تئاتر کودک نیازمند انرژی مضاعف و توجه جدی به مخاطب است

تئاتر کودک نیازمند انرژی مضاعف و توجه جدی به مخاطب است

فرزاد فرهادنیا، بازیگر نمایش «کلاغ‌ها» در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری آنا، با اشاره به تجربه حضور خود در این اثر موزیکال و نقش‌آفرینی در قالب شخصیت «درخت چنار»، گفت: تئاتر کودک به دلیل صراحت و بی‌پیرایگی مخاطبان خود، یکی از دشوارترین گونه‌های بازیگری است و بازیگر باید تمام انرژی و توان خود را برای حفظ توجه کودکان به کار بگیرد. نمایش «کلاغ‌ها» با کارگردانی علیرضا شریفی‌نیا، تجربه‌ای در حوزه تئاتر کودک و نوجوان است که در آن گروهی از بازیگران بزرگسال و کودکان در کنار یکدیگر روی صحنه حضور دارند.

این اثر با بهره‌گیری از عناصر موزیکال، حرکت، موسیقی و شخصیت‌پردازی متنوع تلاش می‌کند ارتباطی مستقیم و جذاب با مخاطب کودک برقرار کند. فرزاد فرهادنیا، بازیگر مشهدی این نمایش، در کنار فعالیت در عرصه تئاتر و سینما، سابقه فعالیت در حوزه موسیقی و خوانندگی نیز دارد. او در «کلاغ‌ها» ایفاگر نقش «درخت چنار» است؛ شخصیتی که به گفته خودش از نماد‌های اصیل و شناخته‌شده طبیعت و فرهنگ ایران محسوب می‌شود.

فرهادنیا در گفت‌و‌گو با «آنا» درباره ویژگی‌های این شخصیت، شیوه هدایت بازیگران، تجربه همکاری با کودکان، دشواری‌های بازیگری در تئاتر کودک، وضعیت اقتصادی این حوزه، واکنش مخاطبان مشهدی و ضرورت توجه بیشتر به تئاتر کودک سخن گفت. «درخت چنار» برای من نماد اصالت و پایداری است نقش شما در نمایش «کلاغ‌ها» چیست و چه ویژگی‌هایی از این شخصیت برای شما جذاب بود؟ من ساکن مشهد هستم و مدرک تحصیلی من دیپلم کامپیوتر است و در زمینه موسیقی و خوانندگی نیز فعالیت دارم.

از طریق یکی از دوستانم به گروه نمایش «کلاغ‌ها» معرفی شدم و به واسطه همان دوست با آقای علیرضا شریفی‌نیا، کارگردان نمایش، آشنا شدم. ایشان لطف کردند و نقش «درخت چنار» را به من سپردند و در حال حاضر نیز این نقش را در نمایش ایفا می‌کنم. درخت چنار یکی از درختان نمادین و محبوب در ایران است و ویژگی‌های شخصیتی آن را می‌توان به شکل‌های مختلفی توصیف کرد. برای من، چنار شخصیتی بزرگ‌منش و برخوردار از سایه‌ای گسترده دارد؛ شبیه بزرگ خاندان که از همه حمایت می‌کند. در عین حال، باهوش و سازگار است و می‌تواند در شرایط آب‌وهوایی مختلف رشد کند؛

از کنار جویبار گرفته تا خیابان‌های شلوغ شهر. چنار همچنین درختی صبور و مقاوم است که سال‌ها عمر می‌کند و در برابر آلودگی و خشکی نیز مقاومت قابل توجهی دارد. ریشه‌دار و اصیل است و می‌تواند نمادی از پایداری و تعلق به یک سرزمین باشد. از نظر ظاهری نیز درختی خوش‌قیافه و با شخصیت است؛ تنه‌ای با طرح‌های خاص و برگ‌هایی پنجه‌ای و زیبا دارد. مجموعه این ویژگی‌ها باعث شد شخصیت درخت چنار برای من جذاب باشد و از ایفای این نقش لذت ببرم. تمرین‌های حرکتی «کلاغ‌ها» با دقت و فشردگی دنبال شد کارگردان، علیرضا شریفی‌نیا، چه رویکردی برای هدایت بازیگران در این اثر موزیکال داشت؟

آیا تمرین‌های حرکتی و آوازی خاصی داشتید؟ تمرین‌های منظم و تکنیکال بخش مهمی از روند آماده‌سازی این نمایش بود و از بازیگران انتظار می‌رفت حرکات را با دقت اجرا کنند. آقای شریفی‌نیا با توجه به سابقه‌ای که در طراحی حرکتی برای تئاتر دارند، برای نمایش موزیکال «کلاغ‌ها» تمرین‌های حرکتی فشرده‌ای در نظر گرفتند. ایشان تلاش زیادی کردند تا بچه‌ها و سایر بازیگران به اصطلاح در مسیر درست اجرا قرار بگیرند و بتوانند به یک اجرای خوب و موفق برسند.

این تمرین‌ها فقط برای یادگیری چند حرکت مشخص نبود، بلکه مجموعه‌ای از هماهنگی‌ها را میان بازیگران ایجاد می‌کرد تا حرکت، موسیقی، بازی و فضای کلی نمایش در کنار یکدیگر قرار بگیرند. به نظرم آقای شریفی‌نیا در این زمینه بسیار تلاش کردند و ما بابت زحماتی که برای آماده‌سازی گروه کشیدند، از ایشان تشکر می‌کنیم. حضور کودکان، فضای گروه را سرشار از انرژی می‌کند آنا: هم‌بازی بودن با گروهی متشکل از بزرگسالان و کودکان، چه چالش‌ها و شیرینی‌هایی برای شما داشت؟ مدیریت صحنه با این گروه چگونه بود؟ فرهادنیا: به نظر من حضور کودکان در یک گروه نمایشی بسیار تأثیرگذار است.

انرژی مضاعف کودکان می‌تواند فضای تمرین و اجرا را سرشار از شور و نشاط کند. آنها گاهی با خلاقیت‌های غیرمنتظره خود حتی بزرگسالان را نیز شگفت‌زده می‌کنند. یکی از اتفاقات جذاب در چنین پروژه‌ای، مشاهده رشد و پیشرفت کودکان در طول روند تولید نمایش است. وقتی بازیگر کودک را در ابتدای تمرین‌ها می‌بینید و بعد از مدتی متوجه می‌شوید که چقدر در اجرای نقش، هماهنگی، بیان و حضور روی صحنه پیشرفت کرده است، این موضوع برای گروه بسیار ارزشمند است. از سوی دیگر، کار کردن در چنین فضایی می‌تواند یک رابطه خانوادگی و صمیمی میان اعضای گروه ایجاد کند.

این صمیمیت قطعاً روی روحیه گروه تأثیر مثبت دارد و باعث می‌شود اعضای گروه با انگیزه و انرژی بیشتری کار را دنبال کنند. طراحی لباس و گریم چقدر به شما در باورپذیری نقش کمک کرد؟ بدون تردید لباس و گریم در شکل‌گیری شخصیت و باورپذیر شدن نقش تأثیر زیادی دارند. وقتی بازیگر لباس مرتبط با نقش خود را می‌پوشد، این موضوع می‌تواند به شکل قابل توجهی بر حس و حال او هنگام بازی تأثیر بگذارد و به اجرای بهتر نقش کمک کند. از طرف دیگر، لباس برای مخاطب نیز جذاب است؛ به‌خصوص در تئاتر کودک.

کودک معمولاً پیش از آنکه درباره شخصیت اطلاعات دقیقی داشته باشد، از ظاهر او، لباس و گریمش برداشت اولیه‌ای پیدا می‌کند. گریم نیز همین نقش را دارد. گریم مناسب می‌تواند کمک کند مخاطب، به‌ویژه کودکان، راحت‌تر با کاراکتر ارتباط برقرار کنند و حتی از روی ظاهر و گریم شخصیت، حدس بزنند که با چه نوع کاراکتری مواجه هستند؛ بنابراین طراحی لباس و گریم را نمی‌توان صرفاً عناصر تزئینی نمایش دانست؛ این دو بخش در شکل‌گیری شخصیت و ارتباط او با مخاطب نقش دارند.

واکنش کودک را باید مانند یک نت موسیقی شنید در اجرای یک نمایش کودک، واکنش مستقیم تماشاگران چقدر روی بازی شما تأثیر می‌گذارد؟ واکنش تماشاگر کودک قطعاً بسیار تأثیرگذار است. من واکنش تماشاگر کودک را به یک نت موسیقی تشبیه می‌کنم؛ بازیگر باید با آن نت همراه شود، همان‌طور که یک نوازنده با ساز خود با موسیقی همراه می‌شود. نباید با واکنش کودک بجنگیم یا آن را نادیده بگیریم، زیرا چنین رفتاری می‌تواند تأثیر منفی بر روحیه کودک داشته باشد. در واقع، تماشاگر کودک بخشی از فضای زنده اجراست. خنده، هیجان، سکوت یا حتی واکنش‌های ناگهانی او می‌تواند روی فضای صحنه اثر بگذارد.

بازیگر باید این موضوع را بشناسد و بتواند در عین حفظ چارچوب نمایش، ارتباط خود را با مخاطب کودک حفظ کند. به نظر شما بازیگری در تئاتر کودک دشوارتر است یا تئاتر بزرگسال؟ چرا؟ بدون تردید، به نظر من بازیگری در تئاتر کودک دشوارتر است. کودکان تعارف و ملاحظه‌ای ندارند. اگر خسته شوند یا حوصله‌شان سر برود، همان لحظه واکنش خود را نشان می‌دهند و حتی ممکن است از سالن خارج شوند. بازیگر باید دائماً توجه خود را حفظ کند و انرژی لازم را در اختیار داشته باشد تا بتواند مخاطب کودک را با خود همراه کند.

به همین دلیل، بازیگر تئاتر کودک باید تمام انرژی و توان خود را به کار بگیرد تا بتواند توجه کودک را جلب کند و او را تا پایان نمایش همراه خود نگه دارد. در ایران، بازیگر تئاتر کودک چقدر از نظر مالی و اجتماعی مورد حمایت قرار می‌گیرد؟ آیا این حوزه می‌تواند یک شغل پایدار باشد؟ به نظر من تئاتر کودک در ایران با چالش‌های مالی جدی روبه‌رو است. حمایت نهادی مشخص و کافی برای اینکه تئاتر کودک بتواند به یک شغل پایدار برای بازیگران تبدیل شود، وجود ندارد.

اگر حمایت‌های نهادی و فرهنگی بیشتری صورت بگیرد، قطعاً بازیگران می‌توانند با اطمینان بیشتری در این عرصه فعالیت کنند و مسیر حرفه‌ای خود را ادامه دهند. تئاتر کودک مخاطب گسترده‌ای دارد و اگر حمایت مناسبی از آن صورت بگیرد، می‌تواند هم از نظر فرهنگی و هم از نظر حرفه‌ای جایگاه بسیار بهتری پیدا کند. تجربه بازی در آثار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ کار برای کودکان لذت‌های خاص خودش را دارد. اینکه شما بتوانید با اجرای خود کودکان را سرگرم کنید، آنها را بخندانید و حال خوبی برایشان ایجاد کنید، حس بسیار خوبی است.

وقتی برای کودکان برنامه اجرا می‌کنید و واکنش آنها را می‌بینید، احساس می‌کنید بخشی از انرژی و شادی خود را به آنها منتقل کرده‌اید. من تجربه بازیگری در فضای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را تجربه خوبی می‌دانم و از حضور در این فضا لذت برده‌ام. واکنش کودکان مشهدی در اجرا‌های قبلی شما چگونه بوده است؟ آیا فرهنگ نمایش‌دیدن در میان خانواده‌های مشهدی رو به رشد است؟ بعد از اجرا‌ها شاهد واکنش‌های بسیار خوبی از سوی کودکان بودیم. آنها از نمایش تعریف می‌کردند و از اجرا‌ها رضایت داشتند.

همین واکنش‌ها برای ما انرژی مثبتی ایجاد می‌کرد و کمک می‌کرد در اجرا‌های بعدی با انرژی بیشتری روی صحنه برویم.از نظر فرهنگی نیز فکر می‌کنم وضعیت در سالن‌های فرهنگی و به‌خصوص سالن‌های تئاتر قابل توجه است. حتی کودکان خردسال که شاید انتظار نداشتیم در طول اجرای نمایش نظم و تمرکز خود را حفظ کنند، بسیار مرتب و منظم نشستند و نمایش را تماشا کردند. به نظر من فرهنگ تئاتر دیدن در مشهد رو به بهبود است و می‌تواند در آینده نیز بهتر شود. هرقدر خانواده‌ها بیشتر با تئاتر آشنا شوند و کودکان از سنین پایین‌تر به سالن‌های نمایش بیایند، این فرهنگ نیز بیشتر گسترش پیدا خواهد کرد.

تفاوت اجرای این اثر در سالن کانون با اجرا در سالن‌های عمومی را چه می‌دانید؟ در سالن کانون، بازیگر می‌تواند ریسک‌های هنری بیشتری داشته باشد. ممکن است دیالوگ‌های طولانی‌تر یا مفاهیم عمیق‌تری را امتحان کند، زیرا مخاطب با فضای نمایش کودک آشنایی بیشتری دارد و آمادگی بیشتری برای ارتباط با اثر دارد. اما در سالن‌های عمومی، بازیگر باید توجه بیشتری به جلب و حفظ تمرکز مخاطب داشته باشد. شاید لازم باشد تعامل مستقیم بیشتری با کودکان برقرار کند و در برخی موقعیت‌ها از بداهه‌پردازی استفاده کند.

اگر کودکی ترسیده باشد، حواسش پرت شده باشد یا ارتباطش با نمایش قطع شده باشد، بازیگر باید بتواند دوباره او را به فضای نمایش بازگرداند تا همچنان داستان را دنبال کند. آنا: دوست دارید در آینده چه نقش‌هایی را تجربه کنید؟ آیا به شخصیت‌های جدی و دراماتیک در تئاتر بزرگسال هم فکر کرده‌اید؟ فرهادنیا: نقش‌هایی که دوست دارم در آینده تجربه کنم، می‌توانند پلی میان دنیای کودک و بزرگسال باشند. من همیشه تئاتر کودک را دوست داشته‌ام و علاقه‌مند بوده‌ام در این حوزه کار و اجرا داشته باشم و اکنون نیز بسیار خوشحالم که فرصت حضور در تئاتر کودک را پیدا کرده‌ام.

در عین حال، تجربه نقش‌های متفاوت برای من جذاب است و دوست دارم خودم را در موقعیت‌های مختلف بازیگری محک بزنم. تئاتر کودک ظرفیت‌های زیادی برای بازیگر دارد و امیدوارم بتوانم در کنار این تجربه، مسیر‌های دیگری را نیز در بازیگری تجربه کنم. آنا: نقش بازیگر در انتقال پیام‌های اخلاقی و تربیتی به کودکان را چقدر جدی می‌گیرید؟ فرهادنیا: این موضوع را بسیار جدی می‌دانم، زیرا کودکان در سال‌های ابتدایی زندگی بسیار تأثیرپذیر هستند و می‌توانند بسیاری از مفاهیم را در همین دوران یاد بگیرند. به همین دلیل، پیام‌هایی که به کودکان منتقل می‌شود اهمیت زیادی دارد.

یک نمایش می‌تواند پیام‌های مثبت و ارزشمند را به شکلی جذاب و غیرمستقیم به کودک منتقل کند. وقتی این پیام‌ها در قالب داستان، شخصیت و اتفاقات نمایشی ارائه شوند، احتمال اینکه برای کودک جذاب و ماندگار باشند، بیشتر است. واکنش کودکان، بهترین پاداش بازیگر است آنا: آیا پیش آمده کودکی پس از تماشای اجرا از بازی شما تعریف کند؟ آن لحظه چه حسی داشتید؟ فرهادنیا: بله. بعد از پایان نمایش، کودکانی داشتیم که از اجرا تعریف کردند و گفتند نمایش را دوست داشته‌اند. بعضی از آنها درباره کاراکتر‌ها و شخصیت‌ها صحبت می‌کردند و می‌گفتند از آنها خوششان آمده است.

این اتفاق برای من واقعاً خوشحال‌کننده است. وقتی می‌بینید کودکان از اجرا لذت برده‌اند و شخصیت شما توانسته با آنها ارتباط برقرار کند، احساس خوبی پیدا می‌کنید. برای من مهم است که کودک با حال خوب سالن نمایش را ترک کند و تجربه مثبتی از تئاتر در ذهنش باقی بماند. اگر یک پیشنهاد برای بهبود فضای تئاتر کودک ایران داشته باشید، چه خواهید گفت؟ به نظر من یکی از راه‌هایی که می‌تواند تئاتر کودک را جذاب‌تر کند، این است که کودکان فقط تماشاگر نباشند و بتوانند به شکلی در روند داستان مشارکت کنند.

برای مثال، می‌توان در طول نمایش از کودکان سؤال کرد و حتی در برخی بخش‌ها مسیر داستان را بر اساس پاسخ‌های آنها تغییر داد. همچنین می‌توان در صحنه‌های ساده، از کودکان برای کمک به شخصیت اصلی استفاده کرد تا احساس کنند بخشی از اتفاقی هستند که روی صحنه رخ می‌دهد. بعد از اجرا نیز می‌توان کارگاه‌های خلاقانه‌ای با موضوع نمایش برگزار کرد. در این کارگاه‌ها کودکان می‌توانند درباره شخصیت‌ها و موضوعات نمایش صحبت کنند، داستان خودشان را پیدا کنند و حتی داستان‌های جدیدی بسازند. به نظرم این شیوه می‌تواند ارتباط کودک با تئاتر را عمیق‌تر و ماندگارتر کند.

منبع: آنا