثبات‌تر برای فعالیت شرکت کمک کند. در این مدل، دولت، بخش خصوصی، نهادهای اجتماعی و جامعه محلی هر کدام نقش مشخصی دارند و مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها نیز می‌تواند به عنوان یکی از ابزارهای تأمین مالی و اجرای برنامه‌های توسعه‌ای مورد استفاده قرار گیرد. معیار موفقیت چیست؟

به نظر می‌رسد زمان آن رسیده است که در ارزیابی مسئولیت اجتماعی، یک سؤال جدید را جدی بگیریم: «با منابعی که هزینه کردیم، چه ظرفیتی ساختیم؟» ساخت مدرسه، تجهیز درمانگاه، حمایت از محیط زیست و سایر اقدامات اجتماعی ارزشمندند؛ اما اگر در کنار آنها بتوان یک جوان را توانمند کرد، یک کسب‌وکار ایجاد کرد، یک شغل پایدار ساخت و امکان درآمدزایی و زندگی مستقل را برای فردی فراهم کرد، اثر اجتماعی سرمایه‌گذاری می‌تواند چند برابر شود. مسئولیت اجتماعی نه قرار است جای دولت را بگیرد و نه باید به ابزار تبلیغاتی شرکت‌ها تقلیل پیدا کند. CSR می‌تواند بخشی از یک نگاه توسعه‌ای باشد؛

نگاهی که در آن منابع شرکت‌ها فقط برای جامعه هزینه نمی‌شوند، بلکه بخشی از ظرفیت اقتصادی شرکت برای توانمند کردن جامعه و ایجاد فرصت به کار گرفته می‌شود. شاید تفاوت اصلی میان مسئولیت اجتماعی سنتی و مسئولیت اجتماعی توسعه‌گرا همین باشد: در اولی، پول خرج می‌شود؛ در دومی، ظرفیت ساخته می‌شود. و امروز، جامعه بیش از هر زمان دیگری به ظرفیت‌های ماندگار نیاز دارد. پول مسئولیت اجتماعی نباید فقط هزینه شود؛ بخشی از آن باید به فرصت، درآمد، اشتغال و آینده تبدیل شود.

منبع: جهان اقتصاد